به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا خوش آمديد

آداب و رسوم روستاي خان آباد

آداب و رسومي كه در گذشته در روستا با تشريفات خاصي انجام مي شده اما متاسفانه با گذشت زمان برخي از آنها از خاطرها رفته اند و شايد كمتر كسي ياد و خاطره ايي از آنها  در ذهنش داشته باشد اما برخي نيز با كمي تغيير در نحوه برگزاري همچنان بر قوت خود باقي اند و هر ساله اجرا مي شوند .

 


 

 از زيبا ترين مراسمها جشن  هايي است كه در عروسي ها برگزار مي شود :

مقدمه :

خانواده هسته اصلي جامعه انساني است و مراسم ازدواج در واقع جشن تولد يك خانواده و يك واحد جديد اجتماع مي باشد .به همين سبب پيوند دوتن هميشه و در همه جا از حرمت و اهميت خاصي بر خوردار بوده است. عروسي بزرگترين و پر هيجان ترين مراسمي است كه در طول زندگي يك فرد بر گزار مي شود و در شمار مراسم همه گير جامعه است.
مراسم عروسي در حقيقت جشن ورود يك زوج به مرحله اي از زندگي است كه در آن عملا" صاحب مسئوليتهاي كامل اجتماعي مي شوند. در روستا ها و شهرهاي كوچك معمولا" همه افراد در مراسم عروسي شركت مي كنند. و حتي اگر در مراسم خاص آن مانند عقد كنان ، عده خاصي دعوت شده باشند، بازهم قسمتهايي است كه عموميت دارد. در شهرهاي بزرگ  كه شرايط و مقتضيات خاص، پيوند ها ي خويشاوندي، طايفه اي و محلي را نسبتا" سست كرده است، باز هم، عروسي در يك محدودة معين و كوچكتري نسبت به روستا همه را به خود مي كشد و شور و شوقي بر مي انگيزد .

 

جشن نامزدي (بله برون) :  بعد از انتخاب يكي از دختران آبادي توسط پسر يك خانواده، براي ازدواج با او معمولاً در ابتدا پسر موضوع ازدواج را به اطلاع مادر خود مي‌رساند و مادر نيز به پدر خانواده اطلاع مي‌دهد و پس از مشورت، در صورت نظر مثبت، معمولاً مادر خانواده و يكي از افراد فاميل (عمه يا خاله) به خانه دختر رفته و با مادر دختر مورد نظر، موضوع خواستگاري را عنوان مي‌كنند در صورت نظر مثبت، مادر دختر، جمله هرچه قسمت باشد همان مي‌شود را مي‌گويد و سپس آنها به خانه برگشته و موافقت خانواده دختر را به اطلاع ساير اعضاء خانواده خويش مي‌رسانند و در شبي كه قبلاً براي مراسم خواستگاري رسمي تعيين شده است افرادي از خانواده پسر به خانه دختر مي‌روند و بعد از احوالپرسي و تعارفات، از طرف بزرگ خانواده ، موضوع خواستگاري را مجدداً به پدر دختر مي‌گويند و جمله «شما چه صلاح مي‌دانيد» را اضافه مي‌كنند. معمولاً پدر دختر براي گفتن نظر مثبت يا منفي، چند روز براي مشورت با افراد فاميل مهلت مي‌خواهد. در صورتي كه نظر پدر خانواده منفي بود، پيغامي از طرف خانواده دختر به خانواده پسر داده مي‌شود، اما در صورت نظر مثبت پدر دختر، موضوع از طرف مادر دختر به مادر پسر اطلاع داده مي‌شود و آنها در شبي با جعبه شيريني  و يك حلقه به خانه دختر مي‌روند و بعد از احوالپرسي و مبارك باد گفتن، زنان هلهله مي‌كنند و شيريني بين حاضرين پخش مي‌نمايند و مراسم شيريني خوران برقرار مي‌شود و جشن مختصري برگزار مي شود . به تمام مراسم فوق بله‌برون  گفته مي‌شود. البته در اين شب كليه قرار مدار (مهر و خرج )عروسي گذاشته مي شود . 

 جشن عقد :جشن عقد معمولا مفصل برگزار مي شود و بعد از طي مراحل عقد در تاريخي كه معمولا شب بله برون  تعيين شده جشن مفصلي برگزار مي شود .جشن عقد به اين صورت است كه :معمولا جشن بعد اظهر برگزار مي شود و خانواده داماد به اتفاق مهمانان بعد از صرف ناهار به  همرا داماد به منزل عروس خانم مي روند و شروع به جشن و پايكوبي مي كنند همچنين در اين مراسم  معمولا مهمانان به عروس و داماد كادو هديه مي دهند .

 جشن حنا دزده: شب حنا دزده دوشب مانده به شب عروسي است  و به اين صورت است كه  گروهي از جوانان خانواده عروس در آخر شب به خانه داماد مي آيند و به صورت  پنهاني حنا به دست داماد مي گيرند و پايكوبي مي كنند .

 

                                      

 

جشن حنا آشكاره : حنا آشكاره يا حنا بندان  شب قبل از عروسي است كه اين جشن در منزل در مادر  عروس برگزار مي شود و  بعد از صرف شام   خانواده عروس مجمه هاي حنا را كه به صورت هاي مختلف تزئين شده همرا با كل كشيدن  به خانه داماد مي آورند و دست داماد و عروس را حنا مي گيرند و شروع به پايكوبي مي كنند در آخر شب نيز برخي از جوانان طرفين عروسي به خانه داماد مي روند و شام گلين مي خورند .

 

جشن عروسي: جشن عروسي پايان سلسله جشن هاي عروسي است و شروع زندگي مشترك  اين جشن در منزل داماد برگزار مي شود و هزينه هاي آن بر دوش خانواده داماد است و به اين صورت است كه روز قبل از شب عروسي عروس و داماد با تشريفات خاصي به حمام مي روند وبعد از آن هر دوي آنها به آرايشگاه مي روند بعد از اتمام كار هاي آرايشگاه  داماد با ماشيني كه تزئين شده به دنبال عروس رفته و عروس را به منزل خودش مي برد و قبل از وارد شدن عروس به منزل داماد جوانان روستا   همراه با نواختن ساز و دوهل يا ساز هاي ديگر   در حياط منزل داماد پايكوبي مي كنند و داماد نيز بالاي پشت بام رفته و ميوه و شيريني بين جمعيت پرتاب مي كند   و در انتهاي اين مراسم  عروس به منزل مي رود و جشن شروع مي شود كه تا آخر شب ادامه دارد .

 

 جشن پا تختي : فرداي شب عروسي  خانم هاي خانواده عروس ناهار درست كرده و به خانه عروس مي روند و بعد از صرف ناهار جشن مي گيرند و درآخر مراسم مهمانان به عروس كادو مي دهند .       

 


 كوله مرجان-ناقالي(جشن سده) :

                                                     

 

جهت مشاهده عكس در سايز بزرگتر روي آن كليك كنيد

شامگاه چهلمين روز پس از جشن شب چله،در چله­ي زمستان، جشن ناقالي «كردعلي كوه» «سَدَه» يا «سده سوزي» برگزار مي­شود.در روستاي خان آباد جشن سده يا همان جشن ناقالي يا چار چار ناقالي از ديرباز برگزار ميشده اهالي روستاي خان آباد بر اين باورند كه سرماي زمستان در اين هشت روز كه برابر با چهار روز آخر چله بزرگه و چهار روز اول چله كوچيكه مي باشد به اوج خود ميرسد و بعد از پايان اين هشت روز زمين نفس ميكشد و زندگي را از سر ميگيرد.لذا به همين مناسبت جشن ميگيرند و با آتش زدن مترسكي كريح و زشت به نام كوله مرجان كه نماد چيره شدن نور بر ظلمت و سياهي مي باشد ميگويند:« ناقالي گنه گنه چهل رفته پنجا مانه» كشاورزان و باغداران نيز با قرار دادن تكه سنگي در روي تنه درختان ميوه آرزوي سالي پربار را در سر مي پرورانند آنها بر اين باورند كه قرار دادن سنگ در لابه لاي شاخه و يا روي تنه درختان باردهي درخت را افزايش ميدهد.
جشن سده در نواحي مختلف با نام­هاي مختلفي شناخته مي­شود:در خراسان «سَرِه»، در نواحي اراك «جشن چوپانان»، در خمين «كُردِه يا كردعلي كوه»، در دليجان «هَله هَله» و در بَدَخشان تاجيكستان به نام «خِرپَچار». در فراهان، سنگسر سمنان، چهار روز پيش و پس از سده را «چاروچار» و سردترين شب زمستان مي­دانند.
همان­گونه كه مي­دانيم در ايران باستان سال به دو بخش تابستان بزرگ «هَمَه» و زمستان بزرگ «زَيِنَه» تقسيم شده بود كه هريك را چَهره مي­ناميدند. بخش نخست كه تابستان است از آغاز فروردين تا آخر مهر، يعني 210 شبانه روز و بخش ديگر كه زمستان بزرگ است از آغاز آبان ماه تا آخر اسفند يعني پنج ماه به اضافه­ي روزهاي كبيسه و به عبارت ديگر در سه سال نخستين 156 روز و سال چهارم 157 روز بوده است. بنابراين سده عبارت است از 100 روز از آبان گذشته كه سده يا سته ناميده مي­شود، يعني 100 روز از زمستان گذشته است كه برابر است با دهم بهمن ماه


 

 

 

سيزده به در :

 

 

سيزده به در» يكى از مراسم  نمادين سلسله «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه توانسته با وجود دگرگونى هاى فراوان اجتماعى، فرهنگى در جامعه ايران، راه به دوران ما رسانده و به عنوان يك جشن فراگير در بين گروه ها و اقشار مختلف اجرا شود. در حقيقت، «سيزده به در» حسن ختامى بر «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه در آن هم به بدرقه نوروز رفته و هم «نحسى» سيزده را با ترك شهر و سپردن خود به دامن مام طبيعت كه همواره مورد احترام و ستايش ايرانيان بوده، به در مى كنند! و جالب اينكه، با وجود باور نحسى و نامباركى  روز سيزده  فروردين، اين روز به خوش باشى و خوش گويى و خوش خورى سپرى مى شود. حتى طبق باورى كهن، در اين روز غم و اندوه و خمودى حرام است؛ چرا كه «غم و اندوه و گرفتارى و پريشانى هديه اهريمن و عشق و شور و نشاط و حيات و تعالى و تندرستى از هداياى نيك اهورامزداى بزرگ (خداوند) است».

 

اهالي روستاي خان آباد نيز در اين روز به دل طبيعت رفته و اين روز را به بهترين نحو جشن مي گيرند و در اخر روز نيز دو برگ از سبزه هاي موجود در طبيعت را به هم گره زده و با اميد براورده شدن آرزوهايشان آنرا به دست باد مي سپارند. 

 

 


 

 

شو اول زمسان(شو چله)

 

  

شب چله،شب زايش خورشيد و آغاز سال نوميترايي,آخرين شب پاييز و اولين شب زمستان

 معمولا اهالي روستا به مهماني مي روند و با آجيل شب چله كه تشكيل شده از كشمش،نخودچي،گندم شاه دونه،گردو،بادام و كدو حلوا و... پذيرايي مي شوند.مراسم شب يلدا يا شب چله همچون تمام نقاط ايران در خان آباد نيز برگزار مي شود و با توجه به برگزاري ۵۰۰۰ ساله ي اين مراسم در ايران،عمر برگزاري اين مراسم در خان آباد نيز به درازاي زمان سكونت در اين محل است.

آيين شب يلدا در خان آباد از ديرباز در سه شب متوالي باعناوين شب" چله‌بزرگه"،"چله وسطي"و" چله‌كوچيكه"برگزار مي‌شده و خويشان و دوستان سفره‌اي از مهر را مي‌گشودند و از هر دري سخني مي‌گفتند.يكي‌ازآيين‌هاي ويژه يلدا،ديدار بزرگان و سالخوردگان فاميل بوده‌است.در شب‌هاي چله افراد فاميل در همايشي صميمي دور كرسي چوبي جمع مي‌شدند و به قصه‌هاي بزرگترها گوش مي‌دادند.زنان و دختران روستايي در گرگ و ميش شب‌هاي چله در تكاپو و هيجاني خاص ملزومات غذا و تنقلات ويژه اين شب را مهيا مي‌كردند وبراي گذران ساعات خوش در كنار فاميل لحظه شماري مي‌كردند.آنان درسيني‌هاي قديمي مسي درفضاي دوده‌گرفته آشپزخانه‌هاي قديمي،انواع ميوه و تنقلات به ويژه سيب،گندم بوداده همراه با شاه دانه،كدو حلواي پخته شده،چغندر پخته،انگور،تخمه نخودچي كشمش،و گردو بادام را مهيا مي‌كردند.دراين شب استثنايي پس از صرف شام و خواندن دعاي شكر درپاي سفره،همگان در كنار هم،از شادي‌ها و غم‌ها،موفقيت‌ها،اعتقادات،اميدها و بيم‌هاشان مي‌گفتند.بزرگترها و ريش سفيدان فاميل در اين شب علاوه بر خواندن برخي از اشعار محلي و خاطرات و داستان‌هاي كهن ايران زمين را براي اعضاي خانواده نقل مي‌كردند.

 

در شب يلدا،بزرگترها با كودكان هم بازي مي‌شدند،"پر يا پوچ"دزد بازي و ...از جمله بازيهايي است كه در شب چله با مشاركت همه اعضاي خانواده رواج داشت.اين آيين تا ‪ حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پيش به شكلي فرا گير وجود داشت اما اكنون به ندرت مي‌توان چنين جلوه‌هايي را به چشم ديد.حضور كليه اعضا خانواده و فاميل محيطي صميمي ولذتبخش وخاطره انگيز را فراهم مي كرد كه شايد بسياري ازعزيزاني كه با خواندن اين متن به ياد آن روز ها مي افتند در كنار ياد آوري سختي ها با حَسرت و حِسي لطيف از آن ياد كنند.

اينجا كليك كنيد و لذت ببريد 

 


 

 

 

 

چار چار (چار چار ناقالي )  

به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله كوچك گفته مي­شود.خان آباديها معتقدند در اين 8 روز، سوز و سرماي زمستان به اوج خود مي­رسد و به همين خاطر بر روي اين 8 روز تاكيد شده و نام جداگانه­اي بر آنها نهاده مي­شود. البته در ايران باستان نيز چهل روز از زمستان رفته معروف به جشن سده مي باشد كه شايد اين مراسم و شادماني چار چار ناقالي بر گرفته از آن است

 

 


 

 

 

رفتن به مهماني­هاي شبانه(اصطلاحاً، شب­نشيني) و خوردن شب چره :

 از كارهاي متداول اهالي خان آباد است. شب­نشيني در اواخر پاييز و فصل زمستان بيشتر صورت مي­گيرد چرا كه عموما در روستاها بعد از برداشت محصول در فصل پاييز، اوقات فراغت و بيكاري روستائيان آغاز شده و تا پايان زمستان ادامه پيدا مي­كند.

خانواده­ها در شب­هاي بلند زمستان به ديدار اقوام، آشنايان و دوستان رفته  و با صميميت و لذتي خاص به گفتگو مي­پردازند. در اين شب­نشيني­ها زنان در يك طرف كُرسي، كودكان در كنار هم و مردان خانواده نيز در طرف ديگر كرسي نشسته و با يكديگر و يا به صورت جمعي گفتگو مي­كنند. از همه چيز صحبت مي­شود. گاهي فقط چند نفر از بزرگترها صحبت مي­كنند و گاهي نيز بر سر موضوعي خاص، همه­ي حاضران از بزرگ و كوچك اظهارنظر مي­نمايند؛ ولي معمولا يكي از مردان حاضر در مهماني كه باسوادتر و خوش­سخن­تر از سايرين است بيشتر از همه صحبت مي­كند.

افراد ابتدا از كارهاي روزانه خود صحبت مي­كنند و در خلال آن، خاطراتي نيز از درگذشتگان و يا خاطرات سال­هاي قبل خود را بيان مي­نمايند. بيان داستان­هاي افسانه­اي و يا حوادث تاريخي كه خان آبادي ها به آن مَتل مي­گويند يكي از مهمترين مواردي است كه در اين مهماني­ها صحبت مي­شود. اين داستان­ها كه توسط بزرگترها و باسوادترهاي محفل بيان مي­شود معمولا بسيار جذاب و شيرين است و حين بيان آن سكوت مطلق بر جمع حاكم شده و همگي سراپا گوش مي­شوند. 

 

 


 

 

 

شِوچِرَ :

از ضروريات شب­نشيني­ها در خان آباد ، تناول انواع و اقسام خوردني­هاي لذت­بخش است كه در فارسي به آن «شَب چَره» و در خان آبادي  «شِوچِرَ» مي­گويند. ترتيب كار به صورت است كه بعد از خوردن چاي و كمي گفتگو ، زن ميزبان به اندروني رفته و با يك مَجْمَعه(مجمع) بزرگ كه حاوي بشقاب­هايي از تنقلات رنگارنگ است وارد اتاق مهمانان مي­شود و بشقاب­ها را به طرز مناسب بر روي كرسي و در مقابل مهمانان و ساير افراد قرار داده و با تعارف و اصرار از آن­ها درخواست مي­كند كه اين تنقلات را ميل كنند.

شِوچِرَ در خان آباد از خوردني­هاي مختلف و گسترده­اي تشكيل شده اين خوردني­ها عبارتند از: مغز گردو، مغز بادام، مغز هسته­ي زردآلو، ، شاهدانه، نخودچي، كشمش، برگه، آلو، سنجد، گندم بو داده، سيب، انگور و ... . خانواده­هايي كه وضع مالي بهتري دارند تنقلات ديگر همچون پسته، انواع تخمه و ... را نيز براي پذيرايي از مهمانان خود تهيه مي­نمايند.

 

 


 

 

 

چهارشنبه سوري:

 

اهالي خان آباد در اين شب كه آخرين شب چهارشنبه سال است بر فراز بام ها رفته و آتش روشن  مي كنند همچنين گوي از آتش درست كرده و به دور سر خود مي گردانند و در نهايت از روي آتش پريده و ارزوي سلامتي مي كنند به اصطلاح مي گويند : سرخي تو از من زدردي من از تو

پيشينه چهار شنبه سوري نيز به شرح زير است :

يكي از آئينهاي سالانه ايرانيان چهارشنبه سوري يا به عبارتي ديگر چارشنبه سوري است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدي را با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند.
مردم در اين روز براي دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمي را برگزار مي كنند كه ريشه اش به قرن ها پيش باز مي گردد.
قاشق زني، آجيل مشكل گشا، پريدن از روي آتش، فالگوش ايستادن و... از مراسم اصلي شب چهارشنبه سوري است.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوري برگرفته از آئينهاي كهن ايرانيان است كه همچنان در ميان آنها و با اشكال ديگر در ميان باقي بازماندگان اقوام آريائي رواج دارد.
اما دكتر كورش نيكنام موبد زرتشتي و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد كه چهارشنبه سوري هيچ ارتباطي با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شكل گيري اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران مي داند.
دكتر نيكنام در اين باره مي گويد:"ما زرتشتيان در كوچه ها آتش روشن نمي كنيم و پريدن از روي آتش را زشت مي دانيم.
"در گاه شماري ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يكشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينكه ما شب چهارشنبه اي را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گوياي اين هست كه چهارشنبه سوري بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."


 

 

شب الفه : 

شب الفه آخرين شب سال است كه معمولا با درست كردن غذايي به نام خاگينه كه مخلوطي از تخم مرغ - ارد - سبزي جات و... ان را جشن مي گيرند .

خاگينه :

 


 

 

مراسم تٌخ تخي :

از مراسمي كه در شب عيد برگزار مي شده و هنوز هم كم وبيش به قوت خود باقي است تخ تخي است . جوانان روستا در شب عيد بر پشت بام ها رفته و پارچه ايي كه معمولا چادر خانم ها است را از پشت بام خانه اهالي طوري آويزان مي كنند كه جلو درب ورودي خانه باشد  و از اهل خانه طلب عيدي كه معمولا سكه يا تخم مرغ رنگي است مي كنند سپس اهل خانه عيدي را به چادر گره زده  و چادر را به علامت بستن عيدي كمي تكان مي دهند و چادر بالا كشيده مي شود  . البته در گذشته چادر از سوراخي كه روي پشت بام بوده( دريجه ) و جهت تهويه خانه از آن استفاده مي شده آويزان مي شده . اين مراسم در اصطلاح تخ تخي نام دارد .  

 


 

 

مراسم هاي روز عيد :

 اهالي روستا ي خان آباد در روز عيد  در ابتدا به ديد و بازديد خانواده هايي مي روند كه در سال گذشته يكي از بستگان آنها فوت كرده باشد يا به اصطلاح عذر دار باشند بعد از آن به ديد و بازديد بزرگتر ها و بقيه اهالي مي روند و همچنين بر سر مزار گذشتگان رفته و براي آنها طلب مغفرت مي كنند . 

 

 


 

 

شيروره :

از رسومي كه در حال حاضر هيچ رد پايي از آن بر جايي نمانده و شايد كمتر كسي هم به ياد آن باشد همين شير وره است .

شايد برخي بپرسند شير وره چيست ؟

در گذشته به علت اينكه كليه لبنيات مصرفي به صورت محلي تهيه مي شد و همچنين با توجه به نژاد گاو هاي محلي مقدار شير هر خانوار كم بود  هر چند خانوار كه معمولا همسايه ها بودند اقدام به جمع آوري شير يكديگر مي كردند و اين كار ۳ روز تا يك هفته تكرار مي شد يعني در اين مدت  كليه شير ها را يك خانوار جمع آوري مي كرد و همه اعضا موظف بودند به موقع يعني صبح زود و غروب شير ها را تحويل دهند و بعد از اتمام مدت تعين شده نوبت به خانوار بعدي مي رسيد و اين سيكل تكرار مي شد . البته مقدار شيري كه هر فرد از اعضا  در اين مدت به فرد جمع كننده شير  مي داد توسط پيمانه ايي به نام اوگردان ياد داشت مي شد و اين فرد  موظف بود در دوره هاي بعدي  آن را  به اعضا برگرداند . 

به اين عمل در اصطلاح شير وره مي گفتند . 

 

 


 

 

 مراسم پخت نان :

 

 مقدمه :

متاسفانه با ورود فرهنگ شهرنشيني  در روستا خيلي از مراسم و آداب از ياد و خاطره ها فراموش شده اند از آن جمله مي توان به مراسم پخت نان اشاره نمود .

ديگر در روستا خبري از تنورهايي كه با ملاتي از گل و موي بز ساخته مي شد نيست .

ديگر از بوي  دود تنور كه هنگام صبح قبل از طلوع آفتاب به مشام مي خورد و انسان  را از خواب بيدار مي كرد  خبري نيست .

ديگر از بوي نان تازه كه صبح گاهان مشام  را  نوازش مي كرد و بوي نان سوخته كه انسان را از خواب ناز صبح گاهي بيدار مي كرد خبري نيست .

ديگر از نان اول تنوري – گرده – فتير – تنكه و ... خبري نيست .

همكنون در روستا نيز تهيه نان  ماشيني شده  و ديگر نمي توانيم  به سراغ نون دانهاي گلي برويم  و يك نون خشك برداريم , آب بزنيم  و بخوريم .

ديگر خبري از خاله آرا ها نيست تا  تنوري  از گل بسازد .

بايد حسرت آن روزها را خورد .

 

  مقدمات پخت نان :

 

براي پخت نان در ابتدا  يك روز قبل خمير را تهيه مي كردند و به مدت  ده تا دوازده ساعت مي گذشت تا خمير عمل بيايد لذا جهت تهيه خمير سفره  آردي  بود با لانجين و مايه خمير .

مايه خمير معمولا مقداري از خميري بود كه سري قبل با آن نان پخته بودند و آن را لاي سفره آرد نگهداري ميكردند تا ترشيده  شود و به عنوان مخمر  در خمير بعدي استفاده شود ( كاري كه آلان جوش شيرين مي كند اما آن كجا و ....)

لانجين ظرفي سفالين و بزرگ  بود كه داخل آن خمير مي كردند .

سفره آرد هم  سفره ايي بود كه داخل آن  مقداري آرد وجود داشت و در زمان تهيه خمير و پخت نان پهن مي شد تا بركات خدا بر زمين نريزد  .

 

تهيه خمير :

 مقداري  آب داخل لانجين ريخته مي شد و مايع خمير داخل آن حل مي شد و بعد از آن آرد را داخل آن مي ريختند و يك نفر آنرا ورز مي داد تا ورز بيايد  بعد از عمل آمدن آنرا به مدت حد اكثر دوازده ساعت به حال خود رها مي كردند تا خمير عمل بيايد .

 

پخت نان :

 

 

 

جهت پخت نان بايد تنور گرم مي شد لذا در سحرگاه  در داخل تنور  آتش روشن مي كردند و هيزم ها معمولا چوب و بته بود يا تاپاله وهيمه (بته خار و خاشاكي بود كه از كوه مي آوردند وتاپاله و هيمه از فضولات گاو و گوسفند تهيه مي شد .)

بعد از گرم شدن تنور و عمل آمدن خمير وسايل پخت نان  دور تنور چيده مي شد كه عبارت بودند از :

1: سفره آرد

2: تخته خانه ( وسيله ايي كه روي آن  خمير را پهن مي كردند)

3: تير خمير پهن كني ( وردنه )

4: ناون كوچك و بزرگ ( جهت زدن نان به تنور)

5: سيخ – آتش كش – انبر

6: در بازنه ( بازنه سوراخي است جهت  ورود هوا به تنور كه موقع پخت نان وسيله ايي به نام  در بازنه  بسته مي شد تا زغالهاي  تنور ديرتر به خاكستر تبديل شوند .)

بعد تهيه لوازم تعدادي از خانم هاي محل جمع مي شدند و با كمك همديگر شروع به پخت نان مي كردند و معمولا نان مصرفي يك ماه پخته مي شد .

از باشكوه ترين اين مراسم  پخت نان شب عيد بود كه كه معمولا انواع نان ها از قبيل گرده - فتير - نون شيرين و ... پخته مي شد .

 

  

 


 

 

دفع چشم‌زخم

مردم خان آباد به چشم‌كردن اعتقاد زيادي دارند. براي جلوگيري از چشم‌زخم، مهره‌هايي آبي رنگ به نام مُرٌ كِوٌ آويزان مي‌كنند و نيز آيه‌ي «وَ اِنْ يكاد» و ادعيه را با سنجاق بر شانه‌ي چپ افراد نصب مي‌كنند. ريختن اسپند يا اسفند بر آتش و به اصطلاح اسفند دود كردن نيز همچون ساير مناطق ايران براي رفع چشم‌زخم مرسوم است.

در خان آباد براي خنثي كردن اثر چشم‌زخم اشعاري را به زبان محلي مي‌خوانند.

 

 


 

 

جغد بر بام خانه

در باور مردم خان آباد آواي جغد(به خان آبادي ، بَيغُوشْ- baiqūš) شوم است و هرگاه - بخصوص هنگام غروب آفتاب- جغد بر بام خانه‌اي بخواند اهالي خانه آن را به پيشامد خرابي خانه و مرگ و فقر و تنگدستي در آينده‌اي نه چندان دور تعبير مي‌كنند . 

 

 


 

 

ترغيب به تسريع در امور

اگر كودك يا جواني را براي رسانيدن پيغام و يا انجام كاري فوري مي‌فرستادند به زمين تُف(آب دهان) كرده و مي‌گفتند:«اگر دير بيايي و اين تُف خشك شود، كچل خواهي شد!» و معمولا كودك براي كچل نشدن و نشان دادن سرعت عمل، بر شتاب خود مي‌افزود و زودتر بازمي‌گشت.

 

 

 


 

 

ختنه كردن كودكان :

يكي از كارهاي دلاك در خان آباد ختنه‏كردن اطفال بود. براي اين كار ابتدا شخصي، كودك را محكم در بغل مي‏گرفت و دلّاك با گفتن جمله‏اي نظر كودك را به جايي ديگر جلب مي‏كرد و سپس به سرعت به كمك ابزارهاي بُرنده‏اي كه در كيفش قرار داشت كودك را ختنه مي‏كرد و در محل زخم، پنبه‏اي نيم‏سوخته قرار مي‏داد و آن را مي‏بست. در اين هنگام جشن و شادي در خانه آغاز مي‏شد، دلّاك لُنگ و يا پارچه‏اي را كه قبلاً به صورت دامن دوخته شده بود به كودك مي‏پوشانيد و معمولا كودك را از خوردن آب سرد منع مي‏نمود.

 

 

 


 

 قرار دادن سنگ بين شاخه هاي درختان :

 

 

يكي ديگر از رسومي كه از دير باز در روستاي خان آباد وجود داردقرار دادن سنگ بين شاخه هاي درختان ميوه است.

اهالي خان آباد اعتقاد دارند كه اگر در فصل زمستان بين شاخه هاي پاييني درختان سنگ قرار دهند موجب سنگيني درخت شده و اين امر موجب بارور شدن آن در فصل بهار مي شود. با توجه به ديرينه بودن اين اعتقاد ولي همچنان در بين اهالي رواج دارد .

 


 

 

ديدن حلال اول ماه :

 

ديدن حلال اول ماه براي اهالي روستاي خان آباد از آداب خاصي برخوردار است .آنها اعتقاد دارند كه زماني كه حلال ماه را ديدند زماني باشد كه فردي خوش كردار و خوشرو را ببينند و در صورتي كه به فردي بدكردار و بدرو برسند به او نگاه نمي كنند .

 


 

 

حاله دور ماه :

 

اعتقاد بر اين است كه اگر حاله ايي نوراني دور ماه را فرا گرفته باشد نشان از بارش باران دارد و اصطلاحا مي گويند ماه آغله دار ماخا بشن بيا .

 


 

 

صداي زاغچه به هنگام صبح در حياط خانه :

 

اگر زاغچه كه نوعي كلاغ است با دم بلند و رنگ بالهاي سياه و سفيد و ظريف به هنگام صبح در حياط منزل غار غار كند نشان از آمدن مهماني عزيز دارد كه در اين هنگام اصطلاحا مي گويند غلاغ غار غارش ميا ... داشيش دار از را ميا .

 


 

 

 باز كردن سفره صبحانه روز عيد نوروز:

 

در روستاي خان آباد اعتقاد بر اين است كه سفره صبحانه روز نوروز را يكي از افراد فاميل كه معمولا پسر بزرگ فاميل است باز كند تا سفره هميشه پر بركت باشد لذا در روز عيد كسي حق باز كردن آن را ندارد تا فرد مورد نظر آن را باز كند و داخل سفره نيز كادويي قرار مي دهند  و شخصي كه سفره را باز مي كند كادو متعلق به اوست .

 

 

 


 

پاي سبك

 

اهالي روستاي خان آباد اعتقاد بر اين دارند اگر نوزادي در هنگام سپيده دم به دنيا بيايد موجب بركت است لذا رسم بر اين است كه اگر فردي كاري را شروع ميكند مثلا  دار كردن قالي يا شروع به پخت نان و ... انتظار دارند اين فرد در ابتداي شروع كار به آنجا برود و موجب بركت در آن كار شود و يا در برخي مواقع اين فرد را به ان محل دعوت ميكنند .كه اصطلاحا مي گويند فلان شخص پاي سبكي دارد .

 

 


 

 

 

 

 

گردگيري منزل جهت استقبال از سال نو

 

غبار روبي و گردگيري از در و ديوار خانه و كف پوش ها و اسباب خانه، و شستشو و پاكيزه و نو كردن جامه و ظروف و اشياي كهنه، دور افكندن اشياي ژنده و فرسوده و تميز كردن ظروف  و ديوارهاي منزل، خلاصه «خانه تكاني» براي زدودن آلودگي ها و سياهي ها و بيرون افكندن پلشتي ها از فضاي خانه از رسم هاي كهن ايرانيان در فرا گشت سال كهنه به سال نو بوده است

اين رسم در روستاي خان آباد نيز با آداب خاص خود انجام مي شود.

اين كار قبل از سال نو انجام مي شود و همه جاي خانه و كليه لوازم  تميز مي شود كه اصطلاحا مي گويند خانه تكاني يا گرد گيري .

گردگيري در روستاي خان آباد آداب خاصي دارد كه به شرح زير است:

در مرحله اول كليه لوازم خانه اعم از ظروف , وسائل منزل , فرش و... از خانه خارج شده و شسته مي شوند . در مرحله بعد در و ديوار خانه گردگيري ميشود .

در زمان گذشته ديوارهاي خانه ها كاه گل بود و جهت سفيد كاري  به جاي گچ و رنگ از خاك رس سفيد استفاده مي شد.

به علت اينكه داخل خانه معمولا تنور وجود داشت و همچنين از چراغها پي سوز(چراغ ميشكي) جهت روشنايي استفاده مي شد ديوارها در مدت يك سال سياه مي شد و جهت سفيدكاري مجدد آنها خاك رس سفيد را با آب حل مي كردند و به ديوار هاي خانه مي ماليدند.

در حال حاضر نيز برخي از اهالي به علت اعتقادهايي كه دارند قبل از عيد نوروز و در زمان خانه تكاني تكه ايي از ديوار انباري خود را به  همين روش سفيد كاري مي كنند .

در آخر بعد از خشك شدن در و ديوار و لوازم مجدد لوازم را در كحل خود قرار مي دادند .

در حال حاضر نيز گردگيري با كمي تغيير نسبت به گذشته  انجام مي شود.

 


 

 

 

 

پرده خواني

پرده خواني يكي از قديمي ترين نمايش هاي ايران است

در روستاي خان آباد نيز از دير باز و جود داشته كه متاسفانه با گذشت زمان از ياد رفته و فراموش شده

داستان هاي پرده خوان معمولا از حماسه هاي ايرن زمين بوده يا از عاشورا .

پرده خوان كه يكي از اهالي بوده با آويزان كرده پرده خود به ديوار مسجد و تجمع اهالي شروع به خواندن داستان هاي شاهنامه مي كرده يا از حماسه هاي عاشورا مي گفته .

البته در حال حاضر هم وجود دارد ولي جاي خود را به نوعي تعزيه خواني داده تعزيه ايي كه به صورت يك نفره اجرا مي شود و فقط ذكر مصيبت است نه حماسه هاي ايران زمين و توسط افرادي غير بومي اجرا مي شود

 


 

جشن خرمن (كوكوله)

 

جشن خرمن زماني برگزار مي شود كه محصولات در حال برداشت است . در اين زمان با برداشت محصولات معمولا جوانان و بچه ها شادماني خاصي دارند و با اين شادماني به محل خرمن جا مي روند و از صاحب خرمن درخواست مي كنند مقداري از محصول را به صورت پاداش به آنها بدهد كه اصطلاحا كوكوله مي گويند صاحب خرمن نيز با شادماني خاصي مقداري از آن را كه حدود ۲ تا ۳ كيلو مي باشد به او مي دهد و او نيز به همراه بچه هاي ديگر با پول يا كالايي كه از فروش يا معامله آن به دست آورده اند جشن مي گيرند .

اعتقاد بر اين است كه اين عمل موجب بركت محصولات مي شود.


 

مراسم پخت ترخينه

ترخينه يكي از مواد غذايي مفيد و مغذي است كه معمولا در اواسط فصل تابستان و با برداشت محصول گندم تهيه مي شود . ترخينه ماده اوليه و اصلي تهيه آش ترخينه مي باشد كه با آداب خاصي تهيه مي شود . و به اين صورت است كه در ابتدا گندم را پاك كرده و سپس با استفاده  از آسيابي به نام دِسّار (نوعي آسياب دستي) گندم را به صورت بلغور درآورده و سپس بعد از تهيه لوازم آن شروع به پخت آن مي كنند كه اين عمل با كمك زن هاي همسايه و با آداب و رسوم خاصي انجام ميگيرد . 

مواد لازم :

بلغورگندم  - برگ چغندر- گوجه - دوغ  محلي - نمك  

معمولا ترخينه را شب  داخل ديگ بزرگي روي تنور يا  اجاق هاي هيزمي بار گذاشته و تا روز بعد پخت آن  ادامه دارد و مي بايست  دائما بوسيله چوب خاصي مواد داخل ديگ به هم زده شود و الا سريعا ته گرفته و مي سوزد بعد از عمل آمدن ترخينه معمولا مقداري از آنرا همراه با نعنا داغ بين همسايه ها و يا اهالي تقسيم ميكنند و بعد آنرا به پشت بام انتقال داده  و با كمك همديگر آن را به قطعات كوچكي تقسيم كرده كه اصطلاحا لغينه ترخينه  گفته مي شود و در آفتاب پهن كرده و چند روزي منتظر مي مانند تا خشك شود و در نهايت آنرا جمع كرده و در داخل گوني مخصوصي يا به نخ كرده و نگهداري ميكنند .

 


1
X