به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا - روستاي زيبا وديدني مصر خوش آمديد

جاذبه هاي توريستي روستاي مصر

جاذبه هاب توريستي روستاي مصر - وب سايت مصر

 

شايد احساساتي مي شوم، هربار كه به كوير مي روم، اما به گمانم به دور از هرگونه احساس و در تعقل كامل در پهنه اي كه زير پايت تا چشم كارمي كند ماسه بادي است و بالاي سرت آسمان سرمه اي بي لك و ديگر هيچ و ديگر هيچ تجسم عيني لاله است و حقيقتا جز او نيست.
هيچ بازيچه اي به بازي ات نمي گيرد و هيچ بيهوده اي سرگرمت نمي سازد.
غروب كه مي شود آسمان و زمين يكپارچه سرخ مي شوند و آن دو يي هم يكي مي شود تا نهايت يگانگي را تجربه كنيم.
اولين چيزي كه آدمي را در كوير هميشه زيباي مصر مجذوب مي كند شبهاي كوير است آسماني پر از مهتابيهاي روشن و درخشان كه چشم هربيننده اي را به خود خيره مي كند خصوصا عزيزاني كه اهل رصدكردن آسمان و شناسايي ستارگان هستند از اين مكان مي توانند به خوبي استفاده كنند.
اگر كمي خوش شانس هم باشيد مي توانيد ماه خيمه زده را در آسمان كوير ببينيد دربعضي از مواقع كه قرص ماه كامل باشد دور ماه را هلال بسيار زيباي نوراني احاطه مي كند وقتي ماه در اين حالت قرارگيرد به آن ماه خيمه زده مي گويند البته بوميان منطقه معتقدند ظرف 3 روز آينده پس از اين اتفاق باران مي بارد.
لذت شبي را تصور كنيد كه بر روي ماسه ها نشسته و به آسمان پر ستاره خيره شده ايد و آتشي كه در كنار شما روشن است گرماي محفل شما را دو چندان مي كند و دراين بين صداي ني زدن اهالي كه آرامشي خاص را به آدمي مي دهد شنيدني است موسيقي هاي محلي كه سكوت كوير را مي شكند واقعا زيباست.
مصر نيز چون جندق برخوردار از هويتي اصيل و متناسب با كوير است، هويتي كه بيشترين هارموني را با نبض بيابان دارد و خوشبختانه هنوز مورد هجوم معماري بي هويت امروز شهرهاي ما قرارنگرفته است. به خصوص كه برسينه ي ديوارهاي خشتي و تميز روستا هيچ نشاني از تراكت ها، پوسترها و شعارهاي رنگارنگ تبليغاتي نمي بيني.
ساختمانهاي كاهگلي و كويري مصر سراسر زيبايي است و چشم نوازي، معماري ساختمانها هم، همان معماري اصيل و سنتي ايران است كه بدون وسايل برقي خنك كننده، تحمل تابستانهاي گرم كوير را براي اهالي اش ممكن كرده است. (البته توصيه نمي شود كه براي رفتن به كوير ماههاي تير و مرداد را انتخاب كنيد هر چند كه اين ماهها هم زيبايي خاص خودشان را دارند.)
كوير كسي را كه يكبار گرفتار افسونش شده باشد، ديگر رها نخواهد كرد .مصر، عروسان و چوپانان از جمله آباديهاي كوير اين منطقه هستند. مصر و مزارع اطرافش، با بافتي مسطح، همچون جزيره اي بهشت گونه ميان دريايي از ماسه قرار دارد.
پوشش گياهي خاص مصر، بدان زيبايي شگفت انگيزي بخشيده است.
گله هاي شتر و شترسواري درلابه لاي تپه هاي ماسه اي مصريكي ديگر ازجلوه هاي كوير براي مردم شهر يست.
گفته اندشالوده ي زندگي در كوير را شتر ريخته است و گاه علت وجود آباديها، پس از آب، پيش ازآنكه راه باشد شتراست؛ شتر قدش رعناست، شيرش دواست، پشمش عباست و استخوانش عصا ست.
كشك تازه و نسائيده، رب انار، شيره ي خرما و شيرشتر از جمله سوغات اين روستاي كم نظيراست.
عروسان نيز كه با نخلستانهاي سرسبزش همچون عروسي بردامان كوير نشسته است، يكي از آباديهاي زيباي منطقه به شمار مي رود.
گفتني آنكه افزون بر اميرآباد، نخلستانهاي زيباي فرحزاد در شمال مصر كه محاصره ي شنهاي روان درآمده اند و نيز وجود پوششي متراكم از ني هايي به طول 4 متر در جوار چشمه اي كه حدود 6 كيلومتر با خاور مصر فاصله دارد برجذابيت هاي ديداري اين سكونتگاه افزوده است؛ سكونتگاهي كه وجود اشكال شني مواج و لغزان دراطرافش گاه مناظري بكرتر از سرزمين اهرام ثلاثه مي آفرينند.
خيابان اصلي مصر با معماري خاصش، در حقيقت با پيمودن فاصله ي بسياراندكي ازميان مزارع سرسبز اميرآباد و ورود به مصر، نخستين چيزي كه شايد اندكي حيرت انگيز جلوه كند، سامانه ي معابر و كوچه هاي اين آباد بوم استثنايي كويري است چرا كه مصربر خلاف بسياري ازسكونتگاههاي ديرينه و حاشيه ي كوير كشور مثل بياضه خبري از كوچه پس كوچه هاي قديمي و تنگ پرپيچ و خم نيست و به عوض آن با خيابان وسيعي رو به رو مي شويد كه خانه هاي خشت و گلي روشن رنگ با بادگيرهاي آشنا و يكنواخت آن دراطراف اين خيابان قرار و آب گواراي ظاهرا – يگانه كاريز، مصر از وسط آن مي گذرد.
و اما جندق
از آثار باستاني جندق هم مي توان به آب انبارهاي فراوان و قلعه ي انوشيروان اشاره كرد كه هنوز هم سامانه ي به كاررفته براي توزيع آب دراين دژكهن، منحصربه فرد و تحسين برانگيزمي نمايد شهرجندق داراي يك پمپ بنزين است و مهمانسرا يا هتلي براي اقامت مسافران ندارد و مسافران در مسجدي اتراق مي كنند اما از اين به بعد مسافران عزيز مي توانند به آدرس خ امام ك ميثم تمار پ2 در جندق مراجعه كنند البته اين خانه مسكوني است اما به زودي اقامتگاهي به اين منظوردرنظرگرفته مي شود.
يك نكته ي چشمگير در جندق، مهندسي سازه هاي ساختماني (طاق هاي ضربي و گنبدهاي خشتي، ديوارهاي گلي سرخ رنگ، بادگيرها، آب انبارها، يخچالهاي طبيعي و بهره گيري از ويژگيهاي گرمايشي و روشنايي) و مواد به كاررفته در آنهاست، شناسه هايي كه تاكيد مي كنند جندقيان درطول تاريخ ديرينه ي خويش بيشترتلاش خود را براي همسازي باطبيعت گرم و خشك دشت كوير بكار بسته اند و مهمتر و ارزشمندتر آنكه هنوز هم خود را به آن وفادار مي دانند لازم به ذكر است رويشگاه يكي از كهن ترين درختان زيتون درفاصله ي 3 كيلومتري جنوب شرق جندق در روستاي كوچكي به نام هُد قرار دارد در نزديكي همين روستا نيز روستايي است كه آنرا نُقاباد مي نامند اين روستا كوچه باغهاي زيبا و ساختمانهاي قديمي بسيار دارد.
از ديگرجاذبه هاي اين منطقه بايد به سنگ آبهاي اطراف جندق اشاره كنم كه به مرور زمان و با فرسايش بسيار سنگهايي به شكل كاسه بيرون آمده اند كه درون آنها از آب باران پراست.
اخيرا از سوي جهاد كشاورزي استان و شهرداري جندق و با الهام از درختان كهنسال زيتون اقدام به 

 منطقه كوير مركزي - تخت عروس

 

منظره كوير از فراز تخت عروس

 

درياچه نمك خور

 

درياچه نمك خور

 

شنزارهاي اطراف روستاي مصر

 

شنزارهاي مصر

كاشت وسيع اين نهال در معابر عمومي شهر جندق كرده اند.

1

روستاي گرمه

 

 

روستاي گرمه - محسن اديب

روستاي گرمه در موقعيت جغرافيايي 31/33 درجه شمالي و 02/55 شرقي در استان اصفهان قرار دارد . ارتفاع اين روستا از سطح آبهاي آزاد 750 متر و آب و هواي آن در اثر مجاورت كوير خشك و گرم است . اين روستا داراي نخلستانهاي بسيار زيبا است . از نقاط ديدني اين روستا مي توان به تالابي كه در اثر چشمه اين روستا پديد آمده و توسط نخلهاي بلند محصور شده اشاره كرد . از ديگر ديدنيهاي روستا قلعه ساساني است كه در مركز روستا خودنمايي مي كند . نام روستاي گرمه با نام مازيار عجين شده است . مازيار  فارق التحصيل رشته معماري از دانشگاه پاريس به همراه همسر فرانسويش و پدر و مادر زندگي شهري را رها كرده و خانه اجدادي را به اقامتگاهي زيبا براي كوير دوستان تبديل كرده است .

اقامتگاه مازيار داراي هفت اتاق است كه به سبك بسيار زيبايي تزيين شده است . غذاهاي طبخ شده مادر مازيار بسيار لذيذ و خوشمزه است و خستگي سفر طولاني را از تن هر مسافري بدر مي كند .

موسيقي سنتي همراه با هم نوازي دف فضايي روحاني به محفل مسافران مي بخشد . هزينه اقامت در گرمه بعلاوه صبحانه , نهار و شام براي هر نفر 20000 تومان مي باشد . جهت كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد با شماره تلفنهاي  19 273 21 98+ در تهران و يا3244432156 98+ در روستاي گرمه تماس حاصل كنيد . همچنين وب سايت ateshoni.com حاوي اطلاعاتي در اين خصوص مي باشد .

راه هاي ورود به منطقه :

مسير اول : مسير شهر خور به سمت مهرنجان و يزد پس از طي مسافتي در حدود 27 كيلومتر به جاده فرعي نيشابور و گرمه مي رسيد كه پس از طي 8 كيلومتر , تابلوي نخلستان گرمه قابل رويت است .

مسير دوم : مسير شهر خور به سمت يزد پس از طي مسافتي در حدود 10 كيلومتر به جاده خاكي ميرسيد كه در صورت ورود به آن پس از طي مسافتي در حدود 15 كيلومتر وارد روستاي گرمه خواهيد شد .

 

1

معرفي روستاي مصر

معرفي  روستاي مصر -جايي بسياردورازشهرهاي شلوغ، درست نزديك به مركز پهنه ي يك ميليون وششصد و چهل و هشت هزار و صد و نود و هشت كيلومتر مربعي ايران و درميانه ي كويري پهناور، جزيره اي كوچك درميان شنهاي روان به نام روستاي مصرواقع است، روستايي كه درست مثل خود كويرشگفت است وحيرت انگيز.
هرچند كه پهنه ها، بلندي هاي و پستي هاي طبيعت سراسر شگفتي است؛ اما شگفتي منحصربه فرد، شگفتي كوير افسوني كه تنها باحضورقابل درك است.

نه متن، نه عكس و نه هيچ رسانه ي ديگري حتي نمي تواند روياي كوير را تمام وكمال زنده كند. اما گريزي نيست از پارادوكس نوشتن ازكوير چرا كه حضور دركوير هيچ گاه دائمي نيست.
شنهاي روان اين منطقه كه محلي ها باتركيب زيباي فارسي (ماسه بادي) رمل از آن نام ميبرند همه چيز اين درياست كه برخلاف درياي مرسوم كمترموجودي زنده يا مرده در آن يافت مي شود، اين ماسه باديها تاديوار به ديوارچينه هاي روستا و زمينهاي كشاورزي آن پيش آمده اند و درعين لطافت بسيارچونان آب روان،گويي به انتظارنشسته اندتاروستا را هم درنوردند اما مردمان كوير دردل اين درياي شن، با توسل به كاريز (قنات) اين ابتكار خاص ايرانيان، جزيره اي ساخته اند، بستر نعمت: خرما، انار، صيفي و... شايد هم همين نخلهاي استوارند كه اين سرسبزي را ميان اين همه بي آبي و داغي به ارمغان آورده اند.
اين روستا، واحه ايست در 40 كيلومتري شرق جندق كه حضور جهانگردان خارجي در آن، يكي از شيرينترين خاطرات 40 خانوار ساكن در آن است و جندق نيزشهركويري كوچكي است كه درست در ميانه ي راه دامغان به نائين و اصفهان قراردارد.
مصر دهكده ايست جدا افتاده از جاده ي اصلي كه بيشتر به آوردگاهي مي ماند كه درآن درختان كهن و راست قامت نخل به همراه سازه هاي خشتي و بادگيرهاي آفتاب خورده اش، مدتهاست مشغول زورآزمايي با تپه هاي لغزان شن هستند، آباد بومي با نزديكترين فاصله باميانه ي ساحلي جنوبي كويرنمك كه در نخستين برخورد با معماري خاص روستا و اندك آدمهاي آن كه به نظر نمي رسد هيچ كدام عجله اي براي رسيدن به مقصد داشته باشند.
روستاي مصر با دو روستاي بسيار كوچك ديگر به نامهاي اميرآباد و فرحزاد دريك خط شمالي– جنوبي به طول حدود 6 كيلومتر واقع شده اند تعداد خانوارهاي ساكن در فرحزاد كمتراز انگشتان يك دست است و اميرآباد نيز فقط محلي است براي كشاورزي اهالي مصر. آنجاست كه آدمي پي به سخت كوشي مردمان كويرمي برد دراميرآباد بوي باغ ايراني حس ميشود گويي به شمال كشور آمده اي هوايي مطبوع و دلپذير، خرمن هاي گندم و جو و در بهار بوي گل سنجد است كه توجه آدمي را جلب مي كند.
آب كشاورزي و شرب روستا از طريق يك قنات كه سرمنشا آن تا روستا نزديك 25 كيلومتر فاصله دارد، تامين مي شود كه آب نسبتا شيرين و گوارايي است.
خانه هاي روستا، مسجد و دبستان آن هم دوطرف خيابان اصلي كه آب قنات ازميانشان مي گذرد، قرارگرفته اند.
ورودي روستا دواتاق كوچك مقابل هم قرارگرفته اند كه داخل يكي ژنراتور بزرگي است كه برق مصر و روستاي هم جوار آنرا (فرحزاد) تامين مي كند و ديگري تنها مغازه ي روستاست كه مجهزبه خط تلفن ثابتي است كه ارتباطات مخابراتي ساكنان يا احيانا مسافران را برقرار مي كند (ارتباط با تلفن همراه ميسرنيست).
برق روستا هم قبلا به دليل عدم قرارگرفتن درشبكه ي سراسري از 5 صبح تا 10:30 شب متصل بوده وراس ساعت 10:30برق و صداي موتور برق قطع مي شده و هم اكنون درتمام طول 24 ساعت برق روستا وصل است البته در فرحزاد سكوت بيشتر از مصر است چون صداي نهيب ژنراتور ديزلي شنيده نمي شود.
شمار اهالي روستا را 170 نفر تخمين مي زنند كه البته در گذشته اين رقم بيشتربوده، اما سيل بزرگي كه چند سال پيش رخ داد و سبب ويراني نيمي از دهكده را فراهم آورد، سبب شده تاروند مهاجر فرستي روستا با شتاب قابل تامل افزايش يابد.
اين روستا در 40 كيلومتري شرق جندق و 50 كيلومتري شمال خور از توابع استان اصفهان قراردارد. موقعيت جغرافيايي روستا 34/04 شمالي و 54/47 شرقي مي باشد.
و اماجندق شهريست كوچك وقديمي كه تا تهران 650 كيلومتر فاصله دارد. اين شهر در 350 كيلومتري شمال شرقي اصفهان قراردارد موقعيت جغرافيايي آن عرض 33:56:23 شمالي و طول آن 54:21:29 شرقي است، ارتفاع آن نيز از سطح آبهاي آزاد 1213متر مي باشد.
جندق از شمال به كوير بزرگ، ازغرب به كوير ريگ جن و رشته كوههاي جندق، از جنوب به بيابانهاي اطراف خور و از شرق به حاشيه ي جنوبي دشت كوير محدود مي شود.
اين شهر در 260 كيلومتري جنوب دامغان است سراسر اين 260 كيلومتر هم صرف نظر از چند روستاي كوچك ابتداي مسير، بيابان است و عاري ازدست كاري و خراب كاري بشر در طبيعت.
طبق آخرين سرشماري جمعيت جندق 4000 بوده كه اكثرا به دامداري و كشاورزي مشغول اند.
از مهمترين محصولات آن مي توان به زعفران، سير، گندم و جو اشاره كرد البته نانهاي شهر جندق را ازياد نبريد كه بسيار لذيذ است.
زبان مردم جندق فارسي است ولي مردم بعضي از روستاها مثل گرمه – ارديب – ايراج و فرخي لهجه ي ويژه اي دارند و در زبانشان واژگان پهلوي بسيار است.
جندق در زمانهاي گذشته در مسير شاهراه ارتباطي كاروان گذر جندق به بيدستان قرار داشته و كاروانهايي كه ازسمت جنوب ايران قصد عزيمت به ري و شمال كشور را داشته اند، پيش از عبور از درياي كوير در جندق اتراق مي كرده اند. درحال حاضر جندق محور ارتباطي اصفهان، نائين، انارك، جندق، دامغان، مشهد است و مسافراني كه از اصفهان و شهرهاي جنوبي ايران قصد عزيمت به مشهد را دارند، از اين محور استفاده مي كنند.
اين شهر كوچك براي خودش موزه ايست تاريخ اين شهر به دوران ساساني بر مي گردد در زماني كه انوشيروان دادگر اين مكان را به عنوان تبعيدگاهش انتخاب كرده بود قلعه و بارويي ساخته كه طي ساليان دراز دور قلعه را خانه هايي محصوركرده است و حالا جندق شهريست دردل كوير.
مردم اين شهر اندك زراعتي دارند و درخانه هاي ساده شان دارقالي برپاست. اينجا شهر شاعريست با نام يغماي جندقي. خانه ي قديمي اين شاعر درقلعه ي جندق واقع است ... يغماشاعر عهد قاجار است.
شهر جندق چيزي كمتر از ابيانه ندارد اما از اقبال ابيانه هم نصيب نبرده، كه به تهران نزديك باشد و گوشه نظري به آن شود. همه جاي اين شهر به خصوص قلعه بافتي قديمي دارد و حتي بافتي 1500 ساله.
طاقها و رواقهاي كوتاهي دركوچه ها ديده مي شود و چون در قديم راهزنها به شهر حمله ميكردند درب خانه ها را كوتاه مي ساختند، طاقهاي كوتاهي در كوچه بنامي كردند تا اسبهاي راهزنها وارد خانه ها و حريم حرمت دارشان نشوند.
چاههايي كه به قنات وصل مي شوند درهمه ي خانه هاي قلعه وجود دارنداين چاهها به شكل عجيبي ساخته شده اند و براي اينكه راهزنها نتوانند از طريق قنات وارد حياط خانه ها شوند اين چاهها به شكل مارپيچ ساخته شده اند تاآدمي نتواند از آن رد شود.
اين شهر پراز اسرار است و افسوس كه همه ي بادگيرها، اسرار و حتي مردم اين شهر به فراموشي سپرده شده اند...
قلعه ي اين شهر جز معدود قلعه هايي است كه با گذشت چند صد سال ازعمرآن هنوز مسكوني است اين قلعه درشمال جندق واقع است و جنوب آنرا كوچه باغهاي پرپيچ و خم با ديوارهاي گلي وپرچين هاي زيبا تشكيل داده اند درضمن اين باغها محصولات اندكي ازتوت، زردآلو و گلهاي محمدي و نرگس مي دهند.
قدمت جندق مسلما به قبل ازاسلام برمي گردد واين از قلعه ي موجود دراين شهر پيداست البته طبق حديثي معتبردر زمان پيامبر اكرم فرشي تمام ابريشم از جندق بافته شده وخدمت آن حضرت فرستاده شده است كه اكنون به نقل اين حديث مي پردازم:
"و از معجزات مشهوره عجيبه آن حضرت يكي حديث بساط است كه به حديث عمامه مشهور است و در بعضي كتب مذكور است وليكن مختلف منقول شده اما آنچه اهل سنت و جماعة نقل كرده اند و به نظر قاصر رسيده آنكه به طرق مختلفه از انس بن مالك روايت نموده اند كه او گفت: اهدي لرسول الله بساط من خندف فقال يا انس ابسط فبسطة ثم قال ادع الشعرة فدعوتهم فلما دخلوا امرهم بالجلوس علي البساط ثم دعا علينا فناجاه طويلا ثم رجع علي فجلس علي البساط ثم قال ياريح ضعيناثم قال اتدرون في اي ارض و مكان انتم قلنالا قال هذا موضع الكهف والرقيم قوموا فسلمواعلي اخوانكم فقمنا فسلمناعليهم فلم يردواعلينافقام علي فقال السلام عليكم يا معاشر الصديقين والشهدآء قالوا وعليك السلام ورحمة الله وبركاته قال فقلت مابالهم ردواعليك ولم يردواعلينافقال مابلكم لم تردواعلي اخواني فقالوا انا نحن معاشرالصديقين والشهداء لاتكلم بعدالموت الا الانبياء والاوصياء ثم قال ياريح احملينافحملتنا يدف بناد فقال ياريح ضعينا فاذا نحن بالحيرة قال فقال علي ندرك النبي في آخرركعته فطوينا واتينا واذاً النبي يقرا في آخرركعته ام حسبت ان اصحاب الكهف والرقيم كانوا من آياتناعجباً
و ثعلبي نيز كه از علماي اهل سنت است همين حديث را به همين طريق نقل كرده ودر آخرحديث اوهمين زيادتي هست كه فصاروا رقدتهم الي اخرالزمان عندخروج المهدي يسلم عليهم فيحييهم الله عزوجل ثم يرجعون الي رقدتهم فلا يقومون الي يوم القيمة
يعني انس گفت هديه آوردند از جهت رسول خدا فرشي ازيك قبيله و به انس گفت آنرا پهن كن گويد كه چون آن بساط را گسترانيديم فرمود آن ده كس را بخوان پس من آنها طلبيدم و چون آمدند امر نمود ايشان را برنشستن برآن بساط پس بخواند علي را و زماني به او راز گفت پس علي آمد و بر آن بساط قرار گرفت و باد را امر نمود كه ما را بردار پس باد ما را برداشت و آن بساط به تندي تمام مي رفت تا آنكه به باد گفت ما را برزمين گذار چون برزمين رسيديم از ما پرسيد كه هيچ مي دانيد كه دركدام زمين و كدام مكانيد شما ما گفتيم نمي دانيم فرمود كه اين محل كهف و رقيم است و اين جائيست كه اصحاب كهف خوابيده اند پس برخيزيد و برايشان سلام كنيد پس ما يك به يك برخواستيم و برايشان سلام كرديم وهيچ يك از ما جواب نشنيدند پس علي برخواست و گفت السلام عليكم يا معاشر الصديقين و الشهدا پس شنيديم كه يك بارهمه گفتند و عليك السلام ورحمة الله و بركاته
انس گويد پس من گفتم چه بود ايشان را كه جواب سلام ما ندادند ورد سلام تو را كردند پس حضرت علي باز متوجه ايشان شده گفت چه بود شمارا كه رد سلام بر برادران ما نكرديد ايشان در جواب گفتند كه ما گروه راستگويان و شهيدانيم و به آن ماموريم كه بعد ازمردن حرف نزنيم و تكلم نكنيم مگر با پيغمبري يا وصي پيغمبري و بعداز آن باد را خطاب نمود كه ما را بردار باد ما را برداشت و بهمان جلدي و تندي بساط را مي برد تا آنكه باد را امر نمود كه بساط را برزمين گذار چون برزمين آمديم خود را در زمين مدينه يافتيم پس علي گفت ما رسول خدا را در آخر ركعت نماز خواهيم يافت پس چون آمديم ديديم كه رسول خدا در آخر ركعت نماز است و قرائت سوره ي كهف را به اينجا رسانده كه ام حسبت ان اصحاب الكهف تا آخرآيه .
و ثلعبي نيز همين حديث را به همين طريق نقل كرده به اين زيادتي كه پس اصحاب كهف به حال خود خوابيدند و به همانحال خواهند بود تا آخرالزمان كه حضرت مهدي هادي ظهور كنند آن حضرت برايشان سلام كند و حق تعالي ايشان را زنده كند و جواب سلام او را خواهند داد و باز تا روز قيامت خواهند خوابيد و چون همه ي خلقان محشور شوند ايشان ازخواب بيدار گشته و به عرصات خواهند آمد.
وايضاازابي جعده مرويست كه در بصره حاضرشدم به مجلسي كه انس بن مالك نقل اين حديث مي نمود ديدم كه مردي برخواسته و گفت يا انس و يا صاحب رسول الله اين برصي كه در تو مشاهده مي كنم از چيست و حال آنكه پدر من از رسول خدا نقل مي كرد كه مومنان به برص و جذام مبتلا نمي شوند پس انس سردر پيش افكنده اشك از چشم او روان شد و بعداز لمحه ي سرد برآورد و گفت دعاي بنده ي صالح درحق من مستجاب شده چون اين حرف بگفت مردمان همه ازجوانب برخواسته نزد او حاضرشده گفتند يا انس آنچه توگفتي ازبراي مابيان كن انس گفت از اين درگذريد فائد نكرد هرچه التماس نمود ابرام بيشتر كردند چون ديد كه فائده نمي كند گفت برجاي خود بنشينيد تا بگويم و حديثي كه سبب اين برص است بيان كنم چون مردمان به جاي خود قرارگرفتند گفت بشنويد و بدانيد كه به هديه آوردند از براي رسول خدا بساطي كه از ابريشم بود از جانب مشرق از دهي كه آنرا جندق گويند.
پس رسول خدا مرا فرستاده حكم كرد كه ده تن را طلب نمايم و چون ياران حاضر شدند علي بن ابي طالب را امر فرمود كه ايشان را براين بساط بنشان و ببر اصحاب كهف را زيارت نموده بازآي و مرا فرمود كه اي انس تونيز برو تا هرچه ببيني مرا از آن خبردهي بعداز آن ملتفت شده به علي و گفت باد را امركن تا شما را برداشته ببرد پس علي عليه السلام به باد خطاب نموده گفت يا ريح احملينا يعني اي باد مارا بردار
چون باد بساط را برداشته به هوا برد علي گفت سيرواعلي بركة الله و ما خود را در هوا بسيار مي ديديم و ازمكاني به مكاني مي گذشتيم تا آنكه نوبت ديگر باد را گفت ياريح ضعينا يعني اي باد مارا بگذار درحال برزمين قرارگرفتيم گفت هيچ مي دانيد كه دركدام زمين نشسته ايد ما گفتيم خدا و رسول و وصي او بهترمي دانند گفت اين مكان اصحاب كهف است برخيزيد اي اصحاب رسول خدا تا برايشان سلام كنيم پس با او رفتيم تا به خوابگاه ايشان رسيديم اول ابي بكر و عمر سلام كردند هيچ كس جواب نداد پس طلحه و زبير سلام كردند جواب نشنيدند پس عبدالرحمان بن عوف سلام كرد پس باقي اصحاب سلام كردند و هركدام مي گفتند السلام عليكم يا اصحاب الكهف والرقيم پس من پيش رفته گفتم السلام عليكم و رحمة الله و بركاته اناانس خدم رسول الله يا اصحاب الكهف هيچ يك ازما جواب نشنيد پس ازآن علي بن ابي طالب برخواسته و گفت السلام عليكم يا اصحاب الكهف و الرقيم الذين كانوا من آيات الله عجبا پس همه يك بار گفتند و عليك السلام يا وصي رسول الله ورحمة الله و بركاته.
و چون اصحاب را به خاطر مي رسيد كه آيا چرا مارا جواب سلام ندادند و حال آنكه جواب سلام واجب است علي پرسيد كه آيا اصحاب كهف چرا جواب سلام اصحاب رسول خدا را نگفتيد ورد سلام ايشان نكرديد باز همه به يك زبان گفتند يا خليفة رسول الله نافئة آمنوا بربهم وزادهم الله هدي وليس لنا اذن ان ترد السلام اعلي نبي او و وصي نبي وانت وصي خاتم النبيين وانت سيدالوصيين پس گفت آيا شنيديداي اصحاب رسول الله همه گفتند بلي يا اميرالمومنين پس گفت برجا و مكان خود قرارگيريد و ما برگشته و هركسي برروي بساط برجاي خود قرارگرفتيم.
پس گفت ياريح احملينا و باد به همان روش مارا به هوا برده سيرمي فرمود تا آنكه آفتاب غروب نمود ديگر باره امر فرمود كه ياريح ضعيناپس باد مارا فرود آورد برزميني كه به غير زعفران و گياهي كه آن را شيح مي گويند يعني درمنه تركي ديگرچيزي نداشت و آب در آن نبود از هيچ طرف ما گفتيم يا اميرالمومنين وقت نماز رسيد و با ما آب نيست كه وضوكنيم.
پس آن حضرت برخواست و نگاهي به آن زمين كرده نزديك به ما سر پايي برزمين زد ديديم كه چشمه ي آبي پيدا شد فرمود اينك آنچه مي خواستيد و چون نزديك چشمه رفتيم آبي درنهايت شيريني و خوشمزگي ديديم از آن آب خورديم و وضو ساختيم فرمود كه اگر اين نمي بود جبرئيل از براي شما از بهشت آب وضو مي آورد نماز كرديم و او تا نصف شب به نماز و عبادت مشغول بود پس گفت بر جاهاي خود بنشينيد كه نمازصبح را يا يك ركعت آن نماز را بارسول خدا خواهيد دريافت باد باز مارا به هوا برده سيرمي فرمود تا آنكه در وقت نماز صبح به مسجد مدينه رسيديم و ركعت دوم نماز را ركعت اول گفته نماز را تمام كرديم و چون از تعقيب فارغ شديم رسول خدا به من التفات نموده فرمود ياانس تو مي گويي يا من بگويم آنچه ديدي وشنيدي گفتم يارسول الله حديث ازدهن شماشيرينتر است پس ابتدا نموده از اول تا آخر آنچه بر ما گذشته بود به نحوي بيان فرمود كه گويي با ما بوده است و چون حكايت را تمام كرد فرمود ياانس در وقتي كه ابن عم من از تو گواهي طلبد گواهي خواهي داد؟ گفتم بلي يارسول الله و چون آنحضرت رحلت نمود و ابوبكر به قهر و عدوان متولي امر خلافت شد اميرالمومنين حاضر شده در حضور جمعي كثير گفت اي انس حكايت روز بساط و چشمه ي آب را نقل كن و گواهي كه رسول خدا به آن امر فرموده بودبده من گفتم يا علي پيري مرا دريافته و همه چيز را فراموش كرده ام گفت اگر مداهنه نمايي و به خاطر داشته باشي و بعداز آن كه پيغمبر فرموده كتمان شهادت كرده باشي حق تعالي سفيدي در روي تو و آتشي در جوف تو و كوري در چشم تو پديدآرد كه پنهان نتواني داشت ومن از آن مجلس برنخواستم الا به آن سه مرض گرفتار شدم و الحال قادر به روزه ي ماه مبارك رمضان نيستم و طعام درمعده ي من قرارنمي گيرد و به آن حال بود تا بمرد و عجب تر آنكه شنيده شد والعهدة علي الراوي كه اولاد او نيز مبروص مي باشند نعوذ بالله منه." بر گرفته ازكتاب حديقة الشيعه احمدبن محمد معروف به مقدس اردبيلي
البته دركتب ديگرهم از جندق نوشته اند كتابهايي مثل بر ساحل كوير نمك، تاريخ قومس، سفرنامه ي ناصرخسرو و... كه در اينجا به ذكر مطالبي ازكتاب تاريخ قومس تاليف عبدالرفيع حقيقت بسنده مي كنم:
در صفحه ي 267 كتاب مذكور اينگونه آمده كه قصبه ي جندق(جرمق) يا(گندك) جز بخش خور و بيابانك در 65 كيلومتري شمال باختر خور در مسير شوسه جندق به انارك واقع است.
چون اين قصبه از سمت شمال كه به كوير سمنان منتهي مي شود اولين آبادي ولايت مذكور مي باشد، بنابراين آنرا جندق و بيابانك ناميده اند نه اينكه(بيابانك) نام دهي مخصوص دراين ولايت باشد، بطور كلي لفظ بيابانك به كليه دهات اين منطقه اطلاق مي شود مخصوصا بياضه
قصبه جندق درشمال غربي كوير قومس(مركزي ايران) واقع است و تا آخرين قسمت بيابانك 25 فرسنگ و تا كوير قومس 6 فرسنگ و تا سمنان از راه كوير چهل فرسنگ فاصله دارد.
اين قصبه در جلگه واقع جزء نقاط گرمسير است، سكنه آن 9550 نفر است ولي بواسطه كم آبي و عدم امكان فعاليت همگاني مردم اين قصبه اكثرا جلاي زادگاه گفته و در شهرستانهاي سمنان، دامغان، يزد، نائين، شاهرود، مشهد و طهران پراكنده مي باشند، دين مردم جندق شيخي و شيعه و زبان آنان فارسي و داراي لهجه مخصوص محلي است، آب آن از چشمه و قنات محصول قصبه غلات، پسته، خرما، شغل مردان زراعت صنايع دستي زنان عبا و كرباس بافي، راه شوسه، دبستان دارد درحدود 40 باب دكان و پاسگاه ژاندارمري دارد، داراي معدن سرب مي باشد و قبلا استخراج مي شده است.
قصبه ي جندق تقريبا داراي 50 مزرعه ي كوچك و بزرگ مي باشد در اين قصبه زمين نفت ديده مي شود كه مي گويند به نفت سمنان(خوريان) مربوط ميشود .
اين قصبه محل تولد ميرزا ابوالحسن يغماي جندقي شاعر معروف دوره ي قاجاريه است كه شرح احوال وي درفصل شاعران قومس در اين تاليف بيان خواهد شد.

1
X