به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا خوش آمديد

منطقه يزد

منطقه يزد يكي سرزمينهاي باستاني اقوام ايراني و داراي ميراث درخشاني از فرهنگ و تمدن كهن و ادوار مختلف تاريخي با قدمت 3 هزار سال مي باشد.

برخي از مورخين، بناي اوليه شهر يزد را به زمان اسكندر مقدوني نسبت مي دهند كه وي زنداني ساخته و نام آنرا چنين نهاده است و به اعتقاد عده اي ديگر از تاريخ نويسان در دوره ساسانيان به فرمان يزدگرد اول (421-339 م) در اين محل شهري به نام «يزد گرد» بنا گرديده است.

نام يزد از همين عنوان گرفته شده است و به معناي مقدس، فرخنده و در خور آفرين مي باشد.
مورخين يوناني شهر كهن و باستاني را «ايساتيس» خوانده اند كه احتمالاً بعد از ويراني شهر كهن «كثه» پديد آمده است. پس از ظهور اسلام و گرايش مردم ايران به دين اسلام به يزد لقب «دارالعباده» داده شده است. اين ناحيه همواره در دوره هخامنشيان از راههاي معتبر مؤسسه هاي راهداري، مراكز پستي و چاپاري برخوردار بوده است.

راهداري در يزد قديم چندان اهميتي داشت كه خاندان آل مظفر از منصب راهداري ناحيه ميبد به پادشاهي رسيدند. در طي قرون متمادي آبادي هاي كوچك و بزرگ متعددي در اين سرزمين پديد آمده و از ميان رفته است. آنچه اينك سر افراز از ميان ريگ هاي روان اعصار، مصون از رخدادهاي مخرب تاريخي بر جا مانده، يادگارهاي گويا از سرنوشت تاريخي اين سرزمين و نشانگر فرهنگ و تمدن پر بار است. گر چه قدمت آبادي نشيني و تمدن در اين سرزمين از هزاره جلگه هاي يزد تكوين يافته است، منابع مكتوب پيدايش را به عهد پيشداديان نسبت داده اند.




»» يزد در گذر تاريخ

يزد، اين دردانه كوير كه تلألو شگرفش از پس غبار قرنها همچنان ديده نواز است، يكي از مراكز مهم فرهنگ و تمدن بشمار مي رود و در بين سرزمينهايي كه انسانهاي يكجا نشين در پهنه آن عمري چندين هزار ساله را داشته اند، جايگاه خاصي دارد.
اينكه در افسانه هاي تاريخي بناي اولية مناطقي از يزد مثلا ميبد را به سليمان نبي، و يزد را به ضحاك و اسكندر و ابركوه را به ابراهيم پيامبرنسبت داده اند، خود از نشانه هاي ديرينگي تاريخ و فرهنگ اين سرزمين كهن است.
هرچند كه دربيان تاريخ نمي شود به اين روايتهاي افسانه وار تكيه كرد: اما مجموعه اسناد پراكنده موجود در يزد نيز به سهم خود ميراث شايان توجهي از فرهنگ و تمدن كهن و ريشه دار را در اين سرزمين معرفي مي كند براي مثال دست افزارهاي سنگي يافت شده در تره هاي شير كوه سنگ نگاره هاي كوه ارنان و سفالي نه هاي منقوش كشف شده در نارين قلعه ميبد و نيز غارهاي متعدد استان و مساكن باستاني و آثار معماري و شهر سازي باستاني و يادگارهاي آئين هاي كهن ايراني نظير آئين مهر پرستي و نيآيش آناهيتا، كه در گوشه و كنار اين استان پراكنده است.
سكني گزيني در اين ديار همزمان با آغازعصر كشاورزي در نقاطي همچون مهر پادين (مهريز) فهرشان، پهره (فهرج) ، خورميش (خورميز)، ارد (اردكان)، شواز، قلاع موبدان (ميبد) خراسان قرار داشتند و جزء- كرمان و پارس- عقدا پا گرفته است كه در تقاطع راههاي باستاني ري سرزمينهاي دور دست ماد شمدره مي شدند. يزد در آن روزگار، به نوعي نقش مرزباني ايالتها و نگهباني راههاي متعددي را كه به سوي ايران مي رفته ، ايفا كرده است.
يزد در دوره هخامنشي به ايساتيس مشهور بوده و مرحوم عبدالحسين آيتي محل آنرا در دامنه بلندي هاي مهريز ذكر كرده است، كه هرفته و سريزد كنوني بازمانده آن است. در جغرافياي بطلميوس ايساتيس در دوره هخامنشي از جايگاه استراتژيك و ارتباطي ويژه اي برخوردار بوده و داراي اهميت نظامي، راهداري و بازرگاني بوده است و تا زمان حمله اسكندر مقدوني نيز وجود داشته است.
روايتي است كه اسكندر نام ايساتيس را به كثه تغيير داد و بعدها شهر جديد بر ويرانه هاي آن بنا شد مي گويند هنگامي كه شماري از بزرگان ايران در ري عليه اسكندر برخاستند، وي آنها را دستگير كرد و همراه خود به فارس برد.چون به ويرانه هاي ايساتيس رسي، زندانيان را در چاهي زنداني كرد و آن محل را كثه ناميد كه در زبان يوناني به معني زندان يا شهر كوچك است.
اما اسكندر هنگامي كه از ري به پارت مي رفت، ايالتهاي پارس و ماد را گشوده بود.
بنابر اين خاك يزد را كه از جرگه پارس و ماد بيرون نبود، از لحاظ سياسي بايستي در رديف سرزمينهاي گشوده شده اسكندر مقدوني دانست.
يزد در دوران ساساني رو به توسعه و آباداني نهاد و از جايگاه اجتماعي و اقتصادي ويژه اي برخوردار گرديد. تاريخ نويسان قديم يزد به اتفاق مطالبي درباره حضور و دخالت شاهان ساساني بويژه قباد و انوشيروان و يزد گرد اول در منطقه يزد نوشته اند عمران و آبادي آن را به آنان نسبت داده اند.
يزد ريشه در يسن، يشت و يا يزش، به معناي ستايش و نيايش در زبان فارسي ميانه دارد. يزد از يزدان به مفهوم پاك و مقدس و به معني ذات خداوند نيز مي تواند گرفته شده باشد : پس نام كنوني اين استان يادگاري است از دوره ساساني، و مي توان آنراشهر آفريننده خوبيها و پاكيها وشهر خدا دانست.


»» آغاز دوران اسلامي:

يزد به دليل جايگاه ويژه خود و قرار گرفتن در كنار شاهراه اصلي شرقي غربي ايران باستان، در نخستين سده اسلامي و درزمان خلافت عثمان،بدست مسلمين افتاد و ازنيمه دوم قرن اول هجري دوقبيله از اعراب فاتح (بني تميم و بني عامر) در محلي كه اكنون كوي عربها ناميده مي شود،اسكان يافتند. تا پايان دوره امويان، يزد به دست اعراب اداره مي شد.
يزد در تاريخ پر فراز و نشيب خود، روزهاي تلخ و شيرين بسيار داشته و در گذر زمان و تحت تأثير عوامل و حوادث گوناگون، دچار آباديها و ويرانيها گرديده است.

تاريخ نگاران از زمان صفاريان، سامانيان و غزنويان اطلاعات چنداني را در اختيار ما قرار نداده اند:
اما قرن دوم تا چهارم هجري را (همزمان با احياء دولتهاي ايراني) دوران آسايش و امنيت نسبي و رشد و اعتلاي نيروهاي توليدي منطقه يزد و احداص و حفر قنات و نهر آبياري وتوسعه اراضي كشاورزي و باغها مي دانند. شايد بدليل وجود همين امنيت است كه در قرن چهارم هجري و درزمان استيلاي آل بويه بر قسمتهاي غرب و جنوب ايران و عراق، جمعي از علويان به يزد آمدند و در محلي كه به كوي حسينيان معروف شد، سكونت گزيدند. سر شناس ترين ايشان امامزاده سيد جعفر است كه در سال 424 هجري قمري وفات يافت و هم اكنون مزارش يكي از زيارتگاههاي دوران طلايي و شكوفايي يزد در زمان آل كاكويه و اتابكان بود. حكام آل كاكويه در يزد منشأ اثر و باعث خير و بركت شدند و درتوسعه شهر و رفاه عامه سعي فراوان داشتند. مساجد و مدارسي چند و قناتهايي جهت آبياري دهان و محلات شهر ايجاد كردند.
ساخت بقعه دوازده امام كه قديمي ترين بناي كتيبه دار استان يزد است و آنرا مقبره علاء الدين كالنجار مي دانند ، احداث يك حصار جديد  چهار امير سردار علاءالدوله به خط كوفي آن نقش شده بود، ايجاد ده گرد فرامرز در حوالي ابرند آباد و نيز محله يعقوبي كه تا امروز به همين نام نشان باقي است، از كارهاي شاخص اين دوره است.

تابكان در سالهاي 536 تا718 هجري با وجود نابساماني و هجوم طوايف بيگانه به كرمان، اصفهان، فارس، به آرامي حكومت كردند. در اين دوره يزد در مسير جنوبي جاده ابريشم قرار داشت و منسوجات مختلفي كه مواد اوليه آنها از نقاطي مانند: استر آباد، گيلان و مرو مي آمد توليد مي شد. دوري از  سر حدات ، استقرار حكومت آل بويه در اصفهان و فارس ، رونق مبادلات بازرگاني و قرار گرفتن بر سر راههاي تجاري و كاروان رو نواحي مركزي و جنوبي ايران، موجبات رشد و تكامل شهر نشيني منطقه را در اين دوره فراهم آورد . اتابكان با علاقه مندي زينت بيشتري به يزد داده اند و مدرسه و مساجد زيادي در آن بنا كردند. در زمان حمله مغول كه با آن عصر سياهي و شديد يرانيها آغاز شد، نواحي يزد نيز تحت تأثيرات منفي آن قرار گرفت.

آل مظفريكي از قدرتمندترين خاندانهي ناحيه يزد بودند. در زمان آنها محله هيي جديد در داخل شهر يزد احداث و هفت دروازه نيز گرد شهر ساخته شد تعمير قلعه ميبد، احداث يك بارو و حفر يك خندق نيز بري آن از اقدامات آنان بود.

آل مظفر آثار زيآدي ازخود بر جي گذاشتند كه مهمترين آنها مسجد جامع فعلي يزد، خانقاه سيد ركن الدين ،ميدان وقت الساعت، رسد خانه ، منار مسجد مهر پائين و منار مسجد جامع ندوشن است. اكثر هنرمندان و دانشمندان بري در امان ماندن از حملات مغول ين شهر را مركز فعاليتهي هنري و علمي دوران تيموري دوره اختلال و پريشاني در جنوب يران بود. بطوريكه اصفهان و شيراز صدمه زيادي ديده اند ويزد نيز از ين نابسماني رنج فراوان برد اما در روزگار شاهرخ تيموري خرابيها ترميم شد حدود هزار واحد مسكوني، تجاري ، مدرسه ، حمام وكاروانسرا تعميير شدند. تيموريان دورشهر بارو و خندق و دروازه هي جديد يجاد كرده اند.امير جلال الدين چخماق در كنار دروازه مهريجرد مجموعه ي مسجد،  خانقاه، كاروانسرا، حمام و آب انبار و بازار بنا كرد كه قسمتي از آن هنوز در ميدان مركزي شهر پابرجااست. مسجد مير چخماق بنام مسجد جمعه يزد كه در مقابل مسجد جامع آل كاكويه و آل مظفر در كنار ، ميدان امير چخماق قرار دارد يكي از مظاهر شكوهمند معماري و از ديدني هي ارزشمند يزد است.

در زمان صفويه يزد بعنوان يك مركز تجاري و توليدي داري اهميتي خاص شد و در مبادلات بازرگاني رشد كرد در ين دوره راه پيتخت ( قزوين) از طريق سمنان و جندق به اردكان و يزد مي پيوست و كالاهي مناطق شمالي و جنوبي كشور از ين طريق مبادله مي شد. همچنين راه شاهي اصفهان به يزد و كرمان بعد از پيتخت شدن اصفهان ساخته شد و رباطهيي زيبا و بزرگ چون رباط ميان راه عقدا تعمير شد و رباط زيبي قلعه خرگوش در كنار بيابان گاوخوني ساخته شد. از مهمترين آثار تاريخي دوران صفويه مي توان به مدرسه شفيعيه و رباط خوش طرح و زيبي زين الدين اشاره كرد.

در جريان هجوم افاغنه صنعت و تجارت يزد لطمات فراوان ديد. باروي كار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغانها از يران محمد تقي خان به حكومت يزد منصوب شد. وي و فرزندانش در يزد مجموعه ي از بازارها، كاروانسراها و عمارتها را بنا كردند كه مهمترين آنها باغ دولت آباد و بادگير بلند و زيبي آن و عمارت جنت آباد است. ميدان و بازار خان نيز از ديگر كارها و آثار ين خانواده در حدود1800 كارگاه و 60000 كارگر ابريشم باف در يزد وجود داشت. انتقال آرام حكومت از زنديه به قاجاريه باعث شد ين خطه از آسيبهي جنگهي داخلي در امان بماند.در ين زمان شهر يزد به شهر امانت داران معروف شده بود : زيرا اموال بازرگانان بشدت محافظت مي شد. از ين دوره خانه هي زيبيي چون خانه محمودي ، خانه رسوليان و خانه مودت باقي مانده است نيز آتشكده ، دخمه و معبد چك چك زرتشتيان مربوط به ين دوره مي باشد.
در دوره پهلوي اول ودوم تغييراتي در كالبد فضيي شهر يزد روي داد. از آن جمله خيابانها، بلوارها و ميدانهيي در همان دوره دريزد ساخته شد كه به هيچ وجه با بافت قديم و تحولات كالبدي گذشته ين شهر هماهنگ نشده بود و لذا ساخت فضيي و معماري شهر را بطور روشني مخدوش نمود.

1

بافق

بافق:

اين شهرستان با مركزيت شهر بافق، در فاصله يكصد و بيست كيلومتري جنوب شرقي يزد و در ارتفاع 927 متر از سطح دريا قرار دارد. وسعت اين شهرستان 15298 كيلومتر مربع و از دو بخش و شش دهستان تشكيل شده است. ساكنان اوليه بافق در محلي به نام قاضي مير جعفر زندگي مي كرده اند.
برخورداري و بهره برداري منطقه از معادن غني سنگ آهن، سرب، روي، فسفات بافق را به قطب معدني كشور تبديل كرده است در حال حاضر با بهره برداري كامل از راه آهن بندرعباس به بافق و بافق به مشهد و سرخس، شبكه ريلي اين شهرستان حد رابط دنياي اقتصاد نوين است و در پويايي اقتصادي قرار دارد.
آب‌ و هواي‌ بافق‌ در تابستان‌ها گرم‌ و خشك‌ و در زمستان‌ها ملايم‌تر از ساير مناطق‌ استان‌ مي‌باشد. اگر چه شهرستان بافق در منطقه  خشك و كم آب قرار گرفته است اما سختكوشي مردم و مبارزه با قهر طبيعت ، حفر قنوات ، اين شهرستان را به منطقه اي كشاورزي تبديل كرده است.
به علت وجود درختان خرما در اين منطقه، صنايع دستي وابسته به نخل در اين شهرستان رونق فراوان دارد. همچنين اين شهرستان به لحاظ وجود معادن غني بسيار حايز اهميت بوده و شغل بسياري از مردم آن معدن كاري است.



درباره بافق:

جغرافيا و اقليم:

شهرستان بافق از شرق با شهرستان طبس و از جنوب با استان كرمان هم جوار است. بزرگترين شوره زار استان يزد كه بر اثر شورابهاي رودخانه شور ايجاد شده است، كوير درانجير نام دارد كه در شمال غربي بافق قرار دارد. رشته‌ كوههاي‌ موازي‌ با جهت‌ شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي‌ كشيده‌ كه‌ مرتفع‌ترين‌ آن‌ها كوه‌ بن‌ لخت‌ با ارتفاع‌ 3002 متر در جنوب‌ بهاباد مي‌باشند در شرق‌ شهرستان‌ بافق‌ قرار دارند لذا مناطق شرق بافق آب و هواي ملايمتر و كوهستاني دارد و مناطق غربي كه قسمتي در كوير انجير است آب و هواي بياباني و گرم و خشك دارد. مهمترين رودخانه بافق رودخانه شور است كه از ماهان كرمان شروع شده و در كوير در انجير به گل مينشيند.
شهر بافق‌ در بخش‌ مركزي‌ شهرستان‌ بافق‌ در 55 و 24 طول‌ شرقى‌ و 31 و 35 عرض‌ شمالى‌ قرار دارد. هواي‌ بافق‌ گرم‌ است‌ و آب‌ آن‌ كه‌ از قناتهاي‌ قديمى‌ و چشمه‌ها تهيه مى‌شود، قدري‌ شورمزه است‌.



وضعيت اجتماعي:

جمعيت شهرستان در سال 1385 برابر با 52888 هزار نفر بوده كه 17000 نفر در بهاباد و دهستانهاي اطراف و مابقي در بخش مركزي سكونت دارند.
از نظر آمار حدود 5/48% از كل جمعيت مرد و 5/51% را زنان تشكيل مي دهند و جمعاً 9800 خانوار در اين شهرستان زندگي مي كند. ساختار سني جمعيت اين شهرستان باسوادند. تعداد 19230 نفر مشغول به تحصيل مي باشند. از آمار تقريبي 9350 نفر شاغل 82% مرد و تنها 18 درصد زن ميباشند.
مهم‌ترين صنعت‌ رايج‌ در شهرستان‌ بافق‌ قاليبافي‌ است‌ و فعاليت‌ معدني‌ از عوامل‌ مهّم‌ جذب‌ جمعيت‌ به‌ شهرستان‌ بافق مي‌باشد.



سوابق و پيشينه تاريخي:

مورخين گذشته هاي بسيار دور سرزميني كه در آن بافق بنا شده است را به وجود دريايي كم عمق و بسته متصل كرده اند و وجود آثاري كه در برخي از كوههاي اطراف بافق مشاهده مي شود اين حس را بيشتر به يقين تبديل ميكند كه از جمله دريا بارهايي كه در كوههاي باجگان و... ديده مي شود از دريا بودن بافق در دوران دور حكايت ميكند و جهانگردان و سياحاني نظير سون هدين، ستوان استوار، ادوارد استارك، ماركوپولو، كلنل سي ام مك كرگر و لسترنج كه به ايران سفر كرده اند نيز در شرح مشاهدات خود از كوير بافق و يا دريا بودن اين مناطق در دوران گذشته سخني به ميان آورده اند به هر حال بايد گفت كه بافق از شهرهاي پيشين و تاريخي استان يزد است كه به دليل جايگاه طبيعي و جغرافيايي ارتباطي و استراتژيك خود در طول تاريخ بارها مورد هجوم ياغيان و كشور گشايان قرار گرفته است.
بعضي بافق را از بناهاي دوره اسلامي ميدانند، چرا كه بافق به حروف ابجد 183 ميباشد و به همين دليل تاريخ تأسيس اين شهر را با سال 183 هجري قمري ذكر ميكنند. بعضي از مورخين نيز بافق را يكي از شهرهاي قبل از اسلام مي دانند كه در روزگار ساسانيان معمور و آباد شد است و از جايگاه ويژه اي برخوردار گرديده است.
در نيمة دوم‌ سدة 6ق‌/12م‌ در دورة حكومت‌ ملك‌ ارسلان‌ سلجوقى‌ بر كرمان‌، ولايت‌ بافق‌ به‌ همراه‌ بهاباد و داور و كوبنان‌ به‌ اتابك‌ يزد سپرده‌ شد. اين‌ شهر در دورة تيموري‌ محل‌ زد و خورد برخى‌ از امرا و شاهزادگان‌ بوده‌، و در دورة صفوي‌ از مهارت‌ و شجاعت‌ تفنگچيان‌ بافق‌ و بهاباد ياد شده‌ است‌. بافق‌ در اين‌ دوره‌ قصبه‌اي‌ بيش‌ نبوده‌، و مستوفى‌ بافقى‌ مورخ‌ سدة 11ق‌ از آن‌ با عنوان‌ «قصبة طيبه‌« و «دارالشجاعه‌« ياد كرده‌ است‌.
منطقه بافق در زمان خليفه سوم (عثمان) توسط مسلمانان فتح شد و در نيمه دوم سده سوم هـ.ق يعقوب ليث بر اين منطقه دست يافت و در دوره ديلميان فخرالدوله ديلمي نيز براي مدتي بر اين ناحيه حكومت مي‌كرد.
از 536 تا 718 هـ.ق اتابكان يزد بر اين ناحيه حكمراني مي‌كردند و نماينده‌اي به بافق مي فرستادند در روزگار آل مظفر، حاكمان دوره تيموري و صفويان بافق رونق خاصي گرفت در حمله افغان ها به ايران به مردم منطقه يزد بخصوص بافق خسارات وارد شد و اين شهر در قلمرو محمود و اشرف افغان بود در دوره نادر شاه افشار و جانشينانش نيز بافق در دست حكام بود و عاقبت محمد تقي خان بافقي و بازماندگانش نيز بر اين ناحيه حكمراني داشتند. اين نكته نيز لازم به ذكر است كه بافق از دوره صفويه به دليل مردمان و صاحب منصبان شجاع و دلير به دارالشجاعه مشهور شد و اين لقب در چند مورد ازكتب مورخين از جمله جامع المفيدي ذكر شده است بافق به قصبه طيبه نيز مشهر بوده است.
بافق‌ در گذشته‌ از توابع‌ كرمان‌ به‌ شمار مى‌رفت‌، اما از حدود سال‌ 1188ق‌ به‌ ولايت‌ يزد پيوست‌. در تقسيمات‌ كشوري‌ 1332ش‌ بافق‌ يكى‌ از بخشهاي‌ شهرستان‌ يزد در استان‌ اصفهان‌ بود؛ اما پس‌ از تشكيل‌ استان‌ يزد و اهميت‌ يافتن‌ منطقه‌ به‌ واسطة كشف‌ و استخراج‌ معادن‌ كه‌ موجب‌ افزايش‌ جمعيت‌ آن‌ نيز گرديد، به‌ صورت‌ شهرستان‌ درآمد.



وجه تسميه:

-



در كتب:

لسترنج‌ در كتاب‌ سرزمين‌هاي‌ خلافت‌ شرقي‌ درباره‌ بافق‌ مي‌نويسد تقريباً در 50 ميلي‌ باختر كوه‌ بنان‌ و در حاشيه‌ كوير بزرگ‌ نيمه‌ راه‌ اين‌ شهر تا يزد امروز دهكده‌ بافق‌‌ واقع شده‌ است‌.

نام مكان تاريخي امامزاده عبدالله بافق
آدرس بافق
توضيحات محلي است كه بسيار مورد احترام محل و اهالي يزد و كرمان است و داراي بقعه اي زيبا و با شكوه و گنبدي عظيم ميباشد. بناي بقعه در سال 224 هجري پايان يافته است. تزئينات داخلي آن از آثار ملاحسن نقاش باشي بافق است. دو تخته آجر پخته نصب شده بر سردر و يك قطعه سنگ ميان آن دو، طاس مسي بزرگ و كنده كاري شده سقاخانه، پوشش بدنه بنا با كاشي هاي مقدس لاجوردي و با حاشيه سياه و سفيد مربوط به قرون هشتم و نهم، سقف مقرنس گنبد و درب بزرگ و سياه رنگ آلت سازي شده از آثار مهم اين بنا ميباشند.




نام مكان تاريخي مسجد جامع بافق
آدرس بافق
توضيحات در سال 1110 هجري قمري، در زمان صفويه بنا شده است و در دوران قاجاريه كاشي كاري پيشاني ايوان و شبستان آن انجام پذيرفته است.


.

1

اماكن تاريخي اردكان




نام مكان تاريخي مسجد جامع اردكان
آدرس اردكان
توضيحات اين مسجد كنار بازار در محله قديمي شهر واقع و از قرن دهم هجري بر جاي مانده است. اين مسجد يك در چوبي كوچك دارد و يكي از زيلوهاي قديمي آن تاريخ 1038 هجري قمري را نشان مي دهد.




نام مكان تاريخي حمام سعيدا
آدرس اردكان
توضيحات حمام موجود در سال 1034 هجري قمري توسط حاج محمد سعيدا بنا نهاده شده است. بر سر در ورودي حمام يك كاشي 35*60 با رنگ لاجوردي نصب گرديده است كه در متن آن دو طاووس و چهار سرو و دو  بلبل ديده مي شود.




نام مكان تاريخي مسجد زير ده
آدرس اردكان
توضيحات اين مسجد كوچك ظاهراً در اوايل قرن دهم هجري در محله زير ده بنا شده است. اين مسجد قديمي ترين مسجد اردكان است. از اين مسجد سنگ وقف نامه اي به تاريخ 1218 هجري قمري و چند قنديل متعلق به سالهاي 1037 و 1057 هجري قمري به يادگار مانده است.




نام مكان تاريخي چكچكو يا پير سبز
آدرس شهرستان اردكان، كيلومتر 48 يزد طبس
توضيحات محلي است در ميان كوههاي اردكان و انجيره در جاده طبس در 48 كيلومتري يزد. چون مقدار كمي آب از شكاف كوههاي صخره اي پوشيده از سبزه در حال ريزش است به چك چك معروف شده است. زرتشتيان اين محل را پير سبز خوانند. از روز سوم تا دهم تير ماه براي انجام مراسم ديني و مذهبي و نذورات، زرتشتيان از ايران و جهان در اين مكان گرد هم آمده و به صورت شبانه روزي اقامت مي كنند. در اين محل ساختمان ها و آب انبارهايي ساخته شده كه قديمي ترين آنها مربوط به عصر ناصر الدين شاه قاجار مي باشد.




نام مكان تاريخي پير هريشت
آدرس شهرستان اردكان
توضيحات هريشت در 15 كيلومتري اردكان و بر دامنه كوههاي كم ارتفاع و پست، خشك و بدون پوشش گياهي (به علت كمي نزولات جوي در اين منطقه) واقع شده است. بنا به توصيف فرهنگ بهدينان، زرتشتيان معتقدند كه محل غايب شدن يكي از كنيزهاي بانو يزدگرد ساساني بوده است. هر ساله روز 18 نوروز زرتشتيان در اين محل بيتوته كرده به زيارت و جشن و پايكوبي مي پردازند. در اين محل چند دستگاه ساختمان مسكوني و سه آب انبار ساخته شده است. بناي زيارتگاه منحصر به يك اتاق و پستو است. در قسمت پستو سنگ كوهي مشهود است كه محل غيبت شمرده مي شود و در اين مكان همواره آتش روشن است.




نام مكان تاريخي نارسون
آدرس شهرستان اردكان، جاده قديم يزد مشهد
توضيحات در جاده قديم يزد به مشهد، در يكي از دره هاي جنوب شرقي كوههاي ميان يزد و خرانق زيارتگاهي ديده ميشود كه نامش را پير نارسون يا نارسونه ناميده اند. اين محل مورد احترام پيروان مذهب زرتشتي بوده و از اين رو هر ساله تعداد زيادي از آنها به اين محل آمده و به اعمال مذهبي خود ميپردازند. اين مكان بر كنار حوضي ساخته شده و در مجاورت آن يك تالار و صفه بزرگ براي استفاده بازديدكنندگان ديده ميشود. درختان پر طراوت و پر شاخ و برگ در اين محدوده ديده ميشود. ساخت بناي آن را مربوط به عصر مظفر الدين شاه قاجار ميدانند.




نام مكان تاريخي پارس بانو- بونو پرس
آدرس شهرستان اردكان، عقدا، زرجوع
توضيحات اين زيارتگاه در دهكده زرجوع در دره اي به فاصله 24 كيلومتر از جنوب شمس آباد عقدا و بر دامن كوههاي ميل نيزار و لاي چقك واقع شده است. اين زيارتگاه همه ساله از اول تا پنجم تير ماه محل تجمع و زيارت زرتشتيان مي باشد.
اين زيارتگاه به بونو پارس، بانو پارسا و پير بانو معروف است. به نظر خانم مري بوس اين زيارتگاه و چند زيارتگاه ديگر همه از معابد ناهيد ميباشد. سنگ نصب شده در سمت چپ ورودي زيارتگاه قدمت بناي آنرا به عصر صفوي ميرساند.




نام مكان تاريخي مشهد خرانق
آدرس شهرستان اردكان، روستاي خرانق
توضيحات بناي مشهد كه نزديك گورستان روستا واقع شده است. سنگ نبشته اي بر ديوار اين بنا تاريخ 595 هجري را نشان مي دهد و حكايت از عبور حضرت امام رضا (ع) از اين روستا دارد.




نام مكان تاريخي مزار بابا خادم
آدرس شهرستان اردكان، روستاي خرانق
توضيحات مزار بابا خادم با بنايي ساده و گنبد وار در ميان كشتزارهاي خرانق قرار دارد.




نام مكان تاريخي كاروانسراي شاهزاده
آدرس شهرستان اردكان، روستاي خرانق
توضيحات كاروانسراي شاهزاده به فرمان محمد ولي ميرزا فرزند فتحعلي شاه قاجار بر جاي يك كاروان قديمي ساخته شده است.




نام مكان تاريخي مسجد جامع خرانق
آدرس شهرستان اردكان، روستاي خرانق
توضيحات مسجد جامع روستا داراي سنگ قبري به تاريخ 499 هجري قمري است.




نام مكان تاريخي كاروانسراي حاج ابوالقاسم دشتي
آدرس شهرستان اردكان، روستاي عقدا
توضيحات كاروانسراي حاج ابوالقاسم دشتي با بناي آجري و خوش طرح به سبك كاروانسراهاي شاه عباسي در وسط آبادي قرار گرفته است. نام سازنده اين بنا يعني حاج ابوالقاسم دشتي از بازرگانان مشهور دوره صفوي در كتابچه موقوفات يزد آمده است و بر يك لوح سنگي به خط نستعليق در ورودي كاروانسرا نام وي حك شده است. بر سنگ ساختمان اين بنا تاريخ 1269 ديده مي شود.




نام مكان تاريخي رباط خرگوشي
آدرس شهرستان اردكان، كيلومتر 60 روستاي عقدا
توضيحات رباط خرگوشي از بنا هاي دوره شاه عباس صفوي است و نزديك باتلاق گاوخوني بر سر راه قديمي (مالرو) واقع شده است. اين رباط در بيابان خرگوشي به فاصله 60 كيلومتر تا عقدا و 120 كيلومتر تا ندوشن قرار دارد. اين رباط بسيار عالي و بزرگ از سنگ و آجر به ابعاد 80*80 متر ساخته شده است و قسمتهاي زيادي از آن خراب شده است.

1

ابركوه




ابركوه:
ابركوه يكي از قديمي‌ترين شهرهاي ايران است كه در مركز ايران و در محدوده استان يزد واقع مي‌باشد. هم اكنون آثار باستاني بسيار زيادي از روزگاران گذشته در اين مكان بجاي مانده‌است كه نشان از وجود تمدني بياد ماندني و قديمي دارد. اولين اثري كه اگر آنرا از عجايب بدانيم اغراق نكرده‌ايم وجود يك درخت سرو كهن سال و بلند است كه بر پايه ارزيابي متخصصين فن و از جمله يك دانشمند مشهور روسي عمر آن به بيش از 4000سال بالغ مي‌شود. اين درخت مشهور كه هنوز نيز سر سبز و با صلابت در مركز اين شهر خودنمايي مي‌كند داراي ارتفاعي بالغ بر ۲۸متر مي‌باشد.


درباره ابركوه:



جغرافيا و اقليم:
ابركوه در جنوب غربي شهرستان تفت و استان يزد واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان صدوقِ استان يزد و شهرستان شهرضا استان اصفهان، از شرق به شهرستان خاتمِ يزد و از غرب و جنوب به شهرستان آبادهِ استان فارس محدود است.
وسعت ابركوه 5641 كيلومترمربع ميباشد و در مختصات جغرافيايي 52 درجه و 58 دقيقه شرقي و 30 درجه و 46 دقيقه شمالي و با 1550 متر ارتفاع از سطح درياي آزاد واقع شده است.
از نظر توپوگرافي، دشت ابركوه جزئي از فلات خشك مركزي ايران است كه رشته كوههاي زاگرس چون حصاري انتهاي اين دشت را در جهت غرب و جنوب در بر مي گيرد و كَفه ( كوير) ابركوه با كمتر از 1450 متر پست ترين محل اين حوزه است.
ابركوه داراي اقليم گرم و خشك بياباني مي باشد. آب و هواي شهر در مقياس عمومي ، ويژگيهاي اقليمي مناطق كويري درون فلاتي ايران را داراست و از مشخصات آن، كميِ بارندگي ، دامنه نوسان حرارتي كم و بيش زياد و خشكي مي باشد.
بيشترين درجه حرارت متوسط مربوط به ماههاي خرداد، تير، مرداد و شهريور بوده و به صورت نسبي اين 4 ماه از سال از نظر دما متمايز از ساير ماههاي سال هستند. همچنين ماههاي آذر ،دي ، بهمن ، بطور نسبي خنك ترين ماههاي سال هستند. بيشترين درجه حرارت، 1/39 درجه مربوط به مردادماه و حداقل آن مربوط به بهمن و اسفندماه با 4/0 درجه سانتيگراد ثبت گرديده است. بيشترين ميزان بارندگي ماهيانه مربوط به ماههاي بهمن و فروردين و بين 5/15 – 12 ميلي متر مي باشد. جهت وزش باد غالب در استان، شمال غربي ـ جنوب شرقي مي باشد. بيشترين سرعت وزش باد در اين شهر از اواسط ماه اسفند تا اواسط ماه مهر بين 8 تا 10 نات مي باشد.


وضعيت اجتماعي:
بر اساس آخرين سرشماري در سال 1375 جمعيت خانوارهاي ساكن شهر ابركوه، 19164 نفر و بر اساس آمار كلي ،جمعيت شهرستان در حدود 43500 نفر مي باشد. دين مردم اين شهرستان اسلام و مذهب ايشان شيعه است.
در زمينه كشاورزي، عمده ترين سطح زير كشت ابركوه مربوط به گندم، و پسته دومين محصول عمده ابركوه است. از محصولات باغي ابركوه مي توان زردآلو ، انار و انگور را نام برد.
از كل جمعيت شاغل ابركوه در بخشهاي عمده فعاليت، 8/12 درصد در بخش كشاورزي، 2/29 درصد صنعت ، و 58 درصد در بخش خدمات مشغول فعاليتند.


سوابق و پيشينه تاريخي:
از نظر تقسيمات كشوري ابركوه قبلاً جزئي از شهرستان يزد از استان اصفهان بوده (تا سال 1332) و سپس در سال 1332 به استان فارس (شهرستان آباده) ضميمه گرديد. درسال 1367 اين شهر به عنوان بخشي از شهرستان تفت از استان يزد درآمد و در سال 1373 طبق آخرين تقسيمات كشوري مستقلاً يكي از شهرستانهاي يزد با مركزيت ابركوه گرديد.


وجه تسميه ابركوه:
از آنجا كه اين شهر ابتدا در پاي كوه ساخته شده، آنرا «برِكوه» ميگفتند (كنار كوه) كه در گويش مردم به «ابركوه» تبديل شد و پس از ورود اسلام اين نام نيز مانند بعضي نامهاي ديگر در گويش عربي، كاف به قاف تبديل و «ابرقو» خوانده شده است. نهايتاً در سال 1350 اين شهر به صورت رسمي «ابركوه» ناميده شد. نام آن در منابع قديم و جديد به صورتهاي «ابرقو»، «ابركويه»، «ابرقويه»، «برقوه» و «دركوه» آمده است. «ابر» در فرهنگ دكتر معين چنين تعريف شده :1- بر- به 2- زبر – بالاروي - سر 3- با 4- بر سر – در


افسانه ها و داستانهايي درباره ابتداي حضور ابركوه:
درباره بوجود آمدن و قدمت ابركوه افسانه ها و داستانهايي نقل مي شود كه اغلب سند و مرجع علمي مقبولي ندارند ولي با توجه به آثار و ابنيه باقيمانده ميتوان پي به قدمت زياد ابركوه پي برد. ولي تاريخ دقيق آنرا مي بايست در نوشته هاي پراكنده جستجو كرد. در كتاب «شناخت ابركوه و قدمت آن» از قول احمد بن حسين بن علي كاتب مؤلف كتاب تاريخ جديد يزد آمده زماني كه اسكندر كثه (يزد كنوني) به عنوان زندان قرار داد (يعني زماني كه تازه يزد را بنيان نهاد) نايبي براي خود در «ري» تعيين نمود كه از ايالات ابرقو-اصفهان-اصطخر-قم خراج به نزد وي مي فرستاد. در صورت صحت اين گفته قدمت ابركوه نه تنها از يزد بيشتر است بلكه در آن زمان هم سنگ و هم رده ايالت اصفهان و اصطخر قلمداد ميشده. درباره ابركوه در نگاشته هاي قديم سخن فراوان رفته از آنجمله: «مسالك الممالك» اصطخري، «حدود العالم من المشرق الي المغرب» ،«فارسنامه» ابن بلخي، طمعجم البلدان» ياقوت حموي، «المسالك و الممالك» ابن خرداذبه، «اقليم پارس» ايرج افشار، «نزهه القلوب» حمدالله مستوفي، «سياحت نامه جنوب ايران»، «فارس نامه ناصري» حاج ميرزا حسن فسايي، «كتاب اثار ايران» آندره گدار، «اقليم پارس» محمد نقي مصطفوي، «تاريخ و جغرافياي شهرستان آباده» عبدالرحيم شريف، «لغت نامه دهخدا»، «فرهنگ فارسي معين».



در كتب:
در كتاب آثار ايران درباره موقعيت جغرافيايي ابركوه آمده:
ابرقو تقريباً در وسط راه استخر به يزد واقع است. بنابر روايت حمدالله مستوفي در ابتدا در پايان كوهي ساخته بوده اند و بركوه ميگفتندش و بعد از آن بر صحرايي كه اكنون هست اين شهر كرده اند. شهري كوچك است. كسي كه از راه سورمق يا دهبيد بيايد هنوز هم در دامن كوهي سنگي، كه در صحرا جامانده است آثار شهر قديم،‌و در كنار خرابه هاي عتيق، شهر جديد را كه مستوفي اشاره مي كند مي بيند. ابرقويي كه در دشت واقع است از حيث آبادي شباهتي به ابرقوي عهد مغول ندارد بلكه در حقيقت ميان آبادي كنوني او و ويرانه هاي اطرافش تفاوتي نيست، بنابر بعضي اقوال كه بسيار متحمل هم است اين شهر در حمله افغانها خراب شده است(1135 هجري). ولي علت حقيقي ويرانيش سابق بر هجوم افغانهاست. اين شهر هم مثل بلاد بسياري كه پيش از اين آباد و سر سبز بوده اند، بدرود حيات گفته يا بحال نزع افتاده است زيراكه تنها علت عمران اين بلاد وقوع در سر راه تجارتي بوده و با انحراف تجارت رشته حيات آنها منقطع شده است، راه معروف كارواني عهد مغول كه از خليج فارس تا درياي سياه كشيده بود از هرز شروع و پس از عبور كرمان و يزد و سلطانيه و تبريز به سواحل درياي سياه مي رسيد و ادويه چين و هند و نيل سوده و مشك و صمغ و اجناس ابريشمي و بنه كرمان و يزد و شيراز و سنگهاي قيمتي را كه شيراز و هرمز و سلطانيه بازار عمده آن محسوب مي شد به اروپا مي رسانيد.

1

درباره يزد

درباره يزد
سرزمين‌ يزد جلوه‌هايي‌ از باشكوه‌ترين‌ و درخشانترين‌ ميراث‌ فرهنگي‌ و تمدن‌ كهن‌ ادوار مختلف‌ تاريخي‌ ايران‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌. تاريخ‌ سكونت‌ انسان‌ در اين‌ خطه‌ از هزاره‌ سوم‌ پيش‌ از ميلاد فراتر رفته‌ است‌، به‌ طوري‌ كه‌ در عهد پيشداديان‌ طوايف‌ در حال‌ كوچ‌ از بلخ‌ به‌ پارس‌، اين‌ سرزمين‌ را يزدان‌، ناميدند و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد يزد محل‌ عبادت‌ شد. از مهم‌ترين‌ مراكز اسكان‌ اوليه‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ مهرپادين‌ (مهريز) فهرشان‌، پهره‌ (فهرج‌)، خورميش‌، ادر (اردكان‌)، شواز، قلاع‌ موبدان‌ (ميبد)، طرنج‌، عقدا و اشكذر مي‌توان‌ اشاره‌ كرد. شهر يزد به‌ عنوان‌ محلي‌ پاك‌ و مقدس‌ در رأس‌ تمام‌ آبادي‌هاي‌ مزبور قرار داشته‌ است‌.

دره‌هاي‌ سرسبز و مناطق‌ ييلاقي‌، چشمه‌ سارها، ارتفاعات‌ و قله‌ها، غارها، حيات‌ وحش‌ و شكارگاهها و به‌ويژه‌ جاذبه‌هاي‌ كويري‌ از خصوصيات‌ جالب‌ توجه‌ طبيعت‌ يزد است‌ كه‌ برخي‌ از آنها جزء تفرجگاههاي‌ مهم ‌مردم‌ استان‌ به‌ شمار مي‌آيد.
استان‌ يزد از لحاظ‌ كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ نيز جالب‌ توجه‌ است‌. اين‌ منطقه‌ از لحاظ‌ رفتارهاي‌ فرهنگي‌ مردم‌كانون‌ گوناگوني‌هاست‌ و در اين‌ بين‌ خصوصيات‌ فرهنگي‌ زرتشتيان‌ از پيشينه‌ تاريخي‌ درخشاني‌ برخوردار است‌.زرتشتيان‌ طبق‌ آئين‌ زرتشت‌ مراسم‌ ويژه‌اي‌ را در روزهاي‌ معيني‌ از سال‌ برگزار مي‌كنند كه‌ از ديدگاه‌ جهانگردي‌براي‌ افراد مسلمان‌ و پيروان‌ ساير اديان‌ جالب‌ توجه‌ و ديدني‌ است‌.



جغرافياي استان يزد

استان يزد در قسمت مركزي فلات مركزي ايران، مابين عرضهاي 29 درجه و 52 دقيقه تا 33 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي و 52 درجه و  55 دقيقه تا 56 درجه و37 دقيقه طول شرقي واقع شده است. اين استان با مساحتي در حدود 131575 كيلومتر مربع، چهارمين استان به لحلظ وسعت در كشور است. يزد از شمال و غرب به استان هاي سمنان و اصفهان، از شمال شرق به استان خراسان رضوي، از شرق به استان كرمان و خراسان جنوبي، از جنوب غربي استان فارس و از سمت جنوب شرقي به كرمان محدود ميشود. از نظر پستي و بلندي داراي تنوع است. از حدود 666 متر از سطح درياي آزاد (كوير ريگ زرين در نزديكي عقدا) تا 4075 متر (قله شيركوه) تغيير ميكند. مقدار متوسط بارندگي سالانه بين 50 تا 100 ميليمتر ميباشد. نوسان درجه حرارت در زمستان و تابستان و حتي در شب و روز بسيار زياد است. حداكثر حرارت 45 درجه سانتيگراد بالاي صفر و حداقل 20 درجه سانتيگراد زير صفر متغير است. ميانگين روزانه دما براي تمام سال بين 9/11 تا 7/20 درجه سانتيگراد متغير است. محدوده استان يزد جزئي از فلات مركزي ايران است كه كويرهاي ايران نيز عمدتاً در اين فلات جاي دارند. بخش بزرگي از مساحت محدوده استان را قسمتهايي از كويرهاي مختلف پوشانده است. جمعيت استان بر اساس سرشماري سال 85 معادل 983052 نفر مي باشد كه از اين تعداد، 785213 نفر را جمعيت شهري و 197839 نفر را جمعيت روستايي شامل ميشوند. منطقه يزد يكي از سرزمينهاي باستاني و داراي ميراث درخشاني از فرهنگ و تمدن كهن و ادوار مختلف تاريخي با قدمت 3 هزار سال است.
در حال حاضر استان يزد داراي ده شهرستان، بيست و سه شهر، بيست بخش، پنجاه و يك دهستان و حدود پنج هزار روستا است كه تعداد 1323 روستاي آن داير و بقيه به جهت مهاجرت متروك شده است.
ابركوه ـ اردكان ـ بافق ـ تفت ـ خاتم ـ صدوق ـ طبس ـ مهريز ـ ميبد ـ يزد
شهرستان يزد با وسعت 2491 كيلومتر مربع بعنوان مركز استان مي باشد.
در استان‌ دو رشته‌ كوه‌ متمايز از هم‌ وجود دارد. اولي‌ بخشي‌ از كوههايي‌ است‌ كه‌ در جهت‌شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي‌ از مركز ايران‌ عبور مي‌كنند. و به‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ معروف‌ هستند. دومي‌ شامل‌رشته‌ كوههايي‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ مركزي‌، شمالي‌ و شرقي‌ استان‌ قرار دارند. رشته‌ شيركوه‌ كه‌ مانند ديواري‌قسمت‌هاي‌ مركزي‌ استان‌ را از بخش‌ غربي‌ آن‌ (چاله‌ ابرقو) جدا مي‌كند، همواره‌ از برف‌ و يخ‌ پوشيده‌ شده‌ و درتامين‌ آب‌ شهرهاي‌ يزد، تفت‌ و مهريز نقش‌ مهم‌ و اساسي‌ دارد.



فرهنگ بومي حاكم بر استان يزد

استان يزد از سرزمينهاي قديمي و تاريخي است و در ميان ايالت هاي قديمي و بزرگ پارس، اصفهان، كرمان و خراسان قرار داشته است. اين سرزمين از معابر و گذرگاههاي مهم در ادوار تاريخي محسوب مي شده است.
اين استان از درگيريها و جنگهاي سياسي تاريخ كشور ايران تا حدودي ايمني داشته است. از طرفي صعب العبور بودن راهها به همراه محدوديت منابع آبي و غيره مانع عمده تسخير اين منطقه توسط بعضي از حكومتهاي بزرگ و كوچك حاشيه و پيرامون اين منطقه در طول تاريخ بوده است. با توجه و گواهي گرفتن از منابع تاريخي، آبادي نشيني در اين منطقه از قدمت طولاني برخوردار است. از مظاهر فرهنگ مادي و معنوي كه مردم اين خطه از خود به جاي گذاشته اند و ميراث تاريخي آنها در دوره هاي قديمي به حساب آمده و نشانه هايي از مهر و آناهيتا، ايساتيس و هخامنشي و زندان اسكندر و برج و بارو و كهن دژهاي  بزرگ و عظيم و پناهگاههاي متعدد و موبدان و سران ساساني و ابنيه و يادگارهايي بعد از اسلام نظير مساجد و امامزاده ها و مزارها و... نشانگر فرهنگ و تمدن مردم چه قبل و چه بعد از دوره اسلامي بوده است.




فرهنگ، زبان و گويش مردم يزد
مردم يزد به زبان فارسي رايج با پاره اي ويژگيهاي گويشي سخن مي گويند و بسياري از واژه ها و تركيبات زيباي فارسي را در گويش خود حفظ كرده اند. در استان يزد برخي ويژگيهاي گويشي ميان شهرستانهاي مختلف محسوس است. معتقدين به آيين زرتشتي در ميان خود هنوز به زبان نياكان شان سخن مي گويند و به ويژه مراسم مذهبي خود را با اين زبان انجام مي دهند.




مراسم مذهبي
الف) جشن و سرورهاي خصوصي و عمومي:
اكثريت قريب به اتفاق مردم استان يزد پيرو دين اسلام و شعيه دوازده امامي هستند. به همين دليل مجموعه مراسم تحت تأثير رفتارها و كنشهاي فرهنگي اسلامي و ملي صورت ميگيرد. مراسم عروسي، اعياد ملي و مذهبي نظير عيد نوروز، عيد فطر، عيد غدير خم، عيد مبعث و سالروز تولد پيامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) به ويژه نيمه شعبان (سالروز تولد دوازدهمين امام يعني امام مهدي (عج)) به طرزي با شكوه و مفصل برگزار ميشود.
مراسم مربوط به جشنها و اعياد زرتشتيان نيز از جذابيت خاصي برخوردار است. مراسم عروسي و همسر گزيني طي مراحلي صورت مي گيرد. خواستگاري، وكيل پرسان، گواه گيران، عروس كشان و پاتختي از جمله اين مراحل است.
جشنهاي ماهانه (برابر شدن نام روز با نام ماه مثلاً روز فروردين با ماه فروردين) جشنهاي مفصلي موسوم به گاهنبار ها، نوروز جمشيدي و مراسم پنج روز پايان سال، روز تولد آشو زرتشت پيامبر ايران و باستان (روز خرداد از ماه فروردين مصادف با ششم فروردين) و جشن سده يا جشن بزرگداشت آتش اهورا مزدا منصوب به هوشنگ پادشاه پيشدادي در روز دهم بهمن ماه از مهمترين مراسم شادي هستند كه از سوي زرتشتيان با شكوه خاصي برگزار ميشود. مراسم عيد پسح، يهوديان به مدت 8 روز به مناسبت نجات قوم بني اسرائيل توسط حضرت موسي (ع) در كنيسه «هاداش» يزد از طرف اقليت بسيار كوچك يهودي برگزار ميشود.

ب) سوگ و عزاداري هاي عمومي و خصوصي:
مراسم (نخل برداري) كه از قديم الايام در يزد مرسوم بوده است، جذابيت خاصي دارد.
نخل به عنوان تابوت سومين امام يعني امام حسين (ع) شناخته مي شود. نخل، چوب بستي عظيم به شكل برگ درخت است كه شباهتي به برگ خرما ندارد. نخل با پارچه سياه سر تا پا سياه پوش مي شود و صد ها شمشير، قمه، و خنجر برهنه با تزئينات خاصي مانند: آئينه ها، ميوه ها، پولكها، منگله ها، دستمال هاي ابريشمي رنگي بر دو طرف بدنه نخل بسته مي شود. در دهه اول محرم و يا در دهه آخر ماه صفر (دو ماه خاص عزاداري شيعيان) نخل توسط مردم عزادار مانند كشتي به حركت در مي آيد و سه دور گرد ميدان نخل مي چرخد و آنگاه آرا  آرام به درون آشيانه خود باز مي گردد. همراه با چنين مراسمي، روضه خواني، سينه زني و عزاداري انجام مي شود.




صنايع دستي
صنايع دستي به بخشي از هنر و صنعت گفته مي شود كه با بهره برداري از مواد اوليه بومي و انجام كار اساسي به كمك دست و ابزارهاي سنتي دستي انجام مي پذيرد و منحصر به ساخت محصولاتي مي شود كه بيانگر ذوق هنري و خلاقيت فكري سازندگان آن مي باشد. مهم ترين صنايع دستي در استان يزد عبارتند از: قالي، قاليچه، گليم، مخمل، زري، چادر شب، دستمال، مرس ريزه جيم، قناويز، اجرامي، شمد، ترمه، پرده، زيلو، روفرشي، كرباس، بقچه، لنگ، كيسه حمام، خورجين، پتو، سفال، سراميك، حصير، كاشي و گيوه.
در ميان صنايع دستي قالي بافي، ترمه بافي، زيلو بافي، ساخت سفال، سراميك و كاشي از اهميت ويژه اي برخوردار است. شيريني پزي در يزد سابقه طولاني دارد. در يزد شيريني هاي سنتي مانند باقلوا، قطاب، لوز نارگيل، پشمك، نان برنجي و حاجي بادام و... تهيه مي شود.




آداب و رسوم محلي

حفظ و پايبندي به سنتها و ارزشهاي رايج ملي و اشتياق همگاني نسبت به پايبندي به اين ارزشها و سنتها ويژگي بارز آداب و رسوم محلي مردم است و اين پايبندي و اشتياق را در مراسم ازدواج و... مي توان مشاهده كرد. سادگي و بي پيرايه بودن به همراه داشتن روحيه قناعت و صرفه جويي از ويژگيهاي آداب و رسوم مردم است.




شكارگاهها و مناطق حفاظت شده

وجود پناهگاههاي گوناگون و زيستگاههاي مختلف با جمعيتهاي فراواني از حيات وحش در دل اكو سيستم هاي كويري استان ديده مي شوند كه انواعي از گونه هاي حيات وحش بسته به نيازهاي زيستي خود محلهايي را جهت زيست خود انتخاب مي نمايند. در اكثر ارتفاعات و كوهستانهاي صعب العبور و دامنه هاي  پرشيب مي توان كل و بز را مشاهده نمود. تراكم جمعيت اين جانور در ارتفاعات بافق و شير كوه بيش از ساير مناطق در استان مي باشد.
تپه ماهور ها و كوهپايه هاي استان نيز زيستگاه خوب و مناسبي براي قوچ و ميش مي باشد. در قسمت جلگه ها و دشتها مراتع و حاشيه مزارع به ويژه در منطقه حفاظت شده كالمند و بهادران تعداد زيادي آهو زيست مي كنند. در نقاط دشتي و تپه ماهور ها با آب و هوايي نسبتاً خشك تر و دور از دسترس انسان گونه جبير را مي توان يافت.

1

ادامه معرفي صنايع دستي يزد

5- دارايي بافي:
دارايي در زبان فارسي معادلي است براي بيان پارچه اي كه در لاتين آنرا « ايكات » ( Ikat ) مي نامند . ايكات ، خود نيز از واژه مالايايي « منجيكات » كه به معني بستن يا گره زدن و يا پيچاندن مي باشد گرفته شده است .
بافت دارايي به سه روش صورت مي گيرد كه عبارت است از :
1.   دارايي تاري ( Warp , Ikat  ) 
2.   دارايي پودي ( Walf , Ikat   )
3.   دارايي دو گانه
پارچه هاي دارايي كه در سالهاي گذشته در يزد توليد مي گرديد تماماً از ابريشم طبيعي بوده و از رنگهاي سنتي و گياهي نيز استفاده مي شده ، ولي در حال حاضر از نخ ويسكوز براي تار و از ابريشم مصنوعي يا ويسكوز براي پور استفاده مي گردد .
با نوع و شيوه بافت دارايي ، انواع پارچه جهت مصارف مختلفي همچون : رولحافي ، بقچه سوزني و روميزي توليد مي گردد .
با استمرار اين شيوه از سالها پيش و با پياده نمودن طرحها و نقشهاي بيشماري و با پياده نمودن           از ساده ترين تا پيچيده ترين و همچنين نقشهاي هندسي اين « هنر ـ صنعت » از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته و هنوز هم از آن نام و نشاني به جاست . پارچه هاي دارايي را هيچگاه مانند هم نمي توان يافت و هركدام نرمي و مواجي ويژه و مخصوص به خود را دارد كه آن را از انواع ديگر بافتهاي رنگين و كلافه اي (باتيك) متمايز مي سازد .



16-  احرامي بافي:
پارچه اي به نام « احرامي » يا « حرمي » با تار و پودي از پنبه ، معمولاً در اندازه هاي 70×100 و 90×120 سانتي متر توليد مي شود . پارچه مذكور با عرض 70 سانتيمتر داراي 22 چله و با عرض 90 سانتيمترداراي 28 چله مي باشد . پارچه احرامي دورنگ است كه عموماً سياه و سفيد بوده ، اما به رنگهاي سبز و سفيد قرمز و سفيد ديده شده است و يك صنعتگر بافنده مي تواند روزانه 4 عدد احرامي به اندازه هاي 70×100 سانتيمتر را توليد نمايد . اين فرآورده ها در قديم بيشتر مورد استفاده حجاج قرار مي گرفته و در حال حاضر با تغيير كاربري به عنوان روميزي ، سجاده ، جانماز و ... مورد استفاده است .

17-  سفره بافي:
بافت اين نوع فرآورده قبلا در بسياري از مناطق روستائي كه بافندگي در آنجا رواج داشته توليد مي شده است
اين نوع سفره مربع شكل در ابعاد 90*90 سانتي‌متر بوده و براي تهيه اين نوع منسوجات از نخ پنبه‌اي كارخانه‌اي نمره 10 كه توسط زنان خانه‌دار به طور خانگي و با دستگاه چاله‌اي و با شانه 20 و توسط خود بافنده رنگرزي مي‌شوده بافته مي شده است.
اين محصول به مقدار كم و آنهم فقط در بعضي از نقاط و روستاها توليد مي‌شده كه در حال حاضر متاسفانه منسوخ شده است.

18-  شالبافي:
تهيه پارچه‌اي به نام «شال» نيز در شهر يزد در گذشته معمول بوده است كه به صورت كارگاهي توليد و با استفاده از دستگاههاي 8 وردي بوده است.
دستگاه بافندگي مذبور داراي 8 ورد و چهار پدال بوده ويك نفر به وسيله آن با 6 تا 7 ساعت كار روزانه قادر بوده يك طاقه شال به اندازه 25/4 متر در 90 سانتي متر تهيه نمايد. مقدار نخ مصرفي براي توليد يك طاقه شال حدود 750 گرم بوده كه قسمت عمده آن نخ پنبه‌اي است و تنها در حاشيه آن نخ مرسريزه به كار مي رود.
در بخش اشكذر فعاليت دستبافي ديگري به نام شال بافي معمول مي‌باشد اما اجناسي كه در اين ناحيه توليد مي شود و به نام شا ل  قابل استفاده است با پارچه‌هاي شال يزدي كاملا متفاوت بوده و بيشتر در روستا ها قابل استفاده است،‌بدين معني كه بافندگان از موادي چون موي بز، پشم گوسفند و كرك شتر، فرآورده‌هائئ به وزن 2 تا 4 كيلوگرم جهت حمل ميوه، علوفه و بار تهيه مي‌‌نمايند.علاوه برتوليد به شالبافي به كارهاي كشاورزي نيز مي‌پرداختند.
مواد اوليه‌اي كه در توليد فرآورده‌هاي مزبور مورد مصرف قرار مي گرفته،‌ رنگرزي نشده و بدين علت منسوجات توليدي خود رنگ مي‌باشد.يك عدد فرآورده به اندازه 1*25/10 متر حدود 2200 گرم وزن داشته و ماده اوليه‌ي كه در توليد آن به كار مي رفته به طور عمده مو و به مقدار كم پشم بوده است.  مصنوعات مزبور اغلب به رنگهاي سياه و قهوه اي بوده و نقوش آنها ساده و راه راه بوده كه به هر گوشه فرآورده  نيز ريسمان ضخيمي از جنس خود محصول دوخته  مي شده كه در مواقع حمل بار ‌آنها را به يكديگر متصل و گره مي‌زدند.
بافت اين نوع محصول متاسفانه در سطح استان منسوخ شده است.


19-  پتوبافي:
توليد پتو دستباف در بخش‌هاي اشكذر، خرانق از توابع يزد به طور خانگي و توسط زنان مرسوم است و براي بافت آن از دستگاههاي ساده 2 وردي كه با حركت پا كار مي كنند و نيز شانه‌اي نئي و ماكو و متيز به كار گرفته مي شود.
پتو ابتداء به طول 22 متر و عرض 50 سانتي متر توليد و به چهارتكه تقسميم و از بهم دوختن آنها پتويي به ابعاد 220*200 سانتي متر مي شود. سپس آن را در آب و به كمك دست و پا مالش ميدهند تا نقاط دوخته شده به صورت نمد  درآيد و صاف نمايان گردد.
20-  پلاس بافي:
پلاس بافي يكي ديگر از فعاليت‌هائي است كه به مقدار كم در شهر يزد مشاهده مي‌شود. تا سال 1353 حدود 4 دستگاه بافندگي پلاس در يزد موجود بوده است اما در حال حاضر متاسفانه بافت پلاس انجام نمي گردد.
مواد اوليه اين فرآورده كه معمولا در اندازه 5/2*5/3 متر توليد مي‌شود به ترتيب عبارت است از نخ پنبه‌اي نمره 2 و نخ پنبه اي نمره 5 مقدار توليدساليانه يك بافنده به طور متوسط 150 عدد پلاس در اندازه‌ فوق بوده است.

21- ارمك بافي:
ارمك بافي يكي از فعاليت‌هاي دستبافي و خانگي موجود در استان يزد محسوب مي‌گردد. تهيه پارچه‌هاي دستباف ارمك در گذشته قبل از توسعه كارخانجات وماشين هاي برقي نساجي در شهرستان يزد رواج فراواني داشته است ولي اكنون به سبب افزايش منسوجات ماشيني متنوع با كيفيت بهتر و گسترش عرضه آنها با قيمت كمتر از فعاليت ارمك بافي با وسائل دستي به مقدار زيادي كاسته گرديده است.
مواد اوليه مورد مصرف ارمك بافان بيشتر شامل نخ مرسريزه نمره 32 و نخ پنبه‌اي نمره 2 يك لا مي‌باشد كه نخ مرسريزه جهت تار و نخ پنبه اي جهت پود به كار مي رود ولي گاه ممكن است تار اين فرآورده‌ از نخ ابريشمي مصنوعي باشد. اكثر دستگاههاي دستي ارامك بافي چهاروردي است ولي هنگام بافت به صورت دستگاههاي دو وردي عمل مي‌‌كند. بدين معني كه وردها به صورت دو به دو به يكديگر متصل بوده و با هم بالا و پايين مي رود. ارمك معمولا با عرض 75*90 سانتي متر بافته مي شود و اغلب بافندگان اين فرآورده را زنان تشكيل مي داده است. براي تهيه يك رويه كار از پارچه نامبرده با عرض 90 سانتي متر و طول 25 متر حدود 5/3 كيلو نخ لازم است كه نصف ‌آن تار بوده و نصف ديگرنخ پود است. و ميزان توليد يك بافنده به طور متوسط روزانه حدود 5 سانتي متر بوده است.

22- كرباس بافي:
در بسياري از نقاط استان يزد، به ويژه اردكان و بخش خرانق صنعت خانگي ديگري رواج دارد كه دست‌اندركاران را بيشتر زنان خانه‌دار تشكيل مي دهد. و به كمك دستگاههاي ابتدائي و ساده چلهاي منسوجات با عرض 50 سانتي متر و طول 60 متر توليد كه تار و پود آن را نخ پنبه‌اي كارخانه‌اي نمره 10 تشكيل ميدهد و به كرباس شهرت دارد كه دستگاهها معمولا داراي دووردي مي باشند.
مواد اوليه مصرفي نخ پنبه اي كارخانه اي نمره 10 و نشاسته جهت شو( آهار زدن) مي‌باشد.
توليد روزانه يك .بافنده در حدود 20 متر است. عمليات رسيدگي شو(آهارزدن)  توسط خود بافنده انجام مي‌گيرد و از آنجا كه كرباس نسبت به ساير منسوجات ارزانتر تمام مي شود‌ بيشتر براي بسته بندي كالا- لايه لباس و كيسه حنا و به عنوان تنظيف مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
كه البته در حال حاضر بيشتر به صورت كارخانه‌اي توليد مي‌گردد تا توليد خانه اي.
 
22-  زيورآلات سنتي:
سابقه توليد و استفاده از زينت آلات محلي و زيورآلات كه در واقع آن را مي توان مكمل لباس و پوشاك سنتي و نيز البسه بانوان دانست ، بسيار طولاني است . به نظر مي رسد مهمترين عامل در قدمت و پيشينه طولاني جواهرات محلي ، حفظ آداب ، رسوم ، عادات ، سنن و در مجموعه فرهنگ جامعه توسط روستاييان و عشاير بوده است زيرا امروزه در جوامع شهري كمتر مي توان نشاني از لباسهاي سنتي يافت و بانوان جاي استفاده از زينت آلات محلي ، از زيورآلات ـ كه آن هم داراي  سابقه اي كهن ـ و حتي جواهرات جديدي كه انواع طرحهاي خاص دارد استفاده مي كنند .
در حال حاضر جواهرات محلي تركمن ، كردستان و سيستان و بلوچستان بيش از زينت آلات ديگر مناطق كشورمان معروف است .
مواد اوليه مورد مصرف در ساختن زيورآلات محلي شامل طلا و نقره است و ابزار كار صنعتگران را نيز وسايلي نظير كوره ، سندان ، چكش ، سمباده ، سوهان ، انبر دست ، سيم چين ، مته و .... تشكيل مي دهد . عامل اصلي در توليد اينگونه محصولات ، همان ذوق و مهارت صنعتگران است كه با دقت و حوصله خاص ، زيورآلات محلي را با حفظ خصوصيات و ويژگيهاي آن توليد مي كنند .
اززيورالات سنتي استان مي توان به: النگو، گوشواره، زنجير چينابي، زنجير هل وگل و ... اشاره نمود.

23 - حصير بافي :
حصيربافي يا بافت بوريا را مي توان بي گمان به عنوان يكي از قديمي ترين صنايع دستي نام برد .
حصيربافي در ايران از سابقه و قدمتي طولاني برخوردار است و امروزه در مناطق مختلف كشور هر جا كه دسترسي به برگ درخت خرما ، ساقه گندم ، ني و تركه امكان پذير باشد مي توان نشانه هايي از حصيربافي و سبدبافي را يافت .
مواد اوليه مورد مصرف حصيربافان به نسبت تنوع محيط جغرافيايي متنوع است . در استان يزد توليد فرآورده هاي مختلف حصيري شامل : بادبزن ، جارو ، سبد و كلاه حصيري از برگهاي درخت خرما تهيه مي شود .
در حصيربافي از ابزار و وسايل بسيار محدود و ابتدايي نظير داس ، انواع كارد ، سوهان ، درفش ، قيچي و سوزن استفاده مي شود . اين ابزار عموماً براي قطع گياهان ، امر ساختن را تسهيل مي نمايد . آنچه بيشتر محصولات حصيري را تشكيل مي دهد مهارت و ذوق هنرمندان است .

24- زيلو بافي :
زيلو يكي از صنايع دستي روستايي معمول در ميبد است كه تا چند سال قبل صدها خانوار از محل درآمد آن امرار معاش مي كردند . زيلو هر چند به ظاهر يك فرش نخي ساده است ، اما بررسي فنون و تكنيك بافت آن نشان مي دهد كه غناي فرهنگي و فكر و انديشه بارور شده اي در پس هر تار و پود آن نهفته است . هرچند ممكن است امروز احياء چنين صنعتي مقرون به صرفه نباشد ، ولي از تجربه موجود در اين بخش مي توان در جهت فراهم آوردن امكاناتي مناسب با شرايط زمان استفاده نمود .
زيلو در نقش و بافت شباهت زيادي به حصير و بافت شباهت زيادي به حصير دارد و نيز مثل حصير يكي از موارد استفاده آن در مساجد و مصلي و اماكن متبركه است . بنابراين مي توان احتمال داد كه زيلو بافي يا مرحله تكامل يافته حصيربافي است و يا بافندگان آن از اين صنعت الهام گرفته اند .
زيلو فرشي است كه تار و پود آن از نخ پنبه است و در اندازه هاي 4×3 و 3×2 بافته مي شود . زيلو از نظر كاربري به سه نوع تقسيم شده است كه معمولاً تفاوت ظاهري آن در نوع رنگهايي است كه انتخاب مي كنند . زيلوهايي كه با رنگ سفيد و آبي مي بافند فقط مورد استفاده آن در مساجد و امامزاده ها است و زيلوهايي كه به رنگ آبي و قرمز مي بافند و به زيلوي « جوهري » شهرت دارد از نوع نامرغوب و ارزان قيمت ترين زيلوهاست. اما مرغوبترين نوع زيلو «تفتال» نام دارد كه به رنگ سبز و نارنجي است.

25 – حوله بافي :
براي بافت اين نوع پارچه ها از دستگاههاي چهار وردي كه فرآورده هايي در ابعاد 110×150 سانتيمتر دارد استفاده مي گردد .
براي حوله بافي از نخ پنبه اي استفاده مي شده كه در حال حاضر اين صنعت در استان در حال منسوخ شدن است .

26 – پادري بافي :
علاوه بر توليد فرآورده هاي حصيري از الياف و رشته هاي موئي ساقه درخت خرما ، بافت پادري و كفپوش نيز رايج و مرسوم است .
براي توليد پادري و كفپوش ابتدا الياف موئي ساقه درخت خرما را خيس آنرا زير پارچه مرطوبي نگهداري مي كنند تا نرم و انعطاف پذير شود . سپس الياف حاصله را تابيده و به ريسمانهاي مقاوم و محكمي تبديل و آنگاه ريسمانهاي بدست آمده را بر روي چهارچوب ويژه اي كه تقريباً به اندازه فرآورده هاي توليد شده مي باشد سوار نموده و بافتن را آغاز مي نمايند . تار فرآورده را همان ريسمانها تشكيل داده و الياف موئي را از لابه لاي تارها عبور و با دفتين بافت را محكم مي كنند و اضافي الياف را بريده تا قسمتهاي خارجي صاف و يكسان گردد .
بعد از اتمام بافت ، روي فرآورده را به وسيله دستگاه مخصوصي كاملاً صاف و يكنواخت نموده و توسط محلول كلر آنرا شستشو و سپس نقاشي و رنگ آميزي مي كنند كه با انجام فعاليت هاي فوق ، در انتها محصول جهت فروش آماده مي شود .

27 – كار بافي :
براي بافت اين نوع پارچه از دستگاههاي چهار وردي كه فرآورده توليد شده توسط اين دستگاه در ابعاد 60×20 مي باشد و مواد اوليه مورد مصرف آن شامل نخ دولا مرسريزه نمره 32 جهت تار و نخ نمره 20 مرسريزه يك لا جهت پود ، سريشم و نشاسته است . اين هنر ـ صنعت هنوز در شهرستان ميبد به صورت نيمه فعال رواج دارد و با صنعتي شدن دستگاهها و از رونق افتادن بازار فروش اين نوع محصولات ، خطر منسوخ شدن اين رشته صنايع دستي و بومي استان را تهديد مي كند .   

28 – چيلانگري :
صنعت چيلانگري (آهنگري سنتي) از قديم الايام در استان يزد رايج بوده است و امروز به نواحي مهريز ـ ندوشن ـ عقدا ـ سخويد و خضرآباد محدود مي شود .
بيشترين مواد اوليه مصرفي در اين رشته شامل : فولاد ، انواع شاخ ، چوب و برنج مي باشد و مهمترين وسايل و ابزار كار مورد استفاده ، شامل : سوهان ، چكش ، گيره و سندان ، زغال سنگ و آهن مي گردد . از محصولات توليدي رشته آهنگري سنتي مي توان به : قپان سازي (كه منسوخ شده است) ، قندچين سازي ، قندشكن سازي و چاقو سازي اشاره نمود .

29 – گيوه بافي :
گيوه نوعي پاي پوش ايراني وبسيار راحت و مناسب با آب و هواي ايران (به ويژه مناطق خشك) است. رويه گيوه از نخ پنبه اي تهيه مي شود كه باعث رسيدن هوا به پا شده و آن را خنك نگه مي دارد .
بهترين نوع گيوه « ملكي » نام دارد كه معمولاً با نخ پنبه اي (خودرنگ) بافته مي شود اما گيوه در رنگهايي همچون مشكي و قهوه اي نيز ديده مي شود .
در مراحل توليد گيوه عموماً رويه گيوه و دوخت آن به تخت گيوه توسط زنان صورت مي پذيرد و تخت كشي گيوه توسط مردان .

30- گره چيني چوب :
يكي از صنايع دستي تزئيني ـ كاربردي ايران « گره چيني چوب » نام دارد . به گره چيني ، گره بندي نيز مي گويند . در هنر گره چيني به وسيله زواياي چوبي ، نقوش هندسي به وجود آورده و با استفاده از رنگهاي مختلف چوب (خودرنگ) قاب پنجره ، در ، تابلو و ... اشياء كاربردي و زيباي ديگري توليد                مي نمايند . پنجره و درهاي گره چيني ، داراي شيشه هاي رنگي مي باشد كه اين از زيبايي خاصي و منحصر اين هنر است .

31 – چاقو سازي :
چاقو سازي صنعتي ديرينه و دارايي سابقه اي كهن در ايران است و سابقاً بهترين سلاح ها توسط اين هنرمندان ساخته مي شده است .
مواد اوليه هنر چاقوسازي آهن است و دسته چاقو را از شاخ گوزن و يا عاج تهيه مي نمايند ، در گذشته روي دسته شمشيرها و غيره را مرصع كاري نيز مي نموده اند و اين كار امروزه به صورت ساده تري انجام مي گيرد . ابزار كار چاقو سازان چكش ، پتك ، قيچي ، كوره و ... است . اين هنر ـ صنعت به دليل سختي و مشقت زياد كار متأسفانه در حال منسوخ شدن است اما در شهرستانهاي خضرآباد ـ سخويد هنوز مي توان ردپاي اين هنر دست ساز را يافت .


32 – كاشي سازي هفت رنگ :
كاشي هفت رنگ ، به مجموعه اي از كاشي هاي يك اندازه ، يك شكل (معمولاً مربع شكل ) و يك رنگ گفته مي شود كه در كنار هم قرار مي گيرند تا طرح و نقش مورد نظر بر روي مجموعه آنها (طبعاً بر روي هر كاشي قسمتي از نقش انعكاس مي يابد كه در ارتباط با كاشي هاي ديگر كامل مي شود) اجرا شود و موقعيت نصب آن را به هنگام نماسازي مشخص سازد .

33 – كاشي سازي معرق :
كاشي معرق عبارت است از قطعه هاي بزرگ و كوچك بريده شده كاشي كه براساس طرح با نقوش مختلف و رنگهاي متفاوت تراشيده شده و كنار يكديگر قرار مي گيرند و به شكل بزرگتري در مي آيند و به عبارتي ديگر به قسمتي تزئين كاشي : مركب از قطعات مختلف ريز ريز كه آنها را بر حسب نقوش هندسي و اشكال بنايي بريده شده و در كنار يكديگر قرار مي دهند ، اطلاق مي گردد . انواع رنگهاي كاشي مورد استفاده در كاشي معرق عبارتند از : سفيد ، آبي تيره ، فيروزه اي ، سبز و پرتقالي و ...

34 – سفال و سراميك :
سفالگري از قديمي ترين صنعت است كه به دست بشر به وجود آمده و زادگاه آن ايران است . اولين نمونه هاي سفال متعلق به ده هزار سال قبل است . از روي نمونه هاي بدست آمده مي توان فهميد كه در آن زمان از كوره پخت سفالگري بي اطلاع بوده اند و احتمالاً ظروف گلين توليدي خود را در كنار همان آتشي كه براي پختن گوشت شكار مهيا مي كردند ، مي پختند ولي با اين وجود ظروف آنان به قدر كافي محكم بوده است .
در شش هزار سال قبل از ميلاد اولين نشانه پيدايش كوره پخت ، در صنعت سفال ديده مي شود و در سه هزار و پانصد سال قبل از ميلاد چرخ سفالگري ساده اي كه با دست حركت مي كرد ساخته شد . پيدايش چرخ سفالگري تحول بزرگي را در اين صنعت بوجود آورد و امكان توليد محصولات بيشتر را فراهم كرد .
طرز كار سفالگران نقاط مختلف ايران و همچنين ابزار كار آنان كم و بيش همانند است . در روستاها و بخشها صنعتگران محلي كه غالباً كار اصلي شان كشاورزي است ، در اوقات فراغت به توليد سفال           مي پردازند . البته در بسياري از شهرها ، سفالگران و سراميك سازان با استفاده از روشهاي جديد توليدي و حتي استفاده از قالب با بهره گيري از دانش و اطلاعات نظري در كار توليد محصولات هستند .
در توليد محصولات سفالگري ، صنعتگران دست ساخته هاي خود را به صورت منقوش                  عرضه مي كنند . براي نقاشي روي سفال دو روش وجود دارد :
1.   نقاشي روي لعاب كه « رورنگي » ناميده مي شود .
2.   نقاشي زيرلعاب كه « زير رنگي » ناميده مي شود .
در نقاشي به طريقه زيررنگي پس از پخت اول سفال ، نقوش دلخواه را با رنگهاي مورد نظر كه همانند لعابهاي رنگي با اكسيدهاي فلزات مختلف ساخته مي شود بر روي آن به وجود آورده ، سپس روي تمام سطوح داخلي و خارجي ظرف را با يك لعاب بي رنگ مي پوشانند و چون نقاشي ها زيرلعاب قرار مي گيرند اصطلاحاً آن را زيررنگي مي نامند .
در نقاشي به طريقه رورنگي نقاشي روي لعاب قرار مي گيرد و پس از لعاب كاري و پختن لعاب ، روي آن را نقاشي مي كنند . اين نوع نقاشي ساده تر از نقاشي زير رنگي است ، زيرا اگر نقشي به اشتباه زده شود به راحتي قابل پاك كردن است ولي بديهي است كه دوام نقاشي زيررنگي را ندارد .

35 – خورجين بافي :
خورجين بافي ، بافته اي است داراي ، كه در اكثر مناطق روستايي و جوامع عشايري با نقوش هندسي توليد مي شود . مواد اوليه آن از پشم هاي رنگي ، نخ پنبه اي و گاه موي بز مي باشد كه موارد مصرفي نظير حمل و نقل پشت دوچرخه ، موتور و يا چهارپايان را دارد . خورجين حمل بار براي اسب ، « هورسبان » و خورجين بار براي الاغ « هور » ناميده مي شود . عرض اين دستبافته بين 30 تا 90 بوده و به صورت قواره اي بافته مي شود .

36 – پلاس بافي :
اين فرآورده به ابعاد 250× 350 سانتيمتر توليد مي شود و در توليد آن از نخ پنبه اي نمره 2 جهت تار و نخ پنبه اي نمره 5 به مصرف پود مي رسد . توليد ساليانه يك صنعتگر بافنده به طور متوسط 150 تخته پلاس به اندازه هاي ذكر شده ، بوده است . متأسفانه در حال حاضر به دليل عدم بازار فروش مناسب براي اين نوع محصولات و عدم استقبال جهت فراگيري و آموزش اين صنعت تقريباً نيمه فعال و رو به منسوخ شدن است .

37 – قندچين سازي :
در حال حاضر توليد اين نوع فرآورده تنها در منطقه هاي تفت ( نير ـ سخويد ) ، ندوشن                 صورت مي پذيرد . اين نوع توليدات ، توليداتي از رشته آهنگري سنتي مي باشد .
از ابزار و وسايل كار در اين رشته مي توان به نورگري ، گاز ريز طلاچيني ،‌دم گرد ، دم پهن ، ورجه اشاره نمود . متأسفانه به دليل عدم بازار فروش در سطح استان و عدم استقبال جوانان و ساير اقشار براي فراگيران اين هنر ـ صنعت كه موجب شده اين هنر نيمه فعال به شمار آيد و رو به منسوخ شدن برود .

1

اردكان

اردكان:

شهرستان اردكان يكي از شهرستانهاي استان يزد در مركز ايران است. شهر اردكان مركز اين شهرستان است. جمعيت اين شهرستان در سال ۱۳۸۵، برابر با ۷۳٫۲۹۲ نفر بوده است. شهرستان اردكان 32% پهنه استان يزد (بيش از 24 هزار كيلومتر مربع) را در خود جاي داده و وسيعترين شهرستان در استان يزد است. اين شهر در روزگار آباداني آن در محلي به نام زردك قرار داشته و ديوارهاي تاريخي آن هنوز پا برجا ست. اين شهرستان داراي سه بخش مركزي، بخش خرانق و بخش عقدا مي باشد. معمار گفتگوي تمدنها آقاي خاتمي متولد اين شهرستان مي باشد.



درباره اردكان:

جغرافيا و اقليم:

شهر اردكان در طول جغرافيايي 53 درجه و 48 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 32 درجه و 20 دقيقه شمالي واقع شده است. اردكان بر سر راه تهران به كرمان و بندرعباس واقع شده كه اين راه از مركز شهر (جاده سنتو يا دكتربهشتي) ميگذرد و در قلب كوير مركزي ايران جاي دارد. موقعيت قرارگيري شهر در دشت يزد-اردكان مي باشد. در قسمت غربي شهر آبادي هاي دهستان عقدا، در قسمت جنوبي دهستان بفروئيه ميبد ، در قسمت شرقي دهستان زرين قرار دارند.
شهر اردكان از جنوب به شهر ميبد، از شمال به باغات پسته، از غرب به زمين هاي زراعي و از شرق به خانه باغهاي معدودي محدود ميشود. مساحت شهر اردكان 2868 هكتار است. فاصله هوايي شهر اردكان تا تهران 446 كيلومتر، فاصله زميني شهر تا يزد 60 كيلومتر و تا ميبد 10 كيلومتر است.
از نظر توپوگرافي، بخش عمده شهرستان با خط تراز تقريبي 1500 متر محدود مي شود. تنها حدود 5% مساحت شهرستان كوهستاني بوده و ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دريا 1234 متر است. در محدوده شهرستان بلندترين نقطه ارتفاعي مربوط به كوه خوانزا با ارتفاع 3158 متر است. بلندي شهر اردكان از سطح دريا 1035 متر است.
ارتفاعات موجود در شهرستان اردكان به شرح زير است:
كوه هريشت (ارتفاع 1939): 12 كيلومتري شمال شرقي اردكان(محل قرارگيري پيرانگاه پير سبز هريشت، زيارتگاه، زرتشتيان)
كوه چك چك (ارتفاع 2745): 38 كيلومتري شرقي اردكان(در دامنه غربي آن محل زيارتگاه زرتشتيان، پيرسبز چك چكو)
كوه تپه ريگ (ارتفاع 1605): 25 كيلومتري شمال شرقي اردكان
كوه هاي خرانق (ارتفاع قله 3199 متر): جنوب شرقي شهرستان
كوه هاي ندوشن (ارتفاع 2817 متر): غرب شهرستان



وضعيت اجتماعي:

در سال 1375 در شهرستان اردكان نسبت شهرنشيني 79% بوده كه به دو شهر اردكان و شهر تازه تأسيس احمدآباد اختصاص يافته است (شهر احمدآباد در حدود 4500 نفر جمعيت دارد). شهر اردكان در سال 75 داراي 9472 خانوار معمولي ساكن با 43708 نفر جمعيت بوده و نسبت جنسي شهر معادل 107 مرد در مقابل هر 100 زن بوده است. اين ميانگين در سطح كشور 4/104 است. شهر اردكان از نظر جمعيت و وسعت پس از مركز استان (شهر يزد) اولين شهر استان است. جمعيت بافت قديمي شهر اردكان حدود 8/1 جمعيت كل شهر است.

سواد
از 38136 نفر جمعيت 6 ساله و بيشتر شهر، 81% جمعيت (26/86% مردان و 44/75% زنان ) با سواد بوده اند.

ويژگي هاي فرهنگي مردم اردكان
مردم شهر اردكان سخت كوش، با ايمان، بردبار و پاك انديش، ساده و بي پيرايه، متعصب در امور ديني و مقيد به برپايي عزاداري در چند ماه از سال هستند. تعصب و وابستگي خاص به مذهب، پشتكار و سختكوشي، مهمانوازي، صرفه جويي، سوداگري، همكاري و تعاون، روحيه كار، روحيه قناعت پيشگي و اقتصادي بودن، اهل ريسك نبودن و بي اعتمادي به اقليم و شرايط آب و هوايي و... ويژگيهايي هستند كه تا حدودي متأثر از شرايط اقليمي خاص منطقه (اقليم كويري و گرم و خشك) هستند.
مردم اردكان آريايي نژاد و ايراني الاصل هستند و به زبان فارسي و لهجه شيرين يزدي سخن مي گويند. بيشتر مردم شهر مسلمان و شيعه جعفري هستند و شماري زرتشتي نيز در ناحيه زندگي مي كنند. از جمعيت شهر اردكان 6/99% مسلمان و 4/0% زرتشتي، مسيحي و... هستند.



سوابق و پيشينه تاريخي:

آنطور كه از منابع و مآخذ بر مي‌آيد، اردكان در گذشته محلي در 10 كيلومتري شمال اردكان واقع شده و اكنون زردك Zardok ناميده مي‌شود و به رغم گذشت زمان مي‌توان خرابه‌هاي خانه‌هاي مسكوني، مسجد و بازار و قلعه و حسينيه قديمي اردكان را در آن مشاهده كرد. علت تغيير محل شهر را بعضي جاري شدن آب شيرين در محل فعلي اردكان ذكر كرده‌اند.
از متون تاريخي قديم چنين مستفاد مي‌شود كه رودخانه بزرگي از زابلستان تا كرمان و يزد و نزديكي نائين ادامه داشته است و همچنين دهها رودخانه فصلي و آبهاي سطحي از جنوب به شمال در جريان بوده كه اينها همه مي تواند منشاء تجمع مردم در اين منطقه باشد. از طرفي ديگر شيب ملايم زمين از جنوب به شمال موقعيت را براي احداث قنات مناسب مي‌نموده به همين جهت عامل اقتصادي يا آب و زمين مناسب براي كشاورزي باعث بوجود آمدن اين شهر كويري گرديده است.
اولين هسته شهر فعلي اردكان از قرن هشتم هجري پايه گذاري شده، بطوريكه محلات اطراف ميدان قلعه و محله چرخاب از محلات قديمي و نسبتاً سالم اين شهر محسوب مي شوند.
از شواهد بر مي‌آيد كه پس از تعيين محل جديد شهر اردكان، اولين بنا در محل ميدان قلعه فعلي بنا شده است. پس از گذشت مدتي بر اثر ازدياد جمعيت ميدان بالاده را در جنوب و مسجد زيرده از اين ميدان است. سپس در كنار مسجد جامع، بازار بزرگ و چهار سوق و حمام بازار را بنا كردند. اردكان تا عصر صفوي بصورت قريه و از توابع ولايت ميبد بوده است.



وجه تسميه:

اردكان از دو كلمه «ارد» و«كان» تشكيل شده كه « ارد» به معني مقدس و «كان» يعني معدن مي‌باشد و با اين تركيب واژه اردكان به معناي سرزمين مقدس مي‌شود، اما در جامع مفيدي «ارد» را به كسر الف به معني دور معني كرده و نوشته است چون اطراف اردكان معادن زياد وجود دارد، در نزد مردم اين منطقه به اردكان معروف گشته است.
مقارن با حمله مسلمانان به ايران و فرار ايرانيان از شهرهاي بزرگ خراسان به طرف مركز ايران، آنها در ميبد، يزد و ساير مناطق مركزي ايران ساكن شده‌اند. مردم نواحي اردكان چون اين خطه را براي كشاورزي مساعد ديدند به احداث قنوات و بنا اين شهر (اردكان) اقدام نمودند. بنابراين ممكن است بانيان اردكان زرتشتيان بوده باشند. در اين صورت ممكن است نام اردكان از كلمه ( ارتاكان) به معني راستي و درستي آمده باشد كه در آيين زرتشتي يكي از ايزدان است.



در كتب:

در كتاب يزد نامه به اردكان اشاره شده و از آن به محل توطن علما و حكما در قديم الايام (حدود قرن هفتم هـ.ق) ياد شده كه به يونان كوچك اشتهار داشته و داراي مساجد، خوانق، عمارات، باغات، بيوتات بوده و محل زندگي علما و فضلا بوده كه هر يك منازل دلگشا و بساتين روح افزا در آن  ساخته اند. در گذشته دور نيمه شمالي يزد محل درياچه اي بزرگ بوده كه از منطقه حوض سلطان در جنوب ري تا شمال دشت يزد ادامه داشته (درياچه ساوه) كه امروزه اثري از آن باقي نمانده است. خشكيدن اين درياچه را از وقايع هنگام ميلاد پيامبر اسلام مي دانند و سه ديه ي بيده، عقدا و ميبد در كنار اين دريا بودند و محل كنوني شهر اردكان زيرآبهاي درياي ساوه قرار داشته است.

 

1

معرفي صنايع دستي يزد

1.   نگاهي برنساجي سنتي استان يزد
2.   جدول منسوجات بومي منسوخ شده استان يزد
3.   زري بافي   
4.   مخمل بافي
5.   پرده بافي
6.   رويه لحاف
7.   شمدبافي
8.   چادر شب بافي
9.   بافت دستمال يزدي
10.   بقچه ،لنگ ،كيسه حمام
11.   قناويز بافي
12.   احرامي بافي
13.   ترمه بافي
14.   دنداني
15.   دارايي بافي
16.   سفره بافي
17.   شالبافي
18.   پتو بافي
19.   پلاس بافي
20.   ارمك بافي
21.   كرباس بافي
22.   زيورآلات سنتي
23.   حصيربافي
24.   زيلوبافي
25.   حوله بافي
26.   پادري بافي
27.   كاربافي
28.   چيلانگري
29.   گيوه بافي
30.   گره چيني چوب
31.   چاقو سازي
32.   كاشي سازي هفت رنگ
33.   كاشي سازي معرق
34.   سفال و سراميك
35.   خورجين بافي
36.   پلاس بافي
37.   قندچين سازي
- بسياري از پارچه‌هاو منسوجات استان منسوخ شده است. كه رشته‌هاي  بومي و منسوخ شده منسوجات يزدي به شرح زير مي باشد:

رديف   رشته بومي منسوخ شده (منسوجات)
1   زري بافي
2   كارت بافي
3   مخمل بافي
4   ترمه بافي
5   حوله بافي
6   دنداني
7   كيسه حمام
8   كرباس بافي
9   قناويز بافي
10   بقچه بافي


1 - زري بافي:
زري بافي يكي از هنرهاي قديمي ايران است و نمونه هاي پارچه ابريشمي زري كه از دوره ساسانيان به جا مانده، روشنگر اين موضوع مي باشد. استفاده از نخ زري در بافت پارچه از زمانهاي دور رايج بوده است. در زند اوستا از قاليچه‌هايي كه با نخ طلا بافته شده و همچنين از لباسهاي زر بفت داريوش سوم كه داراي جلوه‌اي خاص بوده ياد شده است. بر اساس برخي منابع چيني مربوط به قرن ششم بعد از ميلاد نمونه‌هايي از زري بافي ايران براي امپراتوري وو( wu ) فرستاده شده و در گزارشهاي مسافرين چيني به اين موضوع اشاره شده است . در گذشته تهيه پارچه‌هاي پشمي وزربفت درشوش، شوشتر، جندي شاپور و خراسان رايج بوده است.

_ وضعيت زري بافي در گذشته:
زري نفيس‌ترين و افسانه‌ترين منسوج ايراني كه در روزگار رونق و رواج خود، شهرتي عالم‌گير داشته و هم اكنون نمونه‌هايي از آن زينت بخش موزه‌ها و ساير و مراكز هنري ايران و ديگر كشورهاي جهان است. داراي سابقه‌اي طولاني از لحاظ بافت و توليد مي باشد. هر چند كه در تاريخ نساجي ايران زمان پيدايش زري ناپيداست، ولي به طور اجمال از تاريخ و كتب قديمه چنين استنباط مي‌شود كه نخست در زمان هخامنشيان و سپس درزمان ساسانيان بافتن پرده‌ها و پارچه‌هاي زري رواج داشته و  براي تزيين كاخ‌هاي سلاطين و كليساهاي جهان به كار مي رفته  است. ضمن آنكه "هرودوت"  و  "اوستا" چيزي شبيه به زري راوصف كرده‌اند.
 مراكز عمده زري بافي ايران در گذشته يعني اصفهان ،ابيانه يزد و كاشان، همواره مركز تجمع هنرمندان و طراحان و اساتيد  اين رشته از هنر _  صنعت كشورمان بوده و از مراكز فوق الذكر همواره بهترين وارزنده‌ترين پارچه‌هاي زري توليد و به ديگر نقاط جهان صادر مي‌شده است.

- مواداوليه در زري بافي:
عمده‌ترين ماده اوليه مورد مصرف در زري بافي، ابريشم طبيعي است كه براي بافت زمينه ابريشم ساده و براي بافت نقوش از نخ  ابريشمي  با رو پوش طلا يا نقره استفاده به عمل مي آيد كه نخ نوع دوم يعني روپوش دار در داخل كشور توليد نمي‌‌گردد و از خارج تامين مي شود.
رنگرزي نخ‌هاي ابريشمي نيز در گذشته تماما با استفاده از رنگهاي طبيعي صورت مي‌گرفته و امروز نيز اكثرا"  رنگهاي طبيعي ،تشكيل مي دهد و از رنگهاي شيميايي به ميزاني بسيار محدود و در مواردي خاص استفاده مي شود و بايد گفت كه يكي از ويژگيهاي چشمگير انواع منسوجات ايراني در روزگاران گذشته از جمله پارچه زري، در ‌استفاده از رنگهاي طبيعي در رنگ‌ريزي نخهاي مصرفي آن بوده است. اميد آنكه زري اين پارچه ظريف و زيبا با ويژگيهاي خاص و هنرمندانه‌اش بيش از بيش  مورد توجه قرار بگيرد و مجددا" احياء شده و از هنرمندان و اساتيد آن خاص بعمل آيد.
- چگونگي توليد پارچه زري:
توليد زري به دو صورت  انجام مي‌گيرد:  
    1-  با استفاده از دستگاههاي سنتي
    2-  با استفاده از دستگاه ژاكارد

1- دستگاههاي سنتي:
 زري بافي كه نزد اهل فن به دستگاههاي «دستوري» شهرت دارد از شكل ظاهري تا حدودي شبيه ساير دستگاههاي نساجي سنتي مي‌باشد، و كار توليد توسط دو نفر صنعتگر يعني يك نفر بافنده و يك نفر «گوشواره كش » (همانند دستگاههاي سنتي  ترمه‌بافي) صورت مي‌‌پذيرد و در واقع مي‌ توان گفت پارچه‌ زري حاصل هماهنگي و همكاري و هنر، بافنده و گوشواره كش مي‌باشد.

2-استفاده از دستگاه ژاكارد:
 براي توليد زري داراي سابقه‌اي چندان طولاني نيست و دستگاه ژاكارد به خاطر افزايش سرعت در توليد پارچه زري و صرفه‌جويي در هزينه وقت صنعتگران به كار گرفته شده است.
با استفاده از دستگاههاي سنتي زري بافي،‌مي‌توان به توليد حدود 30 سانتي متر در روز  دست بافت  حال آنكه در صورت استفاده از دستگاه ژاكارد اين ميزان به حدود100 سانتي متر در روز افزايش مي‌يابد.
در توليد زري تماما از طرحها و نقش‌هاي اصيل و سنتي استفاده مي‌شود و به جرات مي‌‌توان اظهار نمود كه اكثر نقشهاي سنتي و حتي نقش‌هاي غامض و پيچيده، طي قرون و اعصار متمادي توسط هنرمندان زري باف بر روي پارچه زري پياده شده است و اين طرحها نه تنها شامل طرحهاي ويژه پارچه بلكه شامل طرحهاي و نقش‌هاي ويژه سنگ و سفال و فلز و قالي و ... و حتي طرحهاي ظريف مينياتوري نيز مي شود كه  با ذوق و مهارت سرشار طراحان و بافندگان به اجراء در آمده است.

4- مخمل‌بافي:
- تاريخچه:
بدون ترديد مخمل را بايد از نفيس‌ترين پارچه‌هاي دستباف ايران دانست. زيرا پيچيدگي رو بافت،‌طرحهاي زيبا و پر نقش و نگار و مواد اوليه‌ي مرغوبي كه در توليد اين پارچه به كار مي‌رود، ويژگي خاص به آن بخشيده كه مخمل را از ساير دستبافتها متمايز مي‌سازد.
در خصوص زادگاه اين بافت بين صاحب نظران وحدت نظر وجود ندارد، چه عده‌اي آن را تنها بافت قرون وسطايي مي‌دانند كه از اروپا برخاسته است. از جمله آنكه «لاتور» به آن عقيده است كه ايتاليائيها تا قبل از قرن دوازدهم ميلادي آن را پديد آورده‌آند.« فيليس آكرمان» طرفدار همين نظر است و مي‌نويسد كه پس از آن تا پيش از قرن پانزدهم  ميلادي مخمل به ايران راه يافته است.
به هر حال از مجموع نظرات ارائه شده در خصوص زادگاه مخمل مي‌‌توان چنين نتيجه گرفته كه : مخمل‌بافي كم و بيش در يك زمان در ايران و ايتاليا و چين تكامل يافته است.
مخمل ظاهرا پديدآورده روش حلقه‌زني است كه از سال 260 پيش از ميلاد در مصر بكار مي رفت. چه بافتهايي كه  از حفاريهاي دوره دودمان يازدهم به دست آمده نشان مي دهد كه الگوها با حلقه‌زدن تارها و پودهاي اضافي ايجاد شده است. تكه‌‌اي از بافته‌هاي قبطي در موزه بافندگي شهر ليون اين تارهاي اضافي را دارد و گواه ان است كه ازتكامل روش حلقه زني مصريها به وجود آمده است. ولي فاصله ميان اين منشاء احتمالي مخمل و مخملهاي داراي بافت ابريشم پر مايه امروزي چه از نظر زمان و چه مراحل تكامل بسيار است.
قديمي‌ترين مخمل ايراني كه تاكنون شناخته شده مربوط به قرن دوازدهم يا پانزدهم ميلادي است كه در موزه هنرهاي تزئيني پاريس نگهداري مي‌شود. ضمن آنكه بزرگ مخمل بافي درايران در سده‌هاي گذشته ؛ كاشان يزد، تبريز، مشهدو هرات بوده و اين پارچه نفيس از قرن شانزدهم از جمله صادرات مهم ايران به شمار رفته است.
براي توليد مخمل از ابريشم طبيعي استفاده مي‌شود و نقشهاي اصيل و سنتي مخمل به روي اين پارچه حالت برجسته دارد كه اين امر نشانه بارز تبحر ‌و مهارت و در عين حال دشواري بافت آن است.


5- پرده‌بافي:
طبق انجام تحقيقات در استان يزد و بررسي كارگاههاي سنتي دراستان در حال حاضر متاسفانه كارگاه پرده‌بافي‌ فعالي در سطح استان وجود ندارد، و ليكن تا چند سال پيش بافت پارچه پرده‌اي انجام مي‌گرفته است.
بافت پارچه پرده‌اي منحصرا در شهرستان يزد معمول و بافندگان اكثرا مرد بوده‌اند. دستگاه بافندگي فرآورده‌ مذكور چهاوردي بوده است.
براي تهيه يك رو يه كار به طول 200 متر و عرض 25/1 متر عموما 5 بقچه نخ ويسكور تابيده نمره 32 و 9 بقچه نخ پنبه‌اي نمره 5 جهت تار و پود مصرف مي‌كند. توليد سالانه يك پرده باف به طور  متوسط 3 رويه كار به   بوده است.

6- رويه لحاف :
در شهرستان يزد تهيه پارچه دستباف ديگري به نام رويه لحاف معمول بوده و مهمترين ماده اوليه كه در توليد آن به كار مي رود نخ ابريشم مصنوعي نمره 150 است كه نحوه رنگرزي نخ مورد مصرف در تهيه رولحافي مشابه رنگرزي نخ قابل استفاده در بافت روميزي است.
رويه لحاف به وسيله دستگاه چهار ورودي با عرض متوسط 5/1 متر و طولهاي متفاوت بافته مي‌شود و بعد از تهيه به قواره هاي 210*135 سانتي‌متر نيز هستند كه بيشتر به مصرف روتختي مي‌رسد.
تار اين مصنوع از نخ ويكوز دولاي تابيده‌ي نمره32 و پود آن از نخ پشمي است و براي هر روتختي در ابعاد پيش گفته شده حدود 400 گرم نخ تار و 450 گرم سانتي ‌متر نيز در بين بافندگان يزد رايج است كه براي هر قطعه حدود 600 گرم نخ پنبه ي 6 لا جهت تار و حدود 120 گرم نخ پشمي 76 جهت پود مورد استفاده قرار مي‌گردد.
فرآورده‌هاي ياد شده كلا به وسيله دستگاه چهار وردي بافته مي‌شود ولي طي سالهاي اخير استفاده از نوعي دستگاه هفت وردي كه قادر به تهيه پارچه‌هايي با عرض 5/3 متر نيز مي باشد در بين بافندگان رواج يافته وبه وسيله آن منسوجاتي توليد مي‌‌كنند كه در نوع خود منحصر به فرد است.



7-  شمد بافي:
شمد نوعي پارچه ابريشمي يا پنبه‌اي است كه معمولا به عنوان روانداز در فصل تابستان استفاده مي‌شود. در تهيه شمه از ابريشم مصنوعي به عنوان پود و از نخ پنبه‌اي نمره 20 دولا به عنوان تار استفاده مي‌شود. كه هم  اكنون اكثرا توسط دستگاههاي تك فاز بافته  مي‌شود.
شمدها معمولا 150*220 سانتي‌متر است و داراي 27 چله مي‌‌باشد.

8- چادر شب‌بافي:
چادر شب‌بافي يا كاربافي نوعي صنعت خانگي است كه بيشتر در شهرستان يزد، اردكان و بخش زارچ تهيه مي‌گردد. مردان و زنان در كنار كشاورزي به بافت چادر شب مشغول و بيشتر در ابعاد 200*200 سانتي متر با طرح چهار خانه يا پپچازي تهيه مي‌شود و با رنگهاي مركب از نيلي، قرمز،‌زرد،‌سبز و مشكي آميخته شده اكثرا به مصرف رختخواب پيچي مي‌رسد.
نوع مواد اوليه‌اي كه براي چادر شب مصرف مي‌گردد مختلف بوده و از لحاظ قيمت نيز متفاوت است،‌ ولي به طور كلي اين مواد شامل نخ پنبه‌اي نخ و يسكوز، مواد رنگي و نشاسته مي‌باشد. براي چادر شب رختخواب پيچي از نخ 30 دولا ويسكوز جهت تار و در بعضي مواقع از نخ 20 دولا ويسكوز نيز استفاده مي‌شود و پودر آن را نخ نمره 12 يك لا ويسكوز تشكيل مي‌دهد. ولي براي چادر شب صحرائي كه بيشتر در كشاورزي از آن استفاده مي شود نخ مورد مصرف در تار و پود آن را به ترتيب نخ نمره يك لا پنبه‌اي و نخ 20 دولا تشكيل مي دهد.
دستگاههاي چادر شب بافي چهار وردي بوده و عرض اغلب آنها 5/2 تا 3 متر است.


9- بافت دستمال:
كه سه نوع دستمال مي باشد:
الف) دستمال عشايري
ب) دستمال ابريشمي  
ج) دستمال مرسريزه

الف) دستمال عشايري:
توليد دستمال عشايري در استان يزد به صورت كارگاهي كه  دستبافان مرد با دستگاه سنتي چاله اي كه قدمت آن به قرنها مي رسد در كنار دستگاههاي تك فاز بيشماري متدوال است. سهم زنان در توليد دستمال فقط به گره زني و ماسوره پيچي محدود و ويژگي دستمال عشايري به دليل متفاوت بودن ابعاد آن است، ولي بيشتر در اندازه هاي 120*120 سانتيمتر بافته مي شود.
هر بافنده در روز با دستگاه چهار وردي چوبي در ازاي 8 الي  10 ساعت كار طاقت‌فرسا قادر به توليد 2 عدد دستمال مي باشد. دستمالهاي عشايري مختص شهرستان يزد بوده و بنا به اظهارات دست‌آندكاران به صورت ساده و الوان هفت رنگ تهيه مي شود.
براي بافت يك دسته 8 تايي دستمال عشايري قريب به 650 گرم نخ ابريشم مصنوعي نمره 120 رنگرزي شده نياز است كه درمدت 4 روز به اندازه هاي معمولي بافته مي شود.
با انجام مراحل ذيل نخ تارآماده بافت مي‌گردد:
1- آهاركشي يا شوكشي    
2-  ماسوره پيچي يا وركني
3- چله كشي ياتنيدن
4- پيوند زني
  5-  گره زني
اغلب بافندگان دستمال در محله‌هاي قديمي مجتمع و اكثرا پير و سالخورده و سن آنها بين 50 تا 70 سال است و تعداد دستبافان دستمال عشايري استان به 25 نفر مي رسد.

ب ) دستمال ابريشمي:
بافت اين نوع دستمال در شهرستان يزد رايج و از ويژگيهاي آن نسبت به ساير دستمالها بافت 2 نقش كاملا متفاوت در دو طرف آن است كه به زيبايي و هنر و خلاقيت اين رشته مي افزايد. موقعيت فعلي توليد دستمال ابريشمي 2 نقش به دليل صرف وقت زياد و هزينه بالا و نبودن تقاضاي كافي با دستگاههاي سنتي از رونق هميشگي افتاده و به ميزان بسيار كمي بافته مي شود. با مروز زمان اين فرآورده منقوش واصيل دستباف جاي خود را به دستمال ابريشمي يك نقش و الوان هفت رنگ به اندازه هاي 25/1*25/1 سانتي متر داده است كه توسط دستگاه‌هاي سنتي دستي توليد مي شود. از سوي ديگر دستمالهاي ابريشمي يك نقش و 2 نقش در شهر يزد و بخش اشكذر به وسيله ماشينهاي ژاكارد معمول گشته و بازار را از دست بافندگان سنتي گرفته‌اند.
عمده‌ترين ماده اوليه مورد مصرف نخ ابريشم، مصنوعي است و مراحل توليدان مشابه به نوع عشايري است با اين تفاوت كه براي هر دسته 8  تايي دستمال ابريشمي حدود يك كيلوگرم نخ ابريشم مصنوعي است و از يك بقچه 12 تارو پود قريب به 10دسته 8 تايي و يا 80 دسته در دستمال به مدت 2 ماه بافته مي شود.

ج) دستمال مرسريزه:
دستمال مرسريزه نخي به صورت كارگاهي توسط دستابافان مرد متداول و مواداوليه ي مورد مصرف شامل نخ دولا مرسريزه نمره 32 جهت تار و نخ نمره 20 مرسريزه يك لا جهت پود،‌سرپشم و نشاسته است . اين نوع دستمال معمولا دراندازه‌هاي 90*90 بافته مي‌شود. هزينه‌هاي ماسوره پيچي،‌آهارزني،‌رنگرزي چله‌پيچي و گره‌زني نيز اضافه مي گردد. هر بافنده در روز در ازاي 8 ساعت كار مي تواند 3 عدد از آنرا توليد نمايد. دستگاههاي بافندگي دستمال نخي‌چها وردي و عينا مشابه ساير دستگاههاي رايج است.

10-  بقچه ، لنگ ، كيسه حمام:
به وسيله دستگاهها چهار وردي و با نخ ابريشمي نمره 150 فرآورده‌هايي در ابعاد 110*150 سانتي‌متر توليد كه بيشتر به مصرف بقچه ولنگ و كيسه حمام مي رسد گاهي نيز براي بافت لنگ از نخ پنبه‌اي نيز استفاده مي كنند.

11-  قناويز:
نوعي پارچه كه در سالهاي گذشته در يزد بافته مي‌شده است قناويز نام دارد كه متاسفانه در حال حاضر بافت آن ديگر انجام نمي شود.
اين پارچه باعرضهاي 80*90 سانتي متري بافته‌ مي‌شده كه براي بافت قناويز باعرض 70 سانتي متر 30 چله و با عرض 90 سانتي متر 42 چله به كار مي‌رفته است. و يك بافنده روزانه 5 تا 6 قناويز مي بافته است.
نخ مورد مصرف نيز ابريشم مصنوعي بوده و به عنوان آستر لباس مورد استفاده قرار مي‌گرفته است.


12-  احرامي بافي :
بافت پارچه‌اي به نام «احرامي» با تار و پود پنبه‌اي معمولا در اندازه‌هاي 70*100 سانتي متر و ديگري 90*120 سانتي‌متر تهيه مي‌شود. با عرض 70 سانتي متر داراي 22 چله و با عرض 90 سانتي متر داراي 28 چله است. يك نفر بافنده مي‌تواند روزانه 4 عدد احرامي به ابعاد 70*100 سانتي‌متر ببافد. اين نوع پارچه‌ها بيشتر مورد مصرف حجاج قرار مي گيرد.

13- ترمه بافي:
- ترمه چيست؟
پارچه ترمه به پارچه ظريف و لطيفي اطلاق ميشود كه از دو سري نخ تار وپود كه با دست بافت بافته شده باشد به نحوي كه پود در پشت پارچه به صورت آزاد و تراكم پودي آن زياد باشد .جنس آن از كرك و پشم يا ابريشم با طرحهاي اصيل و سنتي ايران است .

- تاريخچه ترمه
شروع ترمه بافي در ايران به اوايل دوره صفويه مي رسد هر چند برخي را عقيده بر آنست كه زادگاه اصلي ترمه قلب آسياي مركزي و ارتفاعات كشمير است عده اي نيز بر اين باورند كه ترمه بافي در ابتدا درايران آغاز گرديد و سپس به كشمير راه يافته است .آنچه در خصوص اين پارچه بسيار ظريف ميتوان گفت اين است كه ذوق و سليقه و ابتكار ايرانيان در ظرافت بافت ،جنس و طرحهاي خيال انگيز آن در جهان كم نظير ميباشد .اين هنر در دوره شاه عباس صفوي به اوج شكوفايي و تكامل خود دست يافت ، كه شهره جهان گشت و به يكي از محصولات صادراتي ايران            مبدل شد .

- مراحل بافت ترمه :
الف) مواد اوليه مصرفي :
 نخستين مرحله بافت ترمه تهيه كردن مواد اوليه آن است .معمولا ترمه از پشم و ابريشم مي بافند اما پشم سفيد رايج ترين پشمي است كه در بافت ترمه مورد  استفاده قرار مي گيرد زيرا ميتوان آنرا با هر رنگي كه دلخواه است رنگ آميزي نمود .پشم ترمه بايد مرغوب باشد و الياف بلندي داشته باشد كه گوسفندان ايران و كشمير داراي پشمهاي نرم و محكم خوبي بوده و تا حد زيادي براق و سفيد است و بهترين پشم گوسفند در ناحيه پهلوها – شكم – پشت گردن و سر وساق پا قرار دارد و معمولا اين پشمها براي بافت ترمه استفاده مي گردد .نحوه آماده كردن – ريسيدن و رنگرزي كردن و بافتن پشم در قرن 16 ميلادي در ايران پيشرفت زيادي كرد . دوره شاه عباس صفوي را مي توان دوران اوج و شكوفايي صنعت ترمه بافي عنوان كرد ، به دليل اينكه شاه عباس طراحان برجسته اي را از چين وارمنستان به ايران دعوت كرد تا هنر نوين خود را به ايرانيان تعليم دهند به همين دليل ترمه هاي آن زمان زيبايي و برجستگي خاصي پيدا كرد .

ب) شستن پشم :
 پس از تهيه مرغوب ترين پشم ، اولين قدم تميز كردن پشم از چربي و چرك موجود ومحلول در آن است ، كه بايد قبل از رنگرزي انجام شود .ايرانيان معمولا قبل از اينكه پشم گوسفندان را قيچي كنند حيوان را 10 دقيقه در آب ميشويند سپس براي جدا كردن مواد چربي از پشم آن را دربازها (قليا)خيس كرده و سپس چندين بار با آب مي شستند تا با اينكار ناخالصي ها پاك و پشم براق گردد .

ج ) سفيد كردن پشم :
 در ايران از دو روش براي سفيد كردن پشم استفاده ميشود .
روش اول : پشمها را در چمنزار پهن مي كردند تا پس از جذب شبنم و تبخير آن در روز سفيدتر گردد و اين عمل را چندين مرحله انجام مي دادند .
روش دوم: استفاده از مشتقات گوگرد براي سفيد كردن پشم .

د)ثابت كردن رنگ :
 بعد از اينكه پشم ها به اندازه كافي سفيد شدند ، نوبت رنگ نمودن آنهاست كه يكي از مهمترين مراحل تهيه پشم براي بافت ترمه مي باشد . چون رنگهايي كه مستقيم بكار برده شوند دوام و ثبات ندارند و رنگرزهاي ايران براي رفع اين مشكل ، از موادي بنام دندانه استفاده مي كردند . دندانه ماده شيميايي معدني است كه توانايي جذب رنگ را در پشم افزايش مي دهد .براي اينكه دندانه واكنش مطلوب خود را در رنگرزي كسب كند بايد قبلآ خالص گردد . رايج ترين دندانه ها كه در ايران بكار مي رفتند عبارتند از : زاج سفيد ـ قلع ـ روي ـ كلر ـ سرب و سولفاتهاي ديگر كه مواد معدني و مازوج و برگ سماق و غيره كه مواد گياهي بودند .

ه) رنگرزي به وسيله رنگهاي طبيعي و گياهي :
 رنگ ترمه هاي ايراني معمولا از گياهان طبيعي تهيه مي شود .اين رنگ ممكن است از ريشه ، تنه ، برگها ، گل ، ميوه و يا پوست گياهان بدست آيد . چون حفظ پارچه هاي ترمه پشمي بسيار مشكل است و در اثر رطوبت و بيد از ميان رفته اند و اطلاعات كمي از رنگ آنها باقي مانده است.

_ انواع ترمه
انواع ترمه هاي ايراني و كشميري بشرح زير مي باشند:
1-   شال چهرقدي :
 اندازه آن 5/1*5/1 مي باشد و براي روسري يا بقچه بكار مي رود كه هم لچك ترنجي آن متداول بوده و هم نوع گلدار آن .
2-   شال راه راه :
كه بر دونوع  است :
الف) شال راه راه پهن
ب) شال راه راه باريك
كه هركدام نوع مصرف خودش را متناسب با سليقه افراد در استفاده از آنها دارد .
3-   شال اتابكي :
 از نوع كشميري است و از پشم بسيار لطيف بافته مي شود.
4-   شال بندي :
نقشه آن شبيه لانه زنبور است و داخل هر خانه يك گل يا يك بته مي خورد
5-   شال محرمات :
به نوعي شال راه راه گفته مي شود كه پهناي رههاي آن متفاوت است .
6-   شال كشميري :
 به انواع شالهاي بافت كشمير گفته مي شود كه معروفترين آن نقشه بته جقه ،نقشه شاخ گوزني و نقشه درختي مي باشند.
7-   شال زمردي :
نوع اعلاي شال كشميري است كه زمينه نيلي با نقشه بته جقه و رنگهاي بسيار زنده بخصوص رنگ سبز زمردي دارد.
8-   شال كرمان :
 به تمام شالهاي بافت كرمان گفته مي شودو انواع گوناگون دارد .
9-    شال اميري :
 همچنانكه از نامش پيداست از انواع درباري و اعلاي شالهاي كشميري است عموما نقش بته جقه و شاخ گوزني آن ديده شده است .
10-  شال يزدي :
ترمه هاي يزدي به ترمه هاي بافت منطقه يزد گفته مي شود كه اكثرا يا راه راه هستند و يا گلهاي شاه عباسي مي خورند كه قديمي و ناياب هستند.

- ابزار كار و شيوه بافت ترمه
دستگاه بافندگي ترمه ،تقريبا شبيه ساير دستگاههاي نساجي سنتي ،چوبي است و در خود مناطق توليد وتوسط صنعتگران محلي ساخته مي شود .اين نوع دستگاهها چهار وردي است كه وردها توسط پدالهايي كه در زير پاي بافنـده قرار دارند بــه حركت در مي آيند .پس از تهيه مواد اوليه و تدارك دستگاه بافندگي كار چله كشي به شكلي كه در بافت ساير منسوجات دست بافت رايج است انجام و بدنبال آن عمل بافت آغاز مي گردد .هر دستگاه ترمه نياز به يك گوشواره كش دارد كه استادكار در پشت دستگاه نشسته و گوشواره كش در بالاي آن قرار مي گيرد كه كار وي انتخاب و تعيين نخهاي مخصوص جهت ايجاد نقش بر روي پارچه مي باشد و نقوشي كه معمولا بر روي ترمه هاي ايراني ديده مي شود حاصل و نتيجه همكاري گوشواره كش با استاد است .مطالعه و بررسي ترمه هاي موجود نشان دهنده اين واقعيت است كه بافت ترمه كار بسيار مشكل و طاقت فرسايي بوده است .بافت ترمه با دستگاههاي سنتي نياز به صرف وقت،دقت و مهارت فراوان بوده و به كمك اين دستگاه مي توان حدود 20 الي 25 سانتي متر ترمه مرغوب در طول روز ( معادل 8 ساعت كار مفيد ) بافت ولي با استفاده از دستگاه ژاكارد كه در حقيقت كار گوشواره كش  در دستگاههاي ساده بافندگي را انجام مي دهد توليد كمي افزايش يافته و به حدود 100 سانتي متر در روز رسيده است .يكي از حساس ترين وظايف بافنده انتخاب رنگ و هماهنگي آن مي باشد كه ترمه باف بايد سعي و دقت بسياري در آن بكار برد و دشواري اين مطلب وقتي روشن مي شود كه توجه كنيم تارهاي ترمه بايد همگي داراي يك رنگ و از يك جنس باشند و تنها انتخاب رنگ در مورد پودها متفاوت بود ، يعني زمينه هميشه ثابت و تنها در متن آن مي بايست انتخاب رنگها صورت پذيرد .
در بافتن ترمه موضوع بسيار حساس ديگر بكار بردن پودها و تارهايي با ضخامت متفاوت و همچنين طريقه بافت يعني گذاردن اين تارهاو پودها در كنار يكديگر مي باشد و چون رنگ تارهاثابت است بنابراين در بيننده تنها تركيبي از رنگهاي تار و پودها به چشم مي خورد كه خود بيانگر دشواري كار بافنده مي باشد .در بافتن شالهاي كشميري معمولا پود را در زير يك تار و از روي دو تار مجاور رد مي كنند و اين ترتيب در قسمتهاي ساده شال تكرار مي شود و در نقشه ها سعي مي شود كه اين ترتيب حفظ گردد ، مگر در جاهائيكه نقشه حكم كند كه پود از روي تعداد كمتر يا بيشتري تار رد شود .
نوع ديگر بافت وجود دارد كه زياد متداول نبوده و در آن پودهاي رنگي (پود نقشه) قسمت اصلي پارچه را تشكيل  نمي دهند يعني اگر پود شكافته شود جاي آن خالي نمي ماند و پود ديگري كه زمينه را تشكيل مي دهد نمايان مي گردد . اكثر شالهاي كشميري طوري بافته شده اند كه قسمت اضافه هر پود را در رج بعدي بكار برده اند و پشت ترمه نخهاي آزاد به چشم نمي خورد ولي در شالهاي كرماني قسمت اضافه پودها در پشت ترمه بلااستفاده و آزاد مي ماند ،شالهاي خراسان ويزد نيز مثل شال كرمان پشتشان داراي قسمتهاي اضافه پودهاي رنگي است .

- رنگهايي كه اطلاعاتي از آنها باقي مانده است :

نوع منبع رنگ   رنگ
رناس    نارنجي ـ قرمز
برگ حنا   قرمز ـ قهوه اي
ريشه توت   زرد
زردچوبه   زرد پررنگ
برگ توت   زرد روشن
پوست انار   قهوه اي ـ خاكستري
پوست بلوط    قرمز مايل به قهوه اي
برگ سماق    قرمز ـ قهوه اي
جفت    بنفش ـ قرمز
زعفران   آبي يا آبي تيره
پوست گردو   قهوه اي ـ  خاكستري
برگ مو   زرد روشن
برگ چاي    زرد ـ قهوه اي
كنده درخت بقم   بنفش ـ سياه
پوست خشخاش    قهوه اي
پوست درخت سيب   قهوه اي ـ زرد

يكي از وظايف مهم و مشكل بافنده ترمه انتخاب رنگ و جور كردن آنها ميباشد كه اين جور كردن يا از طريق رنگهاي متجانس و داراي هارموني انتخاب مي شود يا حتي ممكن است از انتخاب رنگ متضاد در يك فرم مشخص نيز نوعي تجانس و زيبايي به چشم بخورد كه اين مسئله يك راز در هنر ترمه ايران است .
- كاربرد ترمه در گذشته و حال:
ترمه در زمانهاي گذشته مصارف متنوع و گوناگوني داشته است كه از جمله:دوختن لباسهاي فاخر،اشرافي ، پرده، جانماز، خلعتي و… را مي توان نام برد . امروزه نيز از ترمه به عنوان پارچه مبلمان ـ پشتي و روميزي و … استفاده مي شود . مصرف كنندگان ترمه در گذشته بيشتر رجال و اشراف و پادشاهان بوده اند و در زمان حال اغلب اقشار متوسط و بالاي جامعه هستند كه آن را بعنوان هديه در عروسي ها و در اعياد و مراسم رسمي و خانوادگي به يكديگر تقديم مي كنند .

_ وضعيت ترمه در حال و گذشته:
صنعت ترمه قبل از ورود پارچه ها و منسوجات بافت كارخانه هاي ماشيني غرب به ايران از رونق چشمگيري برخوردار بوده است و به دليل مصارف و كاربرد متنوع آ ن در بين طبقات مرفه به بخشي از نيازهاي مصرفي پاسخ داده است به طوريكه تعداد دستگاههاي بافندگي در زمان قديم در يزد حدود 500 الي 700 دستگاه مي رسيده است اما در زمان حال اين صنعت دستي تقريباً منسوخ شده است .

_ علل نابودي ترمه در ايران:
صنعت بافت پارچه در قرن 19 ، يعني در اواخر حكومت قاجاريه با گسترش مناسبات سرمايه داري كه به صورت جبري و اجتناب ناپذير به فراخناي گيتي هجوم آورده بود و در پي غارت مواد خام و تصاحب بازارها جهت فروش كالا و سود بيشتر ، مواجه بود .
ساختار ايران در آن مقطع دچار يك ضعف مضاعف بود : از يك طرف به دليل ضعف تاريخي و اقتصادي ـ اجتماعي امكان توسعه سرمايه داري و به تبع آن ظهور يك طبقه سرمايه دار قوي با پشتوانه ملي را عاجز بود و از سوي ديگر، وابستگي حكومت به استعمار روس و انگليس بود كه هيچگونه تحرك و پويايي را در اقتصاد ملي ايران بر نمي انگيخت و سعي در فروپاشي صنايع داخلي و نابودي همه جانبه آن مي كرد و در نهايت با تسلط يافتن بر حوزه هاي اقتصادي و كنترل و تحت نفوذ در آوردن سياست داخلي و خارجي توانستند به نيات شوم خود جامه عمل بپوشانند .
علاوه بر اين موارد پايين بودن قدرت خريد مردم –گراني مواد اوليه –مقدار كم بافت در طول روز ـ ظهور ماشينهاي پارچه بافي و رقابتهاي بازرگاني را در اواخر دوره قاجاريه  ميتوان به عنوان عوامل مؤثر در منسوخ صنعت ترمه به شمار آورد .
اما مي توان با تقويت باورهاي فرهنگي مربوط به اشتغال در اين حوزه ( صنايع دستي ) ، ارائه امتيازات خاص به محدود شاغلين انگشت شمار در اين رشته هنري و حمايت همه جانبه از اين هنرمندان ، شاهد تحولي عظيم در اين رشته باشيم .

14- دنداني:
دنداني يا گل خورد به جامه زردتشتيان يزد نيز شهرت دارد و د رحال حاضر به اين بافت اصيل كمتر توجه شده و داراي شيوه بافتي ظاهرا ساده اما پرزحمت مي باشد و براي توليد آن ابتداء گروه‌هايي كوچك در پارچه زده مي‌شود و به همين جهت نقش اساسي و اصلي آن به صورت گلي ساده و يا خورشيد نمايان مي‌گردد كه معمولا در اطراف آن يك رشته گل‌هاي هفت رنگ نيز توليد مي‌گردد كه داراي 4 ترنج 4 گوش به رنگ قهوه‌اي متمايل به سياه در وسط و در ميان ترنج نقوش مدور با شيوه دنداني و به رنگ سفيد آجري بافته مي شود وسرانجام در نوار قرمز و سياه با حاشيه گلهاي دنداني به صورت دايره هايي با خطوط حاشيه دار، تركيب ساده

1

معرفي مختصر موزه هاي استان يزد

معرفي مختصر موزه هاي استان يزد :


الف) موزه هاي وابسته به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري .

1- موزه آئينه و روشنايي :

اين محل كه پيش از انقلاب اسلامي گفته مي شود كه به عنوان باغ و خانه يكي از سرمايه داران يزد مورد استفاده بوده است .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي با استناد به فتواي چهارمين شهيد محراب حضرت آيت ا... صدوقي به عنوان موزه قصر آئينه مورد استفاده عامه مردم قرار گرفت .
سبك معماري اين ساختمان تركيبي است از معماري سنتي و معماري اروپايي و شامل : اتاق هايي رو به استخر يا نشيمن بهاري ، اتاق خواب ، قسمت شاه نشين، حوضخانه و سرويس است .
قدمت قديمي ترين قسمت ساختمان كه با مصالح سنتي ساخته شده حدود 60 سال و از احداثات دوران پهلوي است مساحت كل زمين 81740 مترمربع و زيربناي آن 837 مترمربع است .
در حال حاضر اين مكان به عنوان موزه تخصصي آئينه و روشنايي مورد بازديد علاقمندان است و اشياء نمايش گذاشته و بصورت زير دسته بندي   مي شوند .
-    اشياء روشنايي پي سوز شامل : نصبي ، آويز ، پايه دار ، دستي
-    شمع سوز شامل : نصبي ، آويز ، پايه دار ، دستي
-    نفت سوزها
-    گاز سوزها
-    برق سوزها
-    مجموعه آئينه ها
- نشاني : خ كاشاني روبروي پارك هفت تير
- شماره تماس : 8240010
- تأسيس : 1377             
- تعداد اشياء : 124 مورد

2- موزه زيلو و پلاس ميبد :

زيلو يكي از كهن ترين دست بافته هاي ايراني است كه به عنوان فرش و زيرانداز مورد استفاده همگان قرار مي گرفته است ، تار و پود زيلو از نخها و الياف پنبه اي و بافت آن در عين سادگي اوليه ، نسبتاً و از فنون ويژه برخوردار بوده است .
برخلاف انواع ديگر فرش كه بيشتر در محيط هاي عشايري و سردسير رواج داشته ، بافت و بهره برداري از زيلو بيشتر در مناطق شهري و روستايي به ويژه در نواحي گرم و خشك مرسوم بوده است .
بهترين زيلوها را در ميبد مي بافتند و آنجا به اقصي نقاط كشور مي فرستادند . موزه زيلو و پلاس ميبد در مكان فرهنگي و تاريخي بنام كاروانسراي ميبد كه از جمله آثار به ثبت رسيده در فهرست آثار ملي كشور مي باشد به همت ميراث فرهنگي استان افتتاح شد .
در اين موزه تخصصي زيلوهاي موجود به دو گروه زيلوهاي قديمي و زيلوهاي جديد تفكيك مي شوند . تعداد زيلوهاي قديمي به 50 تخته مي رسد ، قديم ترين اين زيلوها ، زيلويي است متعلق به سال 808 هـ .ق كه توسط علي بيدي ابن حاجي ميبدي با طرح محرابي و يا فنون خاصي نسبت به زيلوهاي ديگر از سه رنگ آبي ، سفيد ، قرمز بافته شده است و زيلوهاي جديد نيز در سالهاي اخير و در كارگاهي كه قسمتي از همين موزه مي باشد و براي احياء نگاره هاي زيلو افتتاح شده بافته شده اند .
- نشاني : بلوار قاضي ميرحسين ـ كاروانسراي ميبد
- شماره تماس : 03527753020
- تأسيس : 1381            
- تعداد اشياء : 115 زيلو و پلاس
 

روند بنيانگذاري موزه زيلوي ميبد : 

 

 

زيلو، يكي از كهنه ترين دستبافته هاي ايراني است كه به عنوان فرش و زيرانداز مورد استفاده همگان قرار ميگرفته است تار و پود زيلو از نخها و الياف پنبه هاي و بافت آن در عين سادگي اوليه، نسبتاً پيشرفته و از فنون ويژه اي برخوردار است.
برخلاف انواع ديگر فرش كه بيشتر در محيطهاي عشايري و سردسير رواج يافته، بافت و بهره برداري از زيلو بيشتر در مناطق شهري و روستايي به ويژه در مناطق گرم و خشك مرسوم بوده است.
به گواهي گزارشهاي تاريخي، بافت زيلو از ديرباز در استانهاي فارس و خراسان و آذربايجان و نواحي پيرامون كوير رواج داشته و در منطقه يزد بيشترين و بهترين زيلوها را در منطقه ميبد ميبافته اند و از اينجا به اقصي نقاط كشور مي فرستاده اند.
در روزگار گذشته، زيلو علاوه بر مصارف خانگي در اماكن عمومي به ويژه مساجد، مدارس و زيارتگاه ها و اماكن متبركه وسيعاً مورد استفاده قرار ميگرفته است و هنوز هم كمتر مكان عمومي قديمي است كه نمونه هايي از زيلوي ميبد در آن يافت نشود.

متأسفانه در سالهاي اخير، با رواج موكت و كفپوشهاي ديگر، بازار اين دستبافته ارزشمند و بادوام ملي از رونق افتاد و دشواريهاي فروش به اضافه پاره اي دشواريهاي توليد، موجب شد كه اين هنر - صنعت در آخرين پايگاه تاريخي خود (شهرستان ميبد) دستخوش يك بحران جدي و تهديد كننده گردد. از سوي ديگر شمار قابل توجهي از زيلوهاي تاريخ و نفيس ميبد كه همه از سرمايه هاي ملي و هنري است، از قرنها پيش در شهرها و روستاهاي كشور پراكنده اند كه در مورد آنها بيم همه نوع آسيب و آفتهاي گوناگون وجود دارد.
واقعيتهاي ياد شده زمينه يك سلسله نگراني و به دنبال آن چاره انديشي براي احياء و پايداري اين هنر - صنعت در شهر تاريخي ميبد گرديد. از ده سال پيش انديشه تأسيس موزه زيلوهاي تاريخي شكل گرفت و همزمان كوششهايي در سازمان ميراث فرهنگي استان يزد و شهرستان ميبد آغاز شد. اين فعاليتها در سه زمينه اصلي ادامه يافت:
1- آماده سازي مكان موزه (كاروانسراي ميبد) بناي موزه كاروانسرايي قديمي است كه توسط ميراث فرهنگي كشور در طي پنج سال مرمت شده است. اين كاروانسرا در مجموعه كارواني ميبد واقع در بلوار قاضي ميرحسين قرار گرفته است. 2- بازآفريني نگاره هاي سنتي (كارگاه موزه) نگاره هاي زيلو كه تعداد آن به عدد هشتاد ميرسد توسط استاد كار برجسته زيلو (استاد حبيب باغستاني) در كارگاه موزه زيلوي ميبد در حال احياء و بازآفريني ميباشد. 3- گردآوري نمونه هاي موزهاي زيلو نمونه هاي موزهاي زيلو با تلاش فراوان مسئولين فرهنگي شهر از مساجد شهرستان ميبد و ديگر شهرستانهاي استان و بعضاً خارج از استان گردآوري گرديده و جهت بازديد علاقه مندان به نمايش گذاشته شده است. اين نمونه ها كه تعدادشان به پنجاه و پنج تخته ميرسد از نفيس ترين نمونه هاي زيلوي قديمي ميباشند كه قديميترين آن زيلويي است متعلق به مسجد جامع ميبد كه بر روي آن تاريخ 808 هجري قمري بافته شده و قدمتي 615 ساله دارد. اينك به ياري خدا و با هماهنگي كوششهاي ياد شده، موزه زيلوي ميبد به عنوان يك موزه تخصصي در چارچوب برنامه هاي (معرفي و آموزش) سازمان ميراث فرهنگي كشور آغاز به كار نموده است.

 

 


                  
3- موزه مردم شناسي ابركوه :

اين موزه در خانه صولت با زيربناي 2200 مترمربع برپا شده است . اين خانه بصورت حياط مركزي و متعلق به دوران قاجاريه است . آنچه كه در اين خانه حائز اهميت است سردر بلند و مقرنس كاري شده و همچنين گچبري ها و مقرنس كاريهاي داخل حياط و ستونهاي آن كه به طرز زيبايي به شكل كاج خودنمايي مي كند . مجموع آثار موجود در اين موزه شامل انواع تفنگ ، طپانچه ، سندهاي قديمي ، سكه هاي قديمي رايج ايران ، اشياء تزئيني ، نسخ خطي و ... مي باشد . قديمي ترين اثر اين موزه به دوران اوليه اسلام تعلق دارد .
- نشاني : خيابان شهيد باهنر ـ كوچه پشت مسجدآقا ـ خانه صولت
                        - شماره  تماس : 03526823709
-  سال تأسيس : 1383    
- تعداد اشياء : 525
                
                
4- موزه مردم شناسي مهريز :

مكان اين موزه بنام حمام قديمي استهريج به شماره 2897 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است اين محل تا چندي پيش به عنوان حمام مورد استفاده بوده است كه با مرمت و بازسازي و تغيير كاربري به موزه مردم شناسي تبديل گرديد . اين بنا از دو قسمت حمام كوچك و حمام بزرگ تشكيل شده است . فضاهاي داخلي حمام بزرگ شامل ورودي هشتي محل نشستن حمامي بوده ، راه پله كه فرد را به عمق 3 متري هدايت مي كرده ، رختكن يا سربينه كه فضايي هشت ضلعي با سقف بلند و آجري كه سكوهايي در اطراف جهت نشستن و پوشيدن لباس داشته و ...
سبك معماري ، معماري سنتي دوره قاجاريه است و 650 مترمربع مساحت دارد و در كليه فضاهاي حمام كه تبديل به موزه شده است وسايل مردم شناسي شامل ابزار و ادوات جنگي و كشاورزي ، پوشاك سنتي ، اسناد و قباله هاي قديمي ، ظروف شيشه اي و فلزي ، سفالي و غيره به نمايش گذاشته شده است .
- نشاني : خيابان جمهوري اسلامي ـ نرسيده به حسينيه بزرگ
- شماره تماس : 03525226590
- سال تأسيس : 1381            
 - تعداد اشياء : 742


5- موزه رجال اردكان :

اين موزه در خانه مرحوم آيت ا... خاتمي كه يكي از آثار و ابنيه تاريخي شهرستان اردكان مي باشد تأسيس شده است . اين بنا شامل راهروي ورودي ، حياط بيروني و دروني ، اتاقهاي سه دري و ... است . از جمله مختصات و ويژگيهاي منحصر بفرد اين بنا گچبري زيبا ، وجود سه بادگير و دو راه آب است كه در قديم اهالي خانه از آن استفاده مي كردند اين خانه به شماره 9116 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است . در اين موزه زندگي نامه ، تصاوير و آثار مكتوب مشاهير و علماي بزرگ اردكان به نمايش درآمده است . از جمله مي توان به زندگي نامه حاج شيخ علي بهجتي ، آخوندملاعلي اردكاني ، آيت ا... حاج سيدمحمدرضا خاتمي و ... اشاره كرد .
- نشاني : خيابان آيت ا... خامنه اي ، محله چرخاب ، كوچه آيت ا... خاتمي
- شماره تماس : 03527221718     - سال تأسيس : 1383
-  تعداد اشياء : 28 زندگي نامه

6- موزه سفال و سراميك ميبد :

مكان اين موزه در آب انبار حاج علي محمد ميبد است ، وسعت اين آب انبار 400 مترمربع و داراي دو بادگير مي باشد، اصلي ترين مصالح بكار رفته در اين آب انبار آجر ، خشت ، گل و آهك مي باشد و فضايي براي نگهداري انواع سفالهاي زيبا و سنتي شهرستان ميبد از جمله انواع ظروف ، سرويس هاي سفال روميزي ، سفالهاي قديمي اهدايي و ... خواهد بود .
-    نشاني : خيابان شهيد جعفري نژاد ـ آنبار انبار حاج علي محمد
                        - شماره تماس :
- سال تأسيس : در حال احداث    
- تعداد اشياء :
-                
7- موزه مردم شناسي تفت :

اين موزه در خانه رزاقيان به شماره ثبت 12353كه يكي از ابنيه تاريخي ، فرهنگي  و متعلق به دوره ي  قاجار مي باشد  در حال راه اندازي است اين بنا داراي عناصر و ويژگيهاي منحصربه فردي همچون بادگير ، خيشخان ، هشتي ، كلاه فرنگي ، حياط مركزي ، تزئينات گچبري و ... مي باشد . مساحت تقريبي اين بنا 750 مترمربع و اعياني آن 550 مترمربع است .
- نشاني : محله گرمسير ، جنب مسجد ملاحيدر ، خانه رزاقيان
- شماره تماس :    03526223800      
- سال تأسيس : در حال راه اندازي
 - تعداد اشياء :





ب) موزه هاي وابسته به ساير سازمانها و يا بخش خصوصي


1- موزه آب :

اين موزه در راستاي معرفي ارزشهاي فني ، مهندسي ، هنري ، فرهنگي و تاريخي يزد و همزمان با برگزاري نخستين همايش بين المللي قنات در ارديبهشت 79 در محل خانه كلاهدوزها افتتاح شد . اين بنا به وسعت 720 مترمربع و متعلق به دوره قاجار مي باشد . اشياء موجود در اين موزه شامل : وسايل حفر قنات ، ابزار و ادوات اندازه گيري حجم آب ، وسايل تأمين روشنايي در قنات ، اسناد و مدارك خريد و فروش آب ، وقف نامه هاي قديمي،  كتابچه ميراب ها و اسناد توزيع آب و ...    مي باشد .
-  نشاني : ميدان شهدا ـ ابتداي خيابان قيام
- شماره تماس : 6268340
- سال تأسيس : 1379        - تعداد اشياء : -

2- موزه مردم شناسي اردكان :

اين موزه شامل بخشهاي زير مي باشد ،
بخش مردم شناسي كه غني ترين بخش موزه است و شامل وسايل كار و زندگي مردم درگذشته است .
بخش باستان شناسي كه شامل سنگ هاي تاريخي ، سكه ها و اشياء قديمي است .
بخش گياه شناسي كه شامل گياهان دارويي و گياهان وحشي است .
بخش جانور شناسي كه در آن حيوانات وحشي و برخي حيوانات استثنايي مانند گوسفند هشت پا و گوساله دو سر بصورت تاكسيدرمي شده نگهداري مي شوند .
بخش فرهنگي شامل عكس ها ، كتابهاي خطي و چاپي از علماي اردكان .
بخش اسناد شامل صدها سند تاريخي ، وقف نامه و صداق نامه و ...
- نشاني : بلوار آيت ا.. خامنه اي ، جنب حوزه علميه         
- شماره تماس : 03527220030
- سال تأسيس : 1370            - تعداد اشياء : 3000


3- موزه ميرزا محمد كاظميني

 

 


مقدمه
از ديرباز شيفتگان و تشنگان وادي علم و معرفت با دستيابي به آثار مكتوب و گران سنگ دانشمندان و فرهيختگان و مصنوعات هنرمندان از دوران كهن تمدن بشري به سرچشمه هاي زلال حقيقت رهنمون گرديده اند. بديهي است كه منابع و مآخذ معتبر كه محصول فكر و انديشة بزرگمردان علم و دين در طول تاريخ بوده سبب رشد و شكوفايي فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي مي گردد. بدون شك حفظ و صيانت از اين اندوخته ها و دستاوردهاي فكري و هنري در ساية همت و تلاش نگاهبانان و حافظان ميراث مكتوب كه همواره در راه گسترش و اعتلاي فرهنگ ميهن اسلامي گام نهاده اند ؛ ميسّر مي شود.
كتابخانه :
در راستاي نيل به اين هدف والا پژوهشگر و نويسنده عاليقدر جناب آقاي ميزا محمد كاظميني، از شخصيتهاي برجسته علمي و فرهنگي و مؤسّس بنياد معظّم فرهنگي _ پژوهشي ريحانه الرسول(س)، با انجام اين رسالت فرهنگي و اجتماعي مجموعه اي ارزشمند از كتب علمي گوناگون بخصوص در رشتة تاريخ جمع آوري و در سال 1383 با بيش از بيست هزار عنوان كتاب و ده هزار نشريّه و اسناد مطبوعاتي در زاد روز ولادت حضرت زهرا(س) وقف نمودند ؛ كه هم اكنون بعنوان كتابخانه تخصصي تاريخ از آن نام برده مي شود .
 لازم بذكر است كه مجموعه كتابخانه و موزه ( شامل هفت گنجينه ) طي سه وقفنامه مجزا پس از تأييد مراجع معظم تقليد،دفتر مقام معظم رهبري و سازمان اوقاف و امور خيريه و شخصيتهاي علمي وفرهنگي به آستانه مقدس امامزاده جعفر(ع) يزد اهداء گرديده است.
موزه :
 موزه ايشان شامل هفت گــنجينه است كه به شرح زير مي باشند :
1- گنجينه قرآن و كتب اديان:
انسان در طول تاريخ براي رشد و تعالي منش هاي انساني و طي مدارج معرفتي تا رسيدن به بالاترين مراحل خداشناسي و يكتاپرستي گذرگاههاي فراواني را طي نموده است . در واقع رسالت انبياء الهي از حضرت آدم(ع) تا حضرت ختمي مرتبت محمدبن عبدالله(ص) يادآور اين طريق طولاني و مسير پرفراز و نشيب است كه انسان موحد و حقيقت پژوه ، بي نياز از مطالعه و شناخت آن نيست.
كتب آسماني،گران سنگ ترين يادگارهاي تكاملي انسانيت انسان در فرازهاي مختلف تاريخ اند.
هر چند كتب آسماني در اصل جملگي از جانب پروردگارند و سخن حضرت حق به شمار مي روند ؛ اما از آنجا كه كافران و مشركان نيز در مسير دائمي مخالفت خود با آئين هاي الهي و موحدان هيچ گاه از پاي ننشسته و با همه توان خود به معاندت با خدا و موحدان برخاسته اند؛ مــتاسفانه اين كتب از خطر تحريف در امان نمانده اند .( كما اينكه نسخه هايي كه امروز از اين كتابها وجود دارد متعدد مي باشد و در قول و شيوه تفاوتهاي اساسي با يكديگر دارند،) تشخيص چگونگي اين اختلافات و تعيين سره از ناسره از جمله تكاليف اساسي است كه بر دوش پژوهشگران آئين هاي الهي و عموم حق پژوهان و دين باوران گذاشته شده است .
گنجينه قرآن و كتب آسماني شامل بخشهايي از صحف حضرت ابراهيم(ع) ، مزامير(زبور) و انجيل پنجگانه(مَتي، مُرقس، لوُقا، يوُحنا، بَرنابا ) و برخي از كتب معروف به كتابهاي عهد عتيق مانند تورات، حكمت سليمان، كتاب حضرت ايوب(ع) و اوستا(كتاب آئين زرتشت) مي باشد . در واقع مجموعه نسبتا كاملي از كتابهاي آسماني و منسوب به اديان الهي در اين گنجينه جمع آوري گرديده است .
آنچه بر غناي اين گنجينه مي افزايد نسخه هاي متعدد خطي نفيس قرآن كريم به عنوان آخرين و كاملترين وحي نامه الهي است. قرآن كتابي است بس پر ارج كه عليرغم وجود نسخه هاي فراوان از آن در سراسر جهان،هيچ گونه تحريفي در آن وجود ندارد . آئينه تام و كاملي كه متضمن نام پيامبران الهي و اهداف و رسالات آنان مي باشد.
به اميد اينكه اين گنجينه مهد انديشه و تدبر در آيات الهي و معرف تمدن كهن بشري و بستري براي گسترش دين و معنويت در جامعه باشد.  اين گنجينه شامل 300 اثر خطي نفيس موجود مي باشد كه در ايام ليالي قدر در سال 1389 وقف گرديده است.
2- گنجينه اسناد و نسخ خطي:
گنجينه اسناد و نسخ خطي شامل چهل هزار سند ارزشمند خطي، دو هزار نسخه خطي و دو هزار نسخة چاپ سنگي است. كهن ترين نسخة اين گنجينه نسخه اي مربوط به قرن چهارم هـ ق مي بـــاشد . نسخي از دهــــة نهم هجري به بعد، چون سبحه الابرار جامي ، كليات سعدي آراسته به تصويرهاي مينياتوري زيبا ، ديوان حافظ به سفارش سلطان فريدون حسين ميرزا بايقرا، جام جم اوحدي مراغه اي، فرهاد و شيرين وحشي بافقي در مرحله بعد قرار دارند .
 طومار سي و شش متري شجره نامه آدم تا خاتم(ع) و سلسله سادات عريضي يزد و اصفهان با قدمت سيصد سال از نسخه هاي منحصر به فرد اين گنجينه به شمار مي آيد.
 فرمان هاي حكومتي، عهدنامه هاي تاريخي، نكاح نامه ها، وقف نامه ها و ادعيه مختلف از ديگر اسناد موجود در اين گنجينه است.
اين مجموعه در سال 1383 در زاد روز ولادت حضرت زهرا وقف گرديد.
3- گنجينة سكه و اسكناس:
مجموعه سكه هاي اين موزه يكي از غني ترين مجموعه هاي سكه ايران است كه به صورت علمي و تاريخي جمع آوري شده اند. و نمايشگر اوج غرور و عظمت ايرانيان مي باشند.
 سكه هاي موجود در ميان مجموعه سكه ها از شاهكارهاي هنر ايران باستان محسوب مي شوند؛ به گونه اي كه در ميان آنها سكه هايي از دوران هخامنشيان، مقدونيه، سلوكيان، اشكانيان و ساسانيان، همچنين حكومت هاي محلي ايراني مانند پارس، اليمائيد، خاراسن و نيز حكومت هاي اسلامي چون اموي، عباسي و ديگر سلسله هاي ايراني- اسلامي چون سامانيان، آل بويه و ... و حكومت هاي دوران معاصر مانند صفويه، افشاريه، قاجاريه، زنديه و پهلوي به چشم مي خورد.
همچنين وجود سكه هاي مختلف ضرب شده در شهر دارالعبادة يزد و سكّة بسيار زيبا و ارزشمند وليعهدي علي بن موسي الرضا(ع)، غناي موزة مذكور را دو چندان نموده است.
در اين گنجينه6700 سكه و بيش از پانصد قطعه اسكناس وجود دارد كه در سال 1385 وقف و اهداء گرديده است .
4- گنجينة عكس:
عكس هاي تاريخي، بزرگ ترين تبيين كنندة رخدادها و حوادث و معرف چهره ها، صنوف و طبقات اجتماعي هر دوره اي مي باشند. عكس از برخي از متون تاريخي موثق تر است؛ زيرا در مورد متون بيم تحريف مي رود؛ اما چنين شبهه اي در مورد عكس وجود ندارد.
 در اين گنجينه سي هزار عكس تاريخي نگهداري مي شودكه در سال 1385 وقف و اهداء گرديده اند .
5- گنجينه نگين، مهر و اشياء تاريخي:
نگين ها و عقيدة مذهبي در مورد فضيلت استفاده از هر كدام از آنها چون ياقوت، زمرد، دُرّ، عقيق، فيروزه و ... ، نقش هاي مختلف نگين ها مانند ان الله بالغ امره، العزه للله، الله الملك و ...، ، همچنين عقيده به خاصيت درماني سنگ ها، ارزش اين آثار را در پژوهش هاي مردم شناسي دو چندان نموده است.
 مهرهاي تجار ايران در دورة قاجاريه از ديگر اشياي ارزشمند اين مجموعه محسوب مي شوند.
 ظرف نمرودي و دُرّ علوي و ظروف ديگر، با نقش و نگارهاي متنوع از جمله ديگر آثار گنجينه مذكور هستند.
 دو هزار شي ء زيبا و ارزشمند ، مجموعه اين گنجينه را شامل مي شوند كه در سال 1385 وقف و اهداء شده اند .
6- گنجينة كبريت:
در گذشته گوگرد را كبريت مي ناميدند و در معناي امروزي كبريت به چوب كوچك و باريكي گفته مي شود كه در نوك آن گوگرد باشد. كبريت در زندگي عامة مردم با قيمتي نازل در دسترس قرار مي گيرد و از نظر مادي ارزش چنداني ندارد. اما آنچه حائز اهميت است نگاهي است كه مي توان به مجموعة گردآوري شده از كبريت هاي مختلف داشت. جمع آوري هشت هزار كبريت مربوط به هشتاد سال پيش تاكنون و تأسيس گنجينه اي منحصر به فرد ، به تنهايي موزه اي بزرگ براي ايران خواهد بود. در گنجينه كبريت موزه كاظميني 8000 كبريت با طرحها و ابعاد مختلف وجود دارد كه در سال 1385 وقف و اهدا شده اند .
7- گنجينة تمبر:
تمبر نمادي از ديدگاه، فرهنگ و گواهي بر رويدادهاي اجتماعي يك جامعه است. تمبرها را مي توان از نظر نوع رنگ، كاغذ، علائم، خطوط، موضوع ها و ... مورد بررسي قرار داد. به منظور انجام امور پژوهشي و ايجاد گنجينة تمبر، تهية مجموعة كاملي از تمبرهاي ايران قبل از انقلاب و بعد از انقلاب بالغ بر 30000 تمبر و خريد تمبرهاي جديد، پس از هر بار انتشار ادامه دارد. بخشي از اين گنجينه نيز اختصاص به تمبرهاي خارجي دارد.
گنجينه تمبر در سال 1385 وقف گرديده است .

 

»»» توضيحات به همراه تصاوير ارسالي در انجمن سايت

4- موزه مردم شناسي ميبد :

موزه مردم شناسي ميبد وابسته به مجموعه فرهنگي امام صادق (ع) در سال 1378 گشايش يافت . اين گنجينه گرانقدر با تلاش و كوشش تني چند از اعضا اين مجموعه و فرهنگ دوستان و علاقمندان به حفظ ميراث باستاني كشور و همكاري مردم آماده شد اشياء به نمايش گذاشته شامل انواع سفالينه ها ، دست افزارهاي گوناگون سنگ نبشته ها و نقش نگاره ها ، اسكناس و سكه هاي تاريخي ، نسخ و كتابهاي خطي و ... و شاخص آنها قطعات سفالينه با قدمت بيش از چهار هزار سال كه مربوط به عهد سلوكيان و سكه هاي دوره هخامنشي مي باشد .
- نشاني : بلوار قاضي ميرحسين ـ نرسيده به هلال احمر - شماره تماس : 03527756701
                            - سال تأسيس : 1381                                    - تعداد اشياء : 5340

5- موزه وزيري :

در اين موزه آثار تاريخي فرهنگي زير مورد بازديد علاقمندان قرار مي گيرد .
كتب و قرآن هاي نفيس خطي ، اسناد و قباله ازدواج ، وقف نامه ها ، سكه هاي ضرب يزد از قرن 7 تا دوره قاجار ، فرمان هاي سلاطين و حكام ، رجال و ابنيه هاي تاريخي ، ترمه پارچه و ظروف سراميك و مسين .
- نشاني : خيابان شهيد چمران ـ طبقه فوقاني كتابخانه مروج
- شماره تماس : 6247888
- سال تأسيس : 1378        
 - تعداد اشياء : 827


6- موزه سكه و مردم شناسي حيدرزاده :

موزه سكه و مردم شناسي حيدرزاده در خانه عرب زاده كه از بناهاي قديمي دوره قاجاريه است راه اندازي شده از ويژگيهاي منحصربه فرد اين بنا گچبريهاي زيبا با نقوش اسليمي منقوش به اشعار مذهبي واقعه كربلا ، تالار بزرگ و كاربنديهاي بالاي درب هاي مجاور به حياط ، گنجينه هاي زيباي چوبي و كرياس ورودي با گچبري زيباي سقف آن است.
اشياء اين موزه شامل مجموعه قفل ، زينت آلات نقره ، تسبيح ، زنجير ، انگشتر ، ترازو قيان ، منقل و سماور ، قباله معاملات ملكي و نامه هاي مختلف ، اشياء با ارزش مردم شناسي و ...
- نشاني : خيابان امام ـ گذر اصلي محله فهادان ـ روبروي پاسگاه بافت قديم ـ كوچه بيت الزهرا
- شماره تماس : 6219111
- سال تأسيس : 138    
- تعداد اشياء : 4800


 


7- موزه علوم يزد

اين مركز آموزشي ـ پژوهشي به عنوان اولين موزه وابسته به آموزش و پرورش همواره پيشگام در ارائه امكانات فن آوريها و تكنولوژي آموزشي بوده است . فضاي موزه دو بخش است ، قسمتي در بخش تحتاني دبيرستان ايرانشهر در مساحتي حدود 3500 مترمربع كه قدمت آن به سال 1314 هجري شمسي بر ميگردد . طراح ساختمان معمار معروف فرانسوي آندره گدار است . قسمتي ديگر در يك ساختمان قديمي با معماري زيبا به مساحتي حدود 1500 مترمربع كه هر دو بخش به هم متصل است . اين موزه از بخشهاي متنوعي همچون بخش علوم طبيعي شامل زيست گياهي و جانوري ـ زمين شناسي با اكوسيستمهاي بسيار زيبا و متنوع بخش فيزيك شامل پديده هاي فيزيكي ، فن آوري اطلاعات ، انرژي هاي نو ، صوت و ...  بخش نجوم شامل رصدخانه ، افلاك نما
- بخش رياضي شامل مدلهاي مختلف كار با رياضي ، رايانه و ...
- نشاني : ميدان شهيد بهشتي ، خيابان ايرانشهر ، جنب دبيرستان ايرانشهر
- شماره تماس : 6223434
- سال تأسيس : 1367             - تعداد اشياء : 1350


8- موزه تاريخ طبيعي مركز مطالعات زيست محيطي :

اين موزه در اداره كل حفاظت و محيط زيست استان افتتاح شده است هدف از تأسيس اين موزه آشنايي اقشار مختلف جامعه به ويژه دانش آموزان ، دانشجويان و ... با گونه ها مختلف جانوري استان و كشور و انواع مختلف پرندگان ، آبزي ، كنارآبزي ، شكاري و ... مي باشد .
- نشاني : ميدان امام حسين ـ بلوار دانشجو ـ اداره كل محيط زيست         
- شماره تماس : 825303
- سال تأسيس : 1383            - تعداد اشياء : -

9- موزه پست ميبد

در اين موزه كه توسط اداره كل پست استان در محل تاريخي چاپارخانه ميبد برپا شده است تمبرهاي يادبود از زمان قاجاريه تاكنون ، پاكت نامه هاي قديمي ، ترازوهاي قديمي ، امهار پستي ، صندوقهاي پستي ، تجهيزات و وسايل ارتباطي شبكه مخابرات استان از گذشته تاكنون به نمايش گذاشته شده است.
- نشاني : بلوار قاضي ميرحسين ـ جنب كاروانسراي ميبد ـ چاپارخانه ميبد     
- شماره تماس : -
- سال تأسيس : 1384            - تعداد اشياء : -



تعطيلي موزه ها وكاخ موزه ها و بناهاي داراي وروديه :

بيست و هشتم صفر                          رحلت حضرت رسول اكرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبي (ع)
چهاردهم خرداد                                 رحلت حضرت امام خميني (ره)
بيست و يكم رمضان                           شهادت حضرت امام علي (ع)
بيست و پنجم شوال                           شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع)
دهم محرم                                          عاشوراي حسيني

* ـــ يك روز تعطيلي هفتگي مقرر بعضي از موزه ها ، كاخ موزه ها و بناهاي داراي وروديه جدا از جدول فوق مي باشد

 

 

1

عكس از صنايع دستي استان يزد

احرامي
حصيربافي
زري بافي
زيلو ميبد
دارايي
سراميك ميبد
سراميك ميبد
سفال ميبد
سفال و سراميك
كاشي هفت رنگ
مجسمه سازي
ظروف سفالي
 

 

1
X