به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا خوش آمديد

سقاخانه‏هاي قديمي تهران


 

نويسنده: رحمان احمدي ملكي

مقدمه

در اين نوشته، از برخي مصاحبه‏ها و عكس‏هاي دانشجوي كوشا، محمد منصوري استفاده شده كه بدين وسيله سپاسگزاري مي‏شود.
هنگام عبور از بعضي از محله‏ها و بازارهاي قديمي تهران و برخي شهرهاي بزرگ ايران، نوعي حجره‏ي كوچك يا تورفتگي، توجه آدمي را به خود جلب توجه مي‏كند كه در ديواري تعبيه شده يا درز دو ديوار را در برمي‏گيرد، و پنجره‏ي مشبك آهني، قسمتي از آن را مي‏پوشاند. اين امكان در اصطلاح محاوره‏اي مردم، »سقاخانه« ناميده مي‏شود. سقاخانه به غرفه يا نيم‏بابي گفته مي‏شود كه مردم در آن، آبگاهي به وجود آورده‏اند، جام يا پياله‏اي در آن نهاده‏اند تا آب در دسترس همگان قرار گيرد. اين اقدام توسط شيعيان، بيشتر همزمان با روضه‏خواني حضرت سيدالشهدا و به ياد تشنگان و شهيدان كربلا به وجود آمده و از زمره‏ي كارهاي ثواب به حساب مي‏آيد.
»داخل اين تورفتگي، شيرهاي متصل به مخزني پشت ديوار، يا مخزن آب بزرگ استوانه‏اي از مس ديده مي‏شود. مخزن مسي گاهي به تزييناتي آراسته است. بالاي آن سه قبه دارد. از روي قبه‏ي مياني كه از دو قبه‏ي ديگر بزرگتر است، دست پهن مسيني برافراشته است كه روي آن، با خط خوش، كلماتي را به صورت مشبك نوشته‏اند. چند پياله‏ي آب‏خوري سنگين مسي با زنجير به مخزن متصل‏اند. از ديوار عقب تورفتگي، شمايل‏هايي به رنگ‏هاي درخشان آويزانند و دور و بر مخزن آب، شمع‏هايي گذاشته‏اند كه بعضي روشنند و بعضي سوخته‏اند. تكه پارچه‏هايي به ميله‏هاي پنجره‏ي مشبك بسته‏اند. بر چهارپايه‏ي پهلوي سقاخانه، پيرمردي مي‏نشيند كه شب‏هاي جمعه كار او آب دادن و شمع فروختن و شايد نوحه خواني است. اين مكان مقدس غريب، كيفيت آييني سحرآميزي دارد«1-
اگر چه احداث مكاني براي نوشتن آب، و رفع تشنگي رهگذران، و كسب ثواب از اين راه، يكي از انگيزه‏هاي اوليه‏ي احداث سقاخانه‏ها بوده، چنانكه اين مكان‏ها، تنها جايي نيستند كه رهگذران تشنه از آب آن نوشيده و بگذرند، بلكه ارتباط سقاخانه با استفاده‏كنندگان بستگي نزديكي با مذهب و باور عابران تشنه دارد.
انگيزه‏ي ساختن سقاخانه، علاوه بر حس نوع دوستي و خدمت به عموم، بيشتر جنبه‏ي مذهبي و آييني داشته است. همزمان با انتشار اخبار كربلا و متداول شدن تعزيه و عزاداري، و نقل مصايب عاشورا، از جمله بسته شدن آب بر روي اهل بيت اماام حسين (ع) و رشادت و شهادت طلبي برادر امام حسين، حضرت ابوالفضل (ع)، و تمامي حوادث احساس برانگيز براي مردم مذهبي - عاطفي ايران، الهام‏ها و پيام‏هاي فراواني در برداشت. از جمله وقايع مهم حماسه‏ي حسيني و صحراي كربلا، بستن آب رودخانه‏ي فرات بر سپاهيان و ياران حضرت حسين (ع) است. از روز هفتم محرم سال 61 هجري، سپاه يزيد بن معاويه با بستن آب فرات به روي ياران امام، سعي كردند تا آنان را به تسليم وادارند. امام حسين (ع) و يارانش در نهايت تشنگي و مظلوميت، تن به ذلت و بيعت با يزيد ندادند. عباس برادر وفادار امام حسين (ع)، كه در جنگ آوري و رشادت و پيكار با سپاه دشمن، شهره‏ي همگان بود، برعهده مي‏گيرد كه رهسپار فرات گشته و براي زنان و كودكان حرم، آب بياورد. آن گونه كه در روايات مذهبي و مرثيه‏ها گفته شده، نگهبانان فرات در يك نبرد غافلگيرانه، دو دست حضرت عباس را قطع كرده و مشك آب را نيز با تير سوراخ مي‏كنند تا قطره‏ي آبي به بني‏هاشم نرسد. اين روايت و چندين روايت ديگر كه دال بر بي رحمي و شقاوت يزيديان و تشنگي مظلومانه‏ي بني هاشم در صحراي سوزان و خشك كربلاست، زمينه‏ي مناسبي براي ابزار احساس پاك و دلسوزانه‏ي شيعيان شده است.
شيعيان ايران، به خصوص در سده‏ها و دهه‏هاي گذشته، با يادآوري مصيبت تشنگي اصحاب امام حسين (ع)، و با انجام اعمال انسان دوستانه - مانند باز گذاشتن آب به روي مردم، درست كردن منبع‏ها و آبخورها و حمل آب بر دوش و پخش آن بين مردم - سعي مي‏كنند خود را هر چه بيشتر از ناپاكي و شقاوت بني‏اميه دور كرده و مظلوميت و جوانمردي بني‏هاشم را بستايند و خود را به آنان نزديك سازند. و از طرفي، با احداث سقاخانه‏هايي كه آب در آنها جريان داشته، يا نگهداري مي‏شود و به آساني در دسترس مردم تشنه، رهگذران خسته و عزاداران مراسم مذهبي قرار مي‏گيرد، سعي در زنده نگه داشتن ياد واقعه‏ي كربلا و اداي دين مذهبي خويش، نسبت به اين واقعه دارند.
افرادي كه به سقاخانه‏ها رفته و با آن ارتباط دارند، انسان‏هايي پاي‏بند به مذهب و داراي باور و اعتقادي، و حتي نوعي شيفتگي مذهبي‏اند. آنان تنها به نوشيدن آب اكتفا نمي‏كنند، شمع روشن مي‏كنند، ذكر مي‏خوانند، واقعه‏ي كربلا و مصيبت‏هاي بي‏شمار فرزندان پيامبر را از نظر مي‏گذرانند، حتي دقايقي گريه مي‏كنند، دخيل مي‏بندند، پول مي‏اندازند و نذر و نيازهاي خود را بازگو مي‏كنند و به اين طريق ارادت و دوستداري خود را نسبت به ائمه اطهار، به خصوص حضرت امام حسين (ع) ابراز مي‏دارند.
سقاخانه، مانند امامزاده‏ها و اماكن متبركه، به عنوان مكان مذهبي، ارتباط و بستگي افراد را با باورها برقرار مي‏سازد. ورود به مسجد و ذكر مصيبت و اداي آيين‏هاي نذر در آن، به خصوص براي بانوان و شاغلان و رهگذران گاه ميسور نبوده است، اما اين مسائل با وجود سقاخانه‏هاي گوشه و كنار محله‏ها، برطرف شده است.
سقاخانه فاقد شكوه و جلال معماري وسيع بناهاي معروف است، ولي در مقابل از نوعي صميميت و روحانيت در انزوا برخوردار است كه راز و نياز، و ذكر نذر و حاجت را جلا و صفايي تسلي گر مي‏دهد. گودي سقاخانه، گويي براي سر فرو كردن و زمزمه كردن و همسوزي با شمع‏هاي برافروخته است. برخلاف اماكن ديگر كه به خاطر داشتن فضاي زياد، مناسب عبادات و آيين‏هاي دسته جمهي هستند، سقاخانه با ذكرها و عبادات فردي همسازي بيشتر دارد. اين مكان كوچك، نقطه‏ي تماس و همسويي مردمان كوچه و بازار، با تفكر اعتقادي و خاطره‏ي قومي خويش، و محل اتصالات آنات نهفته در مشغله‏هاي زندگي، با لحظه‏ي ازلي - آييني واقعه‏ي مذهبي، و زمان زايا و توانمند نيايش است.
سقاخانه به خاطر شكل خاص و ابزار و اشيايي كه در آن نهاده شده - مخزن نقش دار آب، پنجه‏ي مسي بالاي مخزن، كه نماد مراسم محرم است، علم‏ها و تصاويري كه سمبل عاشورا و حماسه حسيني‏اند - نماد تجسم زمان واقعه‏ي كربلا و اساسا زمان مذهبي و آييني، در مكان آيين است. تلفيق و تجسم زمان در مكان، در بيشتر اماكن مذهبي مشرق زمين و در بناها و معابد مردمان آيين‏پرداز، به چشم مي‏خورد. شكل خاص و فرم كلي اين بناها، از نظرگاه معاني نمادين اشكال به كار رفته در آنها نيز، اين تلفيق را نشانگر است، چرا كه شكل اغلب معابد، اماكن متبركه و سقاخانه‏ها، در پايين چهارگوش و در بالا گرد و مدور - يا گنبدي جناقي - است. از نظر ديدگاه آييني اشكال، مربع و چهارگوش نماد زمين و مكان است، در حالي كه دايره و گردي نشانه‏ي آسمان و زمان. و هم‏آميزي مربع و دايره، يا چهارگوش با گردي گنبد، نشانه‏ي آميزش و تعجين زمين و آسمان، و تلفيق مكان با زمان است.
سقاخانه‏ها، از ديدگاه‏هاي مختلف، مكان‏هايي كاملا مذهبي هستند، مكان‏هايي همپايه‏ي معابد بودايي يا عبادتكده‏ي بعضي از اديان. با اين تفاوت كه مورد استفاده‏ي عموم بوده و با مقياس بسيار كوچكتر بنا مي‏شوند، و
جايي براي نشستن و عبادت كردن ندارند.
از جهتي ديگر، سقاخانه‏ها سمبلي از آب فرات‏اند كه هر رهگذر شيعه مذهب، با ديدن آن، ياد عاشورا را در ذهن زنده كرده و با سلام فرستادن به حسين (ع) و يارانش، و لعن كردن كشندگان آنها و كساني كه آب به روي آنان بستند، سهمي از رسالت مذهبي خويش را ادا مي‏كنند. در اساس يكي از فلسفه‏هاي وجودي سقاخانه، يادآوري واقعه‏ي عاشورا به مردمان و رهگذران كوچه و بازار است. يادآوري اوليا و اشقيا، و يادآوري ظالم و مظلوم در ميان همه‏ي مشغله‏ها و گرفتاري‏هاي روزمره‏ي زندگي. و بي‏ترديد به خاطر همين تذكار و يادآوري است كه بيشتر سقاخانه‏ها در محل‏هاي قديمي، شلوغ و پر رفت و آمد شهرها ساخته شده‏اند - در تهران حوالي ميادين توپخانه، بهارستان، قيام، مولوي و بازار، داراي سقاخانه‏هاي بيشتري هستند - در اين محل‏ها، خرده‏فروش‏ها، باربران، كارگران تشنه و عابران خسته از پرسه‏اي بي‏پايان، براي نوشيدن آب به سوي سقاخانه روانه مي‏شوند و در اوج خستگي و تشنگي، پياله‏ي مسي را از آب پر مي‏كنند، تا قد برمي‏افرازند كه ظرف آب را بر لب نهاده و خود را سيراب كنند، بالاي سر مي‏خوانند: »بنوش به ياد تشنگان كربلا«. و افراد بي‏سواد با ديدن سيماي تمثال معصومانه‏ي حضرت ابوالفضل و مشك خالي او، تشنگي فرزندان پيامبر در سرزمين كربلا، به ذهنشان متداعي مي‏شود. فرط تشنگي و خستگي و يادآوري تشنگان بي گناه صحراي نينوا، دلبستگي، شيفتگي و سوز دل او را براي اوليا، و نفرت او را نسبت به اشقياي همه‏ي زمان‏ها، دامن مي‏زند.
بزرگي، ميزان تزيينات و اهميت سقاخانه‏ها، رابطه‏ي مستقيم با محله‏اي دارد كه در آن قرار گرفته‏اند. سقاخانه‏هايي كه در اطراف ميادين و محله‏هاي پر رفت و آمد يا خيابان‏هاي عريض و شلوغ هستند، بزرگ‏تر و با تزيينات بيشتر مشاهده مي‏شود و هر چه به سمت كوچه‏هاي تنگ با ديوارهاي قديمي كاه گلي مي‏رويم، سقاخانه‏ها كوچكتر و مهجورتر مي‏شوند.
در ابتدا كه سقاخانه ساخته مي‏شد، مغازه يا حجره يا زيرپله‏اي، ساختمان آن راتشكيل مي‏داد. سقاخانه‏هايي هم وجود داشتند كه چهار طرف آنها باز بوده و داراي اسكلتي فلزي بوده‏اند. سقاخانه‏هاي فلزي داراي گنبدي از فولاد بوده‏اند و چهار طرفشان با پنجره‏اي مشبك محصور شده بود. از اين نوع سقاخانه‏ها، امروز نمونه‏اي به چشم نمي‏خورد و ما بيشتر سقاخانه‏هايي را كه در شكافي منزل يا مسجد بنا شده، مي‏شناسيم.
سطح داخلي سقاخانه‏ها با مواد و مصالح گوناگوني پوشيده مي‏شود: كاشي‏كاري، آينه‏كاري، گچ‏بري، خاتم و منبت و نقاشي، جلوه‏هايي از انواع پوشش سطح داخلي سقاخانه‏هاست. كاشي‏كاريها يا رنگين و منقوش هستند يا ساده كاربرد بيشتري در داخل سقاخانه دارد، زيرا دود حاصل از سوختن شمع‏ها، كاشي را سياه و فرسوده مي‏كند. كاشي‏هاي منقوش كه با گل و بوته‏هاي تجريدي و اسليمي‏هاي رنگين،نقاشي شده، براي سطوح بيروني استفاده مي‏شود در بعضي از سقاخانه‏ها كه كاشي‏كاري نقاشي شده يا خطاطي شده در اطراف و يا بالاي سردر ديده مي‏شود.
آيينه‏كاري و گچ‏بري، به دليل ظرافت و شكنندگي، اغلب در داخل سقاخانه به كار گرفته مي‏شود. آيينه‏كاري‏ها به سبك آيينه‏كاري قبور متبركه‏ي اسلامي انجام گرفته است. گچ‏بري‏ها به دو روش ايراني - اسلامي، و غربي ساخته مي‏شوند. در گچ‏بريهاي ايراني، قوس‏ها و شاخ و برگ‏هاي ساده شده‏ي گياهان (اسليمي) و گل‏ها را مي‏توانيم ببينيم و در گچ‏بري سبك غربي، خطوط صاف و كم‏انحنا، كه گاهي معماري كليساهاي اروپا را تداعي مي‏كنند. البته مورد اخير در معدودي از سقاخانه‏هاي تجديد مرمت شده، به چشم مي‏خورد.
سقاخانه‏هايي در تهران وجود دارد كه با سنگ ساخته و پرداخته شده، و در واقع نشاني از هنر حجاري است. از اين نوع، يكي در خيابان ناصر خسرو و ديگري در ضلع شمالي مسجد شاه ديده مي‏شود. سقاخانه‏ي مسجد شاه كه شايد قديم‏ترين سقاخانه‏ي تهران بوده، و در دوره‏ي فتحعلي شاه قاجار بنا شده است، ويژگي‏هاي سقاخانه‏هاي كوچه و بازار را ندارد. آيه‏اي از قرآن كريم روي چهارچوب سنگي اين سقاخانه به چشم مي‏خورد و ماهي‏هايي روي حوضچه‏ي سقاخانه كنده‏كاري شده‏اند كه درهم پيچيده و تزييني به نظر مي‏رسند.
معماري سقاخانه‏ها از خيلي جهات به معماري مساجد و محراب‏ها شبيه و نزديك است. قوس‏هايي كه در يك محراب مسجد ديده مي‏شود، با اختلافي بسيار ناچيز در سقاخانه‏ها نيز مشاهده مي‏شود. البته در نظاره‏ي سقاخانه‏هاي امروز، با گونه‏ي تغيير يافته و عوض شده‏ي سقاخانه‏هاي قديم مواجه مي‏شويم. اين تغييرات به سبب گذشت زمان و تجديد اساسي بناهاست. بر اثر افراط در بازسازي و تجديد بنا با سقاخانه‏هايي روبه‏رو مي‏شويم كه با نماي قبلي خود، اشتراك و تشابه كمتري دارد. ممكن است نوع معماري و وسعت سقاخانه تغيير پيدا كند ولي به طور يقين، مكان قبلي تغيير نمي يابد، به همين دليل است كه اغلب سقاخانه‏ها با معماري و مصالح امروزي بازسازي مي‏شوند.
سقاخانه‏هاي تهران - و شهرهاي ديگر - در عمل از يك نوع معماري و اسلوب ساختاري ثابت و واحدي برخوردار نيستند. اعمال سليقه در ساخت سقاخانه‏ها، متنوع بودن معماري، كوچك و كم‏اهميت بودنشان در مقايسه با مساجد و مكان‏هاي مذهبي، امكان وحدت فرم و شكل را از آنها مي‏گيرد. البته وجود اين تنوع شكل و ساختار، از نظر بصري و ديدگاه هنر آييني - مذهبي، برتري و مزيتي براي اين اماكن محسوب مي‏شود.
بيشتر سقاخانه‏هاي امروز، به هر دليلي، يكي از اركان اصلي خود را از دست داده‏اند. سقاخانه‏هايي به چشم مي‏خورد كه به دليل اعتقادي بودن صرف، آب از اجزاي اصلي‏شان حذف شده، و جاي ديگر در بعضي از آنها، ديگر شمع روشن نمي‏شود و جايي هم براي اين كار وجود ندارد.
اندازه‏ي فرورفتگي داخل، در اغلب سقاخانه‏ها متفاوت است و معمولا بين 2 متر و سي سانتي‏متر، متغير مي‏باشد. تقريبا همه‏ي سقاخانه‏ها، با ارتفاع تقريبي يك متر آبخوري و شمعداني دارند. اما اين اندازه حتمي نبوده و در جاهايي ديده مي‏شود كه شير آب از زمين 30 سانتي‏متر فاصله دارد و نوشيدن آب را مشكل مي‏كند. جاي ديگر بلندي شير آب به 1/5 متر مي‏رسد كه براي رفع مشكل، بلندي و سكوي پله مانندي جلو آن درست كرده‏اند.
سقاخانه‏ها معمولا در مكان‏هايي بنا مي‏شد كه مشغله‏ي مردم زياد، و دسترسي به آب غيرمقدور يا سخت بوده است. حفر چاه و استفاده از تلمبه در احداث سقاخانه، اين امكان را فراهم مي‏ساخت تا مردم بازار از آن استفاده كنند. و در صورت نبودن چاه، عده‏اي بر مبناي نذر و نيت قبلي، آب را از نقطه‏اي دور دست آورده و مخزن سقاخانه را براي استفاده‏ي عموم پر مي‏كردند.

عناصر اصلي تشكيل دهنده يك سقاخانه

در يك نگاه كلي، محراب، فرورفتگي، آبخوري، پنجره‏ي مشبك و محل روشن كردن شمع، از عناصر اصلي تشكيل دهنده‏ي يك سقاخانه هستند كه هر يك قسمتي از مراسم و آيين‏هاي مربوط به سقاخانه را به دوش كشيده و در آن آيين به كار برده مي‏شوند:

آبخوري

اولين و مهمترين قسمت يك سقاخانه، امكان آب دهي آن است و سقاخانه اسم خود را از اين امكان اخذ كرده است. در بيشتر سقاخانه‏هاي امروز، استفاده از شير آب، امري عادي و طبيعي شده است. در گذشته تشت يا ظرفي شبيه گلدان وجود داشته كه در حكم منبع بوده است. اين منبع از آب چاه تغذيه و با يخ خنك و گوارا مي‏شده است. منبع‏ها به دليل سختي حمل و نقل آب و يخ و همچنين با به روي كار آمدن آب لوله كشي، ديگر منسوخ شده‏اند. لوله‏كشي آب مي‏تواند از يك خانه منشعب شده، و يا مستقيما از خط لوله‏ي اصلي آب شهر گرفته شده باشد. بعضي از سقاخانه‏ها، به آب سردكن برقي مجهز هستند كه مصنوعي و بي روح به نظر مي‏رسد و اصالت سقاخانه‏ي واقعي در آنها كمتر به چشم مي خورد.

پياله، كاسه يا ليوان آبخوري

در دهه‏هاي قبل در بيشتر سقاخانه‏ها، منبعي از آب وجود داشته كه شير آبي مانند سماور داشته است و مردم از اين منبع با پياله‏اي آب مي‏نوشيدند. خوشبختانه پياله‏هاي آبخوري تنها جزئي هستند كه كمتر تغيير و تحول يافته‏اند. در نوشيدن آب با پياله، چون ديد انسان به آب بيشتر است، به نظر مي‏رسد نوشيدن آب لذت بيشتري نسبت به نوشيدن آب با ليوان دارد. اين كاسه‏ها، از كاسه‏هاي معمولي كوچكترند و با رشته‏ي زنجيري به جايي محكم شده‏اند. منظور از بستن كاسه با زنجير، مفقود نشدن كاسه، نيافتادن و به سرقت نرفتن آن است و نيز اينكه بايد همان جا نوشيده شود. جنس اين كاسه‏ها بيشتر از مس، برنج يا فولاد است. در بيشتر اين كاسه ها، نقوش، اعم از دست و چشم انسان، تصوير حيواني نمادين، مسجد، پرچم، ادعيه، آيات و اشعاري در مدح و ثناي ائمه ديده مي‏شود. گاهي در يك كاسه‏ي سقاخانه، مجموعه‏اي كامل از اين اشكال و نوشته‏ها ديده مي‏شود و گاهي تعدادي از آنها، با هم يك مجموعه‏ي كوچكتر را تشكيل مي‏دهند. كاسه‏هاي اصل، به روش قلمزني منقوش مي‏شدند ولي اكنون دستگاه پرس در زمان - و همچنين در زيبايي و اصالت - صرفه‏جويي مي‏كند. نوشته‏ها و اشكال، درون كاسه‏ها قرار دارند و توجهي به بيرون آن نمي‏شوند، شايد به دليل اينكه عابري كه آب مي‏نوشد، بيشتر به داخل كاسه مي‏نگرد تا بيرون آن.
كاسه‏هايي هم وجود دارد كه تنديس فلزي دستي بر ميانه‏ي آنها تعبيه شده است كه معنايي مذهبي داشته و يادآور دست بريده‏ي علمدار كربلا، حضرت ابوالفضل (ع) است. در بعضي ديگر از كاسه‏ها، تعدادي كليد با تكه نخ يا مفتولي به قسمتي از كاسه متصل شده است. اين كاسه‏ها، به كاسه‏هاي »چهل كليد« معروف هستند. كليدها كه از لحاظ اندازه كوچك و نازك هستند. بسيار ساده و جنبه‏ي نمادين دارند. كليدها فقط داراي يك دندانه‏اند و معلوم است كه هيچ قفلي را باز نمي‏كنند. وجود اين كليدها كاربردي ندارد و بيان يك باور ساده و عاميانه است. عقيده بر اين است كه هر انسان دل سوخته‏اي كه از كاسه‏هاي مزبور آب خورده و مبلغي هر چند ناچيز در آنها براي خرج در تكايا و مجالس امام حسين (ع) بياندازد، به وسيله‏ي دست حضرت عباس (ع) و با يكي از اين كليدها،
قفلي از قفل‏هاي مشكلات زندگي اش باز مي‏شود.

پنجره‏ي مشبك

پنجره‏ي مشبك در حقيقت در سقاخانه است. اين پنجره به شكل هاي مختلف ساخته شده است. بنا به سفارشي كه صورت گرفته يا سليقه‏ي آهنگر، طرح‏هاي اين پنجره‏ها گوناگون‏اند. بعضي از اين پنجره‏ها، با دواير و مارپيچ‏هاي اسليمي ساخته شده‏اند. اين مارپيچ‏هاي فلزي در بناهاي قديمي تهران و شهرهاي ديگر، كاربرد زيادي دارند. در نرده‏هاي حفاظ ايوان و پنجره‏هاي زيرزمين‏ها و حجره‏هاي قديمي كه هنوز پابرجا هستند، اين مارپيچ‏هاي فلزي ديده مي‏شود. طرح‏هاي اسليمي كه در پنجره‏ها، به خصوص پنجره‏هاي بعضي از سقاخانه‏ها به كار رفته، علاوه بر نوع نگاه مذهبي، چشم بيننده را نيز با ديدن انعطاف‏ها و منحني‏ها مي‏نوازد. اين خطوط سيال و فعال را در نقش و نگار مكان‏هاي مذهبي، مانند مساجد مي‏بينيم.
شكل ديگري از پنجره‏ها با طرحي هندسي ساخته شده‏اند. طرح‏هاي هندسي كه ستاره‏هاي هشت پر و شش ضلعي و فواصل بين آنها، تشكيل يك طرح مذهبي و يك گره چيني را مي‏دهد. بعضي ديگر هم بسيار ساده بوده و در بين آنها چند مربع، لوزي يا مستطيل قرار دارد، و از هر نوع تزيين و ريزه‏كاري بدورند. پنجره‏هايي هم به تقليد از ضريح امامزاده‏ها ساخته شه‏اند. بعضي گلوله‏هاي اين شبكه‏ها، مدورند كه با استوانه‏اي باريك فلزي به هم مربوط شده‏اند. نوع ديگر از گلوله‏هاي پيوست شبكه‏ها، مكعبي‏اند كه باز با ميله‏ها و استوانه‏هاي فلزي به هم مربوط مي‏شوند.
در بعضي از سقاخانه‏ها، پنجره به سان يك در عمل مي‏كند و با باز شدن آن، امكان استفاده از آب، يا روشن كردن شمع مقدور مي‏شود. اين در مي‏تواند يك لنگه، دو لنگه، و يا تاشو باشد. مسأله‏ي مهم، شكل نمادين نقوش و باز و بسته شدن آن است.

قفل

قفل اصلي سقاخانه، پنجره را مي‏بندد. قفل‏هاي امروزي شكل خاص و زيبايي قفل‏هاي قديمي را ندارند. قفل‏هايي هستند كه در بازار به وفور به چشم خورده و با آنها در خانه و مغازه‏ها را مي‏بندند. قفل‏هاي قديمي برخلاف قفل‏هاي جديد به جاي حالت خشك و صيقلي، داراي شكل صميمي و فرم هنري و تزيينات و ريزه كاري‏هاي دست‏ساز هستند. قفل‏ها را هنگام شستشو، نظافت يا برداشتن پول‏هاي موجود (اگر صندوقي جداگانه نداشته باشد) باز مي‏كنند. كليد قفل نزد متولي سقاخانه است كه در تابستان هر روز و در فصل‏هاي ديگر فقط شب‏هاي جمعه، قفل را باز مي‏كند، تا مردم از آن آب بردارند. شايد هم مانند بسياري از سقاخانه‏هاي متروك و فراموش شده، قفل ماه‏ها بسته مانده و بر پنجره‏ي سقاخانه زنگ بزند.
علاوه بر قفل درب سقاخانه، مردماني كه نذري دارند، هر يك قفل يا پارچه‏اي را به يكي از نرده‏ها و شبكه‏هاي سقاخانه مي‏بندند كه نشانه‏ي بستگي زاير و ارتباط او با سقاخانه و باور مذهبي اوست، مردم معتقدند هر يك از اين قفل ها و گره‏ها، نمادي از گره‏ها و بست‏هاي زندگي آنهاست كه در صورت پذيرفته شدن حاجتشان، به دست »باب الحوايج« و اولياي، گشوده مي‏شود.

شمعداني

يكي از دلايل عمده‏ي مراجعه مردم به سقاخانه، روشن كردن شمع است. روشن كردن شمع، كه امري اعتقادي بوده و قدمت فراوان در آيين‏هاي مذهبي دارد، در سقاخانه‏ها صورت مي‏گيرد. اين كار در ابتدا براي روشن نگاه داشتن محل آبخوري بوده و به خصوص در شب‏هاي جمعه كه از نظر مسلمانان، به خصوص شيعيان خصلت آييني بيشتري دارد، جنبه‏ي تقدس و استقبال از نيروهاي اعتقادي و ارواح رفتگان، به خود گرفته بود.
انگيزه‏ي روشن كردن شمع‏ها نزد مردمان معتقد و آيين‏پرداز مي‏توانست اين باشد كه تاريكي شب دشت كربالا به روشني گرايد و يتيمان و اسيران اهل بيت، بدون روشنايي و در انزواي تاريكي شام غريبان نمانند.
سقاخانه‏هايي وجود دارند كه فقط محل روشن كردن شمع هستند. محل شمعداني ممكن است با محل آبخوري، يكي باشد و يا اينكه به طور جداگانه قرار گرفته باشد. شمعداني يكي از اجزاي اصلي سقاخانه است. شمعداني هم مانند آبخوري، ارتفاعي در حدود تا 1/5 متر از زمين دارد كه كار روشن كردن شمع را آسان‏تر مي كند.

محل جمع آوري نذورات نقدي

بيشتر سقاخانه‏هاي جديد و بازسازي شده، جايي مخصوص براي جمع‏آوري پول‏هاي اهدايي مردم دارند. در سقاخانه‏هاي قديمي، مردم سكه يا اسكناس را داخل تورفتگي مي‏انداختند. پول‏ها پس از باز شدن صندوق يا پنجره‏ي سقاخانه، به وسيله‏ي متولي يا صاحب سقاخانه، جمع‏آوري، و خرج همان مكان يا مساجد و تكايا مي‏شد. اگر مقدار پول‏ها، به ميزاني بود كه بتوان دست ناتواني را گرفت يا خرج بيماري بي‏چيز را داد، متوليان از انجام اين كار فروگذاري نمي‏كردند. غالب صندوق‏هاي جمع‏آوري كمك‏هاي مردمي، قلك يا ظرفي است فلزي متصل به ديوار كه تنها راه ارتباطي با محيط بيرون، يك شكاف كوچك به اندازه‏ي فرو شدن بزرگترين سكه است.

تمثال‏ها و نقاشي‏ها

تقريبا در تمامي سقاخانه‏ها، مي‏توان تعداد كثيري تابلو و نقاشي از ائمه‏ي اطهار و به خصوص نقاشي حضرت ابوالفضل (ع) را ديد. اين تمثال‏ها چشم بيننده را دقايقي خيره به خود نگاه مي‏دارند. تمثال‏ها با ابزار و مصالح گوناگوني به وجود مي‏آيند. نقاشي روي كاشي، چوب، بوم، كاغذ و مقوا و حتي روي ديوار گچي انجام مي‏پذيرد. و حتي پوسترهاي رنگي چاپي از اين تصاوير، در بيشتر سقاخانه‏ها ديده مي‏شود كه در پشت شيشه و در قاب‏هاي چوبي خودنمايي مي‏كنند.
رنگ‏هاي موجود براي نقاشي، اكثرا رنگ لعاب روي كاشي، رنگ و روغن روي بوم، گواش و آبرنگ روي كاغذ و رنگ‏هاي پلاستيكي و روغني براي ديوارهاست. تصاوير ائمه كه جزو مهمترين نقاشي‏هاي مذهبي درون سقاخانه و اماكن ديني هستند، از قديم در اين مكان‏ها نگهداري مي‏شوند.

تعدادي وسايل اضافي و غير ضروري

تعدادي وسايل اضافي و غير ضروري نيز در سقاخانه‏ها ديده مي‏شود كه فقط جنبه‏ي تزييني و يادآوري دارند مانند مشك آب كه مشك سوراخ شده‏ي حضرت عباس را يادآوري مي‏كند، پيكان‏هاي تيراندازي با كمان، تبرزين، كشكول - كشكول نيز در قديم مانند پياله وسيله‏ي آبنوشي بوده است - چراغ‏هاي گردسوز، چراغ لاله‏اي برقي، گلدان، پرچم و... كه همه با توجه به سليقه و انتخاب متولي يا اهالي براي تزيين سقاخانه گردآوري شده‏اند. اين وسايل يادآوري و تزييني، هر چه بيشتر باشد و با تركيب زيباتري چيده شده باشند، بيشتر جلب نظر كرده و سقاخانه از حالت آبخوري صرف، بيرون آمده، از جنبه‏ي اعتقادي غني‏تري برخوردار خواهد بود.
چنانكه آورده شد، سقاخانه‏ها انواع و اشكال متفاوتي دارند كه از جهات مختلف مي‏توان آنها را تقسيم كرد. تعدادي از آنها فقط براي استفاده روزمره و شخصي، مانند آبخوري، شستشوي دست و صورت و وضو به كار مي‏رود و رنگ و بوي اعتقادي كمي در آنها به چشم مي‏خورد. آبخوري‏هاي كوچكي كه در مساجد و محل عبور رهگذران وجود دارد، از اين دسته‏اند. اين آبخوري‏ها يا سقاخانه‏هاي متحرك و قابل حمل از فلزي چون مس، فولاد يا فلزي كه به راحتي زنگ نزند و نپوسد، ساخته مي‏شوند. نمونه‏هاي قديمي از اين نوع وجود دارند كه از مس ساخته شده و شبيه سماور مي‏باشند، داراي دري از بالا براي ريختن آب و انداختن يخ و شيري براي انتقال آب به بيرون هستند. اين آبخوري‏ها، داراي اندازه‏هاي متفاوت، كوچك و بزرگ هستند، و بر روي آنها نقش و نگارها و ادعيه و شعارهايي كنده‏كاري شده است. از لحاظ اعتقادات ديني و مذهبي و نقش‏هايي كه دارند، به سقاخانه شبيه‏اند ولي از لحاظ فيزيكي و ساختار، يك منبع محسوب مي‏شوند.
بعضي از سقاخانه‏ها داراي جنبه‏ي كاملا مذهبي و اعتقادي است. در كوچه پس كوچه‏هاي تنگ، با ديوار كاهلگي در محله‏هاي قديمي و جنوب شهر، گاه در پستو يا تورفتگي كوچك سقاخانه‏اي به چشم مي‏خورد كه با يك پنجره‏ي فلزي از دنياي بيرون جدا شده و در آن تعدادي تمثال ائمه و دنيايي از باورهاي ديني و مذهبي، همراه با بوي گلاب و شمع ديده مي‏شود و رنگ سبز آنها، بر مذهبي بودنشان، مهر تأييد مي‏زند.
در اين سقاخانه‏ها، منبع آب ديده نمي‏شود. شايد از ابتدا نبوده يا به مرور زمان از آن جدا شده است. زايران اين سقاخانه‏ها نذر خود را بيشتر با روشن كردن شمع، بستن پارچه و قفل و انداختن پول، ادا مي‏كنند.
بعضي از سقاخانه‏ها نيز، هم جنبه‏ي روزمرگي دارند و هم اعتقادي، اين نوع سقاخانه‏ها كاملترين نوع سقاخانه هستند. رهگذر يا كسبه‏اي كه در آن حوالي هستند، بعد از نوشيدن آب بر حسين (ع) سلام و صلوات، و بر يزيد و سپاهيانش لعن مي‏فرستند و شايد هم پولي براي كمك به همان سقاخانه يا استفاده‏ي عام المنفعه، به صندوق يا درون اشكاف مي‏اندازند. از اين نوع سقاخانه‏ها در سطح شهر، بيشتر ديده مي‏شود.
اين نوع سقاخانه‏ها، نسبت به انواع ديگر بزرگترند، و به دليل اهميتي كه دارند، بيشتر به آنها رسيدگي مي‏شود. پول‏هاي جمع شده، صرف مرمت، تزيينات و كامل سازي اين بناها مي‏شود. دسته‏هاي عزاداري در روزهاي تاسوعا و عاشورا، معمولا مسير حركت خود را از كنار اين سقاخانه‏ها انتخاب مي‏كنند. عزاداران تشنه، يكي يكي از دسته جدا شده و از آب آنها سيراب شده، دوباره به دسته‏ي عزاداري، برمي‏گردند. عده‏اي نيز، به خصوص بانوان ناظر عزاداري، سري به آن زده، شمعي از زير آستين درآورده و بعد از روشن كردن، در آن مي‏گذارند، دعا و ذكري مي‏خوانند و قطره اشكي در خلوت گودي آن مي‏افشانند و به آرامش و تشفي قلبي مي‏رسند

1

محلات و بافت هاي قديمي استان تهران

 

آشنايي با محلات و بافت هاي قديمي استان تهران

 

 

تهران قديم بنا به نوشته «جعفر شهريبان» داراي پنج محله بود، هر يك از اين محلات داراي پاتوق هايي بود و هر پاتوق به چندين گذر و كوچه تقسيم مي شد.

برخي از مهمترين آنها عبارت اند از :

 

محله عودلاجان

 

اين محله در محدوده ارگ ، بيوتات ( خانه هاي ) سلطنتي تا خيابان ناصرخسرو حوالي مسجد امام خميني ، شمال خيابان 15 خرداد شرقي و بازار عودلاجان و پامنار و جنوب خيابان اميركبير و ميدان امام خميني را در بر مي گرفت.

اين محله شامل چهار پاتوق بود :

پاتوق نايب سيد حسن ، نايب محمد صادق ، نايب اسماعيل و پاتوق نايب حيدر.

 

يك تك منار آجري از آثار دوره قاجاري در اين محله باقي است كه در اصل بخشي از مسجدي بود كه كل بناي آن ضمن احداث خيابان جديد پامنار تخريب شد. روكار منار با كاشي هاي فيروزه اي رنگ با طرح متوازي مارپيچ در حاشيه زينت يافته است.

 

محله سنگلج

 

اين محله از شرق به خيابان خيام ، از شمال به ميدان حسن آباد و خيابان شيخ هادي و از سمت هاي ديگر به اميريه و پل اميربهادر و بازارچه قوام الدوله تا خيابان خيام محدود مي شد.

 

جمع كليه ابنيه اين محل در كتاب آمار دارالخلافه به اين شرح آمده است:

4448 خانه ، 1824 دكان ، 155 باغ و باغچه ، 117 طويله ، 59 حمام ، 24 كاروانسرا ، 14 مسجد و مدرسه ، 10 يخچال ، 9 تكيه ، 4 كليسا و 1 سربازخانه .

 

اين محله 9 پاتوق داشت:پاتوق نايب شعبان ، پاتوق نايب حسين ، پاتوق نايب رمضان ، پاتوق نايب باقر ، پاتوق نايب محمدعلي ، پاتوق نايب رمضان ، پاتوق نايب صحبت ، پاتوق سيد علي اكبر نايب و پاتوق نايب وهاب .

 

آشنايي با محلات و بافت هاي قديمي استان تهران

 

محله بازار

 

محدوده آن حد فاصل سه راهي خيابان 15 خرداد شرقي و ناصرخسرو در امتداد خيابان 15 خرداد تا انتهاي بازار بزرگ و بازار چهل تن در جنوب ، متمايل به طرف شرق تا خيابان ري بود.

 

محله ي چال ميدان

 

اين محله از اطراف به بازار چهل تن و امامزاده سيد اسماعيل و ميدان مال فروش ها و ميدان امين السلطان ، گمرك و خاني آباد و دروازه غار و ميدان محمديه محدود مي شد وداراي شش پاتوق بود:پاتوق حاجي غلامرضا و حاجي رحيم ، پاتوق نايب علي ، پاتوق نايب جعفر ، پاتوق نايب حسن ، پاتوق نايب عباس .

 

محله دولت

 

اين محله حد فاصل خيابان هاي لاله زار ، فردوسي ، سعدي ، اكباتان ، ايران ، 17 شهريور ، بهارستان و دروازه شميران را در بر مي گرفت. كتاب آمار دارالخلافه تهران ده پاتوق براي اين محله برشمرده است.

 

 

در بين محلات پنجگانه تهران قدمت چال ميدان ( چال حصار ) قديمي تر از بقيه است. بافت قديم شهر تهران تا زمان حكومت پهلوي اول به شكل قديم خود – البته با تغييراتي جزيي – باقي مانده بود. با تخريب حصار شهر تهران و دروازه هاي آن ، تغييرات عمده اي در تمام شهر به وجود آمد. به رغم تداوم دگرگوني ها در زمان پهلوي دوم ، هسته قديمي شهر تهران همچنان مركزيت خود را تا به امروز حفظ كرده است.

 

گذرها

 

گذرها معابري بودند كه محلات مختلف شهر قديم را به يكديگر متصل مي ساختند. از گذرهاي معروف تهران كه تا امروز نيز نام آنها در بين مردم رواج دارد مي توان به اين گذرها اشاره نمود: گذر امامزاده يحيي، گذر تقي خان، گذر حمام خانم ، گذر حمام ميرزا ولي ، گذر حمام نواب ، گذر دانگي ، گذر دباغخانه ، گذر سرپولك ، گذر قلي ، گذر مروي ، گذر مستوفي ، گذر مهدي موش ، گذر ميرزا محمود وزير ، گذر نوروزخان و گذر لوطي صالح.

 

آشنايي با محلات و بافت هاي قديمي استان تهران

 

در دوره قاجار و اوايل پهلوي ، خيابان هاي تهران از 15 تا 20 خيابان اصلي و فرعي تجاوز نمي كرد. از خيابان هاي قديمي كه هنوز نام قديم خود را حفظ كرده اند، مي توان به خيابان ناصريه ( ناصرخسرو – اولين خيابان تهران ) ، خيابان چراغ گاز ( اميركبير ) ، خيابان گاز ماشين ( خيابان ري ) ، خيابان لاله زار، خيابان جليل آباد ( خيام ) ، خيابان باغشاه ( امام خميني ) ، خيابان حسن آباد ، خيابان اميريه ، خيابان منيريه ، خيابان شاه آباد ، خيابان استانبول ، خيابان علاء الدوله ( فردوسي ) ، خيابان عين الدوله، دروازه شميران، خيابان صاحب جمع، صفي عليشاه ، خيابان باب همايون، خيابان ملك ( سه راه اميريه تا ميدان قزوين )، خيابان ارامنه ( از ميدان وحدت اسلامي تا پل اميربهادر)، خيابان فرهنگ و اميربهادر اشاره نمود.

 

جاده مخصوص

 

آشنايي با محلات و بافت هاي قديمي استان تهران

 

خياباني كه امروز ولي عصر «عج» خوانده مي شود و تجريش و راه آهن را به هم متصل مي سازد، در زمان رضاشاه جاده مخصوص يا اختصاصي خوانده مي شد و تا سال ها اتومبيل هاي عادي اجازه رفت و آمد در آن را نداشتند. اين راه تا چهارراه انقلاب ( پهلوي ) ، خيابان بود و پس از آن به جاده تبديل مي شد و در اطراف آن فقط باغ و بيابان ، ويلا و به صورت پراكنده مهمانخانه و كافه هاي حومه شهر مشاهده مي شد.

1

محله هاي قديم تهران 1

ميدان ها

 

در تهران عهد قاجار پنج ميدان توپخانه ، بهارستان ، ارگ ، پاقاپق و مشق ساخته شد. بعد از آن 12 ميدان ديگر در تهران بنا شد. طراحان ميدان هاي جديد ابتدا مهندسان چك و فرانسه و سپس آلماني و دانماركي بودند. بعدها 150 ميدان كوچك و بزرگ به مرور به اين مجموعه اضافه شد. از 50 ميدان احداث شده در سال هاي اخير ، آفريقا ( آرژانتين ) و بسيج ، بزرگ ترين آنها هستند.

 

ميدان حسن آباد

 

آشنايي با محلات و بافت هاي قديمي استان تهران

 

بناي اين ميدان توسط «ميرزا يوسف آشتياني » صدراعظم ناصرالدين شاه گذاشته شد. وي اين ميدان را به نام فرزندش ميرزا حسن مستوفي الممالك ، ميدان حسن آباد ناميد. اين ميدان در زمان ساخت در شمال غربي تهران قرار داشت. در فاصله سال هاي 1302 تا 1312 شمسي چهار ساختمان مجزا در چهار طرف ميدان با اقتباس از پالاديو ، معمار معروف عصر رنسانس ايتاليا بنا شد. در سال 1345 ضلع جنوب شرقي ميدان تخريب و بانك ملي جايگزين آن شد. با تلاش بخش حفاظت آثار تاريخي اداره ميراث فرهنگي استان تهران ، در سال 1379 بناي تخريب شده به شكل اوليه بازسازي شد.

 

ميدان بوعلي سينا ( ميدان «چه كنم» )

 

هفت خيابان ، از هر سو به اين ميدان راه مي يابند ؛ روشندلان ، 20 متري دروازه شميران ، خورشيد ، كيوان ، سپاه ، گرگان و خيابان مازندران . وجه تسميه اين ميدان به اين دليل بود كه هر كس وارد آن مي شد ، نمي دانست كه با توجه به تعدد خيابان هايي كه به ميدان منتهي مي شود ، كدام مسير را انتخاب نمايد.

 

سبزه ميدان تهران

 

سبزه ميدان به دليل واقع شدن در حساس ترين نقطه مركزي شهر و سابقه طولاني در تاريخ سياسي ، مذهبي و اجتماعي ايران ، نقطه عطفي در تاريخ شهر تهران است. ابتدا سبزه ميدان فضاي محصوري بود كه نقطه اتصال ارگ و محلات قديمي تهران محسوب مي شد. در دوره پهلوي تغييرات بسيار در سبزه ميدان به وجود آمد ؛ ضلع شمالي ميدان حذف و حصار آن برداشته شد و آن را از فضاي محصور خارج كرد. سبزه ميدان در زمان صفويه ميدان «تخته پل» ناميده مي شد و بعدها به سبزه ميدان معروف شد و هنوز هم اين نام را حفظ كرده است.

 

ميدان مشق ؛ عمارت قزاقخانه

 

اين عمارت هسته اوليه مجموعه ي ميدان مشق است كه در دوره فتحعلي شاه به عنوان پادگان نظامي در شمال شهر تهران دوره صفوي بنيان نهاده شد. عمارت نظامي ميدان مشق كه بعدها به عمارت قزاقخانه موسوم شد ، چندين دوره ساخت و ساز را شامل شده و عمده ترين تغييرات انجام شده در آن در دوره ناصرالدين شاه قاجار و رضاشاه صورت گرفته است. به تدريج در فضاي باز مقابل اين عمارت ساختمان هاي دولتي چون كاخ شهرباني ، كاخ وزارت خارجه ، موزه ايران باستان ، شركت نفت ايران و انگليس ، و عمارت پست بنا شد.

 

ميدان راه آهن

 

آشنايي با محلات و بافت هاي قديمي استان تهران

 

اين ميدان در تقاطع خيابان هاي كارگر، وليعصر «عج» و شوش واقع است. ضلع جنوبي ميدان به تأسيسات و بناهاي راه آهن اختصاص دارد . با شكل گيري خيابان هاي جديد الاحداث سي متري نظامي ، پهلوي و شوش در سال هاي 1311 تا 1316 ، ميدان راه آهن ايجاد شد. اين ميدان به شكل مستطيل است.

 

ابنيه موجود در بدنه ميدان داراي سبك و شيوه يكسان هستند و به تبعيت از معماري خاص دوران خود ساخته شده اند. بناهاي اين مجموعه تحت تأثير نفوذ آلمان ها در زمان جنگ جهاني دوم در ايران ساخته شده و معمار آن طاهرزاده بهزاد به خوبي از عهده كار برآمده است.

 

ميدان امام خميني

 

آشنايي با محلات و بافت هاي قديمي استان تهران

 

ميدان توپخانه تهران قبل از توسعه آن ، در سال 1284 هـ .ق ميدان ارگ فعلي بود. در اين زمينه تصويري به وسيله يك نقاش فرانسوي از سال 1264 (1848 ميلادي) به جاي مانده است. در اين تصوير در جبهه شمال ، برج و باروي ارگ تهران در جايي كه ساختمان كنوني شركت مخابرات ايران قرار دارد، ترسيم شده است. ميدان توپخانه جديد در شمال ارگ ناصرالدين شاه ، به سال 1301 هـ .ق به دستور ميرزا تقي خان اميركبير تجديد بنا شد.

 

وقتي حصار ارگ سلطنتي را تعمير مي كردند «محمد ابراهيم خان» وزير نظام ، ميدان توپخانه را رسماً به اين نام خواند.

 

اين ميدان در دو طبقه بنا شد. طبقه زيرين براي قرار دادن نمونه توپ ها و طبقه دوم براي اقامت توپچيان اختصاص يافت. اين ميدان داراي چند دروازه بود از جمله در شمال شرقي – «خيابان لاله زار» – و در جنوب شرقي – «ناصريه» – و در شمال غربي خيابان علاء الدوله ، در جنوب غربي – «خيابان باب همايون» – كه آن را دروازه الماسيه و باب همايون ناميدند.

 

در وسط ميدان توپخانه حوضي پر از آب قرار داشت. انتهاي شرقي اين ميدان عملاً به ساختمان و زمين هاي ملك شاهنشاهي ايران كه ساختمان نسبتاً عظيمي بود، اختصاص داشت و داراي معماري ايراني و اروپايي با قوس هاي هلالي شكل بود. در دوره ناصرالدين شاه در روز عيد قربان شتر قرباني مي كردند كه اين كار سال ها ادامه داشت. امروزه اين ميدان يكي از پر رفت و آمدترين ميادين تهران با انشعاب خيابان هاي امام خميني، فردوسي، لاله زار، اميركبير، ناصرخسرو و اكباتان بيش از ميادين ديگر اهميت خود را حفظ نموده است.

 

ميدان محمديه

 

اين ميدان در گذشته خارج از شهر قرار داشت و نام هاي مختلفي بر آن نهاده بودند. اولين نام آن «محمديه» بود . كاشي هاي موجود در بالاي دروازه ، رستم و ديو را نمايش مي دهد.

 

نام ديگر اين ميدان «پاتاپوق» بود و وجه تسميه آن به دليل اين است كه در وسط ميدان تپه اي از خاك قرار داشت و روي آن ستون گـِرد كوتاهي از آجر ساخته بودند كه مجرمين را در پاي آن سر مي زدند. با تخريب تدريجي تپه ، تخت گاهي ديواردار ساخته شده و به جاي ستون آجري شير چوبي در آن قرار دادند و دار و طناب جاي آن را گرفت. بعدها دار و طناب نيز به باغشاه انتقال يافت. ميدان «اعدام» سومين نام اين ميدان است. در حال حاضر اين ميدان را محمديه مي خوانند.

1

موزه نياوارن

                sh

 

 

آدرس :ميدان شهيد باهنر ( نياوران)

 

كاخ نياوران

در گوشة شمال شرقي باغ نياوران، بناي كاخ نياوران با مساحتي در حدود 9000 مترمربع در دو طبقه و يك نيم طبقه احداث شده است.
عمليات احداث اين بنا در سال 1337 ﻫ . ش، با طرحي ايراني آغاز گرديد و با وقفه اي كه در ساخت آن پيش آمد در سال 1346 به اتمام رسيد و در سال 1347 مورد بهره برداري قرار گرفت.
ساختمان اين بنا ابتدا به عنوان محلي براي پذيرايي ميهمانان خارجي در نظر گرفته شده بود اما در هنگام ساخت به محل سكونت محمدرضا پهلوي و خانواده اش اختصاص يافت. طرح اين بنا از محسن فروغي است كه توسط شركت فرمانفرمائيان به مرحله اجرا درآمده است.
طرح چهار ضلعي كاخ و فضاسازي معماري داخلي آن الهام گرفته از معماري ايراني با بهره گيري از فناوري مدرن است. تزئينات آن نيز تلفيقي از هنر پيش از اسلام و پس از اسلام است كه گچبري توسط استاد عبداللهي، آينه كاري توسط استاد علي اصغر و كاشي كاري نماي خارجي توسط استاد ابراهيم كاظم پور و ايليا انجام شده است. كف بنا از جنس سنگ سياه و سقف آن از جنس آلومينيوم است كه از وسط باز مي شود. دكوراسيون و مبلمان داخلي كاخ توسط يك گروه فرانسوي طراحي و اجرا شده است.
طبقه همكف اين بنا شامل سرسراي بزرگي است كه كليه اتاق ها در اطراف آن شكل
گرفته اند كه از آن جمله مي توان به سينماي اختصاصي، اتاق غذاخوري، سالن پذيرايي، اتاق انتظار و راهروهاي فرعي و همچنين تالار آبي اشاره كرد.
در نيم طبقة اين بنا اتاق كار، اتاق كنفرانس و دفتر منشي فرح ديبا ، اتاق خواب ليلا و اتاق نديمه او قرار دارد.
اتاقي نيز در مسير راه پله ها قرار دارد كه لباس هاي رسمي و نظامي و مدالها و نشان هاي محمدرضا پهلوي در آن نگهداري مي شوند.
در طبقه سوم اتاق خواب واستراحتگاه نيمروزي پهلوي دوم و همچنين اتاق هاي فرزندان وي و نديمه هايشان قرار دارد.
اين فضاها با نقاشي ها و فرش هايي گرانبها و هداياي متعددي از كشورهاي مختلف پوشيده شده اند.

1

كاخ صاحبقرانيه

ناصرالدين در سال 1267 ﻫ .ق دستور داد ساخت قصر نياوران را در دو طبقه شامل شاه نشين، كرسي خانه، حمام و 50-40 دستگاه خانه هر كدام شامل 4 اتاق و يك ايوان براي زنانش بسازند. او در سي و يكمين سال حكومتش خود را صاحب قران ناميد و اين كاخ را «كاخ صاحبق&» نام نهاد.
پس از او، مظفرالدين شاه تغييراتي در ساختمان ايجاد و قسمتي از حرمسرا را خراب كرد. فرمان مشروطيت نيز در حياط كاخ صاحبقرانيه، توسط او امضا گرديد.
در دوران پهلوي اول اين كاخ براي برگزاري مراسم ازدواج محمدرضا پهلوي و فوزيه بازسازي مي شود، اما به علت سرماي شديد آن سال مراسم در مكان ديگري برگزار مي گردد.
در زمان پهلوي دوم، فرح ديبا تغييراتي اساسي در قسمتهاي داخلي بنا و دكوراسيون آن ايجاد كرد و طبقه اول يعني حوضخانه براي پذيرايي ميهمانان و طبقه دوم به عنوان دفتر كار محمد رضا پهلوي مورد استفاده قرار گرفت.
از ديگر اتاقهاي اين كاخ مي توان به كرسي خانه، چايخانه، ظرفخانه، اتاقهاي بازي، بار و پذيرايي در طبقه اول و اتاقهاي مذاكرات انتظار سفرا، منشي، هدايا، دندانپزشكي و استراحت محمدرضا پهلوي نام برد.
همة درها و پنجره هاي چوبي اين بنا به شكل اُرُسي بوده و با شيشه هاي رنگي تزئين شده است.
اين كاخ در سال 1374 مرمت شد و در ارديبهشت سال 1377 به عنوان موزه بازگشايي گرديد.

 

موضوع : معماري، تاريخي ، هنري
وضعيت : فعال
وابستگي : سازمان ميراث فرهنگي كشور
سال تاسيس : بازگشايي براي عموم مردم ۱۳۷۷- بنا قاجاري
ساعت بازديد : ۱۷-۹
روزهاي تعطيل : شنبه ها و ايام سوگواري رسمي
بهاي بليط داخلي : 3000 ريال
بهاي بليط خارجي : 30000 ريال
نشاني : تهران، ميدان شهيد باهنر ( نياوران )
تلفن : 021-2287045

 

1

موزه جهان نما

در سال 1355 شمسي، فضايي در ضلع غربي كاخ صاحبقرانيه جهت نگهداري آثار و اشياء هنري اهدايي به فرح ديبا و يا خريداري شده توسط وي با چهار سالن در طبقه همكف و يك سالن در زيرزمين در نظر گرفته شد. بر سقف تالار مياني اين موزه، نقاشي روي چوب با نقوش گل و مرغ شيراز به چشم مي خورد. اين موزه در بهمن ماه سال 1376 گشايش يافت.
آثار موجود در اين موزه در دو بخش هنر پيش از تاريخ و آثار هنرهاي تجسمي معاصر ايران و جهان به نمايش درآمده اند. از جمله مي توان به آثار بجامانده از تمدن هاي باستاني پيش كلمبيايي، مفرغ هاي لرستان، سفالينه هاي املش، هنرهاي سرخپوستان آمريكاي شمالي مربوط به هزاره هاي اول و دوم پيش از ميلاد و آثاري از هنرمندان معاصر ايراني همچون سهراب سپهري، ناصر اويسي، فرامرز پيلارام، جعفر روحبخش، پرويز كلانتري، بهمن محصص، سيراك ملكونيان، ژازه طباطبايي، مش اسماعيل، پرويز تناولي و هنرمندان غير ايراني چون ژرژ براك، پل گوگن، پل كله، پابلو پيكاسو، كاميل پيسارو ، پير آگوست رنوار ، ديگو جاكومتي، فرنان لژه و مارك شاگال اشاره كرد.

 

 

 

موضوع : تاريخي ، هنري
وضعيت : فعال
وابستگي : سازمان ميراث فرهنگي كشور
سال تاسيس : بازگشايي براي عموم مردم ۱۳۷۷
ساعت بازديد : ۱۷-۹
روزهاي تعطيل : ايام سوگواري رسمي
بهاي بليط داخلي : 2500 ريال
بهاي بليط خارجي : 30000 ريال
نشاني : تهران ، ميدان شهيد باهنر ( نياوران)
تلفن : 021-2282012

1

كوشك احمدشاهي

اين عمارت، اواخر دورة قاجار جهت خوابگاه ييلاقي احمدشاه در ميان باغ نياوران با مساحتي بالغ بر 800 متر در دو طبقه با سقف شيرواني بنا گرديد. از ويژگي هاي عمدة اين بنا تزئينات و نماي آجري به كار رفته در سرتاسر نماي بيروني آن است. آجرها از نوع منقوش قالبي با طرح هاي متنوع به رنگ نخودي است.
ورودي بنا در ضلع جنوبي قرار دارد كه به وسيله چندين پله از كنار حوض بيضي شكل پوشيده از كاشي، به كوشك منتهي مي شود.
عمارت احمدشاهي در دورة پهلوي دوم مرمت و الحاقات جديدي در آن صورت گرفت و مبلمان داخلي آن به طور كامل عوض شد تا به عنوان محل كار و سكونت رضا پهلوي مورد استفاده قرار گيرد.
طبقه همكف اين عمارت شامل يك هال با حوضي از جنس مرمر در وسط مي باشد و 6 اتاق و 2 راهرو در اطراف آن قرار دارند. اشياء تزئيني از جنس نقره، برنز، عاج، چوب، هدايايي از كشورهاي مختلف مثل هند، تابلوهاي نقاشي و گوبلن و نشانها و مدالها در اين فضا به نمايش در آمده است همچنين ويتريني شامل اشياء و سنگهاي معدني تزئيني، سنگي از كره ماه و چندين فسيل گياهي و حيواني در معرض ديد قرار دارند.
طبقه دوم عمارت از يك سالن مركزي و ايوان سرتاسري چهارطرفه تشكيل شده است. در چهار طرف سالن مركزي كه به عنوان اتاق موسيقي استفاده مي شد، قفسه چوبي ويترين دار نصب شده است. دور تا دور ايوان را 6 ستون با مقطع مربع قطور با نماي آجري بدنه و 26 ستون مدور با نماي گچي فرا گرفته است. نقش شير و خورشيد گچبري شده بر پيشاني ديوارة ضلع شمالي ايوان به چشم مي خورد.
پس از انقلاب، در جريان حفاظت و مرمت اين بنا، بخش پايين ديواره هاي آن نيز تعمير شد. و در ارديبهشت سال 1379 همزمان با هفته ميراث فرهنگي اين عمارت گشايش يافت.

موضوع : معماري
وضعيت : فعال
وابستگي : سازمان ميراث فرهنگي كشور
سال تاسيس : قاجاري
ساعت بازديد : ۱۷-۹
روزهاي تعطيل : ايام سوگواري رسمي
بهاي بليط داخلي : 2000 ريال
بهاي بليط خارجي : 20000 ريال
نشاني : تهران، ميدان شهيد باهنر ( نياوارن )
تلفن : 021-2287032-15

 

موزه دكتر حسابي                   English

     

 

 

آدرس : خيابان تجريش‌، خيابان مقصود بيك‌، خيابان دكتر پروفسور حسابي‌، پلاك 8


 

موزه دكتر حسابي چند ماه پس از فوت دكتر حسابي‌، در اواخر 1371 و در منزل مسكوني او افتتاح شد. بناي خانه متعلق به 1310 ش‌، است‌. موزه در طبقه سوم و در ضلع غربي منزل دكتر حسابي ايجاد شده و مساحتي حدود 40 مترمربع دارد و شامل وسايل شخصي دكتر از جمله پوشاك‌، مسواك‌، عينك‌، شانه‌، خودكار، دفتر يادداشت و وسايل دست ساز ايشان‌، لوح تقدير و مدارك تحصيلي و علمي‌، مدال‌ها و نشان‌ها، عكس‌هاي خانوادگي‌، اسباب بازي فرزندان و نوه‌ها، هداياي خانوادگي و... است‌. هم چنين آثار تقديمي به دكتر حسابي شامل تابلوي نقاشي‌، تابلوي خط‌، فرش و صنايع دستي همراه وسايل شخصي و كليه آثار تأليف و ترجمه شده وي به نمايش گذاشته شده است‌. بخش‌هاي فعال در منزل و موزه دكتر حسابي عبارتند از:
بخش فرهنگي كه وظيفه چاپ‌، جمع آوري‌، تدوين‌، تجديد چاپ و ترجمه آثار وي را بر عهده دارد;
بخش تحقيقات علمي كه پيرامون زندگي و آثار دكتر حسابي فعاليت مي‌كند.
بازديد از موزه در سه نوبت با هماهنگي قبلي و حداكثر 25 نفر، به طور رايگان از ساعت 8 تا 16 امكان‌پذير است‌.
سيد محمود حسابي در 1281 ش از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شد. در 17 سالگي ليسانس ادبيات و در 19 سالگي ليسانس زيست شناسي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را از دانشگاه امريكايي بيروت اخذ كرد.
او در رشته‌هاي پزشكي‌، رياضيات و ستاره‌شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت و در 1924 به پاس زحماتش‌، شركت راه‌سازي فرانسوي از او براي تحصيل در مدرسه عالي برق پاريس دعوت كرد. هم‌زمان با تحصيل در رشته معدن‌، در راه آهن برقي فرانسه نيز مشغول به كار شد. سپس به دليل روحيه علمي به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن در رشته فيزيك پرداخت و در 1927 در 25 سالگي دانش‌نامه دكتراي فيزيك خود را با عنوان حساسيت سلول‌هاي فتوالكتريك ارائه كرد. فعاليت‌هاي مهم وي در موضوعات علمي عبارتند از:
اولين نقشه برداري علمي و فني‌، رسم اولين نقشه نوين راه ساحلي سراسري ميان بنادر خليج فارس‌، تأسيس دارالمعلمين عالي (1306)، تأسيس مدرسه مهندسي وزارت راه و تدريس در آن در 1307، تأسيس دارالمعلمين عالي (1307)، ساخت اولين راديو در كشور (1307)، تأسيس دانش سراي عالي و تدريس در آن (1308)، ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي در ايران (1310)، نصب و راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران (1310)، تعيين ساعت ايران (1311)، تأسيس اولين بيمارستان خصوصي در ايران به نام بيمارستان گوهرشاد به ياد مادرش (1312)، پيشنهاد تدوين قانون تأسيس دانشگاه تهران و دانشكده فني (1313) و رياست آن تا 1315، پايه‌گذاري مراكز تحقيقات راكتورهاي اتمي دانشگاه تهران‌، تأسيس سازمان انرژي اتمي و عضو هيئت دايمي كميته بين‌المللي هسته‌اي‌، تأسيس اولين رصد خانه نوين در ايران‌، و تأسيس اولين مركز مدرن نصب ماهواره در شيراز.
دكتر محمود حسابي به چهار زبان زنده دنيا (فرانسه‌، انگليسي‌، آلماني و عربي‌) مسلط بود و به زبان‌هاي سانسكريت‌، لاتين‌، يوناني‌، اوستايي‌، تركي و ايتاليايي اشراف داشت‌. نشان اوينسيه دولالژيون دونور و نشان كوماندور دولالژيون دونور، بزرگ‌ترين نشان‌هاي فرانسه‌، به وي اهدا شده است‌.
او تنها شاگرد ايراني پروفسور اينشتين بود و با دانشمندان طراز اول دنيا نظير شرودينگر، پورن‌، پل‌ديراك‌، نيلز و بوهر و فلاسفه‌اي چون آندره ژيد و برتراند راسل ارتباط داشت‌.
در 1990 از سوي جامعه علمي جهاني به عنوان مرد اول علمي جهان برگزيده شد و در كنگره 60 سال فيزيك ايران در 1366 ملقب به پدر فيزيك ايران گرديد.
دكتر حسابي در 12 شهريور 1371 در بيمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلب بدرود حيات گفت‌. مقبره استاد بنا به خواسته وي در زادگاه خانوادگي و در شهر دانشگاهي تفرش قرار دارد.
 

 

 روزهاي بازديد

شنبه تا چهار شنبه

ساعت كار

۸-۱۶:۳۰

بهاي بليت (اتباع ايراني)

رايگان

بهاي بليت
( اتباع خارجي )

رايگان

تلفن

۲۲۰۲۰۰۶

نشاني

 

1

موزه استاد صبا

                

 

 

آدرس : خيابان ظهيرالاسلام

 

استاد ابوالحسن صبا از اساتيد بزرگ موسيقي اصيل ايران است‌. او در 1281 ش‌، در تهران متولد شد. پدرش‌، ابوالقاسم كمال‌السلطنه‌، فرزند محمد جعفرخان صدرالحكما، فرزند محمودخان صبا، شاعر و نقاش بلند آوازه عهد ناصري‌، و از مردان فاضل و هنردوست عصر خويش بود. كمال‌السلطنه طبيب و اديب و دوست‌دار موسيقي بود. سه تار را دل‌نشين مي‌نواخت و اولين استاد پسرش بود. صبا علاوه بر نوازندگي‌، گاه آهنگ نيز مي‌ساخت و علاوه بر موسيقي‌، ادبيات كلاسيك ايران را به خوبي مي‌شناخت و زبان انگليسي را مي‌دانست‌. او به پرورش گل نيز علاقه‌مند بود. ساز اصلي استاد ويولن بود كه آن را نزد حسين‌خان هنگ آفرين فراگرفت‌. هم‌چنين سنتور را نزد علي‌اكبر شاهي و حبيب سماعي‌، كمانچه را نزد حسين‌خان اسماعيل‌زاده‌، ضرب را نزد حاجي‌خان ضربي‌، ني را نزد اكبرخان‌، تار را نزد استاد علي‌نقي وزيري و سه تار را در مكتب استاد ميرزا عبدالله و غلامحسين درويش به كمال رسانيد. در جواني به مدرسه كمال‌الملك رفت و نقاشي را فراگرفت‌. هم‌چنين‌، مهارت‌هايي چون سوهان كاري‌، نجاري‌، ريخته‌گري‌، معرق‌كاري و خاتم‌كاري به دست آورد كه بعداً در ساختن آلات موسيقي به كار بست‌.
صبا در شب جمعه 29 آذر ماه 1336 در سن 55 سالگي به علت ناراحتي قلبي چشم از جهان فروبست‌. بعد از مرگ استاد، بر طبق وصيت ايشان و به خاطر تجليل و قدرداني از اين هنرمند نامي‌، خانه ايشان در 29 آبان 1353، به موزه تبديل گرديد و همسر ايشان به كمك فرزندان استاد، اشيا و لوازم متعلق به استاد را جمعآوري و به موزه اهدا كردند.


به‌طوركلي‌، موزه صبا به دو بخش تقسيم مي‌شود: بخش اول شامل سازها، لوازم شخصي و آثار استاد از جمله رديف‌هاي موسيقي است‌; و بخش دوم اختصاص به كارهاي دستي خانم صبا، همسر استاد صبا، دارد كه شامل مجموعه تنديس‌هاي مومي و لباس‌هاي محلي و سنتي ايران قديم است‌.
در حال حاضر موزه فعال‌، ولي نيازمند مرمت است‌.

موزه ابوالحسن صبا
موضوع : شخصيت ( استاد ابوالحسين صبا )

وضعيت : فعال
وابستگي : وزارت ارشاد
سال تاسيس : ۱۳۵۴ هجري شمسي
ساعت بازديد : ۱۶-۸
روزهاي تعطيل : پنجشنبه ها و جمعه ها و تعطيلات رسمي
بهاي بليط داخلي : 2000 ريال
بهاي بليط خارجي : 4000 ريال
نشاني : تهران، ميدان بهارستان، خ ظهير الاسلام، شماره ۹۰
تلفن : 021-3111246
 

 

ابوالحسن صبا خانه كوچك اما خاندان بزرگي داشت. پدرش ابوالقاسم كمال السلطنه فرزند محمد جعفر خان صدرالحكما فرزند محمود خان صبا شاعر و نقاش بلند آوازه عهد ناصري بود.

ابوالحسن صبا به سال 1281 شمسي در چنين خانداني پا به عرصه هستي نهاد. ساز اصلي صبا ويولن بود. اما در نواختن سازهاي ديگر از قبيل سنتور، تار، سه تار، كمانچه، ضرب و ني به درجه استادي رسيد.

صبا ويولن را نزد حسن خان هنگ آفرين، سنتور را نزد علي اكبر شاهي و حبيب سماعي، كمانچه را نزد حسين خان اسماعيل زاده، ضرب را نزد حاجي خان ضربي، ني را نزد اكبر خان، تار را نزد استاد علينقي وزيري، سه تار را در مكتب استاد ميرزا عبدالله و غلامحسين درويش به كمال رساند.

در جواني نيز به مدرسه كمال الملك رفت و از وي تعليم نقاشي گرفت. چند تابلو رنگ و روغن كه تصوير منظره، گل، پرنده و حيوانات است از او در موزه صبا يعني در همين خانه در حال ويراني كه در سال 1353 به موزه تبديل شد، به يادگار مانده است.

در اين موزه اشياء شخصي صبا و همسرش و نيز سازها و كتابهاي او نگهداري مي شود.

استاد صبا در سال 1306 از طرف استاد علينقي وزيري مامور شد تا در رشت مدرسه اي مخصوص موسيقي تاسيس كند.

وي نزديك دو سال در رشت اقامت كرد و در آنجا ضمن تعليم موسيقي، به روستاها و كوهپايه هاي شمال رفت و به جمع آوري آهنگ هاي محلي پرداخت و ارمغان هاي بي نظيري از اين سفر به همراه آورد. زرد مليجه، ديلمان، رقص چوبي قاسم آبادي، اميري مازندراني و چند قطعه ديگر يادگار همين دوره از زندگي اوست.

در سال 1318 كه راديو تهران تاسيس شد، صبا در راديو به كار نوازندگي پرداخت ولي در همه حال در هنرستان موسيقي به كار تدريس و تحقيق موسيقي اشتغال داشت و در اواخر عمر نيز در منزلش كلاس موسيقي داير كرده بود و علاقه مندان را تعليم مي داد.

شاگردان معروف صبا عبارتند از علي تجويدي، فرامرز پايور، حسين تهراني، حسين ملك، حسن كسايي، غلامحسين بنان، محمد بهارلو، ابراهيم قنبري، رحمت الله بديعي، مهدي خالدي، عطاء الله خرم، همايون خرم، داريوش صفوت، لطف الله مفخم پايان و ...

صبا علاوه بر اينكه ادبيات كلاسيك ايران را به خوبي مي شناخت، زبان انگليسي را خوب مي دانست و از ادبيات جديد ايران نيز اطلاع داشت.

اين موسيقيدان بزرگ، آثار نيما و هدايت را مي خواند و با نيما و شهريار روابط نزديك داشت.

او با شهريار از ايام جواني دوست و رفيق گرمابه و گلستان بود. اين دوستي تا پايان عمر او دوام كرد و در زمان مرگ نيز شهريار بر بالين او حضور داشت.

صبا در 29 آذر ماه سال 1336 در سن 55 سالگي به علت ناراحتي قلبي چشم از جهان فروبست. آرامگاه صبا در ظهيرالدوله شميران در خيابان دربند واقع شده كه آن نيز در دست ويراني است

موزه امام علي(ع)                           English

 

 

آدرس : ولي‌عصر شمالي‌، بالاتر از ميرداماد، روبروي اتوبان نيايش (بلوار اسفنديار) 

 

در خردادماه سال 82 افتتاح شده است و در بنايي 4 طبقه واقع مي‌باشد. همانطور كه از نام اين موزة پيداست همة فعاليت‌هايي كه در اين موزه انجام مي‌شود مربوط به حضرت علي (ع‌) مي‌باشد. و شامل تابلوهاي نقاشي‌، نقاشي‌هاي قهوه‌خانه‌اي و آثاري مربوط به پرده خواني در زمان‌هاي قديم مي‌باشد.
آثار هنرمندان خوشنويس كه در رابطه با مسائل مذهبي كار انجام داده‌اند ازديگر آثارست كه در اين موزه وجود دارد. در طبقه همكف اين موزه نمايشگاه‌هاي دوره‌اي برگزار مي‌شود كه چندي پيش اصل پردة كعبه كه به ايران هديه شده بود در اين نمايشگاه در معرض ديد عموم قرار گرفت‌. آمفي‌تئاتري در اين موزه وجود دارد كه جلسات عرفاني ادبي و فرهنگي با حضور نويسندگان و شعراي كه كارهاي مذهبي انجام داده‌اند، در اين مكان برگزار مي‌شود.
در طبقه اوّل مرمت آثار تأسيسات نمازخانه
در طبقه همكف‌) نمايشگاه ادواري
در طبقه 1 ) تابلوهاي نقاشي معاصر
در طبقه 2 ) آثار خوشنويسي مستقر مي‌باشد

 

 روزهاي بازديد

همه روزه

ساعت كار

9-16

بهاي بليت (اتباع ايراني)

300

بهاي بليت
( اتباع خارجي )

2000

تلفن

2017471

نشاني

خيابان ولي‌عصر

 

1

آشنائي با مكاني ناشناخته

روبروي ساختمان نيمه تمام مجلس شوراي ملي در خيابان بهارستان خياباني بنام كمال الملك قرار دارد. شما نيز اگر صبح‌ها گذرتان به اين خيابان بيافتد در طرف راست خود در محوطه يك ميدانگاه كوچك با جوش و خروش و فعاليتي زائدالوصف مواجه خواهيد شد – از زير يك سردر بزرگ و زيبا عده‌اي را خواهيد ديد كه بعضي بيصبرانه و شتابان و برخي آرام بدرون محوطه‌اي بزرگ قدم مي‌گذارند. با اندكي دقت در ميان اين عده گروههاي مختلفي خواهيد يافت – برخي – نقاشند – عده‌اي در بافتن پارچه‌هاي زيبا استادند – بعضي خط زيبا و خوش دارند و بالاخره تعدادي در بافتن قالي – ساختن كاشي، منبت يا خاتم كاري و مانند آنها مهارتي باور نكردني دارند. اين عده با همه اختلافات و تفاوتهاي ظاهري صفات مشتركي دارند: همه صاحب روحي بزرگ و حساسند، همه پاك، خداپرست و ميهن دوستند و همه اكنون بخانه‌اي مي‌روند كه بآنان تعلق دارد اينها همه هنرمندند و اينجا هنر‌هاي زيباي كشور است.     [4]

از آنجا كه بقاي مليت يك قوم بر مبناي حفظ آداب و سنن و هنر‌هاي ملي استوار است در سال 1329 فرمان همايوني براي تشكيل مؤسسه‌اي بمنظور حفظ و صيانت و احياي هنر‌هاي ملي شرف صدور يافت و مقرر گرديد كليه مؤسسات هنري كه تابع وزارتخانه‌ها و بنگاههاي مختلف دولتي بودند، ضميمه مؤسسه مذكور شود. در اجراي اوامر ملوكانه و بموجب تصويبنامه هيئت وزيران در بهمن ماه همان سال اداره مستقلي بنام اداره كل هنر‌هاي زيباي كشور در وزارت فرهنگ تشكيل يافت و مؤسسات هنري ديگر كشور نظير اداره هنر‌هاي ملي در وزارت اقتصاد بدان منضم گرديد.

هنر‌هاي زيباي كشور ازبدو تأسيس دو هدف اساسي داشت يكي بهبود و توسعه هنر‌هاي ملي و ديگر تشكيل اداراتي كه در ساير رشته‌هاي هنري و تربيتي آغاز فعاليت نمايد. از آن تاريخ تاكنون هنرمندان و كارمندان مؤسسات تابعه هنرهاي زيبا با پشتيباني شخص اول مملكت و بسائقه روح ميهن پرستي و علاقمندي بحفظ مفاخر و مآثر ملي در نيل بمقاصد فوق صميمانه كوشيده‌اند:

اداره كل موزه‌ها و فرهنگ عامه وابسته بهنر‌هاي زيباي كشور بمنظور حفظ سنن و آداب و لهجه‌هاي محلي خدمات برجسته‌اي انجام داده است. گروه‌هاي تحقيق اين اداره با زير پاگذاشتن نقاط دور افتاده ميهن ما اطلاعات ذيقيمتي از سنت‌ها – رسوم جشن‌ها – آداب عروسي و عزا – فرق و مذهب افسانه‌ها – اشعار – افسانه‌ها و اساطير – لباسها و لهجه‌هاي محلي بدست آورده‌اند كه علاوه برآنكه براي متخصصين علوم اجتماعي در داخل و خارج كشور مأخذ قرار گيرد از نظر ايجاد تفاهم و نزديكي بين آحاد ملت ما اثري ذيقيمت دارد. اين اداره حاصل قسمتي از اين مطالعات را در موزه‌هاي تابعه خود شامل موزه‌هاي مردم شناسي – هنرهاي تزييني – هنرهاي ملي و يا نمايشگاه‌هاي مختلف كه گاه‌ گاه بتشكيل آنها مبادرت مي‌نمايد مجسم نموده در دسترس همگان قرار مي‌دهد.

كوششهاي اداره آموزش و هنرهاي ملي بمنظور حفظ و صيانت و توسعه هنرهاي ملي شايان توجه است. هنرستان‌هاي اين اداره در تهران و شهرستان‌ها تا بحال صدها هنرمند برجسته و نمونه در رشته‌هائي نظير كاشي كاري – قالي بافي – منبت و خاتم كاري و ساير رشته‌هاي هنرهاي باستاني و ملي ايران تربيت نموده و اساتيد اين هنرستان‌ها با ابداع ابتكارات جالب اصلاحات مفيدي در رشته‌هاي هنري فوق بعمل آورده‌اند. كارگاه‌هاي اداره آموزش هنرهاي ملي شامل كارگاههاي قاليبافي – منبت كاري – نقره‌كاري – كاشي سازي – زري بافي – مينياتور و هنرهاي تزييني تاكنون آثار بسيار بديع و ارزنده‌اي پديد آورده‌اند كه بارها در مجامع بين المللي با كسب افتخارات و مدالهاي برجسته موجب سر بلندي ايران و ايراني گرديده است.

اداره روابط بين المللي و انتشارات هنرهاي زيباي كشور براي شناساندن فرهنگ و تمدن وهنرمندان كشور ما عهده‌دار وظيفه‌اي بزرگ و مصدر خدمات برجسته‌اي بوده است نمايشگاههائي كه اين اداره از آثار هنري ايران در كشورهاي خارج تشكيل داده و مي‌دهد همواره در جوامع هنري ممالك مختلف با حسن استقبال مواجه گشته و موجب بالا بردن حيثيت بين المللي ميهن ما بوده است چنانچه نمايشگاه مينياتورهاي قديم ايران شامل مجموعه‌اي از كتب خطي و مينياتورهاي كتابخانه سلطنتي و موزه كاخ گلستان در شهرهاي پاريس، لاهه، لندن، وين و زوريخ بسيار جالب توجه بوده است. همچنين از طرف اين اداره عده‌اي از جوانان مستعد كشور براي عرضه هنرهاي ملي و نيز كسب هنرهاي جديد بخارج از كشور اعزام گرديده و مي‌گردند كه عده بسياري از آنان هم اكنون موجب افتخار كشوراند.

بمنظور تحقيقات علماي روانشناسي اثر وسايل سمعي و بصري درتعليم و تربيت عمومي و آموزش علمي غير قابل انكار است. فيلم خانه سازمان سمعي و بصري هنرهاي زيبا تاكنون حلقه هاي متعددي فيلمهاي علمي و تربيتي و نيز فيلمهايي به منظور راهنمايي مردم در مورد برخي مسائل اجتماعي تهيه نموده كه در مدارس و محلهاي عمومي تهران و شهرستانها نمايش داده شده است . نمايش فيلمهاي مستند فيلم خانه شامل فيلمهايي از پيشرفتهاي اخير ايران و همچنين آثار باستاني و هنرهاي ملي ايران در ممالك بيگانه در شناساندن كشور ما به بيگانگان تاثير عميق و كلي داشته است .

چاپخانه سازمان سمعي و بصري از نظر بالا بردن سطح هنري و فني چاپ موفقيت زيادي كسب كرده است و بجرأت مي‌توان گفت كه كارهاي چاپي اين چاپخانه با كارهاي چاپ شده در بهترين چاپخانه‌هاي خارجي برابر است.

از اينها گذشته ساير ادارات تابعه هنرهاي زيبا نظير اداره هنرهاي دراماتيك و اداره موسيقي وباله همواره سعي داشته‌اند هنرمنداني تربيت كنند كه از هرگونه آلودگي و انحراف اخلاقي درامان باشند و كوشيده‌اند تا محيط هنري سالمي بوجود آورند كه در آن اعتياد كج فكري و بي‌ بندو باري شرط هنرمندي نباشد واگر بانصاف نظر كنيم بايد گفت كه در اين رهگذر توفيق فراوان يافته‌اند زيرا چه در اين اداره و چه در ساير ادارات هنرهاي زيبا همه بدانچه مي‌كنند ايمان دارند و همگان بانجام وظايف خويش كه سربلندي ميهن بزرگ ما را متضمن است عشق مي‌ورزند. [5]

 
   

 

   

 

   

 

       

 

   

تشويق و حمايت شاه عباس از هنربافندگي باعث گرديد كه هنرمندان بزرگي در اين رشته بوجود آيند و بافت پارچه‌هاي زري و مخمل را تا حد هنر نقاشي و ديگر هنرها بالا ببرند. بنابراين اين عجيب نيست كه مخمل و زري‌‌هاي زمان شاه عباس عاليترين و زيباترين پارچه‌هايي است كه تاكنون در ايران بافته شده است.

يكي از برجسته‌ترين استادان اين فن ظريف خواجه    [7]    غياث الدين علي نقشبند يزديست كه از سيماهاي مشخص هنر بافندگي در ايران بشمار مي‌رود.

خواجه غياث معاصر شاه عباس بزرگ و از نواده‌‌هاي مولانا كمال خطاط مشهور به((عصار))كه از خوشنويسان معروف عهد خود بشمارمي‌رفته، بوده و مي توان گفت غياث ذوق هنري خود را از او بارث برده بوده است.

درمجمع الخواص وتذكره نصر آبادي و تذكره آتشكده آذر و تاريخ يزد احمد طاهري و چند منبع ديگر شرح حال مختصري از غياث نقشبند آمده است ولي مشروح‌ترين ترجمعه حال او را ((جامع مفيدي )) (تأليف 1082-1090 ه.ق.)كه درتاريخ يزد است مي‌توان يافت .

 

زري ابريشمي، بافت يزد، با رقم ((ابن غياث ))در داخل گلهاي شاه عباسي كار معزالدين پسر غياث نقشبند موزه ويكتوريا و آلبرت

 

 

از آنچه محمد مفيد بافقي در شرح حال اين هنرمند در كتاب اخير مي‌نويسد چنين بر مي‌آيد كه: غياث در اوائل جواني به دربار شاه عباس راه يافته بود و در همان جا به خوشي و نشاط تمام روزگار مي‌گذرانيده است.

خواجه غياث علاوه بر مهارت در فن زري بافي و مخمل بافي و نقاشي و نقشبندي آنها به ((فصاحت بيان و تلاقت لسان وحدت فهم و لطافت طبع موصوف و در تحصيل كمالات و تكميل اسباب بزرگي و سعادت از ساير ابناء روزگار معروف و ممتاز بود)).

مؤلف جامع مفيدي مي‌نويسد: ((خواجه غياث الدين علي در فن نقشبندي عديل و نظير نداشت و پيوسته به قلم انديشه امور غريبه و صور عجيبه بر صحايف روزگار مي‌نگاشت و اقمشه نفيسه باتمام مي‌رسانيد و در آن كار بمرتبه‌اي بلند آوازه گشت كه پادشاهان عاليشأن نافذ هند و ترك و رم تحف و هدايا بجهت او ارسال فرموده و اقمشه‌اي كه در كارخانه طبيعت او به اتمام رسيده بود طلب مي‌نمودند)).

صادقي بيك افشار در مجمع الخواص نامي از خواجه غياث نقشبند برده او را از اهل شيراز وازاولاد سعدي معرفي مي‌نمايد و مي‌نويسد((هنر‌هاي زياد دارد اولاً در فن نقشبندي و شعر بافي مي‌توان نادر دوران و فريد زمانش خواند. شاهان و شاهزادگان ايران و توران كالاي اختراعش را طالبند. در چابكي و نيرو مندي و كمانگيري نظير ندارد و با اينحال كم‌آزار و مهربان است. حقير(صادقي بيك )بعد از شكست استرآباد در يزد بخدمتشان رسيدم و علاوه بر همدمي بشرف هم خانگيشان هم نائل شدم. اگر يك روز مهمان نمي‌داشتند آنروز طعام و شراب برايشان گوارا نمي‌شد… همه گونه شعر مي‌گويد و چنان بديهه گوست كه صد بيت مسلسل مي‌گويد و شنونده نمي‌فهمد كه بالبديهه گفته است. متجهد و شب زنده دار است))      [8]

خواجه غياث بر اثر توجه پادشاه صفوي و بزرگان كشور عزت فراوان يافته و زندگي پرجلال و شكوهي داشت، چنان كه محمد مفيد وافقي مي‌نويسد: ((اسباب تجمل و نفايس از چيني وكتب و املاك و رقبات او بحدي رسيد كه محاسب او هم از حساب آن بعجز اعتراف دارد))و باز مي‌نويسد: ((و جناب خواجه غياث الدين علي همواره مقبول سلاطين و متبوع خوانين نافذ فرمان ميبود و در زمان جهانباني خاقان گيتي ستان شاه عباس ماضي منظور نظر كيميا اثر آن حضرت گشته و از ساير مقربان درگاه و مصاحبان بارگاه فلك اشتباه به مزيد قرب و منزلت امتياز يافت و بمجالست مجلس اعلي سرافتخار به اوج مباهات مي‌افراخت)).

 

1

موزهُ مردم شناسي

 

 

 

           

در خيابان ارامنه (بو‌علي) بر سر ديواري كوتاه تابلوي نسبتاً بزرگي كه با حروف درشت عنوان «موزهُ مردم شناسي » روي آن نوشته شده و توجه هر عابري را بخود جلب ميكند.

شايد براي بيشتر كساني كه فرصت بازديد از آن محل برايشان بدست نيامده مفهوم اين عنوان در وهله اول كمي ناماُنوس و ناآشنا باشد و از خود بپرسند موزهُ مردم شناسي يعني چه، و اصولاً فلسفه تشكيل چنين موزه‌اي چه بوده و در داخل آن چه چيزهائي براي تماشا و بازديد مردم جمع آوري شده است.

هر يك از اين سئوالها و پرسشهاي مشابه آن در حد خود در خور توجه است. و بنابراين براي آنكه سئوالهاي شما بي جواب نماند بيائيد با هم سري به داخل موزهُ مردم شناسي بزنيم و از نزديك با اشياء و آثاري از گذشته و حال در آن گردآوري شده بازديد نمائيم اگر اينكار عملي شود تقريباً قسمت اعظم پيچيدگيهاي سئوالهاي شما روشن خواهد شد. مسئولان موزهُ مردم شناسي همه وقت در آنجا آماده راهنمائي بازديدكنندگان هستند و شما را در جريان كيفيت و چگونگي تشكيل موزهُ مردم شناسي خواهند گذاشت. ولي اگر شما مجال چنين بازديدي را نداريد اجازه فرمائيد ما در اينجا مختصري از سابقهُ بوجود آمدن موزهُ مردم شناسي و اشياء و آثار‌يكه در آن نگهداري ميشود براي شما شرح دهيم.     [23]

 

 

   

ساختمان موزهُ مردم شناسي يكي از بناهاي قديمي تهران است كه در اوايل قرن چهاردهم هجري قمري ساخته شده است.

در حدود بيست و پنج سال پيش به امر اعليحضرت فقيد، وزارت فرهنگ درصدد ايجاد موزه مردم شناسي برآمد و براي اين امر به تمام ادارات فرهنگ نواحي مختلف كشور دستور داده شد كه اطلاعات و اشياء مربوط به زندگي مردم نواحي مختلف ايران را جمع آوري و به مركز ارسال دارند. با‌ين ترتيب پايه و بنياد موزه مردم شناسي ايران ريخته شد و در سال 1317 رسماً افتتاح گرديد. لكن در اثر عدم توجه و نبودن متخصصان علم مردم شناسي و موزه‌داري اين موزه بصورت انبار كالا درآمد و مانند دكانهاي سمساري بدون رعايت اصول از اشياء گوناگون انباشته شد در حاليكه اشياء و اطلاعات گردآوري شده براي ايجاد موزه‌اي كه از هر نظر بي‌عيب و نقص باشد تناسب زيادي نداشت.

 

1
X