به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا خوش آمديد

اورارتو، تمدني كهن در دل تاريخ

 

 

 

 

 

 

در سده هاي آغازين هزاره نخست پيش از ميلاد، دولتها و اقوامي را در غرب و شمال غربي فلات ايران مشاهده ميكنيم كه زمينه ي شكل گيري دولت ماد در سده هفتم پيش از ميلاد را به وجود آورند. يكي از اين دولتها و اقوام، اورارتو نام داشت كه در حدود سده نهم پيش از ميلاد از يكپارچگي شماري از طايفه ها در پيرامون درياچه ي وان با مركزي به نام "توشيا" سامان گرفت.گستره ي اين دولت گاه تا حوضه هاي دجله و بخش بالايي فرات و همچنين بخش هايي از آذربايجان كنوني را در بر داشت.
نام اورارتو نخستين بار در اسناد آشوري آمده است. در اين اسناد از اتحاديه هاي اقوامي كه در سرزمين كوهستاني ارمنستان و در كوه هاي جنوبي درياچه ي وان، وجود داشته با نام اوروآتري Uruatri و نائيري Nairi ياد شده است.در تاريخ هرودوت از اين دولت، به صورت آلارودي Alarodi سخن رفته است. يكي از شاهان اورارتويي به نام "ايشپويي ني Ishpuini" در كتيبه هاي خود كه به دو زبان آشوري و اورارتويي است و در متن اورارتويي آن، خود را "پادشاه سرزمين بياني ني Bianini (li)" ناميده است و از اينجا آشكار ميشود كه آنها سرزمين خود را چنين مي ناميده اند.

 

 

 

 

 

اورارتويي ها، نياكان ارمني ها

نام اورارتو به گونه "اوراشتو" در متن بابلي كتيبه ي داربوش در بيستوون به چشم مي خورد اما در متن پارسي آن به جاي آن نام، از واژه "آرمينا" استفاده شده است كه اين خود نشان دهند يكي بودن ارمن ها و اورارتويي ها مي باشد. البته افزون بر مردم كنوني ارمنستان، مردم ديگر سرزمين هاي جنوبي قفقاز از ميراث فرهنگي اورارتو بهره هاي فراواني برده اند.
نامهاي اورارتويي و به ويژه نام ايزدان آنها، به روشني، ايراني است كه در زير به برخي از آنها اشاره مي شود:
خُلد يا خالد = خُراد،خور.(نام ايزد)
ارد = ارت، ارد. (نام ايزد)
تيشبا = تيش بغ، تيشتر. (نام ايزد)
آرزاشكو (دژ) = ارزه، ارزاسپ.
و نامهايي چون "تيرآريا" كه نام شهربانويي اورارتويي بوده و همچنين نام "منوئه" كه يكي از پادشاهان زورمند اورارتو بوده است، همگي كاملاً ايراني هستند.

فرهنگ و زبان اورارتو

دولت اورارتو از نظر فرهنگي تا اندازه اي زير استيلاي فرهنگ آشوري قرار داشته است چنان كه در كتيبه هاي اين دولت، زبان آشوري به كار مي رفت. بعدها با دگرگوني هايي، خط آشوري را با ويژگي هاي زبان اورارتويي منطبق كردند و خط ميخي اورارتوري را يديد آوردند كه با خط ميخي آشوري تفاوت اساسي ندارد. در واقع مي توان گفت كه اورارتو ها از يكي از گونه هاي خط هورياني به عنوان مبناي خط خود استفاده كردند كه نزديكي زيادي به خط آشوري داشت. اين كتيبه ها به زبان اورارتويي نوشته ميشد كه چندان به زبان هورياني( بر عكس خط) نزديك نيست. اين زبان را اورارتويي و يا به نام خداي بزرگ آنها "خالدي Khaldi" مي خوانند.از روي آثار يافت شده در توپراق قلعه Toprak kala كه در نزديكي شهر وان به دست آمده و به زبان اورارتويي است، در سال 1900 ميلادي، سندلچيان Sandalchian دانشمند ارمني مطالبي درباره زبان اورارتويي منتشر كرده است و در آن ها ياد آور شده كه زبان اورارتويي از ريشه هند و اروپايي (آريايي) است.

گسترش و اوج اورارتو


گستره ي اورارتو(1)

در پايان سده ي نهم پيش از ميلاد، دولت اورارتو به سرعت پيشرفت كرد. در اين زمان، ايشان شروع به گسترش قلمرو خود كردند. بدين جهت به نبردهايي در زمينهاي ميان درياچه هاي وان و اروميه و در سرزمين هاي جنوب درياچه اروميه و آن سوي قفقاز دست زدند. بدين سان، بخش مركزي كشور مستحكم شد.
اوج قدرت اورارتو در زمان پادشاهي "منوآ Menua (مينوآ Minua) فرزند "ايشپوني ني" بود كه اورارتو به بزرگ ترين كشور آسياي غربي تبديل گشت و شامل سرزمينهاي كوهستاني ارمنستان شد. اين پادشاه در بسياري از بخش هاي كشور قلعه ها، قصر ها و پرستشگاه هاي فراوان ساخت و آباداني ها فراوان بكرد. اين موضوع در كتيبه هاي زمان او، به خط ميخي نوشته شده است. در اين زمان پايتخت اورارتو، "توشپا" به درجه خوبي از استحكام رسيد.
در سالهاي آغازين سده هشتم پيش از ميلاد در دوران "آرگيشتي Argishti"، فرزند منوآ، گسترش اورارتو ادامه يافت. در كتيبه اي تاريخي متعلق به او، بر روي صخره ي وان نبردهاي بسياري گزارش داده شده است كه گسترش قلمرو اورارتو را نشان ميدهد. در اين زمان بخش هاي جنوبي ماوراي قفقاز به قلمرو اورارتو پيوست شد.
قدرت اورارتو به آنجا رسيد كه در زمان پسر آرگيشتي، "سردوري"، در نيمه ي سده ي هشتم پيش از ميلاد، سخن از پيروزي هاي نظامي عليه آشور و گسترش قلمرو دولت اورارتو تا مديترانه و چيرگي بر راه هاي مهم تجاري است. اين چنين بود كه اورارتو، آسياي كوچك را از چيرگي آشور رهانيد و آن را به صورت دولتي با مرتبه ي پايين تر نسبت به اورارتو در آورد.

هنر اورارتو


نمونه اي از هنر اورارتويي(2)

مهمترين كارهاي هنري اورارتو در آثار مفرغي و معماري آنها ديده ميشود. اين آثار به بيرون از سرزمين اورارتو فرستاده مي شده و اين گونه آثار در گورهاي فريگيايي ها Phrygianدر گوردون Gordon و اتروسكي در ايتاليا و در اولمپ يونان يافت شده است.
در سال 1859، مجموعه اي از اشياي عتيقه از ايروان به موزه ارميتاژ در سن پترزبورگ فرستاده شد كه شامل نُه شي مفرغي بود: يك دسته ي ديگدان به صورت پرنده با سر انسان، يك سر گاو كه شي زيبايي براي سر ديگدان بود، بخشي از يك پايه به صورت پاي گاو، سه زنگوله، دو ركاب، و بخشي از دسته ي ظرف يا يك دستبند. همه ي اين اشيا به طور تصادفي از صخره اي كه در ايران و در سمت راست رود ارس و در برابر پايگاه مرزي "اليشر Alishar" جاي داشت، يافت شده بود.
در موزه بريتانيا و همچنين برخي موزه هاي فرانسه ، آثار هنر اورارتويي يافت مي شود. دو تنديس مفرغي كه از نزديك درياچه وان بدست آمده اكنون در موزه استانبول نگهداري ميشود. اين دو تنديس عبارتند از دو دسته ي ديگدان به صورت پرنده با بدن انسان.
در سال 1874 موزه ي بريتانيا نخستين تنديس كوچك مفرغي مربوط به اورارتو را به دست آورد كه به شكل خدايي ايستاده بود كه كلاهي مخروطي و قيف مانند داشت. تنديس مفرغي ديگري نيز به دست آمد كه شير بالداري بود و به اين شير يك سر انسان با شانه و دست ها افزوده بودند و دو دست شير در جلو به هم بسته شده بودند.
معماري اورارتو بر معماري ارمني نيز اثر گذاشته و افزون بر آن اين گونه معماري را در ساخت تخت جمشيد و مسجد سليمان ميتوان مشاهده كرد. بدان لحاظ كه سنگهاي بزرگ در ديوارهاي پيرامون يك ايوان به كار رفته است بدون آن كه از ساروج ميان سنگ ها استفاده شود. اين گونه بنا با سنگهاي بزرگ هنوز در كوه هاي ارمنستان ديده ميشود. تاثير فرهنگ و هنر اورارتويي بر هخامنشيان، به ويژه در بناهاي سنگي مانند زندان پاسارگاد و كعبه زرتشت در نقش رستم به چشم مي آيد.
از آن جا كه كاوش هاي انجام شده براي يافتن اشياي اورارتويي پيوسته نبوده است در نتيجه هنر اين مردم، به صورت دقيق بررسي نشده است و گاه با هنر آشوري به اشتباه گرفته شده است. اين اشتباه به دليل نزديكي سبك هنري اين دو فرهنگ به يكديگر بوده است. كه اين نزديكي خود ناشي از همسايه بودن اين دو كشور و تعاملات و كشمكش هايي كه با يكديگر داشته اند، بوده است.


نمونه اي از هنر اورارتويي(3)

تصاوير افراد تنومند كه از نيمرخ و به صورت ناشيانه نشان داده شده اند از ويژگي هاي هنر اورارتويي است. همچنين ايشان تيزبيني خاصي رد نشان دادن جانوران از خود نشان داده اند. در نقوش زينتي، خطوط مستقيم و اريب و موجدار و دايره هاي فراوان به كار رفته است. همه جانوران در هنر اورارتويي به صورت آرام نشان داده شده اند.
هنر اورارتويي افزون بر هنر آشوري با هنر هيتي ها نيز در پيوند بود. در دوره اي آنها را بازرگاني به سوي مديترانه را به تصرف خود در آوردند اين پيوند شكل گرفته است.
همچنين پيوندهايي ميان هنر سكايي و هنر اورارتويي بر قرار است. گنجينه ي سقز و كاوش هاي كرمير – بلور، اشكارا پيوندهاي هنر سكايي را از سريق هنر اورارتويي با شرق باستان نشان مي دهد. سكايان، بدن جانوران به ويژه گاو را بسيار مانند به اورارتويي ها نمايش مي دادند در بخش علياي غلاف درخت سپندينه اي ديده مي شود كه بسيار مانند به درختان اورارتويي بر روي كمربندهاي مفرغي است و دو پري بالدار به جاي ميوه دان كوچك، چيزي در دست خود گرفته اند كه مانند به چيزي است كه در دستهاي خدايان بر روي كمربندهاي اورارتويي از ناحيه كرمير – بلور وجود دارد.

دين اورارتو ها

درياره دين اورارتو ها با قطعيت نمي توان نظر داد اما بنا بر قاعده مي بايست با هم نژادان آريايي خود، دين را بر پايه پرستش و بزرگداشت مظاهر طبيعت آغازيده باشند. كيش اقوام اورارتو، ايزدان بسياي داشته است كه در بخش " اورارتويي ها، نياكان ارمني ها" به نام چند تن از آنها اشاره شد. در كتيبه ي يافت شده در نزديكي وان نام شمار زيادي از ايزدان نر و ماده به كار رفته است. نامورترين اين خدايان، ايزدبانوي آناهيتا Anahita است. ايزد بانوي عشق و زيبايي به نام "آسدغيك ASdghik" و ".واهاگن" كه خداي دلاوري است.در ميان اين خدايان، "خالدي" كه خداي جنگ است از مقام نخست برخوردار بوده و پادشاهان از ان خدا، كمك و ياري مي خواسته اند و پيشكش ها نيز به او تقديم ميشد.
زيارت گاه بزرگ آنان در "آشديچاد Aschdichad"، "آكه سيلنه Acesilne"، جاي گرفته در"تارون Taron"، بود كه در آنجا در ميان جنگل چندين پرستشگاه ساخته شده بودكه پرستشگاه آناهيتا از همه بزرگتر و نامور تر بوده است.

انقراض اورارتو ها

در حدود سال 590 پيش از ميلاد دولت اورارتو به دست ماد بر افتاد، اقوامي كه تا اين زمان تابع دولت اورارتو بودند، با مادها در شكست دادن اورارتو هم دست شدند.


1
X