به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا - سيستان وبلوچستان خوش آمديد

شهر سوخته

 

تدريجأ پرده ازرازهاي زندگي پنج هزارسال پيش مردم فلات ايران برداشته ميشود

دهانة رود هيلمند در سيستان در حدود 5000 سال پيش يكي از آبادترين  منطقه‌هاي خاورميانه بوده است

 

دكتر عيسي بهنام

          

           بتدريج اين مطلب روشن ميشود كه جلگة بين‌النهرين نخستين مهد تمدن بشر نبوده است و كاوش‌هاي اخير پرده از بسياري از رازهاي نهفته در سرزمين فلات ايران برداشته است.

           «شهرسوخته» بطوريكه از اسم آن معلوم است،‌شهري است كه روسن نيست در نتيجة چه حادثه‌اي سوخته و بصورت ويرانه‌اي درآمده، سپس قرن‌ها گذشت زمان آنرا بفراموشي سپرده. حوادث طبيعي، خصوصأ بادهاي موسمي قشري ازشن شوركوير را برروي آن پوشانده و چنان لاية ضخيمي بوجود آورده كه در حدود چهل سال پيش وقتي دانشمند انگليسي «اورل استين» خواست تحقيقي در مورد قدمت اين شهر كه بصورت تپة مرتفعي درميان كوير قرار داشت بعمل آورد، پس از كندوكاو مختصري چنين تصور كرد كه بزمين بكر رسيده است و كاوش درآن مكان را رها كرده اظهار تعجب كرد ازاينكه اطراف اين تپه نمونة سفالي ديده ميشود كه بسيار قديمي بنظر ميرسد.

           چهارده سال پيش «مؤسسة ايتاليائي روابط فرهنگي با شرق ميانه» كه رياست آنرا دانشمند معروف و دوست بسيار نزديك ايران «پروفسور توچي» برعهده دارد تصميم گرفت تحقيقاتي ازنظر باستان‌شناسي دراين مكان بنمايد. اين مؤسسه قبلأ در افغانستان و پاكستان كاوش‌هاي دقيقي بعمل آورده بود و علاقه داشت تحقيقات خود را تا قسمت‌هاي شرقي فلات ايران ادامه دهد. اين كار را به عهدة باستان‌شناس معروف ايتاليايي «دومنيكو فاچنو» واگذار نمودند و «پروفسور توزي» دانشمند ديگر ايتاليايي مأمور كاوش درمحل شد.

           باستان‌شناسان ايتاليايي، پس از خاكبرداري، از روي شهر «پمپي» و «فوروم»هاي متعدد روم شهرت فوق‌العاده‌اي ازنظر دقت در روش كاوش پيدا كرده‌اند و در «شهر سوخته» نيز ازهمان روش‌هايي كه در «پمپي» كه در نتيجة آتش‌فشاني «وزوو» ناگهان زيرپوسته‌اي از خاكستر پنهان شده بود استفاده نمودند. روي «شهرسوخته» را پوسته‌اي بضخامت 20 سانتيمتر پوشانده بود. اين پوشش موجب شده بود كه در حدود 4000 سال ويرانه‌هاي اين شهر قديمي زير خاك دست‌نخورده باقي بماند. ولي مردم محل درعرض اين مدت دراز فراموش نكرده بودند كه اين تپه باقي‌مانده‌اي از تمدن پيرفته‌اي است كه در نتيجة آتش‌سوزي ازبين رفته است، وازپدر به پسر آنرا تحت نام «شهرسوخته» ميشناختند.

           كاوش‌هاي اخير نشان داد كه بلندي ويرانه‌هاي اين شهر به 7 متر از كف جلگه ميرسد. رود هيلمند، همانطوري كه در «شهداد» اتفاق افتاده بود، مسير خود را عوض كرد، و ناچار ساكنان اين ناحيه نيز تغيير مسكن دادند،‌و حيوانات و پرندگان نيز آن ناحيه را ترك كردند و آنرا به دست باد وشن‌ونك بيابان سپردند، و همين امر موجب شد كه ما امروز موفق شده‌ايم به راز زندگي انسان‌هاي پنج‌هزارسال پيش درزير اين پوشش خاكي دست يابيم، همانطور كه تمدن پيشرفتة مصر قرن‌ها در زير خاك دست نخورده پنهان ماند تا امروز باستان‌شناسان پرده از اسرار آن برداشتند.

           پس ازاينكه كاوش‌ها دراين مكان آغاز شد در حدود چند ميليون قطعات شكستة سفال اززير خاك بيرون آمد. درداخل اطاق‌ها، درخانه‌ها، تعدا بيشماري آثار زندگي از هرنوع بدست آمد. اشياء مختلفي از جنس پارچه و حصير و شيشه در زير پوشش نمك كاملأ سالم باقي مانده بود. برداشتن اين پوشش نمك ممكن بود موجب شود كه آثار مكشوف در نتيجة تماس با هواي آزاد از بين برود. بنابراين لازم بود تدابير مخصوصي براي حفظ آنها بعمل آيد.

           درحدود دوميليون اشياء مختلف تحت آزمايش‌هاي مخصوصي قرار گرفت و براي حفظ آنها اقدامات لازم بعمل آمد. ميان اين اشياء تعدادي استخوان‌هاي ريز نيز وجود داشت و لازم بود مشخص شود اين استخوان‌ها مربوط به كدام حيوان يا پرنده ياجان‌داري بوده و كارشان دراين اطاق‌ها چه بوده است.

 

 

 

        دراين موقع اينطور بنظر رسيد كه انجام اين كار از عهدة باستان‌شناسان به تنهايي برنخواهد آمد. بهمين منظور بود كه در حدود ده نفر از متخصصان مختلف ايتاليايي به محل كاوش آمدند و با ميكروسكوپ‌ها و بوسيلة تجزيه‌هاي «راديو كاربون» مشغول مطالعة زندگي 5000 سال پيش دراين مكان گرديدند.

        درهمين اوان بود كه متخصصان ژاپوني نيز علاقمند به كاوش‌هاي «شهرسوخته» شدند و زمين‌شناسان و متخصصان «فيزيك‌هسته‌اي» به همكاري با متخصصان ايتاليايي پرداختند و نمونه‌هاي بدست آمده رااز طريق روش‌هاي «پالئوماگنتيك» و «اورانيوم238» تحت بررسي قرار دادند.

        بررسي‌هاي دانشمندان مزبور نشان داد كه بصورت دقيق شهر سوخته در فاصلة بين 2900 تا 1900 سال پيش از ميلاد مورد سكونت بوده است.

   

بخشي از خانه‌هاي «شهرسوخته» كه اززير خاك بيرون آورده‌ شده است

 

 

           هزارسال، نسبت به قدمت بشر، چيز فوق‌العاده‌اي نيست، ولي آنچه كه بنظر ما فوق‌العاده ميآيد اين است كه در عرض مدت هزارسال مردم اين ناحيه موفق شده‌اند شهر بزرگ و آبادي بوجود آورند كه مردم آن به انواع صنايع دستي پرداخته و حكومت منظمي تشكيل داده بودند و پيرو مذهب واحدي شده روابط تجارتي و فرهنگي گسترده‌اي با نواحي مجاور خود ترتيب داده بودند.

           نكتة قابل توجه ازنظر روشن شدن تاريخ سرزمين ايران اين است كه آثار مكشوف در «شهرسوخته» نشان ميدهد كه مردم اين ناحيه دراوايل استقرارشان، يعني درحدود 2900 سال پيش ازميلاد مسيح روابط بسيار نزديك با مردم تركمنستان داشته‌اند و در اواخر دوران وجودشان، يعني پيش از 1900 سال پيش ازميلاد با مردم ساكن در درة پنجاب رابطة بسيار نزديك پيدا ميكنند.

           آيا ميتوان از مطلب بالا اينطور نتيجه گرفت كه اينها مردمي بودند كه در حدود 2900 سال پيش از ميلاد از سوي شمال به طرف دهانة رود هيرمند كه در نتيجة شرايط بخصوصي براي شهرنشيني مناسب بود سرازير شده‌اند، و سپس هزارسال بعد، در زماني كه مسير رود هيرمند تغيير يافت اين مردم به طرف درة پنجاب مهاجرت كردند و درآنجا امپراطوري بزرگ «موهنجودارو» و «هاراپا» را تشكيل دادند

 

 

           

پايين چپ

پايين راست

وسط چپ

وسط راست

بالا چپ

بالا راست

 

 

ظروف سفالين «شهرسوخته» با ظروف سفالين مكشوف در درة پنجاب شباهت دارند. نقش خورشيد كه روي يكي ازاين سفال‌ها نشان داده شده در روي ظروف سفالين شهداد نيز ديده مي‌شود. شباهت اين نقوش با نقوش ظروف گلي بين‌النهرين كمتر است.

           بايد بخاطر داشته باشيم كه تمدن شهداد نيز درهمين حدود اوايل هزارة سوم پيش ازميلاد در نتيجة تغيير مسير رودخانه ازبين رفت و درآن زمان مردم شهداد بامردم پنجاب روابط نزديك داشته‌اند.

           براي انجام تحقيقات بيشتر، دانشمندان ايتاليايي با باستان‌شناسان شوروي كه در تركمنستان مشغول كاوش بودند تماس گرفتند. تحققات دقيق باستان‌شناسان شوروي رابطة مردم شهرسوخته با مردم تركمنستان دراوايل هزارة سوم پيش از ميلاد را تأييد نمود.

           مردم سيستان دراين مدت با مردم ساكن بين دو رود دجله و فرات روابط تجارتي داشته و اين روابط ازراه زميني و دريايي كناب خليج فارس انجام ميگرفت. مردم بين‌النهرين ازهمين طريق ازسنگ لاجورد افغانستان استفاده مينموده‌اند. ولي تمدن سيستان را نميتوان وابسته به تمدن جلگة بين‌النهرين يامصر دانست زيرا دراين مكان خصوصياتي وجود داشته است كه آنرا كاملأ متمايز مينمايد.

           وجود تعداد زياد اشياء بسيار كوچك كه بعضي ازآنها بيش از 2 ميليمتر در 2 ميليمتر عرض و طول ندارند موجب شد ك ازيك متخصص «پالئوبوتانيست» نيز كمك خواسته شود. آزمايش‌هاي ميكروسكوپي نشان داد كه دراين اجتماع ماهي‌ها و پرندگان و خرچنگ‌ها نيز مورد استفادة غذايي بوده است. درميان حيوانان استخوان‌هاي بز و غزال و گوسفند 99 درصد باقي‌مانده‌هاي حيواني دراين ناحيه راتشكيل ميداده‌اند. بين پرندگاني كه دراينجا مورد مصرف اهالي بودند مرغ‌هاي آبي، قرقاول‌،‌مرغابي و غاز وجود داشته است كه بيشتر آنها ميتوانستند اهلي بوده باشند. ضمنأ وجود هزاران پيكان سنگي نشان ميدهد كه شكار پرندگان درميان ساكنان اين ناحيه بسيار رواج داشته است.

           دانشمند پالئوبوتانيست «لورنزوكنستانين» مطالعة اين آثار را برعهده گرفت و براي اين كار به سيستان آمد و باستان‌شناسان پند فيلسوف جهان كهن «اپيكور» يا «ابيقور» را سرلوحه برنامة خود قرار دادند و آن اين بود كه «ازاشياء‌كوچك به حقايق بزرگ يابند».

           مجموع سطحي كه ازاين نظر بايد مورد بررسي قرار گيرد در حدود 100 هكتار وسعت دارد. ميليون‌ها آثار بسيار كوچك از استخوان و چوب وصدف و چوب و نظاير آن تحت بررسي دانشمندان ايتاليايي قرار گرفت.

           باستان‌شناسان دراين مكان آثار دانه‌هاي گندم و جو و شاهدانه و تخم خربوزه و حتي انگور نيز پيدا كردند. اين امر براي دانشمندان باستان‌شناس مسلم گرديد كه پرندگان و حيواناتي كه آثارشان در شهر سوخته بدست آمده درحال حاضر ديگر دراين مكان زندگي نميكنند.

           اشياء ديگري كه ساخت دست انسان بوده است و ازجنس فيروزه يا سنگ لاجورد است در شهرسوخته بدست آمده است.

 

 

   

           كاوش كنندگان فكر ميكنند كه وصعت اين شهر به 70 هكتار ميرسيده است. درطرف جنوب و مغرب آن مردگان بخاك سپرده شده‌اند. با تخميني كه زده شده احتمال دارد كه در حدود 21000 قبر دراين ناحيه وجود داشته باشد. با كمك متخصصان «پالئوپاتولوژيست» و «آنتروپولوژيست» بسياري از مطالب مربوط به زندگي دراين ناحيه با مطالعة اسكلت‌ها روشن شد. به اين وسيله توانستند بفهمند صاحبان اين قبرها تقريبأ ازچه گروه نژادي بوده‌اند. سن مردگان در قبرهايي كه شكافته شد نيز تشخيص داده شد و نسبت تعداد مردان به زنان و كودكان معين گرديد. پروفسور «توچي» تصميم دارد از متخصصان ديگري نيز كمك بخواهد كه با معاينة استخوان ساق پاها بتوانند گروه خوني اين مردگان را مشخص نمايند. مثلأ معلوم شد در زمان معيني يك مرض مسري موجب مرگ تعداد زيادي كودكان و نوجوانان شده وآنها را بخاك سپرده‌اند. استخوان جنيني را درشكم مادرش كه حامله بوده و مرده است تشخيص دادند. اين نوع تحقيقات در مورد مردگان ممكن است نتايج بسيار جالبي در برداشته و در علم باستان‌شناسي تازگي دارد. بنابر تخميني كه زده‌اند در قبرستاني كه مورد تحقيق قرار گرفته 55 درصد از 60 اسكلتي كه بيرون آمده كودكان كمتر از نه سال بوده‌اند، يك اسكلت از مرد 20 ساله بوده، يك كودك پنج‌ساله بخاك سپرده شده و دريك گور دونفر قرار داده شده‌اند.

 

نقوش بالا باحتمال قوي نشانه‌اي از خورشيد، يا مفهوم ديگري است كه اكنون برما پوشيده است. نقش خورشيد بصورت صليب در بسياري از نقاط فلات ايران ديده مي‌شود و احتمالأ مربوط به پرستش خورشيد درآن زمان‌هاي كهن مي‌باشد

 

 

           تحقيقات باستان‌شناسان نيز نشان داده است كه تعداد زيادي از ساكنان شهرسوخته بكارهايي اشتغال داشته‌اند كه مربوط به قوت و غذا نبوده است. صنعت كوزه‌گري، حصيربافي، سنگ تراشي و تهية جواهرات و زينت‌آلات از سنگ لاجورد يا فيروزه عده‌اي از صنعتگران شهرسوخته را به خود مشغول ميساخته است.

           تحقيقات باستان‌سناسان درناحية سيستان راه جديدي براي بازسازكردن زندگي مردم پيش از تاريخ فلات ايران بازنموده است. براي آنان مهم نيست كه اشياء‌مختلفي را كه ازنظر هنري ارزشي دارد از زير خاك بيرون آورده در موزه‌ها قرار دهند. آنها ميخواهند بوسيلة ميكروسكوپ، تجزيه‌هاي مختلف ازطريق راديو كاربون، و مطالعة دقيق با روش‌هاي بسيار جديد روي آثار ناچيز مانند ريزه‌هاي استخوان‌هاي پرندگان يا باقي‌مانده حبوبات و چوب و غيره زندگي مردم آن ناحيه را درآن روزهاي بسيار كهن معرفي نمايند.

           رود هيرمند پيش ازآنكه درميان شنزارهاي سيستان نابود گردد، درجلگه‌هاي مجاورش وضعي شبيه به درة نيل بوجود آورده بود، به اين معني كه در مواقع معيني در نتيجة بالاآمدن سطح آب زمين‌هاي واقع دركنار آن مشروب ميشد و خاك را حاصل خيز ميكرد و اين امر سبب شده بود كه ساكنان اين ناحيه بتوانند به كار زراعت بپردازند و در مرحله شهرنشيني موفق به پيشرفت‌هايي گردند.

           اين نكته قابل توجه است كه شهرسوخته تنها نقطه از ناحية جنوب ايران نبوده است كه درهزارة چهارم ازميلاد به درجة نسبتأ بلندي ازتمدن رسيده بوده است.

 

1

تپه باستاني زيويه

اين تپه در روستاي زيويه، حدود 55 كيلومتري جنوب شرقي شهر سقز واقع واز محوطه بسيار وسيعي برخوردار است. طي كاوش هاي باستان شناسي در اين تپه، قلعه باستاني زيويه از زير خاك بيرون آمد. اين قلعه روي يكي از تپه هاي نسبتاً مرتفع منطقه ساخته شده و بر محيط اطراف اشراف كامل دارد.

در نخستين كاوش كه لوسط« ايوب ربنو» در سال 1325 شمسي در اين منطقه صورت گرفت و بيشتر جنبه تجاري داشت، اشياي منحصر به فردي از يك تابوت برنزي به دست آمد كه در نوع خود از شاهكارهاي فلزكاري و سفال گري محسوب مي شود. همين امر موجب تخريب بسياري از آثار معماري ارزشمند اين قلعه ( كاخ دژ ) عظيم گرديد. اين قلعه كه به اقوام ماد و ماننايي تعلق داشت، در حدود 2700 سال پيش ساخته شده است.

در سال 1354 شمسي اولين فصل كاوش هاي علمي باستان شناسي در اين تپه آغاز شد و تا سال 1380 ادامه يافت. طي چند فصل كاوش، نتايج قابل توجهي در زمينه شناخت وضعيت معماري آن به دست آمد. از جمله اشياي به دست آمده در اين كاوش ها، قطعات عاج منقوش بود كه نقوش حيواني و صحنه شكار اساطير روي آن ها حك شده و از ارزش ويژه اي برخوردار است. اهميت اين قطعات به حدي است كه از روي دو نمونه از آنها، نقش برجسته آبيدر سنندج، طراحي، بزرگ نمايي و ساخته شد.

براي احداث قلعه زيويه، استادكاران پس از بنياد مصطبه، سكوهايي براي دست يابي به سطح صاف و هموار پديد آوردند و در بين شيب هاي موجود در تپه، با بهره گيري از خشت خام، سنگ و چوب قلعه اي در نهايت استحكام و پايداري بنا نهادند. پي ها و پايه ستون ها از سنگ ساخته شده و براي ساخت ديوارها، خشت خام به ابعاد 16×46×46 سانتي متر به كار رفته است.

رودي اصلي با 21پله سنگي، در شرق تپه قراردارد. از جالب ترين قسمت هاي قلعه، تالار ستون دار آن با 16پايه ستون سنگي مدور است. قطر اين پايه ستون ها حدود 95 تا 105 سانتي متر است. كف تالار با خشت خام به صورت شطرنجي مفروش شده است. ديگر بخش هاي اين قلعه عظيم شامل سالن ها، حياط ها و اتاق هاي متعددي است كه هر يك عملكردي خاص داشت.

نكته قابل توجه استفاده از فاصلة پشت بندهاي ايجاد شده براي استحكام و ايستايي ديوازهاي قلعه است كه به عنوان سيلو( انبار غله ) مورد استفاده بود. در كاوش هاي سال 1380 ، نمونه هايي از غله در كف انبارها كه هر يك بيش از 8 متر عمق داشت، به دست آمد.

1

سيستان وبلوچستان

1

سايه خوشان

1

قره كليسا

1

سيستان و بلوچستان ـ تيس

از خانه جن‌ها تا خلوت با دريا
آنجا روي يكي از آن صخره‌هاي آهكي بلند كه هنوز از پسمانده آفتاب ظهر گرمند، گوشه‌اي دنج و خلوت پيدا مي‌كني و مي‌نشيني و خورشيد را نگاه مي‌كني كه سرخ و لرزان و بي هيچ تقلايي در دريا غرق مي‌شود و به صداي موج‌هايي گوش مي‌كني كه آرام و منظم بر تن صخره‌ها مي‌كوبند و اگر حوصله داشتي به بلوچ‌هاي سپيدپوشي كه با دست پر از دريا برمي‌گردند، «خداقوت» مي‌گويي، اما همه اين توصيف‌ها حتي گوشه‌اي از زيبايي‌هاي روستاي ساحلي تيس، از توابع بخش مركزي شهرستان چابهار در سيستان‌وبلوچستان نمي‌شوند و حتما پيشينيان ما هم اين را فهميده‌اند كه از 2500 سال پيش در تيس ساكن شده‌اند و به آن گاهي بندر تيزيا گفته‌اند و گاهي تيز و گاهي تسي.
 
تيس  

تيس، سه قلعه باستاني مهم دارد؛ اولي قلعه تيس است كه سبك معماري‌اش نشان مي‌دهد، به دوره سلجوقي تعلق دارد، دومين قلعه، «پيروز گت» نام دارد كه به غير كوهنوردها پيشنهاد نمي‌كنيم از داخلش بازديد كنند، چون راه ورود به آن سخت و خطرناك است، قلعه سوم، «بلوچ گت» است كه بالاي كوه قرار گرفته و دو مقبره هرمي كوچك هم در آن ساخته شده است.
انتخاب سفر به تيس ـ كه از طرف نيك‌شهر و جاده چابهار ـ كنارك جاده‌اي آسفالته دارد ـ با خودتان است، اما فقط اين هشدار را بشنويد كه اگر به تيس نرويد، نه مقابر جناني گچ را (كه به باور اهالي، محل سكونت جن‌ها بوده) مي‌بينيد، نه پيل‌بند را، نه سدهاي تيس را، نه غارهاي بان مسيتي و نقاشي‌هاي عجيب و غريب داخلشان را، نه چاه باستاني تيس كوپان را و نه حتي گورهاي مرموز تپه نهادي را. حالا تصميمتان چيست؟ چمدان ها را مي‌بنديد يا نه؟

1

سيستان و بلوچستان:

زندگي بومي در شهرهاي سراوان، خاش و ايرانشهر. بندرچابهار، شهرسوخته، منطقه حفاظت شده با هوكلات و حواشي رودخانه سرباز.
جاده‌اي كه از بيرجند در خراسان جنوبي به سمت سيستان و بلوچستان مي‌رود هم اگر امن باشد، ارزش ديدن دارد و چهره‌اي خاص از زندگي كويري را نمايان مي‌كند كه در نقاط ديگر ايران پيدا نمي‌شود.
علاوه بر اين جاده، مطمئنم زندگي بومي‌هاي سيستان و بلوچستان بويژه در شهرهايي مانند سراوان، خاش و ايرانشهر براي آنها كه به مردم‌شناسي علاقه دارند، جالب خواهد بود. بندر چابهار را به عنوان منطقه‌اي آزاد و شهر سوخته را هم به عنوان نمادي از تمدني 4000 ساله همه مي‌شناسند اما آيا منطقه حفاظت شده و سرسبز باهو كلات را هم ديده‌ايد؟ يا تا كنون به حواشي رودخانه سرباز كه تنها زيستگاه تمساح‌هاي پوزه كوتاه ايران است، رفته‌ايد؟

1

تالاب بين المللي خليج گواتر و حور باهو

تالاب بين المللي خليج گواتر و حور با هو مجموعه اي از سيتم هاي آب شامل رودخانه ، حور و خليج است كه با مساحتي معادل 75 هزار هكتار در سال 1378 در فهرست تالاب هاي بين المللي رامسر قرار گرفت.

اين تالاب در 85 كيلومتري چاه بهار، در جنوب شرقي بلوچستان ودر نزديكي مرز ايران و پاكستان و قرار دارد و جزو تالاب هاي دريايي – ساحلي طبقه بندي شده است اين تالاب شامل 60 كيلومتر طول رودخانه " باهو كلات" ، حور و خليج گواتر است .

. اين تالاب از نظر وجود جنگل هاي حرا پرندگان آبزي اهميت ويژه اي دارد بعلاوه يكي از شاخص هاي زيستي اين تالاب غربي ترين نقطه زيست تمساح پوزه كوتاه در آسيا مي باشد كه اهميت آن را دو چندان كرده است . بعلاوه در امتداد رودخانه باهو كلات پوشش گياهي متنوعي ديده مي شود كه نقش اكولوژيكي مهمي در كاهش سرعت سيلاب ها وجلوگيري از اثرات تخريبي سيل هاي رودخانه سرباز و طوفان هاي دريايي دارد .

1

شهر زيبا وتاريخي پاوه

موقعيت جغرافيايي شهر پاوه

پاوه يكي از شهرهاي شمالي استان كرمانشاه و مركز شهرستان پاوه‌ مي‌باشد. شهرستان پاوه يكي از 13شهرستان استان كرمانشاه است كه از شمال به استان كردستان، از جنوب به شهرستان جوانرود، از باختر به مرز ايران و عراق و از خاور به استان كردستان محدود مي‌گردد.

شهر زيبا و تاريخي پاوه با قدمت تاريخي بيش از 3 هزار سال، به فاصله 112 كيلومتري از مــركز استان و 45 كيلومتري تا نقطه صفر مرزي قرار داشته و جمعيتي بالغ بر 22000 نفر دارد.

سازه‌ها و منازل مسكوني در اين شهر به گونه‌اي طراحي شده است كه در بيش‌تر موارد پشت‌بام خانه‌اي كه در ارتفاع كم‌تري از دامنه كوه ساخته شده است حياط منزلي است كه چند متر بالاتر ساخته شده است. به همين دليل پاوه را شهر "هزار ماسوله" مي‌نامند.

سازمان كنوني شهر پاوه و بافت محلات موجود آن نتيجه تغيير شكل هسته قديمي شهر و رشد آن طي ربع قرن اخير است؛ البته عمده تغييرات اين شهر طي سال‌هاي اخير صورت گرفته ‌است.

آب و هواي پاوه

منطقه‌اي كه‌ پاوه‌ در آن واقع شده، بسيار خوش آب و هوا بوده و در كنار كوهستان اورامانات (در ميان دو كوه شاهو و آتش‌كده) بنا گرديده است.
آب و هواي منطقه نسبتا سرد، مايل به اعتدال و نيمه مرطوب مي‌باشد. هم‌چنين وجود چشمه‌هاي فراوان، آب‌هاي روان، همراه با جنگل‌ها، مراتع و باغات سرسبز جلوه خاص و زيبايي به اين منطقه بخشيده است.

گويش در منطقه پاوه

مردم اين منطقه‌ به‌ گويش اورامي، از زبان كردي تكلم مي‌كنند كه‌ يكي از زبان‌هاي باستاني ايران بوده و كتاب اوستا كه كتاب مقدس زرتشت است به اين زبان نگاشته شده است؛ به همين دليل است كه اين منطقه را در گذشته «اورامانات» مي‌ناميدند.

وجه تسميه پاوه

نام پاوه را به "پاوه" سردار يزدگرد سوم (آخرين پادشاه ساساني) منسوب مي‌دانند كه جهت جلب حمايت كردها، روانه اين ناحيه ‌شد و مورد احترام اهالي قرار گرفت. بعدها به خاطر تجليل از آن سردار، اين ناحيه را پاوه ناميدند. "قلعه دژ" و "پاسگه" نيز كه هنوز در پاوه وجود دارند بازمانده و باروي عهد آن سردار است. ظاهرا در محلي نزديك پاوه كه اكنون "جنگاه" ناميده مي‌شود، مردم پاوه با سعد وقاص (سردار سپاه عربان در نبرد قادسيه) جنگيده‌اند.

هم‌چنين مفهوم كلمه "اورامانات" از اورتن (اورامان) نام يكي از سرودهاي ديني زرتشتيان گرفته شده است. چيزي كه غير قابل انكار است، تاثير "آيين زرتشت" در نام‌گذاري اين شهر است.

قابليت‌هاي گردشگري پاوه

شهرستان پاوه و منطقه اورامانات به دليل داشتن جاذبه‌هاي فراوان طبيعي و تاريخي، قابليت جذب گردشگران داخلي و خارجي بسياري را داشته و از پتانسيل‌هاي خوبي در اين زمينه برخوردار مي‌باشد. از ديدني‌هاي اين منطقه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

كوه‌هاي سر به فلك كشيده، جنگل و طبيعتي زيبا، ديدني و فرح بخش.
غارهاي ديدني و وسيع، مانند غار قوري ‌قلعه (بزرگ‌ترين غار آبي آسيا و جز شكيل‌ترين غارهاي جهان)
رودخانه بزرگ سيروان و دره‌هاي عميق امتداد آب اين رودخانه.
چشمه بزرگ آب معدني بل "منصوب به يكي از خدايان آب" كه محل خروج اين آب جايي زيبا و ديدني است.

آثار باستاني نظير باقي‌مانده دومين آتشكده‌ي ايران در دوره پيامبر زردشت كه 750 سال قبل از اسلام فعال بوده است.

صنايع دستي بي‌نظير مانند: چوخه و رانك (لباس مردانه)، كلاش (گيوه)، نمدمالي، گليم و جاجيم‌بافي، فرنجي‌سازي و فرش‌بافي.
هم‌چنين از محصولات صادراتي شهرستان پاوه مي‌توان به گردو، بادام، انگور، انجير‌، فرآورده هاي دامي و... اشاره كرد.

1

زيست‌بوم حفاظت‌شده خان‌گرمز

موقعيت جغرافيايي منطقه خان‌گرمز

زيست‌بوم حفاظت‌شده "خان‌گرمز" با مساحتي بالغ بر 5000 هكتار در ميان 16 روستاي اطراف آن در باختر شهرستان تويسركان، جنوب شهرستان اسدآباد و جنوب‌باختري قله الوند، يكي از مراكز طبيعت‌گردي مهم استان همدان و قسمت باختري كشور محسوب مي‌شود.

وضعيت اقليمي منطقه

اين منطقه داراي آب ‌و ‌هواي نيمه خشك، سرد و معتدل بوده و رژيم بارندگي آن از تيپ اقليم مديترانه اي است. متوسط ميزان بارندگي آن در سال 400 ميلي‌متر و ميانگين درجه حرارت در سال، 13 درجه سانتي‌گراد مي‌باشد. گرم‌ترين ماه‌هاي سال (اواسط تير و مرداد) و سردترين ماه سال (بهمن) مي‌باشد. هم‌چنين دراين منطقه 2 ماه يخبندان است كه در اواسط ماه‌هاي دي و بهمن اتفاق مي‌افتد.

زمين‌شناسي و ناهمواري‌هاي منطقه

اين منطقه با ارتفاع 2853 متر از سطح دريا در ضلع شمالي، داراي صخره‌ها و پرتگاه‌هاي مرتفع و صعب‌العبوري است كه در معرض فرسايش شديد ناشي از بارندگي و يخبندان مي‌باشد. هم‌چنين در ضلع جنوبي نيز شاهد وجود صخره‌هاي سنگي و غارهاي متعددي چون غار بهرامي، غار مر لرستاني، غار عبدالله خان مي‌باشيم.
ضمنا در اين منطقه دره‌هاي عميق و طولاني چون دره تقي‌آباد، دره كفتاران، دره وزم‌در و... وجود دارد كه آب ناشي از بارندگي و ذوب برف‌هاي منطقه را به پايين دست منطقه هدايت مي‌كند.
جنس سنگ‌هاي منطقه نيز بيش‌تر از جنس آهك و سيليس مي‌باشد كه غارهاي موجود بر اثر حل شدن اين سنگ‌هاي آهكي دراثر بارندگي بوجود آمده است.

منابع آبي منطقه

آب وحوش منطقه از دو راه تامين مي شود:

1ـ آب چشمه‌هاي منطقه كه به سطح زمين جاري مي‌گردد.

2 ـ آب ناشي از بارندگي و ذوب برف‌هاي ارتفاعات منطقه كه به صورت نهرهاي كوچك و بزرگ از شكاف صخره‌ها و دره‌هاي عميق جاري مي‌شود، و يا به صورت آب‌گير و تالاب‌هاي كوچك فصلي ظاهر مي‌گردد؛ مثل آبگير "تخت‌سر" منطقه كه تا اواخر بهار داراي آب مي باشد و منبع تامين كننده آب وحوش در فصل بهار است.

پوشش گياهي منطقه

بيش‌ترين نوع پوشش گياهي منطقه را پوشش علف‌زار تشكيل مي‌دهد كه تيپ مرتعي و از خانواده گرامينه‌ها مي‌باشند. به طور كلي گونه هاي غالب گياهي عبارتند از: خانواده گرامينه‌ها ، علف گوسفندي ، گل قاصد ، سريش‌ها ،گونه‌هاي فرفيون، گونه شقايق، جامعه گونه‌اي‌گون، لاله، كلاه ميرحسين، درمنه كاكوتي، كنگر، بله گوش، ميخك، بابونه، داغداغان، شيرخشت، چاي علفي، رز وحشي، نخود وحشي، گل ماهور، بادام كوهي، وليك، آلبالوي وحشي وساير گونه‌هاي ديگر موجود كه بايستي مورد تحقيق و مطالعه وسيع جهت شناسايي و رده بندي گونه اي قرار گيرند.

گونه‌هاي جانوري منطقه

اين منطقه به دليل پوشش گياهي غني و منحصر به فرد و صخره‌هاي مرتفع بهترين زيستگاه كل، بز، قوچ و ميش در قسمت باختري كشور است كه از رشد 25 درصدي جمعيت در سال برخوردار است، كه مرهون تلاش و زحمات شبانه‌روزي پرسنل اجرايي در مسير حفظ و حفاظت از زيستگاه‌هاي منطقه است.
گونه‌هاي شاخص و مهم جانوري منطقه عبارتند از (پستانداران: كل و بز ـ قوچ و ميش ـ گربه وحشي ـ گرگ ـ روباه ـ شغال ـ كفتارـ خرگوش ـ سمور ـ گوركن ـ تشي ـ زردبره ـ رودك عسل‌خوارـ خارپشت ـ حشره‌خوارـ حفار و انواع موش‌ها

پرندگان: عقاب طلايي ـ كبك ـ تيهو ـ دليجه ـ كلاغ نوك‌سرخ ـ كبوتر ـ كمر كولي ـ زاغي ـ چكچك ـ سهره ـ سارـ جغد ـ سبز‌قبا ـ سنگ‌چشم ـ دم جنبانك و ...

انواع خزندگان: چوخ مار سمي ـ افعي زنجاني ... مار نيمه سمي: يلدمار ـ سوسن مار ... مارهاي غير سمي: شلاقي ـ چلمبر ـ مار پلنگي و انواع مارمولك‌ها، عقرب زرد و رتيل را مي توان نام برد .

امكانات منطقه

در ضلع جنوبي منطقه، پاسگاه محيط باني با وسعت 120متر مجهز به (آشپزخانه، اتاق گارد، مهمان‌سرا، اصطبل، خودرو، موتور‌سيكلت و محيط‌بانان مجهز به سلاح كلاشينكف و بي‌سيم و دوربين چشمي‌اند.) ضمنا اولين سيستم انرژي خورشيدي در استان، در سال 1383 با اعتباري بالغ بر 350 ميليون ريال در پاسگاه خان‌گرمز ايجاد گرديد كه برق آن 5/1 كيلو وات بوده و داراي 2 پانل با 16 ماژول و نيز داراي قابليت ذخيره شارژ برق تا 3 روز مي‌باشد.

1
X