به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا - زنجان خوش آمديد

موزه تخصصي ايلخاني مراغه

موزه تخصصي ايلخاني مراغه

ساختمان موزه مراغه و بناي يادبود روي مزار اوحدي مراغه اي شاعر قرن هفتم و هشتم هجري قمري بين سالهاي 53 تا 57 بوسيله انجمن آثار ملي اجرا شده است. اين محل در سال 1363 مقارن با تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور به موزه مقدماتي مراغه تبديل و با آثار عرضه شده از دوره هاي مختلف تاريخي براي بازديد عموم داير گرديد.

موزه مراغه در سال 75 در جهت هدفمندي آثار خود و به لحاظ اهميت نقشي كه اين شهر در دوره ايلخاني داشته، به عنوان موزه تخصصي ايلخاني فعاليت خود را آغاز نمود.

مراغه علي رغم استواري مستمر تمدن از دوران پيش از اسلام تا دوران مختلف اسلامي، در دوره ايلخاني از موقعيت برجسته اي برخوردار شد و به علت انتخاب اين شهر به عنوان اولين پايتخت ايلخانان، مركز ثقل اين سلسله محسوب گرديده و عصر دوباره سازندگي ايران، پس از يك دوره طولاني قتل، غارت و ويراني مغولان، از آن آغاز مي شود.

موزه مراغه به منظور معرفي اين دوره خاص از تاريخ كشورمان كه گستره آن از هرات تا فرات بوده است، با هدف جديد تشكيل و در فهرست موزه هاي جديد كشور قرار گرفت. با تمركز و انتقال صدها اثر برجسته و گردآوري مجموعه اي نسبتا كامل از آثار مختلف ايلخاني شامل انواع سفال، كاشي، سكه، فلز، شيشه و كتابت، اين موزه به عنوان منبع مطالعاتي و پژوهشي در اختيار محققان و بازديدكنندگان قرار گرفت.

مجموعه سفال

هنر سفالگري دوره ايلخاني را مي توان عصر طلايي سفالگري دوره اسلامي ناميد. سفالگري اين دوره كه پس از دوره طولاني فترت ناشي از انهدام مراكز مهم سفالگري و فرار هنرمندان سفالگر از يورشهاي مغولان دوباره نضج مي گرفت، توام با تغييرات مهمي در نوع ساخت، تزيينات و لعاب سفالينه ها در مراكز جديد سفالگري بوده است.

از خصوصيات بارز سفالينه اين دوره، تنوع ساخت سفال با تكنيك هاي مختلف سفالگري و تنوع تزيينات سفالينه هاست. موزه مراغه از انواع تكنيك هاي رايج و تزيينات متفاوت سفالگري اين دوره نمونه هاي ارزشمند و منحصر به فردي را در اختيار دارد. سفالينه هايي با تزيينات زير لعاب شفاف در زمينه شيري و فيروزه اي، سفالينه هايي با تزيينات روي لعاب يا مينايي، سفالينه هاي زرين فام و لاجورد و همچنين كاشي هاي هشت پر و نقش برجسته با لعاب هاي فيروزه اي و زرين فام از آن جمله اند.

تزيينات اين سفالينه ها متنوع و شامل انواع نقوش هندسي، نقوش گياهي از برگهاي متراكم اسليمي و طوماري، نقوش حيواني مثل غزال دونده، ماهي، اردك و پرندگان، نقوش انساني از مجالس رقص، نوازندگي، شكار و كتيبه هايي از اشعار فارسي، ضرب المثلها، دعاهاي معروف و نقوش تركيبي بوده است كه در هر يك از مراكز سفالگري به ترتيبي خاص اجرا مي گرديد.

در سفالينه هاي ايلخاني علاوه بر آرايش منقوش، تزييناتي در فرم سفالينه ها نيز وجود داشته است كه آثار مشبك دوجداره و مشبك پوشيده با لعاب شفاف، سفالهايي با نقوش كنده، برجسته و نقوش قالبي از آن جمله اند.

از مراكز سفالگري دوره ايلخاني، شهرهاي معروف ري، كاشان، جرجان، سلطان آباد و تخت سليمان بوده و نمونه هاي بارزي از آنها در موزه مراغه وجود دارد. علاوه بر آن به علت كشف قطعاتي از كاشي هاي زرين فام و نقش برجسته از رصدخانه خواجه نصير و ويژگي هاي منحصر به فرد آنها، برابر نظر محققان، مراغه نيز از مراكز سفالگري دوره ايلخاني بوده است.

مجموعه سكه

سكه هاي موزه مراغه از كاملترين مجموعه مسكوكات ايلخاني كشورمان بوده و تقريبا از همه ايلخانان ايران، سكه هاي ارزشمندي را در خود جاي داده است. پول رايج ايلخانان به لحاظ كاربرد اقتصادي و معاملات تجاري و رسمي، به صورت پشتوانه تك فلزي و نقره بود. سكه هاي طلا براي مقاصد ويژه، ايام عيد و جشن ها ضرب مي شد و سكه هاي مسي (فلوس) براي معاملات روزمره رواج داشت.

تنوع نقوش سكه ها در دوره ايلخاني معرف فرهنگ و تمدن آن عصر بوده و نقوش و مظاهر آييني اديان و فرقه هاي مختلف ضرب شده بر روي آنها، گوياي تساهل مذهبي مغولان مي باشد. همچنين بر سكه هاي ايلخاني متوني از آيات قرآني، لا الله الا الله، محمد رسول الله، نام خلفاي راشدين و در دوره اي كوتاه متن علي ولي الله و نام دوازده امام به خط كوفي و نسخ نقش شده است. نام و القاب ايلخانان معمولا به خط اويغوري با خطوط عربي سكه ها تركيب شده اند.

برابر اخبار مندرج در كتب مورخان، 87 مركز ضرب سكه در دوره ايلخانان وجود داشته و مراغه، تبريز و سلطانيه از مراكز مهم ضرابخانه هاي حكومتي بوده اند.

بخش شيشه

هنر شيشه گري در دوره ايلخاني به علت فرار شيشه گران به كشورهاي مصر و سوريه از رونق افتاد. شيشه هاي موزه مراغه از نمونه هاي نادر آن عصر است كه داراي تزيينات مختلف شيشه گري شامل دميده آزاد، دميده در قالب، تراش و افزوده بر روي بطري، قنديل و صراحي مي باشند كه از نقاط مختلف كشورمان بدست آمده است. شيشه ماده اي تركيبي از سيليس به صورت شن و ماسه، قليا به صورت سديم و پتاسيم براي گدازآوري، آهك براي استحكام بخشي، اكسيد سرب براي شفافيت و بي رنگي است.

بخش فلز

در بخش فلز موزه مراغه نمونه هاي ارزشمندي از هنر فلزكاري دوره ايلخاني شامل انواع ظروف فلزي، پيه سوزهاي مفرغي و شمعدان هاي برنزي وجود دارد كه به روش هاي ريخته گري، قلمزني و طلاكوبي ساخته شد ه اند. در تزيينات اين آثار استواري و استحكام با پاي قوي حيوانات و صعود و روشنايي با شكل پرندگان نشان داده شده است.

همچنين در اين موزه شمشيري است كه متعلق به كري خان بن بهادر خان، حاكم داغستان بوده و حاوي تزيينات طلاكوبي بر روي عاج و مفرغ مي باشد.

تصوير بالا: بناي يادبود نصب شده روي آرامگاه اوحدي مراغه اي شاعر قرن هفتم و هشتم هجري

تصوير پايين: نماي داخلي بخشي از موزه تخصصي ايلخاني مراغه

1

جاده زنجان به منجيل

1

زنجان:

گنبد سلطانيه، غار كتله خور.
ديگر ممكن نيست، چون چاقوهاي چيني، بازار زنجان را تسخير كرده‌اند! از اين استان فعلا گنبد سلطانيه معادل چيني ندارد و غار كتله خور.
گنبد سلطانيه در زمان احداث بلندترين بناي جهان بود وهنوز هم بلندترين گنبد جهان محسوب مي‌شود. بازديد از غار كتله خور هم پيشنهاد شايسته‌اي است. اين غار هنوز كاملا شناسايي نشده و برخي دهانه‌هاي آن به دالان‌هايي پيچ در پيچ و طولاني وصلند كه هنوز پاي بشر به آنجا باز نشده و حتي برخي غارنوردان اعتقاد دارند اين غار اگر از غار عليصدر همدان (به عنوان بزرگ‌ترين غار آبي جهان) بزرگ‌تر نباشد، كوچك‌تر نيست.

1

غار كتله خور (زنجان )

غار عظيم و ديدني "كتله خور" يكي از عظيم‌ترين و شگفت انگيزترين اسرار خداوند نهفته در دل طبيعت زنجان است.


عظمت اسرار وبزرگي اين غار كه تاكنون براي مردم دنيا وحتي مردم كشورمان ناشناخته باقي مانده است، دل هر بيننده خوش ذوقي را مي‌فريبد و باديدن اين همه زيبايي انسان را مجبور مي‌كند كه انگشت حيرت بر دهان بگيرد.


* موقعيت جغرافيايي
غار زيباي "كتله‌خور" در ‪ ۱۶۵‬كيلومتري جنوب باختري زنجان واقع شده است و از طريق جاده زنجان سلطانيه - خدابنده و همچنين جاده اصلي زنجان - بيجار- همدان- كبوتر آهنگ قابل دسترسي است.

دهانه ورودي "كتله خور" در دامنه جنوب كوه "سه قزلو" قرار دارد كه به وسيله جاده آسفالته به طول تقريبي پنج كيلومتر كه توسط استانداري زنجان احداث شده به شهر گرماب راه مي‌يابد.


* ويژگي‌هاي دروني غار
طبق نظريه‌هاي علمي و نقشه‌هاي زمين شناسي اين غار مربوط به دوران سوم زمين شناسي است، بنابراين بايد سني جوان تر از ‪ ۳۰‬ميليون سال داشته باشد.

گذشت زمان وتغييرشرايط، عوامل انحلال و رسوب‌گذاري متنوعي ويژه وكم‌نظيري در ساختمان و محيط آن به وجود آورده است، قنديل‌هاي آويزان از سقف غار در اثر ناخالصي‌ها رنگ‌هاي مختلفي به خود گرفته‌اند.

زيباترين پديده طبيعي به‌صورت قنديل‌هاي تماشايي را معمولا دراطراف چشمه‌ها و تالاب‌هايي كه كف آن مي‌توان مشاهده كرد در اثر فرو رفتن آب به طبقات زير غار و كم شدن عمق تالاب‌ها كريستال‌ها و قنديل‌هاي بلوري به صورت تكراري خطوط ديدني و بسيار جالبي را تشكيل داده‌اند.

غار "كتله خور" از غارهاي بزرگ و زيباي ايران و جهان با پديده‌هاي متنوع حاصل از انحلال و رسوب‌گذاري در سنگ‌هاي گرانيته مي‌باشد كه شايد بتوان گفت اين غار در نوع خود منحصر به فرد است.

كتله‌خور يكي از غارهاي اسرارآميز و ديدني ايران است كه به علت دور بودن از مراكز شهري و نداشتن راههاي ارتباطي مورد شناسايي كامل و مطالعه وسيع علمي قرار نگرفته است.

پس از بازديد گروهي از دانشمندان درسال ‪ ۱۳۷۴‬غار كتله‌خور به عنوان تنها غار ويژه مطالعات در ايران اعلام شد و به طور رسمي به اطلاع مجامع علمي و تحقيقاتي مربوطه در جهان رسيد.

رييس افتخاري كميته غارشناسي ايران غار كتله خور را به علت داشتن قنديل‌هاي ظريف توخالي برتر وديدني‌تر از غارهاي زيبا و كم‌نظير يوگسلاوي و فرانسه ارزيابي كرده است.

اين پديده زيباي طبيعي كه جذابيت‌هاي بسياري دارد، متاسفانه به دليل عدم معرفي مناسب تاكنون از رصد گردشگران داخلي و خارجي مغفول مانده است كه جا دارد با توجه و سرمايه‌گذاري مناسب نسبت به‌معرفي جاذبه‌هاي اين ثروت ملي اقدامات شايسته به عمل آيد.

1

خانه ذوالفقاري ها ( زنجان)

خانه‌ي ذوالفقاري‌هاي زنجان كه قريب صد سال از احداث آن مي‌گذرد يكي از آثار ارزشمند شهر زنجان است كه در ياد و خاطره‌ي مردمان اين شهر همواره جايگاه مهمي داشته است.

خاندان ذوالفقاري از قديمي‌ترين و سرشناس‌ترين خا‌نواده‌هاي زنجان هستند كه در گذشته از قدرت و نفوذ زيادي برخوردار بوده‌اند.اين خانه را سردار اسعد ذوالفقاري ساخته است و فرزند او محمود خان در آن زيسته است. محمود‌ خان ذوالفقاري در زمان قضيه آذربايجان و فرقه دمكرات به مقابله با دمكراتها پرداخت و به همين دليل از محمد رضا شاه پهلوي نشان و درجه‌ي سرهنگي دريافت كرد.

اين خانه در زمان انقلاب به يكي از نهادها واگذار شد اما به سبب عدم مراقبت و رسيدگي جدي آسيب‌هاي فراواني به آن وارد شد.مجموعه بناهاي ذوالفقاري مشتمل بر ساختمان‌هاي اندروني و بيروني بوده كه در حال حاضر فقط عمارت بيروني آن باقي مانده است. شهرداري با احداث خيابان در سال‌هاي اخير سبب جدايي باغ از عمارت بيروني شده و باغ ذوالفقاري را به پارك عمومي تبديل كرده است.

در طرح مرمت خانه ذوالفقاري‌ها ، ابتدا عمليات رفع خطر و استحكام بخشي مورد نظر بوده است و سپس در نظر گرفتن يك كاربري جديد بدون آن‌كه به بنا آسيب وارد كند.

طبق توافقات صورت گرفته با اداره‌ي ميراث فرهنگي زنجان، خانه‌ي ذوالفقاري‌هاي زنجان كاربري اداري خواهد يافت و باغ آن مجددا طراحي و به حالت اوليه خود باز خواهد گشت.

1

كبريت سازي زنجان

1

برج آزادي در ابعاد كوچكتر

1

گالري تصاوير زنجان

نمايش عكس با سايز اصلينمايش عكس با سايز اصلينمايش عكس با سايز اصلينمايش عكس با سايز اصلينمايش عكس با سايز اصلي

1

بناي تاريخي رختشويخانه -زنجان

 

 

اين بنا در مركز بافت تاريخي شهر و درمحلي معروف به باباجامال چوقوري ( گودال باباجمال ) ساخته شده است و از طريق كوچه فرهنگ به خيابان سعدي زنجان كه به فاصله يكصدمتر، و از سمت غربي آن مي گذرد راه دارد درحال حاضر، اين اثر منحصر به فرد تاريخي به موزه باستان شناسي و مردم شناسي تبديل شده است و هر روز مورد بازديد مراجعه كنندگان قرار مي گيرد. دراين محل، لياس هاي محلي و سنتي مردم مناطق مختلف ايران، هنرهاي دستي و سنتي استان شامل چاروق، مليله دوزي، معرق، ساخته هاي چوبي، فرش گليم، چاقو، نمونه هايي از توليدات كارگاه هاي كاشي سنتي، آجر وسفال سلطانيه، اشياي تاريخي و يافته هاي باستاني و ميراث فرهنگي استان به معرض تماشاي عموم گذاشته شده است

1

گنبد سلطانيه

سبب ايجاد گنبد سلطانيه

در مورد علل احداث اين بنا در تواريخ چنين آمده است:

 

اولجايتو پس از طرح سلطانيه تصميم گرفت كه به تقليد از آرامگاه برادرش غازان خان ، آرامگاه رفيع و با شكوهي براي خود بسازد به همين جهت براي بر پايي اين آرامگاه ، هنرمندان از هر سو به سلطانيه آمدند تا يكي از شاهكارهاي عظيم دوره مغول را به عرصه ظهور برسانند.

 

بناي گنبد سلطانيه در سال 702 ه ( به روايتي ) بر اساس طرح آرامگاه غازان خان كه آن نيز از بناي آرامگاه سلطان سنجر در ( مرو ) الهام گرفته ، ساخته شده بود با اين تفاوت كه پلان آرامگاه سلطان سنجر مربع ،‌و پلان گنبد سلطانيه هشت ضلعي است . اگر چه تا حد زيادي معماري آرامگاه سلطان سنجر در بناي سلطانيه تاثير گذاشته بود ليكن حيزهاي ابتكاري در بناي اخير بحدي است كه آنرا بصورت يكي از شاهكارهاي هنر و معماري ايران در آورده است كه بعدها نمونه و الگوئي براي احداث تعداد زيادي از انبيه اين دوره شد. همچنين معماري گنبد سلطانيه را شخصي به نام سيد علي شاه انجام داده است.

 

ظاهرا" هنگامي كه اولجايتو امر به احداث آرامگاه خود كرد هنوز يكي از مذاهب اسلام را به عنوان مذهب رسمي انتخاب ننموده بود . وي تقريبا" در سال 709 ه يعني موقعيكه كار ساختماني گنبد رو به اتمام بود سفري به عراق نمود و تربت پاك امام حسن ( ع‌ ) و حضرت علي ( ع ) را در كربلا و نجف زيارت كرد.

 

بنا به قولي ، بر اثر تشويق و ترغيب علما و روحانيون بزرگ شيعه كه در آن زمان در دستگاه حكومتي صاحب منزلتي بودند، اولجايتو مذهب تشيع را به عنوان مذهب رسمي پذيرفت و بعد از مدتي تصميم گرفت كه آرامگاه خود را به ائمه اطهار اختصاص دهد .

 

بدين منظور قصد انتقال اجساد مطهر آنان ( حضرت علي (ع ) و امام حسين (ع ) را به سلطانيه داشت ) تا بر رونق تجاري و اهميت مذهبي پايتخت جديد التاسيس خود بيفزايد .لذا دستور داد تاتزئينات داخلي بنا كه تا آن روز انجام نگرفته بود طوري بپردازند كه در آن شعائر مذهب تشيع بخوبي مورد استفاده قرار گيرد. بهمين جهت بود كه كلمه ((علي)) به طور مكرر با كاشي در متن آجر نوشته شده است .
در همين اوان سلطان محمد خدابنده دستور ساختن آرامگاهي ساده براي خود در جنب گنبد اصلي را صادر كرد كه به گفته مورخين اين بناي آجري ظرف چند هفته به اتمام رسيد .

 

انتقال اجساد مطهر ائمه بخاطر مخالفت شديد علماي شيعه يا بقولي خواب سلطان كه حضرت علي بن ابيطالب را نارضي ديده بود وآن حضرت از اين عمل ناراضي بود ، انجام نگرفت و منصرف شد.

 

بنابر اين سلطان ايلخاني مصمم شد كه دوباره اين بنا را به آرامگاهي براي خود اختصاص دهد . به نظر مي رسد كه در همين ايام از مذهب تشيع برگشت و مذهب اهل سنت را اختيار كرد. شايد به همين منظور بود كه دستور داد تمام تزئينات معرق كاري كه كلمه (( علي ))‌ ( ع )‌ بر آن نقش بسته بود ، و تمام تزئينات آجري كاشيكاري و گره سازي را با پوشش از گچ اندودند و روي آن پوشش را با كتيبه و اشكال مختلف هندسي طرحهاي گل و بوته دار با رنگ آبي بر زمينه سفيد گچبري كردند كه اين عمل احتمالا" در سال 713 ه رخ داده . اولجايتو در سال 716 ه. يعني تقريبا" چهار سال بعد از اتمام بنا در سن 36 سالگي در گذشت و جسد وي در تابوتي از زر ناب در آرامگاه ابديش دفن شد.

 

معماري:

 

گنبد سلطانيه در دوره برپايي مرتفعترين بناي جهان بوده و هم اكنون نيز يكي از عظيم ترين بناهاي تاريخي جهان به شمار مي رود . اين بنا قسمتي از مجموعه عظيمي است كه به ابواب البر مشهور بوده و شامل دارالشفاء ، بيت القانون ، بيت الحكمه ، دارالياده و ... اين بنا در قوم هم كف با فضاهاي جانبي آرامگاه داراي پلان مربع مستطيل بوده و ادامه مجموعه در طبقات هشت ضلعي متمايل به منتظم است.

 

اين گنبد از سه فضاي گنبد خانه ، تربت خانه ،سردابه تشكيل شده و از نظر حجمي و تركيب فضا اين بنا با معماري هيچكدام از مقابر اسلامي ايران مطابقت ندارد در حاليكه اين وضعيت را مي توان با آئين تدفين مغول كه در دو مرحله انجام مي گرفت ، مطابقت داده و آن را با معماري تركيبي از مراسم تدفين مغول تبيين نمود.باتوجه به اين طرز تفكر گنبد خانه محل عزاداري به جسد ، سردابه محل نگهداري و تدفين جسد وتربت خانه فضاي مسقف بالاي سردابه مي باشد .ورودي اصلي آرامگاه اولجايتو در ايوان هاي شمال شرقي و شمال غربي تعبيه شده و كاربرد ايوانهاي شمالي ، شرقي وغربي پنجره مي باشند .

 

پلان فضاي گنبد خانه متمايل به هشت ضلعي منتظم و طول هر يك از اضلاع از ۰۶/۱۰متر تا ۱۶/۱۰ متر متغير است.

 

قطر گنبد خانه 40/24 متر مي باشد در اين فضا 8 جرز سنگين با عرض 32/6 تا 25/7 متر با سطح مقطع 50 متر مربع قرار گرفته و مهمترين وجه مشخصه تحول معماري از درون سلجوقي به دوران ايلخاني را نمايش مي دهد . در حد فاصل اين جرزها ايوانها و بنائي در دو طبقه اجرا گرديده و ارتفاع طبقه همكف از رقوم فعلي 7/9 متر و ارتفاع طبقه اول از رقوم هم كف 70 /19 متر قابل اندازه گيري مي باشد . كف اين فضا با استفاده از سنگ رخام سفيد مفروشي بوده است.

 

قوس ايوانها در اين فضا پنج و هفت تند است . در منتهي اليه اين قوسها كتيبه هايي با متن احاديث نبوي در آن نوشته شده و پس مقرنس كاري زيبايي كه وظيفه ترمپه ها بر آن محول شده پلان هشت ضلعي را به پلان دايره تبديل نموده و زمينه اجرا گنبد را فراهم آورده است.

 

دومين فضاي مورد بحث آرامگاه اولجايتو ، فضاي موسوم به تربت خانه مي باشد ،‌اين فضا به شكل مستطيل با طول ضلع 60/17 متر و عرض 8/7 متر و با ارتفاع 16 متر ، محراب مجموعه را در جرز جنوبي در خود جاي داده است . پوشش سقف تربت خانه از سه واحد طاق و تويزه ساخته شده قطر طاق وسطي كه بزرگتر است 9 متر و طاقهاي طرفين 3 متر قابل اندازه گيري مي باشد در ارتفاع 0/3 متري از كف ، درگرداگرد آن كتيبه اي در دو قلم ريز به خط كوفي مشجر و قلم درشت به خط ثلث نوشته شده و اطراف كلمات را تزئينات اسليمي پر نموده است . بين تريت خانه و محوطه زير گنبد پنچره بزرگي از مس طلا قرار داشت كه به مرور زمان از بين رفته و يا به غارت برده شده است.

 

سردابه سومين فضايي است كه با تركيب فضاهاي مذكور افاده معني مي نمايد . اين فضا محل قبر اصلي مي باشد . ورودي سردابه در ايوان جنوبي تربت خانه قرار دارد و با تعبير 9 پله به پهناي 250 سانتيمتر مي رسد در وسط اين فضا محل قبر و در طرفين آن دو فضاي كوچك جهت استقرار نگهبانان جلوگيري از ورود ارواح خبيثه تعبيه شده . بررسي تركيب فضايي اين سردابه و ارتباط آن با كل مجموعه و قابل مقايسه نبودن آن با ساير بناهاي آرامگاهي مي توان چنين استنتاج نمود كه اين آرامگاه بر اساس بينش مغول بويژه آئين شمنيت ساخته شده باشد . گنبد آرامگاه اولجايتو بزرگترين نوع خود در بناهاي تاريخي ايران با ارتفاع 50/48 متر و قطر دهانه 40/24 متر و با ضخامت 160 سانتيمتر با روش دو پوششي ساخته شده و فضاي خالي بين دو پوسته 60 سانتيمتر مي باشد.

 

پلكانها

در بين جرزهاي هشت گانه پلكانهاي مارپيچي وجود دارد كه طبقه زيرين را به طبقات دوم و غرفه هاي خارجي و مناره هاي هشتگانه متصل مي كند . لازم به تذكر است كه اين پلكانها همه از پايين شروع نمي شود بلكه فقط دو پلكان زواياي شمالي و پلكان ديگر در نماي خارجي واقع شده است.

 

پلكانهاي زواياي شمالي به طبقه دوم راه مي يابد و پلكان سومي بدون اتصال به طبقه دوم بسوي بالا ادامه پيدا مي كند . پلكانهاي هشتگانه از طبقه سوم ( غرفه هاي خارجي ) ظاهر شده و تا امتداد مناره هاي هشتگانه صعود مي نمايد.

 

ايوانها همانطور كه در فوق اشاره شد بر اضلاع هشتگانه پلان داخلي 8 ايوان رفيع و وسيع به ارتفاع 80/18 و به عرض 70/7 متر واقع شده اند .اين ايوانها يكنواختي حاصل از وجود جرزهاي قطور ، را از بين برده و باعث شده كه بنا زمخت جلوه ننمايد . اين ايوانها در عمق 60/2 و ارتفاع 9 متري به دو طبقه تقسيم شده است . در طبقه اول يا همكف ورودي هاي اصلي و ورودي هاي كوچك فرعي به محوطه هاي عبادتي قرار دارند.

 

ايوان جنوبي متصل به محوطه اي بنام تربت خانه است كه در صفحات آينده شرح آن داده خواهد شد . ايوانهاي شرقي و غربي در انتها داراي درهاي بزرگ مي باشد . در حاليكه در انتهاي طبقه اول ايوانهاي فرعي يك در كوچك وجود دارد. سقف طبقه اول داراي قنديل بندي و مقرنسكاري بسيار جالب و زيبا مي باشد.

 

طبقه دوم اين بخش بوسيله راهروي پوشيده اي با هم در ارتباطند . بطوري كه مي توان در اين طبقه تمامي بنا را دور زد در غرفه هاي طبقه دوم انواع تزئينات و مقرنسكاريهاي ارزنده اي ديده مي شود كه نشانگرذوق و سليقه و دقت هنرمندان دوره ايلخانيان است.

 

يكي از خصوصيات اصلي و منحصر بفرد در گنبد سلطانيه دو جداره بودن آن است كه از دو قشر موازي و مجزا كه صرفا" با پشت بندهاي آجري بين خود بهم مربوط بوده و همچنين فرم واحدي را شامل مي شوند تشكيل شده است . و اين تنها نمونه در مورد گنبدهائي با وضع ساختماني فوق الذكر محسوب مي شود و به نظر اينجانب نمي توان نمونه اي با وضع ساختماني فوق الذكر در دنيا يافت كه متعلق به قبل از بناي مزبور باشد . و از اين رو گنبد فوق اهميت شاياني را در تاريخ معماري دنيا داراست بطوريكه مدتها بعد از ساختمان گنبد سلطانيه چه در غرب و چه در شرق رفته رفته آثاري با خصوصيات تكنيكي فوق بوجود مي آيد . از جمله مهمترين آثاري كه به تقليد از گنبد سلطانيه احداث شده گنبد كليساي سانتاماريا دلفيوره مي باشد كه بيش از صد سال بعد از آن ساخته شده است.

 

 

تاثير معماري گنبد سلطانيه در گنبد سانتاماريادلفيوره

در پايان بررسي معماري گنبد سلطانيه اين نكته ضروري است كه اين بنا در دوره هاي بعد الگوئي براي معماران ايراني گرديد . تاثير اين گنبد را نه تنها در معماري بعضي از بناهاي تاريخي ايران مي توان مشاهد نمود ، بلكه حتي برخي از باستان شناسان نيز بر اين عقيده اند كه طرح گنبد سلطانيه و معماري آن پا از مرزها فراتر نهاده و بر بنائي چون گنبد سانتاماريا دلفيوره در شهر ( فلورانس ) نيز تاثير گذارده است.

 

نظريه پروفسور پائولزي در اين مورد چنين است:

 

و با اينكه ما از تركيب ساختماني گنبد اين كليسا بي اطلاعيم ، معذالك مطمئنيم كه گنبدي را كه بيش از صد سال بعد يعني سال 1418 و 1419 توسط برونلسكي و گيبرتي بر روي كليسا زده شده از فرم و نحوه ساختماني گنبد سلطانيه متاثر گرديده است چون گنبد سلطانيه تنها نمونه گنبد دو جداره متوازي است كه اينجانب در تمام آسيا مي شناسم . بنابر اين اثر آن بر روي تنها گنبد اروپائي از اين نوع يعني گنبد برونلسكي انكار ناپذير است.

 

 

پائولزي در بخش ديگر از نوشته هاي خود وجه تشابهات دو بنا را ياد آوري كرده و چنين اظهار نظر مي كند:

 

روابطي كه معماري دو بناي گنبد سلطانيه و كليساي سانتاماريادلفيوره را بهم نزديك مي كند اين است كه هر دو داراي يك نقشه مركزي و گنبدي دو جداره است.

 

 

هر ضلع اين بنا دوازده ضلعي 8/4 متر و در بين زواياي دوازده گانه نيز نيمه ستونهايي تزئيني ديده مي شود . ضمنا" بدنه خارجي دو نيمه ستون جبهه شمالي را فرورفته و مقعر ترتيب داده اند و با آثار آجري كه بر روي بعضي از نيم ستونها باقي است بنظر مي رسد كه در روي اين نيم ستونها گلدسته هاي آجري شبيه گنبد سلطانيه وجود داشته است.

 

پله هاي متعدد ويران شده كه بطرف شرق تپه ادامه دارد از آثار باقيمانده ايست كه مي توان در بنا مشاهده نمود . گنبد ويران شده و راهروها و پله هاي داخلي عموما" از آجر ساخته شده اند . تزئينات بنا شامل آجر همراه با كاشيهاي فيروزه اي و آبي گلدار ،‌با طرحهاي ستاره چهار پر وكاشيهاي كوچك چند پهلو است.

 

منبع : نوشته آقاي احمد اصغريان جدي در سايت سلطانيه به آدرس www.sultanieh.ir/home2.htm  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1
X