به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا خوش آمديد

موزه هخامنشي در تخت جمشيد

ساختمان موزه تخت جمشيد قديمي ترين بناي ايران است كه بازسازي شده و به موزه اختصاص يافته است. اين بنا يكي از مجموعه كاخ هاي تخت جمشيد است كه حدود 2500 سال پيش توسط سلسله هخامنشي بنا شد. قسمت هايي از اين بنا كه فعلاً به عنوان موزه مورد استفاده است، شامل يك ايوان، دو گالري و يك تالار است. در ايوان موزه كه در سمت شمال ساختمان واقع شده و ورودي موزه در آن قرار دارد، دو جرز ( ديوار اطاق و ايوان ، پايه ي ساختمان كه از سنگ و آجر سازند) سنگي عظيم يك پارچه به ارتفاع تقريبي هشت متر و عرض 20/1 متر به وزن حدود 80 تن در جلو و طرفين قرار دارد. هر يك از اين دو جرز بزرگ ترين سنگ يك پارچه اي است كه در تخت جمشيد به كار رفته است. سقف ايوان را هشت ستون چوبي با سر ستون هاي گاو دو سرنگه مي دارد. پايه اين ستون ها اصلي و به شكل زيبا و بسيار جالب از سنگ خاكستري حجاري شده است. برخي از آثار دوره هخامنشي كه در قفسه هاي تالار هخامنشي قرار دارد شامل موارد زير است: 
مهره هاي دوره هخامنشي: در سال 1337 هشت مهره چشم ساده به رنگ هاي زرد، سياه، قهوه اي روشن و قهوه اي تيره در اندازه هاي مختلف ( به قطر 3،4،5،6 سانتي متر) در تخت جمشيد به دست آمد.
گل نبشته هاي تخت جمشيد: در سال 1313 تعداد 30 هزار گل نبشته در اتاقي از هخامنشيان كه درِ آن تيغه شده بود، يافت شد كه اسناد خزانه تخت جمشيد و بيشتر در اندازه 8×4×2 سانتي متر است. بر اين گل نبشته ها با خط ايلامي، اسناد را نوشته اند. 
چشم گاو و گوش گاو سنگي ، پنجه و سر شير از سنگ لاجورد، مگس پران، خنجر ، شمشير ، سرنيزه ، پيكان ، قرقره بالا بر فلزي ، بشقاب، سيني ، ليوان ، گلدان و هاون سنگي ، قسمتي از پرده هاي سوخته تخت جمشيد، گل ميخ طلا، كتيبه حرم خشايار شاه با ترجمه به زبان فارسي و انگليسي، كُرنا ( شيپور) ، مِجمر ( آتشدان ) فلزي، خشت لاجوردي پيدا شده در سال 1334 ، زينت آلات طلا و نقره و... 
از ديگر اشياي تالار هخامنشي مي توان به موارد زير اشاره نمود: پيكره شكسته سنگي دو گاو، مجسمه نيمه تمام سگي كه نشسته در سال 1332در تخت جمشيد كشف شد ، پنجه عقاب ، جاي پاشنه در، ته ستون ، شال زير ستون با كتيبه اي در سه خط، سه ستون هخامنشي، سرستون گاو، مجسمه سنگي كوچك نيمه تمام، خمره هاي بزرگ سفالي، نقش يك نفر كه زنبه ( زنبق ) اي را حمل مي كند و ... موزه تخت جمشيد در روز 28 ارديبهشت 1381،( مصادف با 18 ماه مه 2002، روز جهاني موزه) افتتاح شد.

1

موسيقي در ايران باستان:

ايرانيان از همان دوراني كه با ساير همنژادان خود يعني طوائف آريائي در آغوش دشت و دمن بسر ميبردند با نغمه‌هاي جانبخش موسيقي و خواندن سرود و عبارات منظوم،آن كشش و سروري را كه ديدار مناظر دلپذير طبيعت و آسمان صاف و نيلگون و رنگهاي گوناگون افق،در هر پگاهي و شامگاهي بوجود ميآورده، نمودار ميساخته اند. انگيزه‌هائي را كه زيبائي و فريبندگي‌هاي اين زندگي بي بند و بار و آزاد، در آغوش طبيعت، براي اين مردم بوجود ميآورده و با آهنگهاي دلنواز غمزدا از دهان آنها بيرون ميآمده، تاريخ در اثر نداشتن خط نتوانسته است آنها را ضبط نمايد. اگر هر آينه ضبط شده بود، امروز ما از نحوه انديشه و احساسات و تألمات آنان گنجينه‌هاي گرانبهائي داشتيم و لازم نبود به حدس و مظنَّه متوسل شويم. همانطور كه بقاياي آثار هنريشان، گنجينه‌هاي فرهنگي ارزنده و جالب را براي ما بيادگار گذارده است.

وجود قطعات مسجَّع و منظومي در ريگ ودا و اوستا، دو اثر ديني و ادبي كهن آرياي هند و ايران و موسيقي و رقص

اين نگاره توسط اني كاظمي در تاريخ ۲۸م فروردين، ۱۳۸۸ و در دسته "تاريخ تمدن ايران باستان + زنان و دختران در عهد باستان + موسيقي در تاريخ باستان + موضوعات باستاني" ارسال شده است.


نويسنده : اني كاظمي

گسترش دين مبين اسلام و تسخير كشورهاي وسيع متمدني، مانند ايران و روم و مصر و تشكيل يك حكومت و گنجينه‌هاي هنري و علمي كشورهاي گشوده شده از آن جمله ايران دستخوش بهم خوردگي و دگرگوني و احياناً نابودي‌ها كرده.

اما گاهي بر قسمتهايي كه آثار پيشينش از بين رفته، اغلب از تمدن اسلامي يعني تمدني كه از كشورهاي متمدن پيش از خود بوجود آمده مي‌توان پي برد. زيرا تازيان كه داراي فرهنگ و تمدن چشمگير و پراهميتي نبودند، در اثر تسلط براقوام متمدن، تحت تأثير آن فرهنگ‌ها قرار گرفتند و پايه تمدن عظيم اسلامي گذارده شد.

يكي از مواردي كه كاملاً تحت تأثير و نفوذ ايران قرار گرفت، موسيقي عرب مي‌باشد، كه تا پس از برچيده شدن دستگاه خلافت عباسي(۶۵۶ ه.ق برابر ۱۲۵۸ ميلادي) اين نفوذ و تأثير برقرار ماند. بطوري كه پس از اين تاريخ سخ چيز در اثر تحول عظيم ششصد ساله اسلام بجا ماند: دين مبين اسلام، تأثير زبان عرب در زبان فارسي و برعكس و اختلاط و تأثير موسيقي ايران در موسيقي عرب.

ليكن در همان اوقات در روستاها و بيرون از شهرها، بويژه مردماني كه در پناه كوهستانها و كرانه‌هاي درياي مازندران بسر مي‌برند، موسيقي اصيل و خاص خود را تا حدي دست نخورده و دور از اين درهم آميختن نگاه داشتند كه بعضي از آنها بهمان وضع بما رسيده است و ما امروز با داشتن آنها مانند گنجينه‌ادبيات و هنري كه از گذشته بياد بود داريم، در خود احساس خوشوقتي و سربلندي مي‌نماييم و برماست كه اساس اين موسيقي اصيل ايراني را نگاهداشته و با كمال حزم و استادي آنها را هم آهنگ با تكنيكهاي موسيقي امروزي نماييم. زيرا با وجود ارتباطي كه بين موسيقي ايران و موسيقي مغرب زمين قائلند، باز موسيقي ايران نمي‌تواند از تئوريها و تكنيك‌هاي موسيقي غرب پيروي كند.

تازيان باديه نشين كه به پهنه شاهنشاهي ساساني آمد و شد داشتند، هنر نوازندگي را از اين كانون ذوق و نشاط با خود همراه مي‌بردند، و مي‌نويسند كه«اعثي قيس» شاعر معروف عرب در دوره جاهليت و سراينده يكي از قصائد معروف و غراي سبعه معلقه، درك دربار خسرو انوشيروان را نموده و نام سازهاي ايراني مانند: ناي، سرناي، بربط، عود، چنگ، چغانه، ربات، تنبور، كمانچه و غژك، را به سرزمين عربستان برد.

آلت موسيقي عرب در آن زمان دف(دايره) بيش نبوده، ترانه و سرود و آواز و سرودشان هم آوازي بود كه شتربانان براي اشتران مي‌خواندند كه همان آواز(حدي) باشد.

در حوالي رود فرات و نزديكي مدائن دو شهر كوچك عرب نشين بنام «حيره» و «انبار» وجود داشت كه امراء آن را از طايفه «لخمي» و تحت نفوذ دولت ساساني بودند و بهرام پنجم(بهرام گور) شاهنشاه ساساني از كودكي نزد نغمان بن مندز امير حيره سپرده شد و پس از مرگ پدرش به كمك او و مندزين نعمان تاج و تخت شاهي را بدست آورد. حيره در طول سيصد سالي كه مركز اين دولت و تحت نفوذ شاهنشاهي ساساني بود، ترقي و پيشرفت زيادي پيدا كرد و مركز شاعران بزرگ عرب و موسيقي‌دانان شد و همانطور كه نفوذ اين شهر در فرهنگ و ادب عربستان مؤثر بوده است، موسيقي و ادب و فرهنگ ايران نيز در اين شهر كاملاً نفوذ كرد و از همين جا بساير شهرهاي عرب منتقل گرديد.

حجاز آواز حزين و بزمي بود كه آن را نصب العرب مي‌ناميدند و موسيقي‌دانان حيره شيوه‌هاي هنرمندانه‌تر اين آواز را مي‌دانستند و عود كاسه چوبي را نيز عربها از مردم حيره اقتباس كردند و بجاي عود با كاسه پوست دار مزمر ناميده مي‌شد و در حجاز معمول بوده بكار مي‌بردند و همچنين

در حيره چنگ و تنبور رواج داشت.

كلمان هوارت مي‌نويسد(۱): «پيش از ظهور اسلام عربهاي باديه نشين شعر و داشته‌اند ولي تشكيل و بسط آن برما مجهول است. شايد طرز حركت شتر هنگام راه رفتن و گذاردن پاهايش با آن همه نظم برروي زمين، موجد آهنگ «حدي» گشته است. آهنگي كه شتربانان قافله، براي راندن و سرگرمي شترها مي‌خواندند.

بطور كلي بايد گفته شود كه امرا و حكام عرب در حالكيه اغلب از خوانندگان و نوازندگان تجليل و تشويق مي‌كردند، معهذا اشتغال به موسيقي را دون‌شان خود مي‌دانستند و از اين جهت بسياري از خوانندگان و نوازندگان معروف عرب كه شالوده گذاردن اين هنر در آغاز اسلام مي‌باشند، ايرانيان اسيري بوده‌اند كه در جنگها به اسارت درآمده و بنام موالي در شهرهاي عرب به كارهاي سنگين واداشته شده بودند.موسيقي‌دانان معروف اعراب هم آناني بوده‌اند كه زير دست موسيقي‌دانهاي ايراني و همين موالي تربيت گرديده بودند.

مخصوصاً در سده اول اسلامي، بيشتر از موسيقي‌دانها، با ايراني اسير و يا اولادان آنها، يا مردمان كشورهايي بودند كه تحت نفوذ و هنر موسيقي و تمدن و فرهنگ ايران قرار گرفته بودند.

ابولفرج اصفهاني در كتاب«الاغاني»(۲) نوشته است: «سعيد ابن مسجع غلام بني جمح از اهل مكه و مغني بود. او يكي از بزرگترين استادان فن موسيقي بشمار مي‌رود و بر سايرين تقدم داشت و نخستين كسي بود كه نغمه‌هاي موسيقي ايران را با الحان و نغمات عربي تطبيق داد و بسياري از نغمات موسيقي را از ايرانيان اقتباس و به عربي نقل و شايع كرد. به شام هم سفر نمود و الحان روم و نواختن بربط را آموخته بود. به ايران نيز آمده و موسيقي و آواز را تكميل و نغمه‌هاي بسياري آموخت و به حجاز برگشت و فن خود را اشاعه داد……»

«ابن مسجح بر گروه ايراني كه مشغول ساختمان كعبه بودند، مي‌گذشت، نغمه آنها را كه به هنگام كار با آن ترنم مي‌كردند، شنيد و آن را به عربي نقل كرد. گويند خواجه ابن مسجح آواز تازه‌اي از او شنيد، پرسيد اين آواز را از كه آموختي؟ پاسخ داد از ايرانيان نغمه پارسي را شنيده، آن را به عربي نقل نمودم. خواجه گفت: تو در راه خدا آزاد هستي ولي او از خواجه خود جدا نشد، و فن خويش را ترقي داد و در شهر مكه شهرت بسزايي يافت.»

درباره اين هنرمند مي‌نويسند: او بقدري در حجاز و جزيره العرب معروف شد كه بر او رشك بردند و تقريباً او نخستين مدرسه موسيقي را عملاً در مدينه داير ساخت و علماي منصب او را متهم ساختند كه مسلمانان را منحرف مي‌سازد و از مكه به دمشق اعزام شد. عموزاگان خليفه مقدم او را گرامي داشتند و به دربار خليفه معرفيش كردند. صداي ساز او خليفه را خوش آمد و انعام فراواني بدو بخشيد. شاگرد او ابن محرز نيز مانند استادش براي فرا گرفتن موسيقي و نغمات ايراني به ايران سفر كرده و بنا به گفته ابوالفرج اصفهاني اين موسيقي‌دان عرب، كلمات و اشعار عربي را در الحان ايراني مي‌خوانده است.

صفوان جمحي از پدر خود نقل مي‌كند: كه چون معاويه ابن ابي سفيان كاخ خود را برپا كرد بناها و هنرمندان ايراني را به كار وادار كرد. آنها نيز قصر او را با گچ و آجر ساختند و هنگام كار نغمه پارسي و ايراني ترنم مي‌كردند. سعيد ابن مسجح همه روزه براي آموختن نغمات ايراني نزد ابن بنايان و كارگران رفته و لحن تازه‌اي‌مي‌آموخت و هر آوازي را كه مي‌پسنديد بعربي نقل كرده موافق آن شعر مي‌سرود.

در جاي ديگر مي‌گويد: «اين محرز فرزند يكي از كليدداران، زماني كه در مدينه زندگي مي‌كرد يعني در هرسال كه سه ماه به مدينه مي‌آمد، آلات موسيقي را از «عزه الميلاد» مي‌آموخت و سپس سه ماه در مكه بوده و بعد به ايران مسافرت مي‌كرد و لغات فارسي و ايراني را مي‌آموخت و به عربي نقل مي‌كرد. به شام هم رفت و لحن رومي را هم فرا گرفت و از تمام نغماتي كه بدست آورده بود الحان و موسيقي عرب را ايجاد كرد. نغماتي كه او پديد آورده بود بي‌مانند است و نظير آنها شنيده نشده بود. بدين جهت ملقب به «صناج العرب» گرديد. او نخستين كسي بود كه هريك از آوازها را بدو بيت خوانده، زيرا به عقيده او يك بيت براي اداي اصوات كافي و كامل نمي‌باشد. موسيقي‌دانها و آوازخانان عرب همه به او اقتدا كردند و از او تقليد نمودند زيرا ابن مسجح سرسلسله مغنيان عرب بود.»

ابن خرذابه نوشته است كه:«عبدالله ابن عامر كنيزي چند خريده، و از شهر مدينه نزد عبد الله ابن جعفر رفت و نغمه خود را ادا كرد. «سائب خائر» غلام عبدالله كه او نيز ايراني و اهل بلوك خسرو بود، به خواجه گفت: من مانند اين شخص ايراني نغمه‌هاي دلپذير دارم. سپس آغاز به آوازه نموده اين شعر را سرود: «لمن الديار رسومها قفر…..» ابن الكلبي مي‌گويد: او نخستين كسي بود كه در عالم اسلام موسيقي آواز را منتشر ساخت.»

يكي ديگر از موسيقي‌دانان معروف اسلامي كه اصلاً ايراني بوده«ابوعبدالمنعم عيسي بن عبدالله الذائب»(۸۸-۱۰ ه) مشهور به طويس (طاووس كوچك) از مواليان و بندگان آزاد شده طايفه «بنو مخزوم» و ساكن مدينه است. وي در خاندان مادر عثمان بن عفان تربيت يافته و از همان اوان كودكي تحت تأثير آهنگهاي ايرانياني كه اسير بودند و در مدينه كار اجباري مي‌كردند قرار گرفت».

طويس در سالهاي آخر خلافت عثمان بقدري شهرت پيدا كرد كه مورخان عرب او را يكي از پايه گذاران موسيقي عرب دانسته‌اند. «غناء الرقيق» در برابر «غناء المتقن» و «ايقاع» از ابتكارات اوست و شاگردش «ابن سريج» او را از خوش الحان‌ترين و تواناترين خوانندگان زمان معرفي كرده است. وي دف را هم خوب مي‌نواخت.

در زمان معاويه،‌مروان بن حكم حاكم مدينه شد. او سخت مخالف با موسيقي بوده و براي تسليم خوانندگان و نوازندگان جوائزي تعيين كرده بود، طويس از ترس اذيت و ايذاء حكم به شهر «سويدله» واقع بين مدينه و دمشق رفت و در آنجا پنهان شد تا بمرد.

1

پيشرفت موسيقي در زمان خلفاي اموي

خلفاي اموري چون امپراطوري بزرگ اسلامي را شالوده گذاشتند، اسلام از سند تا اقيانوس اطلس و جبال پيرنه و ارس تا درياي پارس و عمان و مركز افريقا كشيده شد. انتقال مقر خلافت از مدينه به دمشق سبب شد كه از انديشه و ذوق و استعداد حكما و هنرمندان ايراني و روم بهره گرفته شود و اندوخته‌هاي علمي و هنري كشورهاي تابعه اسلام تقويت و گسترش پيدا كرده و در حقيقت پايه و اصول هنري و فرهنگي «رنسانس» عهد نوزايي در اروپا گردد.

در دوره خلافت اين دودمان، عده‌اي از اسيران جنگي كه صاحب ذوق و استعداد هنري و موسيقي بودند در بين اعراب كه از اين لحاظ فقير بودند، نفوذ كرده و اعراب از آنها استفاده كردند. منتها چون حكومت خلفاي اموي رنگ كامل عربي داشت، موسيقي دانهاي ايراني ناگزير بودند كلمات و اشعار عربي را در آهنگهاي ملي خود بخوانند.

با وجود آنكه موسيقي در اسلام منع شده بود، امويان براي مجالس خوشگذراني و عيش و نوش خود نوازندگان و خوانندگان متعددي داشتند كه گاهي از زيباترين كنيزان و زنان خود بودند. نشيط فارسي، سائب خاثر، يونس كاتب از موسيقي‌دانهاي معروف اين عهد بودند كه هم اشعار پارسي و هم عربي مي‌خواندند و از خوانندگان معروف زن، جميله را نوشته‌اند كه بسيار خوش آواز و زيباچهره بوده است.

سائب خاثر(يسَار) از خوانندگان معروف ايراني و پسر يكي از اسيران ايراني بوده است. او نخستين كسي است كه آواز خود را با عود كه خود مي‌نواخته، مي‌خوانده و بيش از او عود به تنهايي نواخته مي‌شده است. نام او «ابوجعفر سائب يسار» و در خاندان ليث در مدينه مي‌زيسته و پس از آزاد شدن به شغل بازرگاني و ساعت بيكاري را در مجلس تغزيه‌داري زنان بكار نوحه خواني مي‌پرداخته است. «ثقيل» يكي از وزنهاي موسيقي عرب را بدو نسبت مي‌دهند.

هنگامي كه عبدالله ابن جعفر براي ملاقات معاويه به دمشق رفت، سائب نيز همراه او بود و چون از خواندن و نواختن موسيقي در اين زمان به شدت جلوگيري مي‌شد، عبدالله سائب را بنام شاعري معرفي مي‌نمايد كه اشعار خود را به لحن خوش مي‌خواند، شاد مي‌شود و مورد محبتش قرار مي‌دهد، ولي در زمان يزيد كه مردم مدينه شورش كردند سائب بين لشگريان مأمور خوابانيدن شورش مدينه شد و در اين جنگ كشته گرديد.(۶۱ه ق).

سائب شاگردان زيادي داشته كه بين آنها چهارتن «عزً الميلاد، ابن سريج، جميله، معبد» از همه معروفتر بوده‌اند.

در دوران خلافت يزيد اول(۶۰ ه تا ۶۴ برابر ۶۷۹ تا ۶۸۳ ميلادي) كه استعمال شراب در دربار خلافت معمول گرديد، و آن خليفه شراب زياده از حد مي‌خورد، مجالس خصوصي ترتيب مي‌يافت و در آن مجالس بجاي خواندن تاريخ و اشعار و داستانهاي جنگي و وقايع كه سرگرمي خليفه اول اين خاندان بود، ساز و آواز معمول شد و خوانندگان و نوازندگان از مدينه و مكه و ساير نواحي كه در آن زمان مركز فن موسيقي بود، به شام جلب شدند.

زمان ولي اول(۸۶ تا ۹۶ ه ق برابر با ۷۰۵ تا ۷۱۵ ميلادي) قلمرو حكومت اسلامي از چين تا اسپانيا گسترش يافت و ادب و فرهنگ ترقي نمود و موسيقي پيشرفت كرد. موسيقي‌دانان حتي از شعرا هم برتر قرار گرفتند و پسر او سليمان خوانندگان و نوازندگان زيادي در دربار داشت و بدانها هداياي زيادي مي‌پرداخت. از آن جمله مبلغ ده هزار سكه نقره به ابن سريج جايزه داد ولي بعد از او عمر دوم، چون متظاهر بود، شعرا و موسيقي‌دانان را از دربار پراكنده شدند، او موسيقي‌را تحريم كرد، در حاليكه تا پيش از خلافتش از طرفداران جدي اين هنر بود.

معروف است كه به وي اطلاع دادند قاضي مدينه دل در گرو دختري خواننده دارد، دختر و قاضي را هر دو خواست و دستور داد كه دختر در حضور او بخواند. او بقدري تحت احساسات و تأثير آواز خوش دختر قرار گرفت كه

قاضي را معذور داشت و گفت: «بمقام خود باز گرد. خدا ترا هدايت كند».

بعد از عمر دوم، يزيد دوم برعكس مقام موسيقي را بالا برد و جبران گذشته را كرد. خوانندگان و نوازندگان در دربار گرد آمدند و حتي بعضي از ايشان مصدر امور اداري و سياسي خلافت شدند. زمان هشام نيز وضع به همين منوال بود.

وليد دوم مبلغ زيادي صرف خوانندگان و نوازندگاني مي‌كرد كه از نقاط دوردست به ديار خليفه احظار مي‌شدند. او خود هنرمند و اهل شعر و موسيقي بود. موسيقي‌دانهاي غير عرب را مانند معبذ مالك، ابن عايشه، حكم الوادي، يونس الكاتب را بيشتر معزز و محترم مي‌داشت و در دربار گرامي بودند و كمكهاي مالي زيادي بدانها نمود.

نويسنده كتاب«الاغاني» فصلي از كتاب خود را به شرح كارهاي هنري اين خليفه اختصاص داده مي‌نويسد كه: او علاوه بر خوب نواختن بربط و طبل، ذوق سرشاري در تصنيف موسيقي داشته.

پس از وليد دوم يزيد سوم(۱۲۶ ه ق برابر با ۷۴۴ ميلادي) آخرين خليفه اموري دستگاه حكومت امويان از هم پاشيده شد و در جنگي كه بين آنان در زاب رخ داد بسقوط اين دودمان منجر شد، موسيقي ايران در دربار خلفاي عباسي رواج بيشتري يافت و محدوديت سابق را از دست داد. اما حكمرانان بني اميه در اندلس ماندند و حكومت مستقل تشكيل دادند كه قريب هشت قرن دوام كرد و نفوذ هنر و تمدن ايراني بدين وسيله تا آنجا كشانيده شد.

از توضيحات بالا چنين نتيجه گرفته مي‌شود كه چون دربار اموي و چند تن از خلفا آنها علاقه فراواني به موسيقي ابراز مي‌كردند، بتدريج دربار، مركز اجتماع خوانندگان و نوازندگان و از اين قبيل هنرمندان گرديد.

موسيقي و موسيقي‌دانها وسيله تبليغاتي آنها نيز شده بود، زيرا گويندگان و خوانندگان مدح و ثناي خليفه دوم و حكام و اخيار را بصورت شعر و آواز در نقاط مختلف انتشار مي‌دادند، در نتيجه موسيقي‌دانان مورد احترام و توجه قرار گرفتند و مردم رغبتي به فرا گرفتن فنون موسيقي ابراز داشتند. موسيقي‌دانان و نوازندگان از اين هنگام طبقه مخصوص و مشخصي را در اجتماع عرب تشكيل داده و به هم پيوستند و در خانه‌هاي خود بياد دادن و آموختن اين فن به ديگران پرداختند.

در كتاب التاج نوشته شده است(۳): «و چنان روي داد كه روزي از اسحق بن ابراهيم پرسيدم آيا خلفاي بني ‌اميه با نديمان خود آشكار مي‌نشستند و رامشگران را روبروي خود مي‌نشاندند «يا برسم ايرانيان» از ديدارها نهان بودند و به مسافتي دورتر جلوس مي‌داشتند؟ اسحق به پاسخ چنين گفت كه معاويه، مروان، عبدالملك، وليد و سليمان و هشام و مروان ابن محمد را رسم بر اين بود كه ميان خود و نديمان پرده حائل مي‌كردند تا مستي خليفه و آنچه از او پديد مي‌آيد از ديده‌ها نهان ماند، چو بسا كه خليفه از غايت خوشي و وجد منقلب مي‌شد و مي‌جنبيد و كف مي‌زد و شانه خود را حركت مي‌داد و مي‌رقصيد، و چون در پرده بود اين جمله برهيچ كس معلوم نبود جز بر كنيزان و خوب رويان كه با او نشسته بودند و در اين حركات با او شركت مي‌كردند، و چون از مجلس او فريادي برخاسته يا به خوشي نعره سر مي‌گرفت يا آوازي و حركتي از روي طرب و بيش از اندازه بگوش ديگران مي‌رسيد، پرده‌دار او براي آنكه نديمان و مطربان آنرا به خليفه گمان نبرند، بانگ برآورده فرياد مي‌كرد: كنيزك بس كن! كنيزك ساكت باش!

اما ساير خلفاي بني اميه پرهيز نداشتند از اينكه در برابر ديگران برقصند. چنانكه يزيد ابن عبدالملك و وليد ابن يزيد براي اينكار ننگي و عيبي نمي‌پنداشتند.

من از وي پرسيدم: عمربن عبدالعزيز چطور؟ او پاسخ داد كه وي از آن روز كه خليفه شد چيزي از موسيقي بگوشش نرسيد تا روزي كه بمرد. ولي پيش از آنكه خليفه بشود به هنگامي كه فرماندار مدينه بود رامشگران را بحضور مي‌نشانيد

1

نگاهي گذرا به تاريخچه موزه و موزه داري در ايران

نگاهي گذرا به تاريخچه موزه و موزه داري در ايران 

 

نقش حياتي موزه ها در جوامع بشري نقشي بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاي فرهنگي است. موزه ها از معدود مراكز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يك از اين اشيا در عين بي زباني به هزار زبان سخن مي گويند زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مي دهند.

موزه كلمه اي يوناني است كه از " موزه يون " به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است. به طور كلي موزه به مجموعه اي از آثار و اشيايي اتلاق مي شود كه در محل يا عمارتي نگه داري و در معرض نمايش گذاشته شوند.

تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاي گرانبهايي كه باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو كرد. ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان گاهي گنجينه هاي گرانبهايي مانند كلوزر، كلماكره و مجموعه سفال ئ آبگينه گرگان را درون چاه ها و حفره ها پنهان مي كردند.

بيشترين جلوه تاريخ موزه داري ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو كرد. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يكي از موزه هاي مادر دنيا محسوب مي شود كه به سال 1316 خورشيدي افتتاح گرديد.

طراحي ساختمان اين موزه به عهده " آندره گدار " فرانسوي بود و شكل ظاهري ساختمان الهام گرفته از طاق كسري انوشيروان ساساني است.

اين موزه در برگيرنده آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش در آمده است. آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه آيينه تمام نمايي ازفرهنگ، هنر،‌آداب و روسوم،‌باورها و اعتقادات گذشتگان و نياكان ماست و آن را تنها پل ارتباطي بين گذشته،‌حال و آينده مي توان به شمار آورد.

موزه را نبايستي مكاني دانست كه در آنجا صرفا" آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد، بلكه تمامي نمايشكاه هاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانه ها، كتابخانه ها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيئي و اثر به نمايش گذاشته شده در موزه يا نمايشگاه زبان حالي دارد و با بيننده اش ارتباط برقرار مي كند با تعمق و تفكر مي توان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاه هاي مختلف آن را بررسي نمود.

يكي از مهمترين وظايف يك موزه برقرار كردن ارتباط فرهنگي بازديد كننده با شيئي به نمايش در آمده است. در حقيقت بايد كوشيد تا همان ارتباط وحسي را كه بين خالق يك اثر و خود وجود داشته به نوعي ديگر به بازديدكنندگان منتقل نمود كه اين امري دور از دسترس نيست.

امار نشان مي دهد كه در قرن نوزدهم فقط عده خاصي از موزه ها بازديد كرده اند. كنفرانس عمومي يونسكو در نهمين جلسه خود در دهلي ( 1956 م ) تاكيد نموده استكه بازديد ازموزه ها به ويژه براي طبقه كارگران آسان تر شود و به راه هايي كه به منظور پربار شدن و غني شدن موزه ها پيشنهاد مي شود، توجه گردد.

انواع موزه ها

موزه ها را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند، موزه هاي تاريخ و باستان شناسي، موزه هاي فضاي باز، موزه هاي مردم شناسي، كاخ موزه ها، موزه هاي علوم و تاريخي طبيعي، موزه هاي منطقه اي ( محلي )، موزه هاي سيار ( گردشي ) ، پارك موزه ها، موزه هاي سلاح ( نظامي )، موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان )

موزه تاريخي و باستان شناسي: ديد تاريخي دارند و بيانگر سلسله و دوره هاي تاريخي هستند . بيشتر اين آثار بر اثر كاوش هاي باستان شناسي به دست آمده اند و بيانگر فرهنگ و تمدون گذشته و تلفيق كننده علم، هنر و دانش يك ملت يا يك قوم هستند. چنين موزه هايي مادر نيز ناميده مي شوند. موزه ملي ايران ( ايران باستان )، موزه ملي ورساي در فرانسه و موزه تاريخ در واشينگتن از اين نوع هستند.

موزه فضاي باز:با ايجاد اين نوع موزه ها مي توان به معرفي يافته ها و داده هاي مهم باستان شناسي كمك بزرگي نمود. زمان يكه يك كاوش علمي باستان شناسي منجر به نتايج مطلوب و كشف آثار ارزشمند غير منقول مي شود و قابل انتقال به موزه ها نيست، با فراهم آوردن شرايط و امكانات لازم، مكان مورد نظر را جهت باز ديد عموم مهيا مي نمايند. اين امر در اصطلاح به موزه فضاي باز مشهور است. از جمله اين موزه ها مي توان به تخت جمشيد در شيراز و محوطه تاريخي هگمتانه در همدان اشاره نمود.

اين موزه ها در ديگر كشور ها مانند چين، يونان و برخي از كشور هاي اورپايي نيز معمول است. در استان خراسان محوطه تاريخ " بنديان " در گز كه داراي گچ بري هاي بسيار زيبايي از دوره ساسانيان است و همچنين محوطه تاريخي " شا ياخ " نيشابور مي توانند مكان مناسبي براي اين امر باشند.

موزه هاي مردم شناسي: فرهنگ، آداب و رسوم،‌ اعتقادات، پوشاك و سنن اجتماعي حاكم بر جامعه را نشان مي دهند. موزه مردم شناسي تهران و حمام گنجعلي خان كرمان از اين نوع هستند.

كاخ موزه ها: بنا يا اثر تاريخي هستند كه از گذشتگان به دست ما رسيده و بيانگر و ضعيت و نحوه زندگي صاحبان آن است. ممكن است در اين بنا اشياي تاريخي و نيز آثار هنري از جمله نقاشي روي ديوار،‌گچ كاري و .... وجود داشته باشد. كاخ موزه ها معمولا" در مراكز حكومتي به وجود مي آيند. هدف از تاسيس اين موزه ها به نمايش گذاشتن اثر و بناي تاريخي و نيز عبرت آموزي است. مجموعه كاخ هاي سعد آباد تهران و باغ ملك آباد مشهد از اين نوع موزه ها هستند.

موزه هاي هنري : انواع هنرهاي تجسمي و تزييني كه از زيبايي شناسي بالايي برخوردارند، را به نمايش در مي آورند و معمولا" بازديد كنندگان زيادي نيز دارند. موزه هنرهاي زيبا در تهران و موزه هنرهاي تزييني در اصفهان از اين نوع هستند.

موزه علوم و تارخ طبيعي: تجربه هاي علمي بر اساس شواهد و وسايل كاري و تاريخي طبيعي كه در بر گيرنده گونه هاي مختلف گياهي به ويژه جانوان است را به نمايش مي گذارند. موزه تاريخي طبيعي اصفهان و موزه علوم و تاريخ طبيعي مشهد از اين نوع هستند.

موزه هاي محلي يا منطقه اي: بيانگر و نمودار فرهنگ يك منطقه و يا يك محله خاص هستند و صرفا" آثار و اشياي تاريخي همان منطقه را به نمايش مي گذارند. موزه شوش، تخت جمشيد و موزه توس در خراسان ازاين نوع هستند.

موزه هاي سيار : براي پيشبرد سريع اهداف فرهنگي و به دليل عدم امكانات موجود در مناطق و شهرهاي محروم شكل مي گيرند. اين موزه هاي فرهنگ هاي گوناگون را در مكان هاي مختلف در معرض ديد عموم مي گذارند. اگر به اين نوع موزه ها توجه كافي شود، بسيار تاثير گذار خواهند بود.

پارك موزه ها : به دليل داشتن ابغاد گوناگون علمي و فرهنگي و جاذبه هاي تفريحي و آموزشي و نيز تفريحي از اهميت زياد برخورد دارند، چرا كه مسايل زيستي و طبيعي را از نزديك براي مردم به نمايش مي گذارند. ويژگي مهم اين موزه ها اين است كه عموم مردم مي توانند از ديدن آنها بهرمند شوند. در ايران ايجاد پارك موزه سابقه ندارد ولي در كشورهايي مانند چين و كره شمالي مرسوم است.

مكان هاي فرهنگي، ملي و تاريخي چون آرامگاه فردوسي در مشهد، آرامگاه عطار و خيام در نيشابور مي توانند  مكان مناسبي به اين منظور باشند.

موزه هاي نظامي : روند تاريخي انواع سلاح هاي نظامي و جنگي را در معرض ديد همگان قرار مي دهند. اين نوع اشيا شامل لباس هاي نظامي رزمي، اسلحه و ديگر وسايل رزمي نيز هستند.

موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان ) براي ارج نهادن به هنرمندان، نويسندگان، مخترعان و مفاخر جامعه، معمولا" پس از در گذشتشان در خانه شخصيشان پديد مي آيد و در بر گيرنده وسايل شخصي، وسايل كار و آثار ايشان است. اين موزه ها بيشتر د ركشورهاي اروپايي مرسوم است.

خانه شكسپير نويسنده مشهور انگليسي و اديسون مخترع برق در امريكا از اين نوع است. در ايران هم خانه بزرگ مرد موسيقي " استاد ابوالحسن صبا " تبديل به موزه شده و در برگيرنده تابلوهاي نقاشي، تاليفات و اموال شخصي وي است.

1

موزه ها

موزه ها:
موزه گناباد در شبستان شما شرقي مسجد جامع اين شهر با وسعتيدر حدود 220 متر مربع افتتاح شد. فضاي داخلي اين موزه داري ستون و جرزهاي بسيار محكم و طاق هاي متعدد به طول 17 متر و عرض 11/7 متر است.
دو محراب تاريخي در اين شبستان وجود دارد كه يكي از دوره ايلخاني و ديگري مربوط دوره قاجار است در اين موزه نسخ خطي قران مربوط به دوران تيموري و قاجار ظروف و اشياي دوره اسلامي به نمايش در آمده است.

موزه مردم شناسي مدرسه نجوميه:
بناي اين مدرسه در كوي شرقي شهر گناباد در مجاورت يكي از سردرهاي ورودي مسجد جامع شهر قرار دارد. اين مدرسه از يادگار هاي معماري اسلامي در دوره صفويه است كه نشان دهنده ارج و مقام علم و دانش در اين شهر است كه به دليل تدريس علم نجوم و افلاك در اين مكان به مدرسه نجوميه نيز مشهور است. در سال 1385 به همت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در ايم مكان موزه مردم شناسي با موضوع آداب و روسوم حرفه و فنون برپا گرديد

1

موزه علوم طبيعي و حيات وحش خرم آباد ( وابسته به آموزش و پرورش)

11~2.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 139
12~3.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 128
13~2.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 116
16~1.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 150
18~0.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 108
19~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 127
1~13.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 160
20~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 115
21~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 98
24~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 108
25~0.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 103
26~0.jpg
26~1.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 78
27~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 101
28~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 109
29~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 81
2~14.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 86
31~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 93
33~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 85
34~2.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 93
35~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 101
69~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 192
6~6.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 58
70~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 176
71~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 503
72~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 425
73~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 553
74~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 351
75~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 556
7~9.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 58
8~6.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 63
9~3.jpg
عكس سياوش امرايي –  بازديد 58
 
36~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 93
40~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 105
41~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 78
42~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 86
43~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 100
44~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 92
45~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 114
48~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 102
49~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 111
4~8.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 68
50~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 99
51.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 95
52~0.jpg
53~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 152
55.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 127
56~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 158
57~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 125
58~1.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 169
59.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 159
5~9.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 70
62~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 158
64~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 160
65~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد –  بازديد 325
67~0.jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس امرايي –  بازديد 329
68~0.jpg
38].jpg
موزه علوم طبيعي خرم آباد عكس سياوش امرايي –  بازديد 89
39~0.jpg

1
X