به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا خوش آمديد

• جواهر؛ هزارهٔ اول پيش از ميلاد

1

قرابيه؛ شيريني سنتي تبريز

1

كليساي كاتوليك‌ها در مركز شهر تبريز

1

نوع پوشش مردم آذربايجاني.

1

چشم‌انداز تبريز از فراز كوه عون بن

1

كوه عون بن علي در شمال تبريز.

1

سراسرنماي خانهٔ اميرنظام.

1

رودخانهٔ مهران‌رود.

1

ثبت بازار تبريز و بقعه شيخ‌ صفي‌الدين اردبيلي در فهرست يونسكو

ثبت بازار تبريز و بقعه شيخ‌ صفي‌الدين اردبيلي در فهرست يونسكو

بازار تبريز و بقعه شيخ صفي‌الدين اردبيلي به‌عنوان يازدهمين و دوازدهمين اثر تاريخي ايران در فهرست يونسكو ثبت شدند

رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري با اعلام اين خبر و وعده برگزاري جشني باشكوه به اين مناسبت در آينده نزديك، گفت: با ثبت بازار تبريز در فهرست ميراث جهاني، حمايت‌هاي يونسكو و توجه گسترده گردشگران خارجي به اين مجموعه معطوف مي‌شود

و همچنين مرمت مستمر و كارشناسي شده، اختصاص رديف اعتباري مشخص براي اثر و بهره‌گيري از تجارب بين‌المللي براي حفاظت و بهره‌برداري از آن از ديگر دستاوردهاي اين اتفاق مهم است.بقايي همچنين از بقعه شيخ‌ صفي ‌الدين اردبيلي به‌عنوان مجموعه‌اي بي‌نظير از هنر، فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي ياد كرد

1

تبريز

مركـــــز : تبريز
موقعيت : شمال غربي فلات ايران

map_east_azerbaijan

 
مجاورت : شمال: كشورهاي آذربايجان، ارمنستان و ايالت خودمختار نخجوان   جنوب: زنجان و آذربايجان غربي 
شرق: استان اردبيل   غرب: آذربايجان غربي
آب و هوا: سرد و خشك
وسعــــت: 45460كيلومتر
جمعـيــت: 3,587,976 نفر
تقسيمات:  19شهرستان، 42 شهر، ۳۸ بخش، ۱۳۳ دهستان و ۳۱۴۹ آبادي
شهرستانها:
اهر، بستان آباد ، بناب، تبريز، سراب، سهند، شبستر، كليبر، مراغه، مرند، ميانه، هريس، هشترود ، آذرشهر، اسكو، جلفا، ملكان، چاراويماق، ورزقان ، شرفخانه

 

مكان هاي ديدني و تاريخي   

 

استان آذربايجان شرقي داراي مكان هاي ديدني و تاريخي با ارزش جهانگردي زيادي است. وضعيت زمين شناسي و توپوگرافي منطقه باعث ايجاد كوهستان هاي آتشفشاني سهند و سبلان، غارها، دره ها، دشت ها، گردنه هاي متعدد با چشم اندازهاي زيبا و ارتفاعاتي چون كيامكي، بزغوش و... شده است. چشمه هاي آب معدني رودخانه ها، آبشارها، درياچه ها، تالاب ها، جزاير، بنادر و سدها در شهرستان هاي مختلف استان از جمله جاذبه هاي طبيعي به شمار مي آيند. سابقه كهن فرهنگي و تاريخي استان باعث ايجاد اماكن تاريخي و فرهنگي بسياري در منطقه شده است. مسجد كبود يكي از مسجدهاي قديمي استان است كه همه آن ها از مكان هاي تاريخي و ديدني به شمار مي روند. ديگر بناهاي ديدني استان عبارتند از: ساختمان امام زاده ها، كليساها، بقعه ها، خانقاه ها، خانه ها، عمارت هاي قديمي مانند عمارت ائل گلي، خانه مشروطيت، بازارها، راسته ها، تيمچه ها كه اغلب در سفرنامه سياحان از آن ها نام برده شده است، تپه هاي باستاني كه قدمت برخي از آن ها به هزاره هاي پيش از ميلاد مي رسد، شهرها و دهستان هاي تاريخي و قديمي مانند روستاي كندوان، قلعه هاي تاريخي مانند قلعه بابك، پل هاي تاريخي، گورستان هاي قديمي، قبور شعرا، عرفا و سياست مداران كه تمامي آن ها جزو مناطق ديدني استان به شمارمي آيند. اين جاذبه هاي طبيعي و تاريخي در تمام شهرستان ها ي استان آذربايجان شرقي پراكنده هستند و مجموع آن ها جذابيت خاصي به اين استان بخشيده است.    


صنايع و معادن

 

صنايع استان آذربايجان شرقي به دو دسته صنعتي و سنتي تقسيم مي شود. اين استان به لحاظ ساختار اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، يكي از كانون هاي مهم صنايع دستي ايران به شمار مي آيد. آذربايجان شرقي يكي از قطب هاي مهم صنعتي كشوراست و استقرار صنايع بزرگي چون ماشين سازي و تراكتور سازي سبب شده است كه اين كانون مهم از اهميت ويژه اي برخوردار شود. تعداد زيادي كارخانه هاي ماشين سازي در انواع مختلف، پارچه بافي, نساجي و وجود پالايش گاه تبريز به رونق صنايع اين منطقه كمك شاياني كرده اند. درمناطق شهري استان؛ با وجود توسعه صنعتي، بخش خدمات نسبت به ساير بخش ها از رونق بيش تري برخوردار است و در مناطق روستايي استان؛ وجه غالب با بخش كشاورزي و صنايع دستي است. آذربايجان شرقي هم چنين داراي معادن متعددي است كه از آن جمله مي توان به معادن شن و ماسه، سنگ هاي ساختماني و تزييني، نمك، خاك نسوز، پوكه، كائولن، زعال سنگ، دياتوميت و پوليت اشاره كرد.  

 

 

 

 

 

 

 


كشاورزي و دام داري

 

شرايط آب و هوايي، ويژه گي هاي خاك و فراواني آب آذربايجان شرقي را به منطقه اي مناسب و مستعد براي كشاورزي و زراعت تبديل كرده است. در اين سرزمين وسيع، محصولاتي نظير گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزي جات، صيفي جات، نباتات صنعتي، محصولات علوفه اي، انواع محصولات باغي، پياز، سيب زميني و خشك بار به دست مي آيد كه برخي از آن ها به خارج از منطقه و كشور نيز صادر مي شود. شرايط طبيعي و اقليمي خاص استان و وجود مراتع نسبتا غني و چمن زارهاي سرسبز و خرم، موقعيت مناسبي براي پرورش زنبور عسل و دام پروري فراهم كرده است. از اين رو، اين استان يكي از مناطق مستعد دام پروري ايران نيز به شمار مي رود. از سوي ديگر، فعاليت دام داري عشاير منطقه نيز اهميت و موقعيت اقتصاد دامي استان را دو چندان ساخته است. علاوه بر دام داري سنتي، دام داري نيمه صنعتي نيز كه بيش تر در اطراف شهرهاي بزرگ، با استفاده از دام هاي اصيل داير شده، از اهميت خاص در زمينه توليد شير برخوردار است. پرورش طيور نيز به شكل گسترده اي به سه روش صنعتي، نيمه صنعتي و سنتي انجام مي شود.  

 

 

  

 

 

 

 


وجه تسميه و پيشينه تاريخي

 

آذربايجان را با توجه به پيشينه تاريخي كهن اش، در زبان هاي مختلف به نام هاي گوناگون كمابيش مشابهي ناميده اند. درفارسي ميانه «آتورپاتكان»‌، در آثار كهن فارسي «‌آذربادگان»‌ يا «‌آذربايگان»، و در فارسي كنوني «آذربايجان» ناميده شده است. هم چنين در يوناني «آتروپاتنه»‌، در بيزانسي «آذربيگانون»، در ارمني «آتراپاتاكان»، در سرياني «آذربايغان»‌ و در عربي «آذربيجان»‌ گفته اند. تاريخ باستاني آذربايجان با تاريخ قوم «ماد» درآميخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت هاي غربي ايران از جمله آذربايجان را تصرف كرد. مقارن اين ايام دولت هايي در اطراف آذربايجان وجود داشت كه از آن جمله مي توان به دولت «آشور» در شمال بين النهرين، دولت «هيئتي» در آسياي صغير، دولت «اورارتو» در نواحي شمال و شمال غرب، اقوام «كادوسي» در شرق و «كاسي» ها در حوالي كوه هاي زاگرس اشاره كرد. بعد از تاسيس دولت ماد، آذربايجان به ماد كوچك (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهاي قديمي همدان، ري، ‌اصفهان و كرمانشاه بود. به عبارت ديگر ولاياتي كه در قرون اوليه اسلامي به ناحيه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر مي گرفت. بعد از حمله اسكندر مقدوني به ايران، ‌سرداري به نام «آتورپات» در آذربايگان از اشغال آن توسط يونانيان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد اين سرزمين به نام آتورپاتكان معروف شد. آتورپات به پادشاهي رسيد و آن ناحيه را مستقل اعلام نمود.
در طول دوره‌ حكومت سلوكي ها، ناحيه آتورپاتكان هم چنان مستقل ماند و يونانيان و جانشينان اسكندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن يوناني را در آن محل اشاعه دهند. آذربايجان در اين زمان پناهگاه زردشتيان و تكيه گاه فرهنگ ايراني در مقابل فرهنگ يوناني شد. حكومت جانشينان آتورپات در آذربايجان در زمان اشكانيان نيز ادامه يافت و اين منطقه توانست كماكان استقلال خود را حفظ كند. اردشير بابكان - مؤسس سلسله ساساني - با استيلا برحكم رانان آذربايجان اين منطقه را در زمره امپراتوري بزرگ ساساني در آورد. در دوره ساساني معمولاً‌ يكي از مرزبانان را به حكومت آذربايجان مي گماردند. در اواخر آن دوره حكومت آذربايجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پايتخت آن «شيز»‌ يا «‌گنزب»‌ نام داشت كه مطابق با ويرانه هاي ليلان در جنوب خاوري درياچه اروميه گزارش شده است.
پس از فتح آذربايجان به دست اعراب، قبايل عرب از بصره، كوفه، شام و يمن براي سكونت به آنجا روي آورده با خريد زمين هاي وسيع، ‌‌كشاورزي را گسترش داده و افراد بومي را رعيت خود ساختند. امراي عرب براي حفظ زمين ها و احتمالاً‌ رعاياي مسلمان خود، از حملات ديگر مردم آذربايجان كه به اسلام نگرويده بودند، باروهايي در اطراف املاك وسيع خود مي كشيدند كه به تدريج داخل اين باروها به صورت شهرهاي نسبتاً‌ مهم درآمد. در سال ۱٩٨ هـ. ق بابك خرم دين با استفاده از ضعف خلافت مركزي مأمون - خليفه عباسي كه درخراسان به سر مي برد - ؛ قيام كرده قسمت هاي مهمي از شمال خاري آذربايجان را دراختيار گرفت. از اين پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربايجان تا حد زيادي كاسته شد. بقاياي قلعه بابك بر بلنداي كوهي در نزديكي كليبر واقع در اين استان هنوز باقي است.
سلسله هاي ايراني بعد از اسلام مانند طاهريان، صفاريان، سامانيان و غزنويان كه از خاور ايران برخاسته حكومت هاي مستقلي تشكيل دادند، هيچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربايجان برسانند. دراين مدت كه از سال 205 هجري قمري (تأسيس سلسله طاهريان)‌ شروع و تا سال 429 هـ‌ ق (‌آ‎غاز حكومت سلجوقيان)‌ ادامه مي يابد، حكومت هاي محلي متعددي قدرت را در آذربايجان به دست گرفتند. آخرين حكام مقتدر اين ايالت، ‌ساجيان(317 ـ 276 هـ‌. ق) بودند كه آن ها نيز عاقبت بر ضد خلفا قيام كردند. پس از سقوط ساجيان، سلسله هاي محلي ديگري در آذربايجان به قدرت رسيدند كه از آن جمله مي توان از رواديان نام برد. در آغاز قرن پنج هجري (يازدهم ميلادي) ‌تركان «غز» به فرماندهي سلجوقيان، نخست با دسته هاي كوچك و سپس به تعداد بيش تر، راهي آذربايجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در 531 هجري (1136 ميلادي)‌ آذربايجان به دست «اتابك ايلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد كه تاحمله كم دوام جلال الدين خوارزمشاه (31 ـ ‌1225 م، 28 ـ ‌622 هـ‌. ق) ‌وي و اولادش بر آذربايجان حكومت كردند.
با حمله مغولان و ورود هلاكوخان ايلخان (1256 م، ‌654 هـ. ق)‌، ‌آذربايجان مركز شاهنشاهي بزرگ وي شد كه از آموي تا شام امتداد داشت. مقرمغولان ابتدا در مراغه بود و سپس به تبريز منتقل شد. به دستور هلاكو در مراغه رصدخانه اي ساخته شد. هم چنين در اطراف خوي، بت خانه ها و معابد بودايي بر پا شد و در تبريز و جاهاي ديگر بناهايي به وجود آمد. در زمان غازان، شهر تبريز بزرگ تر شده به يكي از مراكز مهم دنياي آن روز مبدل شد. تجار روم و فرنگ كالاهاي خود را به اين شهر مي آوردند و بازارهاي تبريز در زيبايي و ثروت معروف بود. وزراي عهد مغول از قبيل خواجه رشيد الدين فضل الله همداني و تاج الدين عليشاه جيلاني بناهاي مهمي در تبريز برپا كردند. با ضعف ايلخانان مغول، امراي مستقلي در آذربايجان قدرت يافتند كه پايتخت شان تبريز بود (1502- 1378 م، 908 - 780 هـ. ق) و از آن جمله مي توان به جلايريان، ‌چوپانيان و تركمانان اشاره كرد.
با برافتادن حكومت خاندان تركمانان، قره قويونلوها و آق قويونلوها بر تبريز تسلط پيدا كردند. در اين زمان بناهاي بسيار زيبايي در تبريز ساخته شد كه وصف آن ها در سفرنامه هاي سياحان اروپايي آن عصر آمده است. پس از تصرف آذربايجان به دست شاه اسماعيل اول صفوي (‌1502 م، ‌907 هـ. ق)‌ اين سرزمين سنگر گاه اصلي و مركز عمده‌ گرد آوري قواي نظامي براي شاهان صفوي شد. در زمان صفويه آذربايجان محل جنگ هاي خونين ميان سپاهيان ايران وعثماني بود. پس از سقوط دولت صفويه، نادر شاه افشار با كوتاه كردن دست عثمانيان از آذربايجان و يك پارچه كردن ايران، در دشت مغان رسماً تاج گذاري كرد. كريم خان زند در سال 1175 هجري (1755 ميلادي)‌ آذربايجان را از دست خان هاي محلي كه پس از مرگ نادر شاه قيام كرده بودند، باز پس گرفت اما پس از مرگ او بار ديگر خوانين محلي سر برآوردند، تا اين كه آغا محمد خان قاجار در سال 1205 هجري (1785 ميلادي) ‌موفق شد كه آذربايجان را مطيع حكومت مركزي كند. در زمان قاجاريه و به خصوص در زمان سلطنت فتح علي شاه، آذربايجان به علت جنگ هاي ايران و روس مركز نظامي و شهر تبريز نيز پايتخت دوم ايران شد. عباس ميرزا نايب السلطنه و وزير او ميرزا عيسي (معروف به ميرزا بزرگ قائم مقام فراهاني) در آباداني آذربايجان و مخصوصاً تبريز كوشيدند. جهانگردان اروپايي امنيت و نظم آذربايجان را در دوره عباس ميرزا با امنيت فرنگستان مقايسه كرده اند. از اين پس شهر تبريز، وليعهد نشين قاجاريان شد. پس از انتخاب تهران به عنوان پايتخت سلسله قاجار بناهاي قاجار در اين منطقه باقي ماند و استان آذربايجان شرقي هم چنان آباداني و قدرت خود را حفظ نمود تا اين كه اين استان هم اكنون نيز يكي از آبادترين, مهم ترين و تاثيرگذارترين مناطق ايران به شمار مي آيد.

1
X