به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا خوش آمديد

آداب و رسوم روستاي خان آباد

آداب و رسومي كه در گذشته در روستا با تشريفات خاصي انجام مي شده اما متاسفانه با گذشت زمان برخي از آنها از خاطرها رفته اند و شايد كمتر كسي ياد و خاطره ايي از آنها  در ذهنش داشته باشد اما برخي نيز با كمي تغيير در نحوه برگزاري همچنان بر قوت خود باقي اند و هر ساله اجرا مي شوند .

 


 

 از زيبا ترين مراسمها جشن  هايي است كه در عروسي ها برگزار مي شود :

مقدمه :

خانواده هسته اصلي جامعه انساني است و مراسم ازدواج در واقع جشن تولد يك خانواده و يك واحد جديد اجتماع مي باشد .به همين سبب پيوند دوتن هميشه و در همه جا از حرمت و اهميت خاصي بر خوردار بوده است. عروسي بزرگترين و پر هيجان ترين مراسمي است كه در طول زندگي يك فرد بر گزار مي شود و در شمار مراسم همه گير جامعه است.
مراسم عروسي در حقيقت جشن ورود يك زوج به مرحله اي از زندگي است كه در آن عملا" صاحب مسئوليتهاي كامل اجتماعي مي شوند. در روستا ها و شهرهاي كوچك معمولا" همه افراد در مراسم عروسي شركت مي كنند. و حتي اگر در مراسم خاص آن مانند عقد كنان ، عده خاصي دعوت شده باشند، بازهم قسمتهايي است كه عموميت دارد. در شهرهاي بزرگ  كه شرايط و مقتضيات خاص، پيوند ها ي خويشاوندي، طايفه اي و محلي را نسبتا" سست كرده است، باز هم، عروسي در يك محدودة معين و كوچكتري نسبت به روستا همه را به خود مي كشد و شور و شوقي بر مي انگيزد .

 

جشن نامزدي (بله برون) :  بعد از انتخاب يكي از دختران آبادي توسط پسر يك خانواده، براي ازدواج با او معمولاً در ابتدا پسر موضوع ازدواج را به اطلاع مادر خود مي‌رساند و مادر نيز به پدر خانواده اطلاع مي‌دهد و پس از مشورت، در صورت نظر مثبت، معمولاً مادر خانواده و يكي از افراد فاميل (عمه يا خاله) به خانه دختر رفته و با مادر دختر مورد نظر، موضوع خواستگاري را عنوان مي‌كنند در صورت نظر مثبت، مادر دختر، جمله هرچه قسمت باشد همان مي‌شود را مي‌گويد و سپس آنها به خانه برگشته و موافقت خانواده دختر را به اطلاع ساير اعضاء خانواده خويش مي‌رسانند و در شبي كه قبلاً براي مراسم خواستگاري رسمي تعيين شده است افرادي از خانواده پسر به خانه دختر مي‌روند و بعد از احوالپرسي و تعارفات، از طرف بزرگ خانواده ، موضوع خواستگاري را مجدداً به پدر دختر مي‌گويند و جمله «شما چه صلاح مي‌دانيد» را اضافه مي‌كنند. معمولاً پدر دختر براي گفتن نظر مثبت يا منفي، چند روز براي مشورت با افراد فاميل مهلت مي‌خواهد. در صورتي كه نظر پدر خانواده منفي بود، پيغامي از طرف خانواده دختر به خانواده پسر داده مي‌شود، اما در صورت نظر مثبت پدر دختر، موضوع از طرف مادر دختر به مادر پسر اطلاع داده مي‌شود و آنها در شبي با جعبه شيريني  و يك حلقه به خانه دختر مي‌روند و بعد از احوالپرسي و مبارك باد گفتن، زنان هلهله مي‌كنند و شيريني بين حاضرين پخش مي‌نمايند و مراسم شيريني خوران برقرار مي‌شود و جشن مختصري برگزار مي شود . به تمام مراسم فوق بله‌برون  گفته مي‌شود. البته در اين شب كليه قرار مدار (مهر و خرج )عروسي گذاشته مي شود . 

 جشن عقد :جشن عقد معمولا مفصل برگزار مي شود و بعد از طي مراحل عقد در تاريخي كه معمولا شب بله برون  تعيين شده جشن مفصلي برگزار مي شود .جشن عقد به اين صورت است كه :معمولا جشن بعد اظهر برگزار مي شود و خانواده داماد به اتفاق مهمانان بعد از صرف ناهار به  همرا داماد به منزل عروس خانم مي روند و شروع به جشن و پايكوبي مي كنند همچنين در اين مراسم  معمولا مهمانان به عروس و داماد كادو هديه مي دهند .

 جشن حنا دزده: شب حنا دزده دوشب مانده به شب عروسي است  و به اين صورت است كه  گروهي از جوانان خانواده عروس در آخر شب به خانه داماد مي آيند و به صورت  پنهاني حنا به دست داماد مي گيرند و پايكوبي مي كنند .

 

                                      

 

جشن حنا آشكاره : حنا آشكاره يا حنا بندان  شب قبل از عروسي است كه اين جشن در منزل در مادر  عروس برگزار مي شود و  بعد از صرف شام   خانواده عروس مجمه هاي حنا را كه به صورت هاي مختلف تزئين شده همرا با كل كشيدن  به خانه داماد مي آورند و دست داماد و عروس را حنا مي گيرند و شروع به پايكوبي مي كنند در آخر شب نيز برخي از جوانان طرفين عروسي به خانه داماد مي روند و شام گلين مي خورند .

 

جشن عروسي: جشن عروسي پايان سلسله جشن هاي عروسي است و شروع زندگي مشترك  اين جشن در منزل داماد برگزار مي شود و هزينه هاي آن بر دوش خانواده داماد است و به اين صورت است كه روز قبل از شب عروسي عروس و داماد با تشريفات خاصي به حمام مي روند وبعد از آن هر دوي آنها به آرايشگاه مي روند بعد از اتمام كار هاي آرايشگاه  داماد با ماشيني كه تزئين شده به دنبال عروس رفته و عروس را به منزل خودش مي برد و قبل از وارد شدن عروس به منزل داماد جوانان روستا   همراه با نواختن ساز و دوهل يا ساز هاي ديگر   در حياط منزل داماد پايكوبي مي كنند و داماد نيز بالاي پشت بام رفته و ميوه و شيريني بين جمعيت پرتاب مي كند   و در انتهاي اين مراسم  عروس به منزل مي رود و جشن شروع مي شود كه تا آخر شب ادامه دارد .

 

 جشن پا تختي : فرداي شب عروسي  خانم هاي خانواده عروس ناهار درست كرده و به خانه عروس مي روند و بعد از صرف ناهار جشن مي گيرند و درآخر مراسم مهمانان به عروس كادو مي دهند .       

 


 كوله مرجان-ناقالي(جشن سده) :

                                                     

 

جهت مشاهده عكس در سايز بزرگتر روي آن كليك كنيد

شامگاه چهلمين روز پس از جشن شب چله،در چله­ي زمستان، جشن ناقالي «كردعلي كوه» «سَدَه» يا «سده سوزي» برگزار مي­شود.در روستاي خان آباد جشن سده يا همان جشن ناقالي يا چار چار ناقالي از ديرباز برگزار ميشده اهالي روستاي خان آباد بر اين باورند كه سرماي زمستان در اين هشت روز كه برابر با چهار روز آخر چله بزرگه و چهار روز اول چله كوچيكه مي باشد به اوج خود ميرسد و بعد از پايان اين هشت روز زمين نفس ميكشد و زندگي را از سر ميگيرد.لذا به همين مناسبت جشن ميگيرند و با آتش زدن مترسكي كريح و زشت به نام كوله مرجان كه نماد چيره شدن نور بر ظلمت و سياهي مي باشد ميگويند:« ناقالي گنه گنه چهل رفته پنجا مانه» كشاورزان و باغداران نيز با قرار دادن تكه سنگي در روي تنه درختان ميوه آرزوي سالي پربار را در سر مي پرورانند آنها بر اين باورند كه قرار دادن سنگ در لابه لاي شاخه و يا روي تنه درختان باردهي درخت را افزايش ميدهد.
جشن سده در نواحي مختلف با نام­هاي مختلفي شناخته مي­شود:در خراسان «سَرِه»، در نواحي اراك «جشن چوپانان»، در خمين «كُردِه يا كردعلي كوه»، در دليجان «هَله هَله» و در بَدَخشان تاجيكستان به نام «خِرپَچار». در فراهان، سنگسر سمنان، چهار روز پيش و پس از سده را «چاروچار» و سردترين شب زمستان مي­دانند.
همان­گونه كه مي­دانيم در ايران باستان سال به دو بخش تابستان بزرگ «هَمَه» و زمستان بزرگ «زَيِنَه» تقسيم شده بود كه هريك را چَهره مي­ناميدند. بخش نخست كه تابستان است از آغاز فروردين تا آخر مهر، يعني 210 شبانه روز و بخش ديگر كه زمستان بزرگ است از آغاز آبان ماه تا آخر اسفند يعني پنج ماه به اضافه­ي روزهاي كبيسه و به عبارت ديگر در سه سال نخستين 156 روز و سال چهارم 157 روز بوده است. بنابراين سده عبارت است از 100 روز از آبان گذشته كه سده يا سته ناميده مي­شود، يعني 100 روز از زمستان گذشته است كه برابر است با دهم بهمن ماه


 

 

 

سيزده به در :

 

 

سيزده به در» يكى از مراسم  نمادين سلسله «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه توانسته با وجود دگرگونى هاى فراوان اجتماعى، فرهنگى در جامعه ايران، راه به دوران ما رسانده و به عنوان يك جشن فراگير در بين گروه ها و اقشار مختلف اجرا شود. در حقيقت، «سيزده به در» حسن ختامى بر «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه در آن هم به بدرقه نوروز رفته و هم «نحسى» سيزده را با ترك شهر و سپردن خود به دامن مام طبيعت كه همواره مورد احترام و ستايش ايرانيان بوده، به در مى كنند! و جالب اينكه، با وجود باور نحسى و نامباركى  روز سيزده  فروردين، اين روز به خوش باشى و خوش گويى و خوش خورى سپرى مى شود. حتى طبق باورى كهن، در اين روز غم و اندوه و خمودى حرام است؛ چرا كه «غم و اندوه و گرفتارى و پريشانى هديه اهريمن و عشق و شور و نشاط و حيات و تعالى و تندرستى از هداياى نيك اهورامزداى بزرگ (خداوند) است».

 

اهالي روستاي خان آباد نيز در اين روز به دل طبيعت رفته و اين روز را به بهترين نحو جشن مي گيرند و در اخر روز نيز دو برگ از سبزه هاي موجود در طبيعت را به هم گره زده و با اميد براورده شدن آرزوهايشان آنرا به دست باد مي سپارند. 

 

 


 

 

شو اول زمسان(شو چله)

 

  

شب چله،شب زايش خورشيد و آغاز سال نوميترايي,آخرين شب پاييز و اولين شب زمستان

 معمولا اهالي روستا به مهماني مي روند و با آجيل شب چله كه تشكيل شده از كشمش،نخودچي،گندم شاه دونه،گردو،بادام و كدو حلوا و... پذيرايي مي شوند.مراسم شب يلدا يا شب چله همچون تمام نقاط ايران در خان آباد نيز برگزار مي شود و با توجه به برگزاري ۵۰۰۰ ساله ي اين مراسم در ايران،عمر برگزاري اين مراسم در خان آباد نيز به درازاي زمان سكونت در اين محل است.

آيين شب يلدا در خان آباد از ديرباز در سه شب متوالي باعناوين شب" چله‌بزرگه"،"چله وسطي"و" چله‌كوچيكه"برگزار مي‌شده و خويشان و دوستان سفره‌اي از مهر را مي‌گشودند و از هر دري سخني مي‌گفتند.يكي‌ازآيين‌هاي ويژه يلدا،ديدار بزرگان و سالخوردگان فاميل بوده‌است.در شب‌هاي چله افراد فاميل در همايشي صميمي دور كرسي چوبي جمع مي‌شدند و به قصه‌هاي بزرگترها گوش مي‌دادند.زنان و دختران روستايي در گرگ و ميش شب‌هاي چله در تكاپو و هيجاني خاص ملزومات غذا و تنقلات ويژه اين شب را مهيا مي‌كردند وبراي گذران ساعات خوش در كنار فاميل لحظه شماري مي‌كردند.آنان درسيني‌هاي قديمي مسي درفضاي دوده‌گرفته آشپزخانه‌هاي قديمي،انواع ميوه و تنقلات به ويژه سيب،گندم بوداده همراه با شاه دانه،كدو حلواي پخته شده،چغندر پخته،انگور،تخمه نخودچي كشمش،و گردو بادام را مهيا مي‌كردند.دراين شب استثنايي پس از صرف شام و خواندن دعاي شكر درپاي سفره،همگان در كنار هم،از شادي‌ها و غم‌ها،موفقيت‌ها،اعتقادات،اميدها و بيم‌هاشان مي‌گفتند.بزرگترها و ريش سفيدان فاميل در اين شب علاوه بر خواندن برخي از اشعار محلي و خاطرات و داستان‌هاي كهن ايران زمين را براي اعضاي خانواده نقل مي‌كردند.

 

در شب يلدا،بزرگترها با كودكان هم بازي مي‌شدند،"پر يا پوچ"دزد بازي و ...از جمله بازيهايي است كه در شب چله با مشاركت همه اعضاي خانواده رواج داشت.اين آيين تا ‪ حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پيش به شكلي فرا گير وجود داشت اما اكنون به ندرت مي‌توان چنين جلوه‌هايي را به چشم ديد.حضور كليه اعضا خانواده و فاميل محيطي صميمي ولذتبخش وخاطره انگيز را فراهم مي كرد كه شايد بسياري ازعزيزاني كه با خواندن اين متن به ياد آن روز ها مي افتند در كنار ياد آوري سختي ها با حَسرت و حِسي لطيف از آن ياد كنند.

اينجا كليك كنيد و لذت ببريد 

 


 

 

 

 

چار چار (چار چار ناقالي )  

به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله كوچك گفته مي­شود.خان آباديها معتقدند در اين 8 روز، سوز و سرماي زمستان به اوج خود مي­رسد و به همين خاطر بر روي اين 8 روز تاكيد شده و نام جداگانه­اي بر آنها نهاده مي­شود. البته در ايران باستان نيز چهل روز از زمستان رفته معروف به جشن سده مي باشد كه شايد اين مراسم و شادماني چار چار ناقالي بر گرفته از آن است

 

 


 

 

 

رفتن به مهماني­هاي شبانه(اصطلاحاً، شب­نشيني) و خوردن شب چره :

 از كارهاي متداول اهالي خان آباد است. شب­نشيني در اواخر پاييز و فصل زمستان بيشتر صورت مي­گيرد چرا كه عموما در روستاها بعد از برداشت محصول در فصل پاييز، اوقات فراغت و بيكاري روستائيان آغاز شده و تا پايان زمستان ادامه پيدا مي­كند.

خانواده­ها در شب­هاي بلند زمستان به ديدار اقوام، آشنايان و دوستان رفته  و با صميميت و لذتي خاص به گفتگو مي­پردازند. در اين شب­نشيني­ها زنان در يك طرف كُرسي، كودكان در كنار هم و مردان خانواده نيز در طرف ديگر كرسي نشسته و با يكديگر و يا به صورت جمعي گفتگو مي­كنند. از همه چيز صحبت مي­شود. گاهي فقط چند نفر از بزرگترها صحبت مي­كنند و گاهي نيز بر سر موضوعي خاص، همه­ي حاضران از بزرگ و كوچك اظهارنظر مي­نمايند؛ ولي معمولا يكي از مردان حاضر در مهماني كه باسوادتر و خوش­سخن­تر از سايرين است بيشتر از همه صحبت مي­كند.

افراد ابتدا از كارهاي روزانه خود صحبت مي­كنند و در خلال آن، خاطراتي نيز از درگذشتگان و يا خاطرات سال­هاي قبل خود را بيان مي­نمايند. بيان داستان­هاي افسانه­اي و يا حوادث تاريخي كه خان آبادي ها به آن مَتل مي­گويند يكي از مهمترين مواردي است كه در اين مهماني­ها صحبت مي­شود. اين داستان­ها كه توسط بزرگترها و باسوادترهاي محفل بيان مي­شود معمولا بسيار جذاب و شيرين است و حين بيان آن سكوت مطلق بر جمع حاكم شده و همگي سراپا گوش مي­شوند. 

 

 


 

 

 

شِوچِرَ :

از ضروريات شب­نشيني­ها در خان آباد ، تناول انواع و اقسام خوردني­هاي لذت­بخش است كه در فارسي به آن «شَب چَره» و در خان آبادي  «شِوچِرَ» مي­گويند. ترتيب كار به صورت است كه بعد از خوردن چاي و كمي گفتگو ، زن ميزبان به اندروني رفته و با يك مَجْمَعه(مجمع) بزرگ كه حاوي بشقاب­هايي از تنقلات رنگارنگ است وارد اتاق مهمانان مي­شود و بشقاب­ها را به طرز مناسب بر روي كرسي و در مقابل مهمانان و ساير افراد قرار داده و با تعارف و اصرار از آن­ها درخواست مي­كند كه اين تنقلات را ميل كنند.

شِوچِرَ در خان آباد از خوردني­هاي مختلف و گسترده­اي تشكيل شده اين خوردني­ها عبارتند از: مغز گردو، مغز بادام، مغز هسته­ي زردآلو، ، شاهدانه، نخودچي، كشمش، برگه، آلو، سنجد، گندم بو داده، سيب، انگور و ... . خانواده­هايي كه وضع مالي بهتري دارند تنقلات ديگر همچون پسته، انواع تخمه و ... را نيز براي پذيرايي از مهمانان خود تهيه مي­نمايند.

 

 


 

 

 

چهارشنبه سوري:

 

اهالي خان آباد در اين شب كه آخرين شب چهارشنبه سال است بر فراز بام ها رفته و آتش روشن  مي كنند همچنين گوي از آتش درست كرده و به دور سر خود مي گردانند و در نهايت از روي آتش پريده و ارزوي سلامتي مي كنند به اصطلاح مي گويند : سرخي تو از من زدردي من از تو

پيشينه چهار شنبه سوري نيز به شرح زير است :

يكي از آئينهاي سالانه ايرانيان چهارشنبه سوري يا به عبارتي ديگر چارشنبه سوري است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدي را با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند.
مردم در اين روز براي دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمي را برگزار مي كنند كه ريشه اش به قرن ها پيش باز مي گردد.
قاشق زني، آجيل مشكل گشا، پريدن از روي آتش، فالگوش ايستادن و... از مراسم اصلي شب چهارشنبه سوري است.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوري برگرفته از آئينهاي كهن ايرانيان است كه همچنان در ميان آنها و با اشكال ديگر در ميان باقي بازماندگان اقوام آريائي رواج دارد.
اما دكتر كورش نيكنام موبد زرتشتي و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد كه چهارشنبه سوري هيچ ارتباطي با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شكل گيري اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران مي داند.
دكتر نيكنام در اين باره مي گويد:"ما زرتشتيان در كوچه ها آتش روشن نمي كنيم و پريدن از روي آتش را زشت مي دانيم.
"در گاه شماري ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يكشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينكه ما شب چهارشنبه اي را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گوياي اين هست كه چهارشنبه سوري بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."


 

 

شب الفه : 

شب الفه آخرين شب سال است كه معمولا با درست كردن غذايي به نام خاگينه كه مخلوطي از تخم مرغ - ارد - سبزي جات و... ان را جشن مي گيرند .

خاگينه :

 


 

 

مراسم تٌخ تخي :

از مراسمي كه در شب عيد برگزار مي شده و هنوز هم كم وبيش به قوت خود باقي است تخ تخي است . جوانان روستا در شب عيد بر پشت بام ها رفته و پارچه ايي كه معمولا چادر خانم ها است را از پشت بام خانه اهالي طوري آويزان مي كنند كه جلو درب ورودي خانه باشد  و از اهل خانه طلب عيدي كه معمولا سكه يا تخم مرغ رنگي است مي كنند سپس اهل خانه عيدي را به چادر گره زده  و چادر را به علامت بستن عيدي كمي تكان مي دهند و چادر بالا كشيده مي شود  . البته در گذشته چادر از سوراخي كه روي پشت بام بوده( دريجه ) و جهت تهويه خانه از آن استفاده مي شده آويزان مي شده . اين مراسم در اصطلاح تخ تخي نام دارد .  

 


 

 

مراسم هاي روز عيد :

 اهالي روستا ي خان آباد در روز عيد  در ابتدا به ديد و بازديد خانواده هايي مي روند كه در سال گذشته يكي از بستگان آنها فوت كرده باشد يا به اصطلاح عذر دار باشند بعد از آن به ديد و بازديد بزرگتر ها و بقيه اهالي مي روند و همچنين بر سر مزار گذشتگان رفته و براي آنها طلب مغفرت مي كنند . 

 

 


 

 

شيروره :

از رسومي كه در حال حاضر هيچ رد پايي از آن بر جايي نمانده و شايد كمتر كسي هم به ياد آن باشد همين شير وره است .

شايد برخي بپرسند شير وره چيست ؟

در گذشته به علت اينكه كليه لبنيات مصرفي به صورت محلي تهيه مي شد و همچنين با توجه به نژاد گاو هاي محلي مقدار شير هر خانوار كم بود  هر چند خانوار كه معمولا همسايه ها بودند اقدام به جمع آوري شير يكديگر مي كردند و اين كار ۳ روز تا يك هفته تكرار مي شد يعني در اين مدت  كليه شير ها را يك خانوار جمع آوري مي كرد و همه اعضا موظف بودند به موقع يعني صبح زود و غروب شير ها را تحويل دهند و بعد از اتمام مدت تعين شده نوبت به خانوار بعدي مي رسيد و اين سيكل تكرار مي شد . البته مقدار شيري كه هر فرد از اعضا  در اين مدت به فرد جمع كننده شير  مي داد توسط پيمانه ايي به نام اوگردان ياد داشت مي شد و اين فرد  موظف بود در دوره هاي بعدي  آن را  به اعضا برگرداند . 

به اين عمل در اصطلاح شير وره مي گفتند . 

 

 


 

 

 مراسم پخت نان :

 

 مقدمه :

متاسفانه با ورود فرهنگ شهرنشيني  در روستا خيلي از مراسم و آداب از ياد و خاطره ها فراموش شده اند از آن جمله مي توان به مراسم پخت نان اشاره نمود .

ديگر در روستا خبري از تنورهايي كه با ملاتي از گل و موي بز ساخته مي شد نيست .

ديگر از بوي  دود تنور كه هنگام صبح قبل از طلوع آفتاب به مشام مي خورد و انسان  را از خواب بيدار مي كرد  خبري نيست .

ديگر از بوي نان تازه كه صبح گاهان مشام  را  نوازش مي كرد و بوي نان سوخته كه انسان را از خواب ناز صبح گاهي بيدار مي كرد خبري نيست .

ديگر از نان اول تنوري – گرده – فتير – تنكه و ... خبري نيست .

همكنون در روستا نيز تهيه نان  ماشيني شده  و ديگر نمي توانيم  به سراغ نون دانهاي گلي برويم  و يك نون خشك برداريم , آب بزنيم  و بخوريم .

ديگر خبري از خاله آرا ها نيست تا  تنوري  از گل بسازد .

بايد حسرت آن روزها را خورد .

 

  مقدمات پخت نان :

 

براي پخت نان در ابتدا  يك روز قبل خمير را تهيه مي كردند و به مدت  ده تا دوازده ساعت مي گذشت تا خمير عمل بيايد لذا جهت تهيه خمير سفره  آردي  بود با لانجين و مايه خمير .

مايه خمير معمولا مقداري از خميري بود كه سري قبل با آن نان پخته بودند و آن را لاي سفره آرد نگهداري ميكردند تا ترشيده  شود و به عنوان مخمر  در خمير بعدي استفاده شود ( كاري كه آلان جوش شيرين مي كند اما آن كجا و ....)

لانجين ظرفي سفالين و بزرگ  بود كه داخل آن خمير مي كردند .

سفره آرد هم  سفره ايي بود كه داخل آن  مقداري آرد وجود داشت و در زمان تهيه خمير و پخت نان پهن مي شد تا بركات خدا بر زمين نريزد  .

 

تهيه خمير :

 مقداري  آب داخل لانجين ريخته مي شد و مايع خمير داخل آن حل مي شد و بعد از آن آرد را داخل آن مي ريختند و يك نفر آنرا ورز مي داد تا ورز بيايد  بعد از عمل آمدن آنرا به مدت حد اكثر دوازده ساعت به حال خود رها مي كردند تا خمير عمل بيايد .

 

پخت نان :

 

 

 

جهت پخت نان بايد تنور گرم مي شد لذا در سحرگاه  در داخل تنور  آتش روشن مي كردند و هيزم ها معمولا چوب و بته بود يا تاپاله وهيمه (بته خار و خاشاكي بود كه از كوه مي آوردند وتاپاله و هيمه از فضولات گاو و گوسفند تهيه مي شد .)

بعد از گرم شدن تنور و عمل آمدن خمير وسايل پخت نان  دور تنور چيده مي شد كه عبارت بودند از :

1: سفره آرد

2: تخته خانه ( وسيله ايي كه روي آن  خمير را پهن مي كردند)

3: تير خمير پهن كني ( وردنه )

4: ناون كوچك و بزرگ ( جهت زدن نان به تنور)

5: سيخ – آتش كش – انبر

6: در بازنه ( بازنه سوراخي است جهت  ورود هوا به تنور كه موقع پخت نان وسيله ايي به نام  در بازنه  بسته مي شد تا زغالهاي  تنور ديرتر به خاكستر تبديل شوند .)

بعد تهيه لوازم تعدادي از خانم هاي محل جمع مي شدند و با كمك همديگر شروع به پخت نان مي كردند و معمولا نان مصرفي يك ماه پخته مي شد .

از باشكوه ترين اين مراسم  پخت نان شب عيد بود كه كه معمولا انواع نان ها از قبيل گرده - فتير - نون شيرين و ... پخته مي شد .

 

  

 


 

 

دفع چشم‌زخم

مردم خان آباد به چشم‌كردن اعتقاد زيادي دارند. براي جلوگيري از چشم‌زخم، مهره‌هايي آبي رنگ به نام مُرٌ كِوٌ آويزان مي‌كنند و نيز آيه‌ي «وَ اِنْ يكاد» و ادعيه را با سنجاق بر شانه‌ي چپ افراد نصب مي‌كنند. ريختن اسپند يا اسفند بر آتش و به اصطلاح اسفند دود كردن نيز همچون ساير مناطق ايران براي رفع چشم‌زخم مرسوم است.

در خان آباد براي خنثي كردن اثر چشم‌زخم اشعاري را به زبان محلي مي‌خوانند.

 

 


 

 

جغد بر بام خانه

در باور مردم خان آباد آواي جغد(به خان آبادي ، بَيغُوشْ- baiqūš) شوم است و هرگاه - بخصوص هنگام غروب آفتاب- جغد بر بام خانه‌اي بخواند اهالي خانه آن را به پيشامد خرابي خانه و مرگ و فقر و تنگدستي در آينده‌اي نه چندان دور تعبير مي‌كنند . 

 

 


 

 

ترغيب به تسريع در امور

اگر كودك يا جواني را براي رسانيدن پيغام و يا انجام كاري فوري مي‌فرستادند به زمين تُف(آب دهان) كرده و مي‌گفتند:«اگر دير بيايي و اين تُف خشك شود، كچل خواهي شد!» و معمولا كودك براي كچل نشدن و نشان دادن سرعت عمل، بر شتاب خود مي‌افزود و زودتر بازمي‌گشت.

 

 

 


 

 

ختنه كردن كودكان :

يكي از كارهاي دلاك در خان آباد ختنه‏كردن اطفال بود. براي اين كار ابتدا شخصي، كودك را محكم در بغل مي‏گرفت و دلّاك با گفتن جمله‏اي نظر كودك را به جايي ديگر جلب مي‏كرد و سپس به سرعت به كمك ابزارهاي بُرنده‏اي كه در كيفش قرار داشت كودك را ختنه مي‏كرد و در محل زخم، پنبه‏اي نيم‏سوخته قرار مي‏داد و آن را مي‏بست. در اين هنگام جشن و شادي در خانه آغاز مي‏شد، دلّاك لُنگ و يا پارچه‏اي را كه قبلاً به صورت دامن دوخته شده بود به كودك مي‏پوشانيد و معمولا كودك را از خوردن آب سرد منع مي‏نمود.

 

 

 


 

 قرار دادن سنگ بين شاخه هاي درختان :

 

 

يكي ديگر از رسومي كه از دير باز در روستاي خان آباد وجود داردقرار دادن سنگ بين شاخه هاي درختان ميوه است.

اهالي خان آباد اعتقاد دارند كه اگر در فصل زمستان بين شاخه هاي پاييني درختان سنگ قرار دهند موجب سنگيني درخت شده و اين امر موجب بارور شدن آن در فصل بهار مي شود. با توجه به ديرينه بودن اين اعتقاد ولي همچنان در بين اهالي رواج دارد .

 


 

 

ديدن حلال اول ماه :

 

ديدن حلال اول ماه براي اهالي روستاي خان آباد از آداب خاصي برخوردار است .آنها اعتقاد دارند كه زماني كه حلال ماه را ديدند زماني باشد كه فردي خوش كردار و خوشرو را ببينند و در صورتي كه به فردي بدكردار و بدرو برسند به او نگاه نمي كنند .

 


 

 

حاله دور ماه :

 

اعتقاد بر اين است كه اگر حاله ايي نوراني دور ماه را فرا گرفته باشد نشان از بارش باران دارد و اصطلاحا مي گويند ماه آغله دار ماخا بشن بيا .

 


 

 

صداي زاغچه به هنگام صبح در حياط خانه :

 

اگر زاغچه كه نوعي كلاغ است با دم بلند و رنگ بالهاي سياه و سفيد و ظريف به هنگام صبح در حياط منزل غار غار كند نشان از آمدن مهماني عزيز دارد كه در اين هنگام اصطلاحا مي گويند غلاغ غار غارش ميا ... داشيش دار از را ميا .

 


 

 

 باز كردن سفره صبحانه روز عيد نوروز:

 

در روستاي خان آباد اعتقاد بر اين است كه سفره صبحانه روز نوروز را يكي از افراد فاميل كه معمولا پسر بزرگ فاميل است باز كند تا سفره هميشه پر بركت باشد لذا در روز عيد كسي حق باز كردن آن را ندارد تا فرد مورد نظر آن را باز كند و داخل سفره نيز كادويي قرار مي دهند  و شخصي كه سفره را باز مي كند كادو متعلق به اوست .

 

 

 


 

پاي سبك

 

اهالي روستاي خان آباد اعتقاد بر اين دارند اگر نوزادي در هنگام سپيده دم به دنيا بيايد موجب بركت است لذا رسم بر اين است كه اگر فردي كاري را شروع ميكند مثلا  دار كردن قالي يا شروع به پخت نان و ... انتظار دارند اين فرد در ابتداي شروع كار به آنجا برود و موجب بركت در آن كار شود و يا در برخي مواقع اين فرد را به ان محل دعوت ميكنند .كه اصطلاحا مي گويند فلان شخص پاي سبكي دارد .

 

 


 

 

 

 

 

گردگيري منزل جهت استقبال از سال نو

 

غبار روبي و گردگيري از در و ديوار خانه و كف پوش ها و اسباب خانه، و شستشو و پاكيزه و نو كردن جامه و ظروف و اشياي كهنه، دور افكندن اشياي ژنده و فرسوده و تميز كردن ظروف  و ديوارهاي منزل، خلاصه «خانه تكاني» براي زدودن آلودگي ها و سياهي ها و بيرون افكندن پلشتي ها از فضاي خانه از رسم هاي كهن ايرانيان در فرا گشت سال كهنه به سال نو بوده است

اين رسم در روستاي خان آباد نيز با آداب خاص خود انجام مي شود.

اين كار قبل از سال نو انجام مي شود و همه جاي خانه و كليه لوازم  تميز مي شود كه اصطلاحا مي گويند خانه تكاني يا گرد گيري .

گردگيري در روستاي خان آباد آداب خاصي دارد كه به شرح زير است:

در مرحله اول كليه لوازم خانه اعم از ظروف , وسائل منزل , فرش و... از خانه خارج شده و شسته مي شوند . در مرحله بعد در و ديوار خانه گردگيري ميشود .

در زمان گذشته ديوارهاي خانه ها كاه گل بود و جهت سفيد كاري  به جاي گچ و رنگ از خاك رس سفيد استفاده مي شد.

به علت اينكه داخل خانه معمولا تنور وجود داشت و همچنين از چراغها پي سوز(چراغ ميشكي) جهت روشنايي استفاده مي شد ديوارها در مدت يك سال سياه مي شد و جهت سفيدكاري مجدد آنها خاك رس سفيد را با آب حل مي كردند و به ديوار هاي خانه مي ماليدند.

در حال حاضر نيز برخي از اهالي به علت اعتقادهايي كه دارند قبل از عيد نوروز و در زمان خانه تكاني تكه ايي از ديوار انباري خود را به  همين روش سفيد كاري مي كنند .

در آخر بعد از خشك شدن در و ديوار و لوازم مجدد لوازم را در كحل خود قرار مي دادند .

در حال حاضر نيز گردگيري با كمي تغيير نسبت به گذشته  انجام مي شود.

 


 

 

 

 

پرده خواني

پرده خواني يكي از قديمي ترين نمايش هاي ايران است

در روستاي خان آباد نيز از دير باز و جود داشته كه متاسفانه با گذشت زمان از ياد رفته و فراموش شده

داستان هاي پرده خوان معمولا از حماسه هاي ايرن زمين بوده يا از عاشورا .

پرده خوان كه يكي از اهالي بوده با آويزان كرده پرده خود به ديوار مسجد و تجمع اهالي شروع به خواندن داستان هاي شاهنامه مي كرده يا از حماسه هاي عاشورا مي گفته .

البته در حال حاضر هم وجود دارد ولي جاي خود را به نوعي تعزيه خواني داده تعزيه ايي كه به صورت يك نفره اجرا مي شود و فقط ذكر مصيبت است نه حماسه هاي ايران زمين و توسط افرادي غير بومي اجرا مي شود

 


 

جشن خرمن (كوكوله)

 

جشن خرمن زماني برگزار مي شود كه محصولات در حال برداشت است . در اين زمان با برداشت محصولات معمولا جوانان و بچه ها شادماني خاصي دارند و با اين شادماني به محل خرمن جا مي روند و از صاحب خرمن درخواست مي كنند مقداري از محصول را به صورت پاداش به آنها بدهد كه اصطلاحا كوكوله مي گويند صاحب خرمن نيز با شادماني خاصي مقداري از آن را كه حدود ۲ تا ۳ كيلو مي باشد به او مي دهد و او نيز به همراه بچه هاي ديگر با پول يا كالايي كه از فروش يا معامله آن به دست آورده اند جشن مي گيرند .

اعتقاد بر اين است كه اين عمل موجب بركت محصولات مي شود.


 

مراسم پخت ترخينه

ترخينه يكي از مواد غذايي مفيد و مغذي است كه معمولا در اواسط فصل تابستان و با برداشت محصول گندم تهيه مي شود . ترخينه ماده اوليه و اصلي تهيه آش ترخينه مي باشد كه با آداب خاصي تهيه مي شود . و به اين صورت است كه در ابتدا گندم را پاك كرده و سپس با استفاده  از آسيابي به نام دِسّار (نوعي آسياب دستي) گندم را به صورت بلغور درآورده و سپس بعد از تهيه لوازم آن شروع به پخت آن مي كنند كه اين عمل با كمك زن هاي همسايه و با آداب و رسوم خاصي انجام ميگيرد . 

مواد لازم :

بلغورگندم  - برگ چغندر- گوجه - دوغ  محلي - نمك  

معمولا ترخينه را شب  داخل ديگ بزرگي روي تنور يا  اجاق هاي هيزمي بار گذاشته و تا روز بعد پخت آن  ادامه دارد و مي بايست  دائما بوسيله چوب خاصي مواد داخل ديگ به هم زده شود و الا سريعا ته گرفته و مي سوزد بعد از عمل آمدن ترخينه معمولا مقداري از آنرا همراه با نعنا داغ بين همسايه ها و يا اهالي تقسيم ميكنند و بعد آنرا به پشت بام انتقال داده  و با كمك همديگر آن را به قطعات كوچكي تقسيم كرده كه اصطلاحا لغينه ترخينه  گفته مي شود و در آفتاب پهن كرده و چند روزي منتظر مي مانند تا خشك شود و در نهايت آنرا جمع كرده و در داخل گوني مخصوصي يا به نخ كرده و نگهداري ميكنند .

 

1

گويش و واژگان گويشي مردم خان آباد

گويش و لهجه :

به علت همجواري روستاي خان آباد با استان لرستان لهجه محلي روستا فارسي

آميخته با لري است كه در برخي كلمات فارسي حركات آن تغيير كرده و به حالت بسيار شيرين تكلم مي شود .

اما متاسفانه با نفوذ فرهنگ شهر نشيني در بين اهالي اين گويش محلي شيرين كم كم  روبه  فرآموشي مي رود .

برخي از واژگان گويشي : 

 

خواهر =خو آر

رعد وبرق=آسمان ُقرُمَه

نوعي ملخ =سيگيل خورَك

كفش دوزك=جَدِ كربلا

آب = اِو 

خواب = خِو

 آويزان = دِلِنگِوز

آستين = اَنگِلَه

داداش = داشي

برادر = برار .كاكا

شكستن= اِشكِستن

شناختن= اِشناختن

تاب بازي = قوقو

لب = لِو

آبكش = تِيجَه

شب = شِو

الاكلنگ= چَرَغ چوروغ

شنيدن = شِنُفتن 

حياط = آغِل

گرفتن = اِسادن

من = مو

پستو =  دَريانَه

عقب = دُما

فضله مرغ= چُغُلي

كٌره = كِرار

دِرفش = دِرِوش

دزد = دز

لباس نو پوشيدن = قِنج كردن

شكافتن= اِشكافتَن

آسياب آرد=  اَسيِو

ديگ بزرگ = قزقان

دزد = دز

سبز = سِوز

گود = قيل

كوزِه = كيزيلَه

پهن اُلاغ = هَرزاُغُل

غربال = غَلبير

سيب زميني=سيب زيميني

پشه = پَخشه

من = مو

بگذار بيام = بَل تا بيام

دماغ = پِت

جلبك=گي قورماغَه

متكا =بالشم

خميازه = دان دِرَه

گرسنه  =  گُسنَه

سوخته  = جِزغاله

محل نگهداري آرد=تاپو

كمر - پشت = گُرده

آويزان= دِلِنگِوز 

نوبت = دال

جوان مرگ=جونَه مرگ

سوسك صحرائي=چُسِنَك

كلاغ = غِلاغ

گنجشك =ميليچ

گل و لائي - لجن = خَرّه

سوراخ = سولاخ

ديگ بزرگ = قِزقان

عطسه= پِشكَه 

تاغچه = رَفه

پستو =  دَريانَه

هدهد = بودبودَك

لاك پشت = كاسَه پُشت

سرفه = كووَ

كّپّك = كّرَه

چَك =  كِشيده

شاهين = قوش

گل شقايق=كاسَه اِشكِنَك

صورت = توررو

مورچه = موروچانَه

شكافتن= اِشكافتَن

آسياب آرد=  اَسيِو

ديگ بزرگ = قزقان

فضله مرغ= چُغُلي

عقب = دُما

عزيزمي = كّسا مي

قابلمه = قابلامَه

آرنج = كينِ مِرك

گندم = گنُم

عصرانه = چاشت

شپش = اِسپِز 

كفش = پِوجار 

بغل-كنار=تِك- ِپنا 

ديزي =ديگيله 

سريع=ناغُلا

حياط و اطراف منزل – درِ بون

برگ و باش خشك شده گندم  = سووال

خوشه گندم تازه كه روي آتش ميگيرند = گندم زِوِردَه

كفش پلاستيكي = گالِش

لنگه به لنگه - تا به تا = چِواشَه 

نردبان = پارچينّه

قورباغه = قورماغَه

بچه قورباغه= قاشق كُله

برگ و باش خشك شده گندم  = سووال

دوربين عكاسي = ديربين

گاو يا گوسفندي كه باردار نمي شود = قِسِر

ظرف آبكش كردن برنج = برنج پال

قلمستان = جايي كه درختان زياد وجود دارد

گندوي زنبور = كينيلَ مگس

طول = طيل- طيلش نده يعني طولش نده

فردي كه دست پاچه شده باشد =  طرف شِر شُدَه

آلوده شدن به كاري = پِلكيدن

چوب و شاخه هاي خشك = چِر

پارچه ايي كه در آن لباس مي گذارند = بُخچَه

فرياد بلند = هِوار 

ظرف سفالي براي خمير كردن = كِشماله

مترجم = ديلماج

ظرف درست كردن چاي آتشي = شامورتي

آرنج = كينه مِرك

نوعي چراغ = پي سوز    

جويدن = جاليدن

پول = پيل

تفاوتي نداره – توفيري ندار

آنطرف = اولا

اينطرف = ايلا

پيراهن = پيرَن

بخواب = بَِخُفت

آش رشته = آش وَلگ

استاد = اوسا

شنيدن = اِشنفتن 

جوجه = جيجَه

شلوار = تومان

تلمبه = تُرُمَه

چِكه كردن = تُكه كردن

آلوده = چِِرك

خوابيدن = خفتيدن

پالان الاغ = جُلِ خر

 جمع وجور. خودته زفت كن يعني خودت را جمع و جور كن

فردي كه چپ دست باشد = چَپال

وسيله نخ ريسي = ديكيلَه 

پيدا = ديار 

وضو = دسنُماز

خار پشت=كلا تِقِنَه

بيرون بيا = دِرا صَرا

گلو = خِرخِرَه 

 نَخ خياطي = دِشكَه

ريختن = رِختَن 

مويِ سر=ميي كَله 

زبان = زوآن

سنجد = سرنجَه    

سمباده = سماتَه  

 سطل = سلط    

شوهر= شي يَر

طعم و مزه = طام

قفل = قلف

كَج =خُل - قِناس

محكم=قُرس    

آدم سبك و بي خيال=بچَه قرتي     

نان لوله شده -ساندويچ = قاضي

كُرك=كُلك

 

 

كَبك = كِوك

كوچك=كوچول 

پشت بام=بون

پارچه ايي كه با آن شير را صاف مي كنند =شير پالَه

آستين=اٌنگِله  

دستكش=اَليجَك

تنور=تَنير

پهن گاو= لاس 

مخالف تيز و برنده =كُل

بزغاله =تي تي 

تشك=نالي

بز نر=تَگه

دِرفش=دِرِوش

گندم يا جو پرك شده =بُلغور

آهسته=غُلا   

 ضبط=زَفت

كوچه=كيچه  

  گنبد=گُمَز 

مرغ مگس خوار=قرُقُرُك    

شپش=اِسپِز

سار=ميليچ سيا

داس=دَسخاله

جغد = بيقوش

قنات = داانه - َكريز

صبحانه=ناشتائي

حمام = حاموم   

انگور = اَنگير 

تشك = نالي

مشت زده = سُقُلمَه ِزدّه

توالت = دسبا آب 

لباس=رَِخت

فتاب = اَفتو

بشكون=چَنگولَه

تنقلات شبانه=شو چِراز

باران = بَشَن

دهان = دان

سِيل = ليفِو

ناودان = سيل

شب نشيني= شِو نشيني

.....

1

آشپزي و خوراك هاي محلي

 

مقدمه :

آب و هواي مساعد و خاك مرغوب خان آباد ،آمادگي پرورش انواع مواد خوراكي طبيعي شامل :صيفي جات ـ ميوه ها ـ حبوبات و ... غيره را دارد، و فور نعمت و حسن سليقه كدبانوهايي خان آبادي، باعث طبخ خوراكيهاي لذيذ شده است.

خوراكهاي محلي و سنتي خان آباد از مهم ترين عنصرهاي دخيل در  ورود  مهمانان  مخصوصا  خان آبادي هاي  ساكن در  شهر هاي ديگر  مي باشد . امروزه؛ جاذبه هاي خوراكي توانسته پا از رفع نياز آدمي به انرژي؛ فراتر گذارده و انگيزه اي باشد براي عزيمت به نقطه اي دور جهت برخورداري از تجربه اي لذت بخش جهت مصرف خوراكهاي محلي و سنتي. 

 

 


 

 

 

 

 

انواع غذاها :  

 مهم ترين خوراك محلي خان آباد كه اهالي خان آباد كم و بيش با آن آشنايي دارند عبارتند از:  آبگوشت - كله پاچه - آش رشته - آش دوغ - آش كشك - آش اشكنه( اِوگًرمَه ) - آش جو( جِودو) - حليم - آش ترخينه (ترخينه شكمه ) - آش لوبيا - كله گنجشكي- كوفته  - شيربرنج - شله زرد - انواع سوپها - پتله پلو - رشته پلو - انواع پلو با خورشت ها -ميرزا قاسمي -آب دوغ خيار-گوره ماست - خاگينه -شامي - كوكو و... .   كه هر يك از اين غذاها به شيوه هاي متفاوتي تهيه مي شوند و طعم آنها همواره بسياري از خان آبادي ها  را در فصل هاي مختلف  جذب خود مي كند .

 


 

 

انواع چاشني ها :

چاشني ها و سالاد هايي كه به صورت محلي تهيه مي شود و همراه با غذا سلف مي شود عبارتند از :

انواع ماست :  ماست - ماست موسير - ماست چكيده - ماست و خيار - ماست  همراه با انواع سبزيهاي خشك شده

 دوغ و انواع لبنيات  - انواع ترشي ها  - انواع شور - انواع سبزي ها


 

طرز تهيه غذاها

 

 آبگوشت :

 

مواد لازم جهت ۴ نفر:
*۴۰۰گرم گوشت ماهيچه يا سر دست با استخوان
* ۵۰گرم دمبه 

*۱۵۰گرم لوبيا سفيد با نخود و در صورت تمايل گندم پوست كنده 
*۱عدد ليمو عمانى 
*يك عدد پياز متوسط 
*دو عدد گوجه
*بمقدار كافى نمك و ادويه (ادويه شامل زردچوبه - آويشن - تره خشك شده - زيره - پونه خشك شده)  
* يك عدد سير                                                                                                                                                                                   
* دو عدد سيب زميني متوسط  
* يك قاشق رب

طرز تهيه:

گوشت  و دمبه را ميشوئيم و همراه  با  نخود لوبيا و پياز و گوجه - سير - ليمو اماني  و۵ تا ۶ ليوان آب در حرارت ملايم بار ميكنيم بعد از گذشت ۳ تا ۴ ساعت دمبه - پياز - گوجه - سير - ليمو اماني را از داخل قابلمه (دوگوله ) بيرون آورده و با گوشت كوب ميكوبيم البته هسته هاي ليمو اماني را جدا كنيد و بعد از كوبيدن انها را كمي تف داده و يك قاشق رب - ادويه - نمك را به آن اضافه كرده و مجدد تف ملائمي داده و به آبگوشت اضافه مي كنيم . در نهايت سيب زميني را اضافه ميكنيم و منتظر ميمانيم تا حدود نيم ساعت در حرارت ملائم جوش بخورد . توجه داشته باشيد كه هر چه  زمان پخت طولاني تر شود و حرارت شعله كمتر باشد و همچنين ظرف شما از نوع سفالي (دوگوله يا ديزي ) يا مسي باشد  آبگوشت شما خوشمزه تر مي شود  ۰ در گذشته  در روستاي خان آباد آبگوشت را داخل دوگوله و پاي آتش تنور بار مي گذاشتند . 

بعد از گذشت زمان و آماده شدن آبگوشت ( اِوگوشت ) صفره را پهن كرده و شبزي - دوغ محلي - ترشي - نان محلي را  در صفره  چيده  و نوش جان كنيد .

 

 


 

 كله پاچه :

مواد لازم:

* ۱عدد كله گوسفند

* ۴عدد پاچه گوسفند

* ۱عدد پياز درشت

*۱ قاشق چاي خوري زردچوبه

* نمك به مقدار دلخواه

* فلفل به مقدار دلخواه

*۴ ليوان آب سرد

* در صورت تمايل ۱۰۰ گرم نخود

 

ظروف و وسايل لازم:

 

يك قابلمه تقريبا ٧ يا ٨ ليتري

 

طرز تهيه:

 

طبخ كله پاچه چيزي نيست بجز گذاشتن آن در ديگ و با حرارت بسيار ملايم پختن. هنر اين كار تنها در اين است كه آنرا خوب تميز كنيد و هنگام طبخ آنرا زياد نجوشانيد و در عوض روي حرارت بسيار ملايم آنرا به شكلي دم كنيد و استفاده از ادويه كافي كه معمولا فقط نمك زردچوبه و فلفل سياه و فلفل قرمز هندي است از مهمترين ها ست. شما مي توانيد كله پاچه پاك كرده بخريد يا مي توانيد  براي تميز كردن كله پاچه آنرا در آب گرم گذاشته  تا خون آن خوب از بين برود و اين كار را چندبار تكرار كنيد تا كله خوب تميز شود سپس پوست آنرا كنده و نصفش كنيد (آرواره و كله )و داخل آنرا كاملا تميز كنيد .

براي طبخ، كله و پاچه را با هم در يك قابلمه قرار بدهيد و آب به اندازه كافي به آن بيفزايد تا جايي كه نيمي از كله زير آب برود بعد يك پياز را پوست بكنيد و به چهار پنج تيكه تقسيم كنيد و داخل قابلمه بيندازيد همچنين در صورت تمايل مي توانيد  ۱۰۰ گرم يا به اندازه نياز نخود هم پاي آن بريزيد  زردچوبه هم بزنيد و در ديگ را خوب كيپ كنيد، حرارت را به صورتي تنظيم كنيد كه آب زياد نجوشد و يا حتي نيازي به جوشيدن هم نيست، همين كه بتواند درجه آب را به نزديك صد درجه برساند كفايت مي‌كند يا حداكثر و فقط بصورت خيلي ملايم بجوشد.

شما مي توانيد كله پاچه را شب بار گذاشته و صبح جهت صبحانه نوش جان كنيد . 

حتما كله پاچه را قبل از بردن سر سفره تميز كنيد و تنها گوشت هاي قابل خوردن را در ظرف بريزد و استخوان و ضايعات آنرا قبل از سرو كردن از آن جدا كنيد.

حتما همراه كله پاچه ليمو ترش هم استفاده كنيد.

 

 


 آش رشته :


 

 

 مواد لازم:

 

* رشته يك بسته، معمولا ٤٠٠ گرم  

* سبزي: تره، جعـفـري، اسفناج، گشنيز ١ كيلو گرم 

 * ٢ عدد پياز

 * لوبيا، نخود و عدس هر كدام يك ليوان 

  * كشك سائيده به اندازه دلخواه   

* آرد ۱تا ٢ قاشق سوپ خوري   

* نيم قاشق چاي خوري زردچوبه  

* نمك به اندازه دلخواه  

* ١.٥ قاشق سوپ خوري نعنا خشك   

* روغن به مقدار كافي 

 * آب به اندازه نياز

توضيح:  در روستاي خان آباد آش رشته را بيشتر جهت پشت پاي مسافران  و نذري مي پزند. فصل پائيز و زمستان بهترين زمان براي آش و سوپ است. آش رشته غذايي كامل است با انواع سبزيجات و حبوبات و خلاصه هر چه كه يك بدن سالم به آن نياز دارد.

 


ظروف و وسايل لازم:

 

* يك قابلمه تقريبا ٧ يا ٨ ليتري 

 

* يك عدد ماهي تابه

 

طرز تهيه:

 

 

 

نخود و لوبيا را ﻗﺒﻸ با آب بگذاريد براي چهار تا پنج ساعت حداقل خيس بخورد. عدس نيازي به خيس خوردن زياد ندارد چون زود پخته مي‌شود.
يك پياز را خورد كنيد و با مقداري روغن سرخ كنيد و لوبيا نخود را در آن بريزيد زردچوبه را هم در آن بريزيد و با مقداري آب بپزيد، مقدار آب را كم كم به آن بيفزايد تا بيش از حد آبكي نشود. سعي كنيد  نخود و لوبيا را با هم نپزيد  چونكه مدت طبخ اين دو ممكن است با هم متفاوت باشد، در نتيجه آنها را جداگانه بپزيد تا له نشوند. وقتي هر دو كاملا پخته شد قبل از اينكه له بشود با هم مخلوط مي‌كنم و سپس سبزي‌ها را كه شسته تميز و خورد كرده‌ام را به آن بيافزائيد و بگذاريد بپزند. مدت پختن سبزي‌ها زياد نيست كافي است سبزي ها له شوند و رنگ سبز خود را به آش منتقل كنند. عدس زمان زيادي براي پختن نياز ندارد ولي اگر مطمئن نيستيد عدس را هم جداگانه بپزيد و بعدا با باقي مخلفات مخلوط كنيد.
وقتي سبزيها پخت و آش خوشرنگ شد رشته ها را به آش بيفزايد بگذاريد بپزد. دقت كنيد رشته‌ها زياد خورد نشوند و سالم باشند. معمولا ١٠ تا ١٢ دقيقه طبخ براي رشته‌ها كافي است. سعي كنيد آش را در تمام مدت با حرارت ملايم بپزيد كنيد.
حالا در يك ظرف كوچك مقدار يك قاشق روغن داغ كنيد و آرد را در آن بريزد خوب هم بزنيد تا آرد يك دست بشود اگر لازم بود كمي آب به آن بيفزايد، سپس آنرا به آش بيفزايد و خوب مخلوط كنيد. دليل استفاده از آرد اين است كه آش مثل سوپ شل نشود و حالت آش داشته باشد.
وقتي آش آماده شد مقداري كشك به آن اضافه كنيد و آنرا از روي آتش برداريد (مقدار كشك را خود بسته به سليقه تصميم بگيرد).
هنگام سرو آش رشته مقدار مورد نياز را در ظرف بريزيد و با كشك، نعنا داغ و پياز داغ تزئين كنيد.
براي تزئين با يك پياز ديگر پيازداغ درست كنيد. سعي كنيد پياز خوب سرخ شود و نسوزد و همزمان برشته شود. براي اينكه پياز برشته و خشك شود بعد از اينكه طلايي رنگ شد آنرا روي دستمال كاغذي پهن كنيد و بگذاريد خشك شود، با اين كار پيازداغ شما خيلي زيبا خواهد شد.
با مقداري روغن و نعناي خشك نعنا داغ درست كنيد، روش درست كردن نعنا داغ به اين صورت است كه روغن را مي‌گذاريد خوب گرم شود بعد نعنا خشك را كه خوب خورد كرده‌ايد داخل آن مي‌ريزيد و بلافاصله روغن را از روي حرارت بر مي‌داريم و مدام نعنا داغ را هم مي‌زنيد تا نسوزد. دقت كنيد نعنا را كه داخل روغن ريختيد آنرا حتما از روي حرارت برداريد در غير اين صورت خواهد سوخت و تلخ مزه خواهد شد.
حالا براي تزئين اول مقداري كش روي آش بريزيد و با قاشق صاف كنيد و روي آنرا با نعنا داغ و پياز داغ تزئين كنيد.

 

نوش جان كنيد.

 

 


 

 آش ترخينه شكمبه (سيرابي) :

 

 

مواد لازم :

* ترخينه خشك شده ۲۵۰ گرم  

* يك كيلو شبزي آش و اسفناج  

* يك عدد سيرابي گوسفند 

* نخود و لوبيا ۱۰۰ گرم

  * نمك و زرد چوبه به مقدار لازم  

توضيح : ترخينه ماده آماده شده ايي است كه مخلوطي از دوغ - گندم پرك شده (بلغور) - گوجه - برگ چغندر - نمك و برخي سبزيجات كه معمولا در فصل تابستان تهيه مي شود و به اين صورت تهيه مي شود كه در  مواد فوق را با هم مخلوط كرده و مي پزند بعد از پخته شدن ماده ايي به غلظت خمير تهيه مي شود كه آن را به صورت تكه هايي كوچك در مي آورند و در مجاورت هوا و آفتاب خشك مي كنند و نگهداري مي كنند

طرز تهيه :

ابتدا نخود و لوبيا را جداگانه‌ بپزيد، سپس سيرآبي را كه كاملا تميز شده  داخل آن انداخته تا بپزد  بعد از گذشت ۳ تا ۴ ساعت  كه سيرابي پخته شد  ترخينه ها را كه قبلا درآب خيس كرده بودي به آن اضافه كرده  سبزي‌ آش‌ را نيز به‌ آن‌ اضافه‌كنيد و بگذاريد تا نيم ساعتي با دماي ملائم بجوشد مواظب باشيد ته نگيرد . در مرحله‌ بعد پياز داغ‌ را تهيه‌ كرده‌ ومقداري‌ از آن‌ را در آش‌ ريخته‌ و شلعه‌ اجاق‌ رامقداري‌ كم‌ كنيد، تا آب‌ آن‌ كمي‌ تبخير شود وآش‌ جا بيفتد. مقداري‌ از پياز داغ‌ را براي‌ تزيين‌روي‌ آش‌ كنار بگذاريد. پس‌ از آماده‌ شدن‌ آش‌،آن‌ را در ظرف‌ ريخته‌ و با پياز داغ‌ و نعناع‌ داغ ‌تزيين‌ نماييد . سيرآبي را نيز از داخل آش درآورده و با قيچي يا چاقو تكه تكه كنيد . 

 

نوش جان 

 


 

 آش دوغ :

 

 

          

 مواد لازم جهت 4 نفر :

 

* نيم كيلو گوشت گوسفند با استخوان

* يك يا دو عدد قلم گوسفند

* ۲ عدد پياز

* ۵۰ گرم دمبه

* ۱۰۰ گرم نخود

* ۵۰ گرم نان خشك

* ۲ ليوان دوغ محلي

* زرد چوبه و نمك به مقدار كافي

 

ظروف لازم :

يك عدد قابلمه

 

طرز تهيه :

 

ابتدا قابلمه را تا نصفه آب كرده و صبر كنيد تا آب  به جوش بيايد سپس نخود  -  گوشت  و قلم  را داخل قابلمه انداخته  و صبر كنيد تا  با حرارت ملا ئم به مدت ۳ تا ۴  ساعت بجوشد . توجه داشته باشيد در صورتي كه نخود ها زودتر از گوشت پخته شدند انها را از قابلمه خارج كنيد تا له نشوند و در نهايت مجددا اضافه كنيد .

بعد از پخته شدن گوشت و نخود دمبه و پياز را همرا با هم چرخ كرده و به محتويات قابلمه اضافه كنيد و مدت نيم ساعت صبر كنيد تا جوش بخورد بعد از اين مرحله گوشت را از داخل قابلمه در آورده و نان خشك را كه قبلا داخل دوغ  گذاشته ايد و كاملا خيس خورده و  و به حالت له شده درامده (لعاب ) همراه با زردچوبه و نمك  به قابلمه اضافه كنيد . (سعي كنيد نان و دوغ خيس خورده را از يك آبكش رد كنيد تا كاملا له شوند) .در اين مرحله شعله  را كم كرده و بگذاريد تا با حرارت ملايم جا بيافتد .

گوشت پخته شده را كه قبلا از  قابلمه بيرون آورده ايد تكه تكه كرده و همراه با نخود پخته شده به محتويات قابلمه اضافه كنيد .  كمي نعنا داغ آماده كرده و جهت تزئين غذا از آن استفاده كنيد . هرچه حرارت طبخ غذا ملائم تر باشد و زمان پخت آن بيشتر طول بكشد آش خوشمزه تر مي شود .

نوش جان

آش دوغ در روستاي خان آباد به صورت نذري در ايام محرم  طبخ مي شود و كليه اهالي خان آباد از راه هاي دور و نزديك  جهت صرف آن دعوت مي شوند .

 


 

 آش كشك :

مواد لازم :

 

* نيم كيلو كشك خشك

طرز تهيه :

روش تهيه آش كشك بسيار ساده است ولي در عين حال غذايي سالم و مقوي است  براي تهيه آن ابتدا كشك خشك شده را داخل يك ظرف ريخته مقداري آب به آن اضافه كرده و با دو قطعه  چوب مخصوص كشك سايي  شروع به ساييدن كشك ها  كنيد بعد از ساييده شدن آنها آن را داخل يك قابلمه خالي كرده و روي حرارت قرار دهيد و منتظر بمانيد تا يك چند لحظه ايي جوش بخورد در اين زمان آش كشك شما آماده است شما مي توانيد مقداري نعنا داغ يا سير داغ درست كرده و براي مزه دار شده آن به آن اضافه كنيد .

نوش جان

 

 


 

 

كشك بادمجان

 

مواد لازم :

بادمجان =6 عدد
پياز =4 عدد

نعنا داغ =2 قاشق غذا خوري
مغز گردو =نصف ليوان
كشك =يك ليوان

طرز تهيه :

 

ابتدا بادمجانها را پوست كنده و به صورت عمودي برش ميدهيم سپس بادمجانها را نيم ساعت در آب و نمك قرار ميدهيم .پيازها را به صورت خلالي خرد كرده ودر روغن سرخ
مي كنيم تا طلائي شود .
نعنا را در باقيمانده روغن پياز سرخ ميكنيم و كنار مي گذاريم.
بادمجانها را سرخ كرده سپس مقداري آب روي آن ميريزيم تا 15 دقيقه به آرامي بپزد و نرم شود .سپس آب اضافي آن را گرفته و با گوشتكوب بادمجانها را له ميكنيم . بعد پياز ، نعنا داغ ، گردو ،كشك ،نمك و فلفل را اضافه ميكنيم و خوب مخلوط ميكنيم. سپس غذا را در ظرفي كشيده و با مقداري پياز داغ ، كشك و نعناع تزئين مي كنيم .


نوش جان

 


 

 

 

آش جو

 

 

 

مواد لازم:
اين مواد براي 8 نفر در نظر گرفته شده شما ميتوانيد به نسبت آن را كم يا زياد كنيد.

 

جو نيمكوب 300 گرم
گوشت 400 گرم
سبزي آش ( تره – جعفري- شويد- گشنيز- اسفناج) 1 كيلو
لوبيا ( چيتي و سفيد و قرمز مخلوط با هم) يك ليوان
عدس يك ليوان
برنج يك فنجان
پياز سرخ كرده 7 قاشق سوپخوري ( پياز سرخ كرده در آش زياد باشه آش خوشمزه تر ميشه)
يك شيشه كشك
نمك و فلفل و زردچوبه به مقدار دلخواه

 

طرز تهيه:
حبوبات را قبلا خيس مي كنيم و بعد آنرا با گوشت و پياز سرخ كرده و زردچوبه و نمك و فلفل مي گذاريم بپزد وقتي گوشت نيم پز شد جو و برنج را به آن اضافه مي كنيم و حرارت را ملايم مي كنيم و گاهي آش را هم مي زنيم . سبزي خرد شده را به آش اضافه مي كنيم و مي گذاريم آش خوب جا بيفتد. از روي آتش بر مي داريم و كشك يا دوغ را به آن اضافه مي كنيم. مقدار دوغ يا كشك آن بسته به ميل شما دارد.

 

براي تزيين آش از پياز داغ و نعنا داغ ( در صورت تمايل سير داغ) و قيمه مي توانيم استفاده كنيم.

 

اين آش را مي توانيد بدون گوشت بپزيد و يا فقط از آب گوشت استفاده كنيد. اگر دوست نداريد قطعات گوشت ديده شود قبل از ريختن سبزي گوشت ها را بيرون بياوريد و كاملن بكوبيد و يا ريش ريش كنيد و داخل آش بريزيد.
اگر آش را بدون گوشت درست كرديد در ابتدا دو قاشق غذاخوري روغن داخل آن بريزيد.

 

نوش جان

 


 

 

 

شير جوش

 

شير جوش غذايي است كه از شير گوسفند تهيه ميشود و معمولا چوپانان تهيه مي كنند . شايد اگر چوپان شير جوش نخورد توانايي همراهي گله را در كوه كمر نداشته باشد .

 

مواد لازم :

 

شير گوسفند

 

مقداري قره قوروت

 

تعدادي سنگ كوچك و تميز

 

پارچه ايي جهت صاف كردن شير

 

روش تهيه :

 

در هنگام ظهر كه چوپان گله را جهت استراحت به محل استراحت آنها كه معمولا در نزديكي آب مي باشد انتقال ميدهد  و بعد از اينكه گله آبي خورد و شروع به استراحت كرد يا اصطلاحا قاش كرد چوپان نيز به سراغ  گوسفند هاي ماده ايي كه شير دارند رفته و به مقدار كافي شير مي دوشد و به محل استراحت خود بر ميگردد سپس بعد از صاف كردن شير و حل كردن مقداري قره قوروت در آن و آماده كردن آن تعدادي سنگ را در آتش (ذغال سرخ) گذاشته تا داغ شوند بعد از داغ شدن سنگ ها آنها را يكي يكي و با صبر و حوصله داخل شير مي اندازد و تا حدي ادامه ميدهد تا شير شروع به جوشيدن كند و در نهايت سنگ ها را درآورده و در اين حالت شر جوش آماده است و معمولا نون را در آن تليت كرده و يا با نون مي خورند كه بسيار خوشمزه و مقوي است و معمولا شهر نشين ها كه با شيرجوش آشنايي دارند زماني كه به روستا مي آيند به چوپانان سفارش تهيه مي دهند . 

 

1

بازي هاي محلي و ورزش در روستا ي خان آباد

 
     
 
 
  بازي هاي محلي و ورزش در روستا  
   

با زي هاي محلي

قائم بوشك- اتك متك – اهم ابر –توپ دو –خرسوز - چوچو –كمربند بازي – كلاه پرك – لپر بازي – شاه دزد بازي –پرتا پيك -  چسنك بازي – چرق چرغ – هفت سنگ – كلاغ پر – طناب كشي – قوقو – وسط بازي – لي لي بازي – تيله بازي – سكه بازي – بالا بلندي – لقمه بلند كردن – سيخ بلند كردن – مچ انداختن – كشتي محلي – پرتاپ سنگ- پرش ارتفاع و پرش طولي -  املاش,بملاش – از جمله بازيهايي است كه در اين منطقه رايج بوده است و بعضي از آنها هنوز اجرا مي شود.


 

قائم بوشك :  

اهداف بازي : پرورش اعتماد در كودكان به هنگام تنهايي ، زايل كردن ترس در تاريكي ، تقويت جسماني

تعداد بازيكنان : 5 الي 10 نفر

سن بازيكنان : 6 ساله به بالا

ابزار : ندارد

محوطه بازي : مكاني مانند كوچه باغ . حتي اتاق هاي ساختمان

شروع بازي : بچه هاي دواطلب بازي ، ترجيحاً در تاريكي عصر ، در محوطه كه داراي كمينگاه و درخت و كنج و غيره …. جهت قايم شدن ، باشد دور هم جمع شده و به قيد قرعه ، مانند سنگ انداختن ، يا شير و خط يكي را به عنوان شروع كننده بازي انتخاب مي كنند .

شروع كننده در محلي كه توسط همه ي بازيكنان مشخص مي شو.ند ، روي ديوار يا روي تنه درخت پشت به بچه ها ايستاده و چشمانش را مي بندد و با كف دست چشمان خود را مي گيرد تا جايي را نبيند و بنابر قرار داد مثلاًُ از 1 تا 20 مي شمارد تا ساير بازيكنان در اين فرصت خود را مخفي كنند .

سپس مي گويد : قايم شدين ؟ بيام يا نه ؟ چنانچه جوابي نشنيد به اين مفهوم است كه همه قايم شده اند و شروع به جستجو مي كند و هر كدام را كه پيدا كند بايد دست به همان بازيكن بزند تا او را بسوزاند و اگر نتواند كسي را بسوزاند آن شخص جايش را با شروع كننده بازي عوض مي كند و باز بازي از اول شروع مي شود . لازم به ذكر است موقعي كه بازيكن به جستجوي سايرين مشغول است ، بازيكن ديگر سريعاً خود را به محلي كه روي ديوار علامت زده اند مي رسانند و با كف دست خود محل مورد نظر را لمس مي كنند و با گفتن كلمه « جور » برنده شدن خود را اعلام مي كند .

قديمي ترين نام اين بازي شرماسك است كه قدمت هفتصد ساله دارد . در بعضي مناطق اين بازي توسط بزرگسالان نيز اجرا مي شود .


 

 

اتك متك  يا چوگور بازي  (گرو خشو):

چند نفربا هم كه به صورت دو گروه مي شوند.يك گروه پشت خط  بازي و با چوب و گر به دست  و گروهي  در ميدان براي گرفتن گر در هوا  آماده مي شوند,  اگر گروه كه در ميدان است  گر را در هوا بگيرد  نوبت بازي عوض مي شود.

اَهُم اَبر(نوعي ديگر از كرو خشو)


 

توپ دِو :(بيس بال)  :

اين بازي توسط دو گروه 4 يا 5 نفري اجرا مي شود.دايره اي به قطر 2 متر  كشيده مي شد.گروهي در داخل آن ايستاده  و گروهي بيرون از دايره, پخش مي شدند.گروه داخل دايره چوب دستي را به دست مي گيرند ويك نفر از گروه بيرون دايره توپي را به سمن نفري كه داخل دايره است پرتاپ مي كنند


 

خّرّ سِوز :      

در دو نوع سرپا يا خوابيده – در خرسوز سرپا افراد بازي دو گروه مي شوند وبا انداختن سنگ كه يك روي آن تر شده است تر يا خشك انجام ميدهند تا آغازگر بازي مشخص شود .سپس با كشيدن دايره اي ميداني درست مي كنند .گروهي در داخل ميدان قرار مي دهند . گروهي در داخل ميدان قرار ميگيرند, گروه داخل ميدان بايد دستهايشان را به گردن يكدسگر انداخته   حلقه اي  را درست كنند , گروه بيرون  از عقب دور خيز كرده به پشت نفرات ايستاده داخل حلقه  پريده و سوار مي شوند و يك نفر از افراد داخل خود را به عنوان نگهبان انتخاب مي كنند تا زماني كه هركسي كه خسته شده و پايين آمد با پا داخل حلقه  به اومي زند  و نوبت عوض مي شود.

در خرسوز خوابيده –بك نفر كنار ديوار ابستاده و دستهابش را به هم چفت مي كند يك نفر پيشانبيش را دولا شده بر روي دستهاي آن فرد قرار مي دهد , نفر بعد  پشت سر نفر اول  روي باسن او خم مي شود تا مثل زنجيره نفرات تكيمل شود ,تا زماني كه نفر اول خسته شود و فرار كند و در موقع فرار اگر نگهبان پابش را به او بزند آن فرد سوحته و از بازي خذف ميشود و اصطلاح خر خفتيده را به كار مي برند.


 

 كمربند بازي :

در اين بازي افراد دو گروه مي شوند  و گرئهي در داخل يك دايره هر كدام خافظ يك كمربند و باز شده در روي زمين  هستند كه بصورت ابسناده بالاي هر كمربند يك نفر  قرار مي گيرد. گروه بيرون ازدايره حمله مي كنندكه كمربندي را بدزدتد , لا دزديدن بك كمربند با آن به افراد داخل دايره حمله كرده  تا ديگر كمرينده ها را بدزدند .اگر در طول اين بازي كسي از داخل با پا به افراد بيرون بزند بازي از نو آغاز ميشود  وجاها عوض مي گردد. و اگر نزند با كتك همه كمربندها را پس مي گيرند.


 

كلاه پرك:

اين بازي شبيه بازي كمربند بازي است فقط به جاي حفاظت از كمربند ,شال يا كلاهي برسر ميگذاشتند و از آن حفاظت مي كردند.


 

لِپَر بازي :

چند نفر (در حدود 5 نفر) هر كدام كف كفشي  يا كف گيوه اي را در دست مي گيرند,و درجايي كه ابتداي بازي است  و با خطي مشخص شده است  مي ايستند.چند عدد باطري يا چيزي كه گرد باشد را روي خط قرار ميدهند و با

كف كفش به آن مي زنند هرچند متر كه باطري حركت مي كرد  از نقطه شروع با پا به صورت گام به گام مي شمرند, هركس كه بيشتر قوه را حركت داده  بود برنده ميشد و هركس كه كمتر قوه را حركت داده بود ميبايست نفر برتر را از آخر  نقطه بازي كول كرده تا نقطه شروع بازي بياورد و دوباره بازي از نو شروع ميشد.


 

بالا بلندي :

در اين بازي كه شبيه بازي گرگم به هواست كودكان با دويدن به دنبال يكديگر سعي ميكردند يكديگر را گرفته و بازي را ببرند اگر فردي كه به دنبالش مي دويدند سريع بر روي بك بلندي خودش را مي رساند به او كاري نداشتند  و دنبال نفر بعدي گروه مي كردند.


 

هفت سنگ بازي :

 

● اهداف كلي: ايجاد روحيه همكاري، تقويت و مهارت در نشانه گيري و بهبود سرعت

اهداف جزيي: پرورش روحيه ايثار، ايجاد رقابت سالم و تمركز حواس

تعداد بازيكن: 4 الي 16 نفر

سن بازيكنان: 6 الي 15 ساله

ابزار لازم: يك عدد توپ تنيس

● محوطه بازي: جايي مانند حياط مدرسه

شرح بازي: افراد به دو گروه مساوي تقسيم شده و هر كدام يكي از بازيكنان خود را به عنوان سردسته و رهبر برمي گزينند. يك گروه در فاصله ي معيني از محل هفت سنگ، كه روي هم چيده شده اند قرار مي گيرند تا به نوبت با توپ تنيس سنگها را مورد هدف قرار داده و بزنند.

گروه دوم نيز در پشت هفت سنگ، منتظر نتيجه اند تا هرگاه توپ پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نكرد، فوراً جايشان را با آن گروه عوض كنند. ولي اگر برخورد كرد و آرايش آنها را برهم زد، توپ را بردارند و با پاسكاري و هدف گيري سعي كنند نفرات گروه اول را با توپ بزنند كه اگر اصابت كند، از دور بازي اخراج مي شود.

و همچنين نفرات گروه اول در هر فرصتي كه به دست آورند به سراغ سنگها مي روند تا انها را روي هم بچينند و يك امتياز بگيرند و مشخص است كه براي انجام چنين كاري، يكي از دوستان بايستي خود را به خطر انداخته و يارش را در مقابل ضربات توپ پوشش دهد و چنانچه اگر باز هم مورد ضرب توپ قرار گرفت و از بازي اخراج شد، ديگري كار را به اتمام مي رساند ولي اگر ديگر بازيكني نمانده باشد، بازي تمام و در دور بعدي جاي و نقش گروه ها عوض مي شود.

در پايان، گروهي كه زودتر 7 امتيز را كسب نمايد برنده است.

نكات : اين بازي در شكل ديگري با شرايط فوق درون يك دايره ي بزرگ اجرا مي شود در مركز همين دايره دايره ايي كوچيكتر كه محل چيدن هفت سنگ است رسم شده است همه بازيكنان در خارج از دواير هستند بعد از برخورد توپ گروه اول و ريختن آنها يكي از افراد گروه دوم تمام اعضاي گروه اول را در داخل دايره تعقيب ميكند تا آنها را با دست بزند و مانع از چيدن سنگ ها روي هم شود و هر گاه خسته شد نفر بعدي مسئوليت تعقيب را به عهده مي گيرد...

نتيجه بازي : اين بازي دسته جمعي است پس رشد اجتماعي و طبيعي كودك را فراهم و سرعت انجام و عكس العمل هايش را بالا مي برد.ضمنا با مفاهيمي نظير رهبري - همكاري - شكست - پيروزي آشنا مي شود.


 

كلاغ پر :

يك نفر به انتخاب ديگران اوستا (يا اوسا) مي شود و همه به شكل دايره در كنار هم مي نشينند و انگشتهاي اشاره خود را روي نقطه اي در كنار هم قرار مي دهند. وقتي اوستا مي گويد: «اوستابدوش» انگشت خود را به شكل مستقيم عقب مي كشد و بقيه هم اين كار را انجام ميدهند. اگر اوستا از روي عمد بگويد: «زن اوستاندوش» و كسي انگشت خود را عقب بكشدبازنده حساب مي شود و طبق قرار بازيكنان تنبيه مي شود. اين بازي دقت و سرعت عمل رادر بچه ها بالا مي برد


 

وسطي : (وسط بازي)

 

 

اهداف كلي: ايثار و از خود گذشتگي، دقت در سرعت عمل، هوشياري و همياري، تقويت روحيه تعاون

● اهداف جزيي: انعطاف پذيري بدن، ايجاد هماهنگي بين اعضا و اعصاب و دقت در نشانه گيري

تعداد بازيكن: 8 الي 40 نفر

سن بازيكنان: 9 الي 15 ساله

ابزار لازم: يك توپ

● محوطه بازي: 15 × 10 متر

● شرح بازي: بازيكنان يا دانش آموزان به دو گروه مساوي تقسيم مي شوند و به قيد قرعه يا شير و خط يكي از گروه ها در وسط محوطه بازي مي ماند و گروه ديگر، در دو قسمت، به طرفين عرضي محوطه ي بازي روانه مي شوند.

شروع بازي با پرتاب توپ به وسيله يكي از بازيكنان گروه كناري آغاز مي شود. گروه كناري سعي بر اين دادر كه با نشانه رفتن و زدن افراد گروه وسطي باعث سوختن و اخراج آنها بشوند.

و تلاش گروه داخلي هم بر اين است كه با حركات سريع از اصابت توپ در امان بمانند و چنانچه اگر يار سوخته داشته باشند با ايثار و گرفتن توپ در فضا، كه يك امتياز محسوب مي شود، او را به بازي برگردانند.

حال، شايد به اين مرحله از بازي رسيده باشيم كه تنها يك نفر از گروه وسطي، در داخل ميدان بازي باشد كه اگر تا 10 شماره پرتاب نتوانند او را هدف گيري بكنند و بزنند، تمامي ياران سوخته ي گروهش را احيا كرده، و همگي در وسط ميدان باقي مانده و بازي را ادامه خواهند داد.

گاهاً با در نظر گرفتن موقعيت وسطي ها، به جاي نشانه گيري و زدن حريف وسطي، توپ را براي فريب و شيرينكاري هم كه شده به دوستان مقابل پاسكاري مي كنند تا آنها حسابشان را برسند.

اما مقررات بازي:

 

- اگر تمامي بازيكنان وسطي در محدوده ي ميدان باشند، هر توپ گرفته شده به عنوان يك امتياز ذخيره ي ضد اخراجي محسوب مي شود و اخراجي و اخراج ها را به تأخير مي اندازد.

2- گرفتن توپ پس از برخورد با زمين موجب سوختن بازيكن است.

● نكات: 1- گونه ديگري از اين بازي به وسطي دايره اي موسوم است با اين تفاوت كه زمين بازي به شكل دايره است كه بازيكنان وسطي در داخل آن و گروه كناري در روي محيط آن با فاصله هاي مساوي قرار مي گيرند.

با شروع بازي مربي يا معلم ورزش با ساعت وقت گرفته و بازيكنان كناره نفرات گروه وسطي را نشانه مي گيرند تا اينكه همه از زمين بازي اخراج شوند.

در دور بعدي جاي دو گروه عوض مي شود و باز با شروع بازي مربي يا معلم ورزش با ساعت وقت مي گيرد.

برنده گروهي است كه در مدت زمان كوتاهي، بازيكنان گروه وسطي را زده و بازي را زودتر تمام كرده باشند.

2- بهتر است ابعاد زمين بازي با سن و سال بازيكنان مناسب داشته باشد (طوري نباشد كه توپ پرتاب شده به سوي ميدان نرسد و بالعكس)

● نتيجه بازي: در اين بازي بازيكن با گرفتن توپ در هوا و احياي يار سوخته روحيه ايثار خود را، و با نشانه گرفتن و پرتاب توپ به سوي حريف وسطي و فرار از مقابل توپ ها، دقت و سرعت انجام عمل ها و عكس العمل ها را تقويت كرده و با پاسكاري است كه كودك براي همكاري هاي زندگي فردا آماده مي شود.


 

طناب كشي : 

 

 

نام بازي: طناب كشي

اهداف كلي: رشد اجتماعي كودك، پرورش ماهيچه ها، افزايش نيروي استقامت

اهداف جزئي: ايجاد زمينه براي تلاش و رقابت سالم

تعداد بازيكن: 6 الي 8 نفر

سن بازيكنان: 7 الي 13 ساله

ابزار لازم: يك رشته طناب به طول 3 متر و يك قطعه گچ

محوطه بازي: هواي آزاد

● شرح بازي: در اين بازي كودكان هم سن و سال، به دو گروه مساوي تقسيم مي شوند و به صورت دو گروه ستوني روبروي هم قرار مي گيرند (بهتر است نفرات اول قدري قوي تر باشند)

خط وسط به وسيله ي گچ مشخص مي شود.

دو گروه از طناب مي گيرند و با سوت مربي يا معلم ورزش شروع به كشيدن طناب به طرف خود مي كنند.

در اين بازي گروهي برنده مي باشد كه طناب را آنقدر كشيده باشند كه نفر اول گروه مقابل، از خط وسط گذشته باشد.

● نكات: 1- اين بازي به شكل ديگري كه فقط نيم متر طناب لازم است و فقط نفرات اول از آن مي گيرند و مي كشند و بقيه بازيكنان هر گروه ، پشتا پشت، از كمر يكديگر مي گيرند اجرا مي گردد.

2- اين بازي فعلاً در اكثر مدارس ايران در ساعات ورزش و زنگ تفريح انجام مي پذيرد.

● نتيجه بازي: در اين بازي افراد گروه به دنبال كسب موفقيت همكاري و همياري بيشتري از خود نشان مي دهند كه در رشد شخصيت كودك مؤثر مي باشد. اين بازي پايداري و استقامت كودكان را در برابر ناملايمات زندگي آينده افزايش مي دهد.

 


 

 

 

قوقو (تاب يازي)  :افراد بازي با استفاه از طناب و بستن آن به درخت به تاب بازي ميپرداختند.

 


 

 

چرغ چوروغ (الا كلنگ): افراد با قرار دادن يك تخته چوب بلند بر روي يك چيز تپه مانند اهرمي را درست كرده و با آن الاكلنگ بازي مي كردند.

 


 

 

شاه دزد بازي:

به وسيله جعبه كبريتي توسط گروهي 5 الي 10 نفره ,كه دور آن جمع مي شوند  و مشخص مي كردند كه هر ضلع كبريت چه اسمي دارد مثل( شاه – دزد- وزير – جلاد ) , وبا نوبت كبريت را بالا پرتاپ   كرده , آن ضلعي كه روي زمين مي ايستد  مشخصه فردي بود كه آن اسم را داشت مثل شاه يا وزير ,  و اگر تخت مي افتاد رد ميشد .با اين كار شاه هر كسي بود به تخت مي نشست  و دستور مي داد تا جلاد , دزد را مجازات كند .

نوع ديگر اين بازي با كبريت بود و توسط ذو گروه انجام مي گيرد, فقط به جاي استفاده از اسامي شاه يا وزير  از ارقام و اعداد استفاده مي شود و براي هر ضلع كبريت يك عدد را نام گذاري مي كنند.هر گروه به نوبت كبريت را به بالا پرتاپ مي كنند .هر ضلعي كه مي ايستاد رقمي داشت تا زماني كه جمع ارقام دو گروه مشخص مي شد .گروهي كه رقم بيشتري داشت  از رقم گروه مقابل كم مي كردند  و رقم بدست آمده ميشد ميزان تعداد ضربه هاي كمربندي كه گروهي كه امتياز بيشتري داشت به روي دست گروه مقابل مي زدند.

 


 

 

 

تيله بازي

اين بازي با كندن حفره هاي كوچك به تعداد افراد بازي شروع مي شد اين حفره هاي عمقي حدود ۴ سانتي متر داشتند و بچه از فاصله اي مشخص بازي را شروع مي كردند البته قبل از شروع بازي تعيين مي شد كه هر شخص چند تيله بياورد و يچه ها بايد بطور مساوي تيله مي اوردند.

و بنوبت تيله هاي خود را به سمت حفرها مي انداختند هر حفره متعلق به يكي از بازيكنان بود به اين صورت كه كسي كه اول مي انداخت حفره اولي مال او مي شد و هر كس كه اخر مي انداخت حفره اخري مال او بود و بايد تيله خود را به آن مي رساند اگر بازي كني موفق مي شد حفره شخصي ديگر را بگيرد  بايد از او يك تيله دريافت مي كرد و اگر بازيكني مي توانست در حين بازي تيله يكي ديگر را هدف قرار دهد و با تيله آن را بزند نيز يك تيله دريافت مي كرد و آن بازيكن از بازي خارج مي شد ولي اگر در حين بازي حفره بازكني گرفته شد ولي آن بازيكن توانست آن بازيكني را كه حفره او را گرفته تيله او را با تيله خود بزند او مي توانست نه تنها تيله اي به شخص ندهد بلكه از او يك تيله ديگر دريافت كند و لي شخص كه حفره او را گرفته بود بايد تيله خود را به حفره برساند. بازي به همين صورت ادامه مي يافت تا زماني كه يكي از بازيكنان تمام تيله ها را ببرد

 


 

 

لِي لِي بازي :

نام بازي: لي لي (گانيه)

 

اهداف كلي:  حفظ تعادل، تقويت عضلات پا، ايجاد هماهنگي بين دست و پا و چشم ها، ايجاد روحيه فداكاري

● اهداف جزيي: افزايش ضربان قلب و در نتيجه بهبود جريان خون

تعداد بازيكن: محدوديتي ندارد

سن بازيكنان: 8 الي 15 ساله

● ابزار لازم: كفش مناسب ورزشي

● محوطه بازي: يك مربع 6 × 6 متر

● شرح بازي: ابتدا دو بازيكن به عنوان سرگروه تعيين مي شوند و ساير بازيكنان را به طور مساوي تقسيم مي كنند. بعد به قيد قرعه (مانند شير و خط) گروهي داخل زمين بازي قرار مي گيرند و گروه ديگر در بيرون زمين به عنوان مهاجم.

بازي بدين ترتيب آغاز مي شود كه به پيشنهاد سرگروه مهاجم، يكي از ياران با يك پا وارد زمين بازي مي شود و به صورت لي لي به طرف بازيكنان داخل زمين حمله كرده و با دست آنها را لمس مي كند كه موجب سوختن و خارج شدن آنها از داخل زمين بازي مي شود.

البته در اين ميان فردي كه لي لي مي رود سعي دارد با سرعت بيشتر و حفظ تعادل، وضيفه اش را انجام دهد و بازيكنان داخل زمين نيز سعي بر اين دارند كه با فرار كردن، از دسترس حريف مهاجم دور بمانند.

حال چنانچه اگر بازيكن مهاجم خسته شده و پاي ديگرش را نيز روي زمين بگذارد خواهد سوخت. و بايستي نفر ديگري بنا به پيشنهاد سرگروه داخل زمين بيايد و رَوَند بازي را حفظ كند. اين بازي تا لي لي رفتن آخرين نفر از گروه مهاجم ادامه مي يابد چنانچه اگر توانسته باشند تمام بازيكنان داخل زمين را لمس كنند، در دور بعدي جاي دو گروه عوض مي شود و آنها داخل زمين قرار مي گيرند و گرنه در دور بعدي نيز به عنوان گروه مهاجم بازي خواهند كرد.

هر بُرد يك امتياز دارد و در آخر بازي، هر كدام از گروه ها بتواند امتيازات خود را به حد نصاب براسند برنده بازي اعلام مي گردد.

● نكات: محوطه بازي را مي توان به شكل دايره نيز خط كشي كرد. در بعضي مناطق بازي فوق با اين چاشني توأم است كه بازيكنان داخل مين مي توانند پاي بالايي بازيكن مهاجم را به سطح زمين برسانند و از بازي بركنار كنند.

● نتيجه بازي: اين بازي نه تنها باعث تحرك و نشاط جسمي كودكان مي شود، بلكه موجب مي گردد، حس نيكي و از خود گذشگي در آنها به اوج برسد، به طوري كه ملاحظه مي شود هر بازيكن سعي دارد خستگي لي لي را تحمل كند و تعدادي را از گروه مقابل لمس كند تا ساير بچه هاي گروهش كمتر خسته شوند و شانس بيشتري براي برنده شدن و نهايتاً داخل زمين قرار گرفتن داشته باشند كه اين موارد باعث افزايش سرعت و بهبود عمل ها و عكس العمل ها خواهد گرديد كه در مواقع ضروري در رابطه با كمك به دوستان و همكلاسي ها لازم به نظر مي رسد.

 


 

 

پُر تا پيك (گل يا پوچ ):

اهداف : تحريك حس كنجكاوي و پرورش دقت و هوشياري

تعداد بازيكنان : محدوديت ندارد .

ابزار لازم : يك دكمه كوچك

محوطه بازي : محدوديت ندارند .

شرح بازي : افراد به دو گروه مساوي تقسيم مي شوند . دو سر گروه شرايط بازي را از قبيل حد نصاب امتياز و تعداد امتيازات ، يك سره گرفتن گل را ، مطرح مي كنند . ( به طور مثال يكسره گل گرفتن 2 امتياز ،حد نصاب هم 21 مي باشد . ) براي شروع يكي از سرگروهها دگمه يا ساچمه اي كوچك كه در بازي ( گل ) ناميده مي شود ، برداشته و به سر گروه ديگر پيشنهاد مي كند كه گل را در مقابل چند امتياز مي خواهي ( گل را مي فروشد ) . بنا بر انتخاب او يكي از گروهها ، در شروع بازي چند امتياز دارد و گروه ديگر گل را دارد و مي تواند با آن امتياز بگيرد . سرگروه صاحب گل ، گل را به يكي از دست ها مي سپارد ، بعد همه مشت گره كردهي خود را در مقابل ديد گروه مقابل قرار مي دهند . نفرات گروه دوم با كنجكاوي و دقت و هوشياري از حركت دست سرگروه و نفرات نگاهها و حالت چهره ها حدس مي زنند و به سرگروه مي گويند سرگروه بنا بر حدس خود و ياران ، دست هاي مشكوك را كنار گذاشته و بقيه را يكي يكي با گفتن واژه( پوچ يا خالي )كنار مي گذارد و به اين ترتيب به گل نزديك تر مي شوند ، چنانچه آن را پيدا كنند با كسب يك امتياز صاحب گل شده و در دور بعدي ، آنها گل را مخفي خواهند كرد و چنانچه نتوانند ، باز گروه مقابل با احتساب يك امتياز گل را ميان دست ها پخش خواهند كرد .

در ابتداي بازي اگر حدس قوي باشد كه به يقين مبدل مي شود ، سرگروه مي تواند با يكسره گرفتن گل 2 امتياز بگيرد ولي اگر نتواند بنا به قراردادي كه دارند 1 يا 2 امتياز از دست مي دهند .

در خاتمه برنده بازي ، گروهي است كه تعداد امتيازاتش زودتر به 21 برسد . نكته : گل بازي آخر ( امتياز 21 ) را شاه گل مي نامند كه هر گروهي كه مي خواهد شاه گل را بگيرد بايد سه مرتبه به دستي احتمال مي دهد گل دارد جمله ي ( شاه گل بازي 21 را بده ) تكرار نمايد كه اگر بتواند درست حدس بزند « يعني شاه گل » را بگيرد ، گروه مقابل از صفر شروع مي كند و بازي ادامه پيدا مي كند .

 


 

 

عمو زنجيرباف:

اهداف بازي : آموزش اصوات ، تقليد ، شناخت صداهاي مختلف حيوانات

تعداد بازيكن حداقل 10 نفر

محوطه بازي : حياط مدرسه ، پشت بام

شرح بازي : ابتدا دو نفر كه تقريباً از لحاظ نيروي جسماني و قد و وزن يكسان و قدري بزرگتر از بقيه باشند انتخاب مي شوند ، يكي را به عنوان سر گروه و ديگري را عمو زنجير باف است . اين دو بازيكن به دو سه رشته و زنجيره كه ساير بازيكنان ، با قلاب كردن دست هاي يكديگر درست كرده اند ، پيوسته و دايره وار كمان را تشكيل مي دهند ، ابتدا سر گروه ، عمو زنجير باف را مورد خطاب قرار داده و سؤال و جوابهاي را به صورت شعر رد و بدل مي كنند .و البته بقيه ي بچه ها سه گروه همراهي مي كنند .

سر گروه بچه ها ( همراه با بچه ها )

عمو عمو زنجير باف … ؟ ب له ….. ؟

زنجير منو بافتي … ؟ بله …… ؟

پشت كوه انداختي … ؟ بله ….. ؟

با با اومده …… ؟ چي چي اورده ؟

نخود و كشمش ؟ بخور بيار ….

با صداي چي ؟؟؟؟ با صداي گربه !!!

تا عمو زنجير باف نام حيواني را بر زبان آورد ، سه گروه همراه با ساير بازيگنان صداي حيوان مورد نظر را در اورده و براه مي افتاد و از زير دستهاي قلاب شده ي عمو زنجير باف و نفر دوم مي گذرند ، به جز همان نفر كه به صورت كت بسته ، پشت به بچه ها قرار مي گيرد . سر گروه دوباره شعر را شروع مي كند و عمو زنجير باف با نام حيواني آن را تمام مي كند و آنها از زير دست به هم داده نفري كه كت بسته ، پشت به بچه ها ايستاده و نفر سوم عبور مي كنند ، در نتيجه نفر سوم نيز دستهايش پيچ خورده و پشت به بچه ها قرار مي گيرد و خلاصه اين بازي را تا جايي انجام مي دهند كه همه بچه ها غير از سر گروه و عمو زنجير باف كت بسته و پشت و رو شوند و به عبارتي زنجير بافته شود .

در اين جا سر گروه و عمو زنجير باف مكالمه مي كنند .

سرگروه :

عمو عمو زنجير باف ……… ؟ بله ………. ؟

زنجير من بافتي …… ؟ بله ……… ؟

مكحكم يا كه شله ؟ بافته شد

بكش *** ؟؟

حال سر گروه از يك طرف و عمو زنجير باف از طرف ديگر ، با كشيدن بچه سعي مي كنند كه زنجير را پاره كنند اما بچه ها با محكم گرفتن يكديگر مقاومت مي كنند … تا اينكه بالاخره زنجير از يك جايي پاره مي شود دوباره بازيكنان از يكديگر جدا شده جريمه مي شوند و بايستي هر كاري از سوي ساير بازيكنان به آنها محول مي شود انجام دهند .

 


 

 

نام بازي:  گرگم به هوا

اهداف كلي: پرورش روحيه ايثار، تعاون و نوعدوستي و استقامت

اهداف جزئي: بهبود عمل ها و عكس العمل ها

تعداد بازيكن: 10 الي 30 نفر

سن بازيكنان: 7 الي 13 ساله

ابزار لازم: ندارد

محوطه بازي: 30 × 20 متر

شرح بازي: ابتدا بازيكنان در محل بازي جمع مي شوند و يكي از آنها به قيد قرعه با عنوان گرگ معرفي مي شود. او تلاش مي كند ساير بازيكنان را كه در محوطه بازي پراكنده هستند تعقيب و از پشت با دست لمس كند. البته بچه ها موقعي از دست گرگ در امان هستند كه:

1- در جاي بلندتري نسبت به گرگ بايستند (گرگم به هوا)

2- و يا دو نفري، دست يكديگر را گرفته باشند، يعني هنگامي كه يكي از آنها تحت تعقيب گرگ قرار گرفته و در گوشه اي از زمين به خطر افتاده، يكي از دوستانش مي تواند با استقبال خطر به سويش برود و به او كمك كند (برادر كمكم كن).

پس چنانچه فردي توسط گرگ لمس و يا از خط محدوده خارج شد بنابر نظر مربي يا معلم ورزش يا بركنار مي گردد و يا به جاي گرگ انجام وظيفه مي نمايد و اگر دو بازيكن همواره در كنار هم باشند از سوي مربي اخطار مي گيرند.

● نكات: 1- اين بازي در بعضي جاها، با تفاوت كمي به اجرا در مي آيد. بدين صورت كه وقتي گرگ، يكي از آنها را لمس كرد و يا زد، آن بازيكن، دستش را روي ناحيه لمس شده مي گذارد و در معيت گرگ اصلي به شكار سايرين مي پردازد.

در ادامه بازي است كه بر تعداد گرگها افزوده مي شود و بازي تا آخرين نفر ادامه مي يابد و فردي كه بتواند از اين مهلكه جان سالم بدر ببرد، برنده مسابقه است.

2- براي شيريني و جذابيت بازي مي توان از چاشني (استوپ و استارت) در مواقع خطر استفاده كرده و با گفتن آن گرگ را مجبور به صبر و انحراف كنند.

● نتيجه بازي: كودكان با انجام اين بازي، پي به مفهوم اتحاد و همبستگي برده و ياد مي گيرند كه چگونه در مقابل مكر و حيله دشمنان و بدخواهان تسليم نشوند.

 

 


 

 

نام بازي: گرگ و گله (گرگ و بره)

اهداف كلي: استقامت و تقويت عضلات و پرورش روحيه نوعدوستي

● اهداف جزيي: بهبود و سرعت عكس العمل ها، چابكي و چالاكي

● تعداد بازيكن: محدوديتي ندارد

● سن بازيكنان: 7 الي 13 ساله

● ابزار لازم: ندارد

● محوطه بازي: حداقل 20 × 20 متر، ترجيحاً فضاي باز مدرسه

● شرح بازي: در اين بازي، يك بازيكن به عنوان مادر بره ها و ساير بازيكنان به عنوان بره هاي گله معرفي مي شوند و پس از قرعه كشي يكي از آنها به عنوان گرگ انتخاب مي گردد.

گرگ، در گوشه اي مي ايستد و مادر براي هر كدام از بچه هايش، اسمي را پيشنهاد مي كند كه در اين مورد مي تواند از اسامي ميوه ها استفاده نمايد.

در اين حال، شروع بازي از سوي مربي يا معلم ورزش اعلام مي شود. گرگ جلو آمده و دستش را به منزله ي زدن درب خانه اي به حركت در مي آورد (تق تق تق).

مادر بره ها: كيه؟ چه مي خواهي؟

گرگ: خوردني!

مادر بره ها: چه خوردني؟!

گرگ: گلابي...

بدين ترتيب گرگ، نام ميوه اي را مي گويد و بازيكني كه به همان نام است، پيش آمده، دست گرگ را مي زند و فرار مي كند و گرگ به دنبال او ...

اگر گرگ بره را بگيرد، آن بره يكي از اسيران گرگ محسوب خواهد شد و در نتيجه در كنار محوطه بازي خواهد ايستاد و گرنه به جاي خود برمي گردد.

بازي با ذكر نام تمامي بره ها ادامه مي يابد و وقتي به پايان رسيد، مادر با بره هايش پشت سر هم ايستاده، لباس همديگر را مي گيرند.

گرگ نيز با بره هاي اسير همين كار را انجام مي دهند.

مادر به كمك بره هايش سعي در نجات بره هاي اسير دارند و بره هاي اسير همصدا مي خوانند: مادر مرا به گرگ نده!

مادر: نترس بچه نمي دهم (

با تكرار عبارت بالا، مادر با بره هاي همراهش، به اين سوي و آن سوي مي روند تا بره هاي اسير را يكي بعد از ديگري نجات دهند يعني از دست گرگ پس بگيرند.

در اينجا گرگ نه تنها مقاومت مي كند بلكه در صدد شكار بره هاي ديگر است.

بازي بدين ترتيب ادامه مي يابد تا بره ها به يكي از آنها (گرگ يا مادر بره ها) نصيب شوند ... و بازي خاتمه پيدا مي كند.

● نتيجه بازي: در اين بازي ضمن تسريع در انجام كارها، همكاري و نوعدوستي، كسب تجارت دفاعي در بين كودكان – درست مانند موقعي كه مي خواهند دوستان خود را از چنگال گرگ نجات دهند – بيشر مي شود و بالاتر از همه اينها، محافظت از حريم خانه و خانواده را ياد مي گيرند.

 


 

 

نام بازي: گرگم و بره مي برم

اهداف كلي: سرعت در انجام عمل ها و عكس العمل ها، رشد جسماني و اجتماعي

● اهداف جزيي: پيروي از حركت سرگروه، آشنايي با مفاهيم ستون، ترتيب، انضباط

● تعداد بازيكن: 8 الي 15 نفر

● سن بازيكنان: 7 الي 12 ساله

● ابزار لازم: ندارد

● محوطه بازي: مكاني مانند حياط مدرسه

● شرح بازي: ابتدا بازيكنان، دور هم جمع شده و از ميان خود يكي را به عنوان گرگ و يكي را به عنوان گوسفند تعيين مي كنند. بقيه به عنوان بره

پشت سر گوسفند، در حالي كه دو دستي از كمر يكديگر گرفته اند، تشكيل يك ستون مرتب را مي دهند. گرگ در مقابل گوسفند، به طور روبرو، ايستاده است. بازي با خواندن عبارت زير، تؤام با انجام حركات موزون مربوط به عبارت اجرا مي شود.

بره ها: ننه من گرسنمه (هماهنگ و همصدا)

گوسفند: صدا نكن، گرگ اومده (با حالت هيس!)

گرگ: گرگم و بره مي برم (با دستهاي باز)

گوسفند: تا جون دارم نميذارم (با زدن دست بر سينه)

گرگ: چنگال من تيزتره (با پنجه كردن دست ها)

گوسفند: دنبه ي من لذيذتره (با لرزاندن دستها)

گرگ: بابام ميگه دنبه بيار (با اشاره به پشت)

گوسفند: دنبه ندم چي مي كني؟ (با دستهاي گره كرده؟)

گرگ: خورد و خميرت مي كنم                   دنبه به جونت مي كنم....

جست و خيز كنان جواب مي دهد و حمله را شروع مي كند، در اين حال گوسفند جان خود و بره هايش را در خطر مي بيند، دستهايش را به شكل صليب باز كرده و با حركت به چپ و راست كه عنوان دفاع را دارد، بدون اينكه گرگ را بگيرد از بره هايش محافظت مي كند و مي گويد: خونه ي خاله كدوم وره؟

و همچنين تمامي بره ها براي حفظ رديف ستون به تبعيت از او، در حالي كه پشتا پشت به اين سوي و آن سوي مي روند جواب مي دهند؛ خونه ي خاله از اين وره، از اين وره و از اون وره ... از اون وره ... و گرگ همچنان سعي در گرفتن لااقل يكي از بره ها دارد، و مشخص است بره اي كه تنبلي كند و از ستون خارج شود، با لمس دست گرگ، به دام مي افتد و اسير مي شود و در كنار محوطه بازي را تماشا مي كند، دوباره بازي با عبارت: ننه من گرسنمه شروع و تا اسير شدن يكي از بره ها ادامه مي يابد و همين طور بازي تكرار مي شود تا تمامي بره ها اسير شوند و يك دور بازي تمام شود، در دور بعدي جاي و نقش گرگ و گوسفند عوض مي شود.

● نكات: در بعضي مناطق، اجراي اين بازي به اشكال متفاوت صورت مي گيرد، مثلاً در مراغه بدين گونه است كه گرگ فقط نفر آخر ستون را مي تواند با دست لمس كند و بعد جاي و نقش او و گرگ و گوسفند عوض مي شود و يا در جايي ديگر، بره اي كه اسير شد، دوشادوش گرگ در شكار بره فعاليت مي كند و خيلي موارد ديگر كه گاهي با توجه به اقليم هاي متفاوت، اشعار مختلف نيز سروده شده است.

● نتيجه بازي: اين بازي كودكان را در مقابل دشمن مشترك، متحد ساخته و نقش والدين را در حراست و امنيت خانه و خانواده، به كودكان ياد مي دهد.

 


 

 

نام بازي : بشين و پاشو

 

● اهداف كلي: تقويت عضلات پا

● اهداف جزئي: تمركز حواس و بهبود سرعت عمل ها

تعداد بازيكن: به تعداد افراد داوطلب

سن بازيكنان: 6 الي 13 ساله

● ابزار لازم: ندارد

● محوطه بازي: 10 × 10 متر

● شرح بازي: بازيكنان در محوطه نزديك به هم مي ايستند.

مربي كلماتي مانند : بشين ، پاشو ، نشين ، پانشو را ادا مي كند و آنها موظف به اجراءِ حركات مربوطه هستند .

تأخير و اشتباه در اجراء به منزله ي خطاست و بازيكن خاطي خود به خود از بازي خارج مي شود . لازم به ذكر است كه لفظ « نشين » مفهوم « پاشو يا ايستاده بمان » را و لفظ « پا نشو » مفهوم « بشين يا نشسته بمان » را مي رساند.

● نتيجه بازي: هماهنگي و تطبيق رفتاري را با يك گروه اجتماعي ايجاد نموده و كودك با انجام اين گونه بازيها هميشه سعي در تقليل خطاها دارد.

 


 

 

 

نام بازي: دوز

 

 

اهداف كلي: يادگيري ترسيم و اعداد، پرورش هوش و انديشه و قدرت پيش بيني

اهداف جزئي: تمركز حواس و انجام مسابقه سالم

تعداد بازيكن: 2 نفر

● سن بازيكنان: محدوديتي ندارد

 ابزار لازم : ۳ مهره سفيد - سه مهره سياه - يم برگ مقوا و يك قلم  ●

محوطه بازي : يك اتاق

شرح بازي : ابتدا در روي يك برگ مقوايي شكل مربوط به بازي را با قلم (يا روي زمين با گچ ) رسم ميكنيم

 

هر دو بازيكن داراي ۳ مهره مشابه با رنگهاي مختلف هستند . به قيد قرعه يكي از آنها با قرار دادن يكي از مهره ها در نقطه مركزي مربع (اگر حرفه ايي باشد )كه بر تمام نقاط تسلط دارد؛بازي را شروع مي كند و نفر دوم مهره خود را در يمي از گوشه ها (اگر حرفه ايي باشد )كه از لحاظ موقعيت در رده دوم قرار دارد مي گذارد و نفر اول يكي ديگر و از گوشه ها و ...

اين بازي به همين منوال ادامه مي يابد تا هر سه مهره خود را در محل تلاقي خطوط كاشته باشند و پس از ان هر كدام در نوبت خود با جابجا كردن  

1

نگارخانه غار كوه گره خان آباد

 

 

g11

g11

g2

g2

g3

g3

g4

g4

 
 

g5

g5

g6

g6

g1

g1

g10

g10

 
 

g13

g13

g14

g14

g15

g15

g16

g16

 
 

g17

g17

g18

g18

g19

g19

g7

1

غار كوه گره خان آباد ( يكي از عميق ترين چاه غارهاي طبيعي ايران )

  boxheader
   

 

با سپاس فراوان از گروه غارنوردي كاوه بروجرد

1

روستاي خان آباد

موقعيت جغرافيايي روستاي خان آباد (محمديه)

خان آباد روستايي كوهستاني است كه در بخش جنوبي استان مركزي قرار گرفته است .خان آباد در ۳۵ كيلومتري غرب شهرستان خمين و در ۴۲ كيلومتري جنوب شرقي شهرستان شازند واقع شده است.

1

برخي از آداب نوروز در روستاي خان آباد

نوروز و آداب و رسوم آن در روستاي خان آباد


گردگيري و خانه تكاني جهت استقبال از سال نو


غبار روبي و گردگيري از در و ديوار خانه و كف پوش ها و اسباب خانه، و شستشو و پاكيزه و نو كردن جامه و ظروف و اشياي كهنه، دور افكندن اشياي ژنده و فرسوده و تميز كردن ظروف و ديوارهاي منزل، خلاصه «خانه تكاني» براي زدودن آلودگي ها و سياهي ها و بيرون افكندن پلشتي ها از فضاي خانه از رسم هاي كهن روستاي خان آباد در فرا گشت سال كهنه به سال نو بوده است اين كار معمولا از يك ماه قبل از عيد شروع ميشود و در برخي مواقع تا شب عيد نيز ادامه دارد . در زمان گذشته كه نماي داخلي منازل كاه گلي بود جهت سفيد كاري ديوارها به جاي گچ و رنگ از خاك رس سفيد استفاده مي شد. به علت اينكه داخل خانه معمولا تنور وجود داشت و همچنين از چراغها پي سوز(چراغ ميشكي) جهت روشنايي استفاده مي شد ديوارها در مدت يك سالي كه سپري شده سياه مي شد و جهت سفيدكاري مجدد آنها خاك رس سفيد را با آب حل مي كردند و به ديوار هاي خانه را با آن گل اندود مي كردند. در حال حاضر نيز برخي از اهالي به علت اعتقادهايي كه دارند قبل از عيد نوروز و در زمان خانه تكاني تكه ايي از ديوار انباري خود را به همين روش سفيد كاري مي كنند .


پخت نان عيد نوروز


يكي از آداب خاص و زيباي اهالي روستاي خان آباد پخت نان و فتير نوروز است .روستاي خان آباد به علت طبيعت زيبا و مساعد بودن آب و هوا در نوروز پذيراي مهمانان زيادي مي باشند لذا اين ميهماني ها نيازمند تدارك ملزومات پذيرائي است يكي از ملزومات اين مهماني ها نان محلي ميباشد . معمولا يك هفته به عيد مانده بانوان روستائي لوازم پخت نان را فراهم كرده و با همكاري همديگر با آداب خاصي نان عيد را مي پزند . يكي از اين آداب پخت فتير و نان خاصي به نام گرده گِوي ميباشد گرده گوي فتير بزرگي است كه در زمان پخت داخل آن مهره آبي رنگي قرار مي دهند به طوري كه پيدا نباشد و در هنگام صرف اولين صبحانه سال جديد كه در روز عيد تناول ميشود قبل از هر كار اين فتير خاص را بين اعضاء خانواده تقسيم ميكنند . اعتقاد بر اين است كه مهره در سهم هر كدام از اعضاء كه باشد روزي رسان خانواده در سال پيش رو وي ميباشد .


چهارشنبه سوري

اهالي خان آباد در اين شب كه آخرين شب چهارشنبه سال است بر فراز بام ها رفته و آتش روشن مي كنند همچنين گوي از آتش درست كرده و به دور سر خود مي گردانند و در نهايت از روي آتش پريده و ارزوي سلامتي مي كنند به اصطلاح مي گويند : سرخي تو از من زردي من از تو . در گذشته گوي آتش را نوعي از گون تشكيل ميداد معمولا بزرگان و پدران خانواده چند روز قبل گون را از كوه مي آوردند و با يك تكه سيم آن را بسته و آتش مي زدند و مي چرخاندند اما در حال حاضر گون جاي خود را به انواع لوازم مدرن آتش بازي داده كه خطرات جاني و مالي زيادي هم در بر دارد.


سفره هفت سين


بر روي سفره هقت سين مردم روستاي خان آباد علاوه بر هفت سين رايج از ماهي قنات – و شاخه هاي بيدمشك نيز استفاده ميشود . در گذشته ماهي سفره هفت سين را جوانان روستا با شور و شوق خاصي از قنات هاي روستا صيد ميكردند اين ماهي كه معروف به ماهي قنات ميباشد در قنات هاي روستا زندگي ميكرد ولي امروزه به علت وجود خشك ساليهاي پي در پي تعداد آنها روبه كاهش و يا حتي نابودي است . سبزه سفره هفت سين نيز از سبزه هاي كنار نهرهاي اطراف روستا تهيه ميشد.

شب الفه

شب الفه آخرين شب سال است. اهالي روستاي خان آباد رسم دارند كه در اين شب خوراكي به نام خاگينه كه مخلوطي از تخم مرغ - آرد – سبزيجات است طبخ كرده و بدين سان آن شب را جشن مي گيرند .


مراسم تٌخ تخي


از مراسمي كه در شب عيد برگزار مي شده و هنوز هم كم وبيش به قوت خود باقي است تخ تخي است . جوانان روستا در شب عيد بر پشت بام ها رفته و پارچه ايي كه معمولا چادر خانم هاست را از پشت بام خانه اهالي به صورتي آويزان مي كنند كه جلو درب ورودي خانه باشد و از اهل خانه طلب عيدي كه معمولا سكه يا تخم مرغ رنگي است مي كنند سپس اهل خانه عيدي را به چادر گره زده و چادر را به علامت بستن عيدي كمي تكان مي دهند و چادر بالا كشيده مي شود . البته در گذشته چادر از سوراخي كه روي پشت بام قرار داشت ( دريجه ) و جهت تهويه خانه از آن استفاده مي شده آويزان مي شد. اين مراسم در اصطلاح تخ تخي نام دارد .


باز كردن سفره صبحانه روز عيد نوروز


در روستاي خان آباد اعتقاد بر اين است كه سفره صبحانه روز نوروز را يكي از افراد فاميل كه معمولا پسر بزرگ فاميل است باز كند تا سفره هميشه پر بركت باشد لذا در روز عيد كسي حق باز كردن آن را ندارد تا فرد مورد نظر آن را باز كند و داخل سفره نيز كادويي قرار مي دهند و شخصي كه سفره را باز مي كند كادو متعلق به اوست .


قبل از آغاز سال نو اعضاي خانواده دور سفره هفت سين نشسته و پدر خانواده مشغول تلاوت قرآن مي شود. همزمان با شروع سال نو افراد خانواده با روبوسي و عيدي دادن به كوچكترها عموما ابتدا به زيارت اهل قبور و شهدا مي روند و با حضور بر سر مزار، كساني را كه طي سال گذشته عزيزي را از دست داده اند را مورد لطف و دلداري خويش قرار مي دهند. پس از آن كوچكترها به ديدار بزرگترها مي روند و طي اين ديد و بازديدها فرزندان خانواده معمولا از طرف بزرگترها با گرفتن عيدي مواجه مي شوند.

سيزده به در


سيزده به در يكى از مراسم نمادين سلسله «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه توانسته با وجود دگرگونى هاى فراوان اجتماعى، فرهنگى در جامعه ايران، راه به دوران ما رسانده و به عنوان يك جشن فراگير در بين گروه ها و اقشار مختلف اجرا شود. در حقيقت، «سيزده به در» حسن ختامى بر «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه در آن هم به بدرقه نوروز رفته و هم «نحسى» سيزده را با ترك شهر و سپردن خود به دامن مام طبيعت كه همواره مورد احترام و ستايش ايرانيان بوده، به در مى كنند! و جالب اينكه، با وجود باور نحسى و نامباركى روز سيزده فروردين، اين روز به خوش باشى و خوش گويى و خوش خورى سپرى مى شود. حتى طبق باورى كهن، در اين روز غم و اندوه و خمودى حرام است؛ چرا كه «غم و اندوه و گرفتارى و پريشانى هديه اهريمن و عشق و شور و نشاط و حيات و تعالى و تندرستى از هداياى نيك اهورامزداى بزرگ (خداوند) است». اهالي روستاي خان آباد نيز در اين روز به دل طبيعت رفته و اين روز را به بهترين نحو جشن مي گيرند و در آخر روز نيز دو برگ از سبزه هاي موجود در طبيعت را به هم گره زده و با اميد برآورده شدن آرزوهايشان آنرا به دست باد مي سپارند.


1

آواها و نواهاي روستاي خان آباد

كنكاش در وقايع گذشته بر مردم روستاي خان آباد و حومه و سيري در ژرفاژرف سرگذشت فرهنگي و تاريخي آن، در گرو بررسي موشكافانه در چهره‌هاي ناشناخته زندگاني نياكان سخت‌كوش اين مرز و بوم است.
نياكاني كه با طبيعت و سرشت گيتي، انس و الفتي ژرف و با پديده‌هاي پيرامون خويش پيوندي ناگسستي داشتند و در برخورد با مشكلات، با تبيين پديده‌هاي ناشناخته، تجليات ذهني را به گونه‌هاي مختلف بر پردهٔ زندگاني، نقشي آشكار و جاويد مي‌زدند. هر چند بازشناسي بخشي از ويژگيهاي زندگي اين مردم، با بررسي آثار دست و انديشه آنها كه در قالب عناصر مادي و مينوي تجلي يافته و به يادگار مانده‌اند، شدني است، ولي گذرگاه ورود به ك‍ُنه زندگاني آنها و اشراف بر بسياري از ويژگيهاي ناشناخته زيست و زندگي اين مردم دلير، جز مطالعهٔ دقيق و همه جانبهٔ چند و چونيهاي جلوه‌هاي گوناگون امروزي نخواهد بود.
با وجود اينكه با مطالعه و معرفي آثار فرهنگ مادي و معنوي هر جامعه و پژوهش علمي در همين گذرگاه سخت و دقيق مي‌توان به اين جهان ناشناخته راه يافت، ولي بررسي فرهنگ‌ عامه اين خطه و پرداختن به همه عناصر فرهنگي آن شدني نيست، اما با هدف نمايش گوشه‌هايي از تبلور فرهنگ عامه مردمان خردمند اين ديار و ترغيب بيشتر پژوهشگران مشتاق به درياي بيكران فرهنگ موسيقايي، روزنه‌هايي از اين تصوير توصيف‌ناپذير را مي‌گشاييم.


آوازهاي بدون ريتم يا با متر آزاد
به طور كلي همان‌گونه كه از اين عنوان پيداست، آوازهاي كه گاهي نام مقام نيز مي‌گيرند، بدون ريتم هستند و با متر آزاد اجرا مي‌شوند. اين آواز، گاه در دلتنگي، گاه در اوقات فراغت، در حال كار، در شادماني و سور، گاهي به انگيزه تهي كردن درون از فشارهاي روحي و شكوه و شكايت از جور روزگار، پند و اندرز و گاه در جلوه غم عشق خوانده و نواخته مي‌شود. مضامين اشعار آن با گويش محلي و در قالب تك‌بيتهايي كه با حال و هواي آن موسيقي يگانگي دارد، گوش نيوشندگان راستين آن را مي‌نوازد.


انواع موسيقي آوازي
آواهاي كار : برزگري ,خرمنكوبي، شيردوشي، مشك زني،
آواهاي شادمانه: جشن هاي عروسي - ختنه سوران - تولد
آواهاي عاشقانه
كلام‌هاي ديني
آواهاي دلتنكي و غريبي
آواهاي حماسي
آواهاي طنز
آواهاي هجو:لا لايي ها


موسيقي سازي
ـ سرنا، دهل، كمانچه (تال)، تنبك (تمك)، ني ، دف
مقام‌هاي شادي – عروسي
با توجه به وجود نماد هايي از رقص هاي آييني بر روي سنگ نگاره هاي موجود در منطقه با قدمت 12000 سال شايد پيشينه ي هنرهايي چون رقص و موسيقي به تمدنهاي نخستين بشري بازگردد، آن هنگام كه مردان و زنان نخستين به شكرانه ي شكار به پايكوبي و رقص مي پرداختند.

لالايي

لالايي از زيباترين و لطيف‌ترين آوازهايي است كه ريشه در كهن‌ترين تفكرات و احساسات مردم ايران‌زمين دارد.
در بررسي موسيقيهاي فولكور نقاط مختلف ايران كهن، لالايي را مي‌توان به عنوان يك بخش مشترك در ميان آنها بازشناسي كرد ، لالايي، پيوسته روشنگر پيوند ژرف و‌ آسماني مادر و فرزند بوده است.
بينشوران كهن، مادر را زهدان بارگاه آفرينش در زايمان كارگاه هستي مي‌دانند و او را تجلي‌گاه هزار و يك نام خدا مي‌شناسند و فروغاني گوهر عشق را در آئينه‌داريهاي مهرناب او مي‌جويند.
مادر، نقطة كانون آفتاب مهر هستي است و فرزند بزرگ‌ترين تجلي‌گاه هستي‌مداريها، هستي‌پردازيها و مهربانيهاي اوست.
از اين ديدگاه و در باوري به حقيقت، تواناييهاي نهادي مادر و پيوند زندگاني‌سازش با فرزند، آفريدگاري و پروردگاري و سازندگاريهاي بيكران او را به خوبي مي‌توان در جلوه‌گاه لالايي يافت. زمزمه‌هاي لالايي، جلوه‌گر هستي‌پردازيهاي مادر در آرامش نهاد فرزند است.
او در سكوت و تنهايي، در خلوتگه سپنتايي خويش با جگرگوشه‌اش، به دستاويز نوايي كه سر جان برمي‌خيزد و بر آئينه نهاد فرزند و گوش جان او حكم دم مسيحايي را دارد، گاه در چهر مهربانيها و دلسوزيها و غمخواريها، گاه در چهر آرزوهايي كه فرزند را آئينه آن مي‌داند و گاه در چهر بازگوي تاريخ و فرهنگ نياكان او، چامه‌هايي را بر جان و روان و هستي‌اش، زمزمه‌ساز زندگاني راستين مي‌سازد

1

لباس محلي زنان شهر راميان

لباس با توجه به خصوصيات و و يژگي هايي كه دارد يكي از نمونه هاي عيني و مجسم فرهنگ هر جامعه است كه به عبارت ديگر همواره بخشي از فرهنگ هر جامعه در لباس هاي آن قوم و ملت نهفته است كه نشانه اي از پايبندي ، علاقه و اعتقاد آنان به آداب و رسوم و هويت فرهنگي شان مي باشد.
دستان هنرمند زنان رامياني سالهاست كه با بهره گيري از رنگ هاي طبيعت در كمال يك رنگي ، رنگين كماني از لطافت و زيبايي به نمايش مي گذارند . در رنگين كمان هنر دست زنان رامياني رنگ سرخ غالب است رنگي كه در آن موجي از نشاط و شادابي و تحرك و آرزوهاي بسيار و پاك به چشم مي خورد پس بايد بر اين دستان هنرمند بوسه مهر زد و رستاخيز هنرشان را تحسين نمود زنان اصيل قزلباش رامياني از زمانهاي دور لباس مزين به سكه و يراق از جنس ابريشم سرخ به تن مي كنند كه هنر دست توانايشان است و ثمره تلاش و همت شان.
كوينك : زنان پيراهن قرمز رنگ از جنس ابريشم دست باف مي پوشند دور مچ ، يقه و چاك پيراهن را با الياف ابريشم الوان نوار دوزي مي كنند به اين نوارهاي رنگين دستباف جهك مي گويند جهك مانند پارچه ابريشم در كارگاهي به نام چالا بافته مي شود يقه پيراهن گرد ، آستين بلند كه با جهك تزيين شده و انتهاي پيراهن به رنگ سبز ريشه دوزي شده است .
كلته : دختران تا قبل از ازدواج كلاهي به نام كلته بر سر مي گذارند كه تمام سطح آن با الياف الوان ابريشمي دست دوزي شده است قسمت جلويي ان سكه دوزي و با جهك نوار دوزي مي شود اين كلاه همراه با روسروي ابريشمي قرمز رنگ استفاده مي شود زماني كه خواستند پيوند زناشويي ببندند كلته را برداشته و سربندي از جنس ابريشم با زمينه قرمز ساده با حاشيه اي به رنگ سفيد ، بنفش ، سبز و سرخ به نام باش كالاخه به صورت نيم تاجي بر سر مي كنند به عنوان سمبل ازدواج .
ياقلق :دستمال ابريشمي پر نقش و نگاري با دنباله چين دار و بلند روي آن به سر مي گذارند و آن را دور گردن مي پيچند.
قمبلي : دامني پرچين از جنس ابريشم اغلب به رنگ قرمز آستر دار كه ده سانت انتهاي دامن جهك دوزي مي شود اين شليته زيباي ابريشمي با نوار دست بافي در كنار جمع مي شود .
چارشو :چادر شبي است قرمز از جنس ابريشم با طرح چهارخانه كه زنان رامياني به دور كمر مي پيچند .
قوپا : جواهري دست ساز از مونجوق هاي رنگين ، برگرفته از طرح هاي طبيعت زيبا كه همچون الماسي بر گوشه نومال زنان خود نمايي مي كند .
ياخالق : پيش جامه اي است براي تزيين روي پيراهن كه به گردن آويخته مي شود از چهار رديف جهك تشكيل شده ، ما بين آنها سكه دوزي مي شود در گذشته از سكه هاي نقره در ياخالق استفاده مي شود.
قويماق : نوعي گردنبند كه براي تزيين روي پيش جامه توسط زنان با مونجق ها و مهرهاي رنگين بافته شده ، سي سكه با نخ دولا در انتهاي بويماق استفاده مي شود.

1
X