به وبلاگ ايران نگين درخشان كشورهاي قاره آسيا خوش آمديد

جنگل هاي شهرستان نور و ارزشهاي توريستي آن

 

ذخاير جنگلي شهرستان نور بسيار وسيع و غني است كه اغلب از درختان ساحلي تا درختان سخت چوب و با ارزش تشكيل شده است. درگذشته هاي نه چندان دور سرتاسر نوار ساحلي پر از جنگلهاي انبوهي بوده كه حتي روستاهاي ساحلي را نيز فرا گرفته بودند.
امروزه تمام نوار ساحلي، جلگه ها، تپه هاي مشرف به جلگه ها و حتي اراضي درون جنگل ها، از درختان انبوه و بلند خود خالي شده و به عنوان اراضي مزروعي آبي و ديمي مورد استفاده قرار مي گيرد. درآغاز بهره برداري صنعتي از جنگل هاي نور، جاده هاي جنگلي زيادي احداث شده كه امكان دسترسي به نواحي مختلف جنگل را ميسر مي سازد. علاوه بر جاده هاي شهرهاي جنگلي، جاده هاي روستايي فراواني نيز به طور مستقل يا پيوسته احداث گرديده اند كه عمده آنها شوسه و برخي از آنها آسفالت مي باشد. اين جاده ها دسترسي به فضاهاي جنگلي را تسهيل مي كنند.
جنگلهاي نور داراي چشم انداز مرتفع و دره اي با جنگلهاي انبوه و متراكم كه از تپه هاي بلند مشرف به جلگه تا دامنه هاي بلند دماوند گسترش يافته است. صخره هاي بلند، دره هاي عميق، رودخانه هاي متعدد، چشمه سارهاي بزرگ، آبشارهاي بلند، پوشش گياهي رنگارنگ، حيات وحش متنوع، آبهاي گرم، ييلاقات كم نظير، فضاهاي ويژه روستايي و مناظر بديع و دلپذير از ويژگي هاي اين مجموعه جنگلي است كه قابليتهاي توريستي شگرفي را به نمايش گذاشته است. نبود دسترسيهاي مناسب، بهره برداري توريستي از اين جنگلها را محدود ساخته است.
بدون ترديد، ارزشهاي تفريحي و توريستي جنگلها امر روشني است كه نياز به برهان ندارد. ولي جنگلهاي نور با وجود امكانات شگرف و كم نظير، از نظر بهره برداريهاي توريستي و تفريحي بسيار ضعيف و منحصر به پاركهاي جنگلي حواشي سواحل و جاده ها است. نبود تجهيزات، خدمات و مديريت، مهمترين عوامل عدم بهره برداري هاي تفريحي و توريستي از جنگل هاست. جنگلهاي نور در فصلي از سال چهره مي آرايند و رنگي دگر مي يابند، داراي بهاري سر سبز و با طراوت هستند كه عطر گلهاي وحشي آن سراسر مناطق جنگلي را فرا مي گيرد. تابستاني خنك و متبوع را به ارمغان مي آورند كه سايه هاي گسترده و غيرقابل نفوذ آنها موجب تمدد اعصاب و آرامش دروني انسان مي گردد. پاييز رنگارنگ آنها نيز ، تابلويي بديع و مجسمي را به نمايش مي گذارد. و در نهايت زمستان پوشيده از برف آن، خاصه در ارتفاعات، خالي از لطف نبوده و داراي زيبايي خاصي است.

1

شرايط اقليمي وآب وهوايي مازندران

اقليم استان مازندران
اقليم استان < صفحه اول
آب و هواي استان مازندران
استان مازندران را بر اساس خصوصيات دما و بارش و توپوگرافي منطقه مي توان به دو نوع آب و هواي معتدل خزري و آب و هواي كوهستاني تقسيم كرد . آب و هواي كوهستاني خود بر دو نوع معتدل كوهستاني و سرد كوهستاني مي باشد .

1- آب و هواي معتدل خزري :
اين نوع اقليم جلگه هاي غربي و مركزي استان تا كوهپايه هاي شمالي البرز را شامل مي شود . در اين نواحي به دليل كمي فاصله كوهستان و دريا رطوبت تجمع مي يابد كه بعنوان پيامد آن مي توان بارش هاي قابل ملاحظه و دماي معتدل را ذكر كرد .
ميانگين بارندگي ساليانه در نوار ساحلي استان برابر با 977 ميليمتر است. توزيع مكاني آن از غرب به شرق با كاهش همراه است در حاليكه توزيع زماني آن وضعيتي كمابيش منظم دارد ( حداكثر بارندگي در پائيز و حداقل آن در بهار اتفاق مي افتد ) .
در بررسي پارامتر درجه حرارت نيز مشاهده مي شود كه به دليل رطوبت نسبي بالا و زياد بودن تعداد روزهاي پوشيده از ابر ، دماي هوا معتدل و دامنه دمايي محدود مي باشد كه اين وضعيت منجر به تابستانهاي گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل با يخبندانهاي اتفاقي مي گردد .

2- الف) آب و هواي معتدل كوهستاني :
با افزايش تدريجي ارتفاع از اراضي جلگه اي به سوي دامنه هاي شمالي ارتفاعات البرز و فاصله از دريا ، تغييرات خاصي در آب و هواي استان پديدار مي گردد. در نوار ارتفاعي 1500 تا 3000 متر ، شرايط آب و هوايي كوهستاني حاكم است كه از ويژگيهاي آن مي توان كاهش ميزان بارندگي ساليانه وهمچنين كاهش متوسط درجه حرارت ماهانه را ذكر كرد . علاوه بر آن زمستانهاي سرد همراه با يخبندانهاي طولاني و تابستانهاي كوتاه نيز از ديگر مشخصات اين اقليم است .

2- ب) آب و هواي سرد كوهستاني :
در نوار ارتفاعي بالاتر از 3000 متر كه شامل قلل كوهستانهاي دامنه شمالي البرز مي شود ، دماي هوا به شدت كاهش يافته و يخبندانهاي طولاني ايجاد مي شود . در اين مناطق ريزش ها غالبا به صورت برف است كه در دوره طولاني سرد سال روي هم انباشته شده و تا اواسط دوره كوتاه گرم سال نيز دوام دارند . در همين مناطق و در قله كوههاي دماوند ، علم كوه و تخته سليمان شرايط ايجاد يخچالهاي كوهستاني و انباشت دائمي برف فراهم شده است .

توده هواهاي موثر بر آب و هواي مازندران
موقعيت جغرافيايي ويژه استان مازندران بعنوان يكي از استانهاي ساحلي درياي خزرسبب شده است كه در طول سال از اثرات آب و هوايي همسايگاني چون سرزمين پهناور سيبري ، درياي مديترانه و درياي خزر و فلات مركزي ايران بهره مند شود . در طول فصول مختلف سال توده هاي هواي متعددي وارد استان ميشوند كه عمده ترين آنها به قرار زير ميباشد :

الف) دوره سرد سال :
- توده هواي قطبي قاره اي (cP) كه ورود آن به استان از طريق گسترش زبانه سيستم پرفشار سيبري بر روي شمال شرق كشور مي باشد . اين توده هوا سرد و خشك بوده و با عبور از روي درياي خزر ضمن جذب رطوبت و گرما ناپايدار گشته و سبب بارشهاي قابل توجه بويژه در فصل پاييز ( بدليل اختلاف زياد دماي آب با دماي هوا ) در استان مي شود . شدت اين بارندگي بدليل طولاني بودن مسير حركت توده هوا بر روي دريا در غرب استان بيشتر از ساير قسمتهاي استان ميباشد .
- توده هواي قطبي دريايي تعديل يافته (mP ) با منشا اقيانوس اطلس كه بعد عبور از روي جنوب اروپاي شرقي از طريق درياي سياه به شرق درياي مديترانه وارد و سپس از طريق تركيه از سمت شمال غرب وارد ايران مي شود .
- توده هواي آركتيكي قاره اي (cA ) با منشا اسكانديناوي كه بعد از عبور از روي اروپا و از دست دادن رطوبت مجددا از درياي سياه كسب رطوبت كرده واز طريق تركيه وارد نوار شمالي كشور مي شود .

ب) دوره گرم سال :
- توده هواي حاره اي دريايي تعديل يافته (mT ) با منشا آزورس (جزيره آزورس در اقيانوس اطلس ) كه بعد از عبور از روي درياي مديترانه و جنوب اروپا ، به شمال كشور وارد ميشود و گاهي نيز از طريق شمال آفريقا و عربستان ، نواحي جنوب و مركز ايران را مورد تهاجم قرار ميدهد و به شمال نيز نفوذمي كند جبهه هاي حاصل از اين توده هوا هنگام رسيدن به درياي خزر از اين دريا رطوبت كسب كرده و سبب بارندگي در سواحل جنوبي آن ميشوند . بعلاوه در اوج روزهاي گرم هنگامي كه جت استريم جنب حاره به شمال درياي خزر نقل مكان مي كند توده هواي حاره اي قاره اي (cT ) كه در مركز ايران تشكيل مي شود و بسيار گرم و خشك مي باشد شمال كشور را نيز تحت تاثير قرار مي دهد .

اقليم استان مازندران
1- بر اساس طبقه بندي هانسن ( Hansen ) اين استان در مدار معتدله گرم قرار گرفته است .
2- به روش ضريب اعتدال ( Temoenatenus Index ) اين استان بسيار معتدل و فوق معتدل است .(منظور از ضريب اعتدال بدست آوردن دوري يا نزديكي يك منطقه به منطقه معتدله است )
3- بر اساس طبقه بندي دومارتن ( De Martounne ) نواحي غربي مازندران بسيار مرطوب ، نواحي مركزي مازندران مرطوب و نواحي شرقي مازندران مديترانه اي و نواحي كوهستاني مازندران نيمه مرطوب مي باشد .
4- بر اساس طبقه بندي دكتر كريمي ، نواحي غربي و مركزي داراي اقليمي مرطوب با تابستان گرم و زمستان كمي سرد ، نواحي شرقي نيمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد و نواحي كوهستاني مازندران داراي اقليم مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسيار سرد مي باشد.

1

مازندران درگذرزمان

مازندران درگذر زمان


پيش از ورود آرياييان به ايران و مازندران مردم بومي اين منطقه از راه شكار و گله داري امرار معاش مي‌كردند. مطالعات باستان شناسي در غارهاي كمربند و هوتو بهشهر حضور انسان در مازندران را به حدود 9500 پيش از ميلاد مي‌رساند . آريايي نژادان مهاجرت خود را از سرزمين هاي شمال شرقي مرزهاي كنوني ايران در حدود هزاره سوم پيش از ميلاد آغاز كردند، با بوميان در آميختند يا بر آنان فائق آمدند.
مازندران كنوني بخشي از سرزمين گسترده‌تري است كه در متون تاريخ از آن با نام «فرشوارگر» و «پتيسخوارگر» ياد كرده اند .
محققان ، مازندران و گيلان را به سبب هم جواري و نيز به سبب اوضاع طبيعي و جغرافيايي مشابه ، عموماً با هم نام مي‌برند و همه مناطقي كه در جنوب درياي مازندران و ميان آذربايجان و خراسان قرار دارند را يك ناحيه مي‌دانند . از اين حدود در زمان هخامنشيان در كتيبه بيستون نام پتشواريش ضبط شده است . طبري ها و مردها تيره هاي ساكن اين ناحيه همواره به عنوان بهترين تيراندازان در جنگ هاي شاهان هخامنشي با دولت هاي ديگر معرفي مي‌شوند.
استرابن جغرافيانويس يوناني اين محدوده را به صورت «پرخواترس» نام مي‌برد. طبري ها ومردها در جنگ داريوش سوم با اسكندر مقدوني در «گوگمل» حضور چشمگيري داشتند و مسئول نگاهباني شاهنشاه و خاندان او بودند. اسكندر فاتح ايران نتوانست از طريق جنگ طبرستان را تسخير كند.
طبرستان به علت وضعيت خاص اقليمي از ايام باستان جايگاه و پايگاه اقوام خاندان هاي حاكم بود . نخستين كسي كه در نوشته هاي مورخان به عنوان حاكم شهرستان طبرستان از او ياد شده اتوفرادات يا فرهاد پارتي است . طبرستان به علت نزديكي با سرزمين و دولت پارت تا انقراض اشكانيان عملاً زير استيلاي دولت اشكاني قرار داشت . در زمان دولت ساساني نيز شاهنشاهي اين ناحيه به فرمان يك شاه بود . چنانچه وقتي اردشير بابكان به تخت نشست ، اداره اين قسمت از ايران به دست «گشنسف شاه» يا «جسنسف شاه» بود .
واژه مازندران كه از نظر جغرافيايي بخش بزرگي از طبرستان بوده است . در حوالي سده هفتم هـ.ق جانشين نام طبرستان شد.
سلسه هاي مشهوري كه اغلب همزمان سرزمين مازندران را در دوره اسلامي در اختيار داشتند ، با ذكر شاهان ، افراد شاخص و زمان حكومتشان عبارتند از :
1-آل قارن از سال 50 قبل از هجرت تا سال 224 هـ. .ق ، محدوده حكومت اين سلسله اغلب جبال مازندران بود و افراد شاخص آن عبارتند از : قارن پسر سوخرا ، ونداد هرمز پسر سوخرا، مازيار پسر قارن .
2-سلسله آل گاوباره از سال 40تا 144 هـ. ق شاهان اين سلسله اغلب در دشت مازندران و گرگان حاكم بودند افراد مشهور آن عبارتند از :دابويه پسر گاوباره ، سارويه پسر فرخان بزرگ ، اسپهبد خورشيد پسر دازمهر.
3-شعبه ديگري از سلسله آل گاوباره با نام پادوسپانان كه قلمرو حكومتشان غرب مازندران و رويان ، نور ، كجور و لاريجان بود . از سال 40 تا 1002 هـ.ق (عهد شاه عباس كبير صفوي ، نزديك به يكهزار سال) پادشاهان مشهور اين سلسله پادوسيان اول پسر گاوباره شهريار ابن پادوسيان ، ملك بهمن پسر كيومرث بودند .
4-پادشاهان باوند يا اسپهبدان از 45 تا 397 هـ.ق باونديان به سبب حكومت در جبال مازندران يعني قسمت‌هاي سوادكوه و دودانگه كنوني ساري (فريم) ملك جبال خواهنده مي‌شدند.
مشهورترين ملوك اين سلسله «باو» نوه «كيوس» برادر انوشيروان ساساني ، اسپهبد شروين پسر سرخاب شهريار پسر شروين بودند .
5-آل وشمگير يا آل زيار از سال 316 تا 470 هـ.ق ؛ محدوده حكومت اين سلسله شرق مازندران بود و شاهان مشهور آن مرداويج پسر زيار ، قابوس ابن وشمگير شمس المعالي ، گيلانشاه پسر كيكاوس بودند .
6-مرحله دوم حكومت باونديان موسوم به اسپهبدان باوند از 466 تا 606 هـ.ق ؛ اين سلسله بعد از تسلط بر آل زيار سرزمين طبرستان را متصرف شد. پادشاهان معروف آن اسپهبد حسام الدوله شهريار پسر قارن ، شاه غازي رستم پسر علاءالدوله بودند .
7-باونديه معروف به كينخواريه (دوره سوم سلاطين آل باوند) از سال 647 تا 750 هـ.ق ؛ حكام اين سلسله بر نواحي آمل فرمانروايي داشتند و شاخص ترين آنها عبارتند از حسام الدوله اردشير ابوالملوك تاج الدوله يزد جرد .
8-نمايندگان خلفا از سال 144 تا 169 هـ.ق اعراب مداوم و بالاستقلال نتوانستد به سراسر مازندران و طبرستان دست يابند و حكومتشان در مدت 25 سال همواره با تعرضات و جنگ سلاطين محلي مواجه بود. از اين رو ناگزير به ساختن پادگان هاي نظامي در دشت مازندران پرداختند . شاخص ترين اين گروه از نمايندگان خلفا «ابوالخصيب مرزوق سندي» بود كه ساري به دست او گشوده شد .
9-سادات حسني و حسيني و مرعشيان بر خلاف نمايندگان خلفا كه مي‌خواستند مازندران را به قدرت شمشير خويش بگشايند .
از راه تبليغ دين ومذاهب تشيع توانستند در بين طبقات مردم اين سازمان رسوخي عاطفي داشته باشند. تا اينكه پس از استقرار پايه هاي قدرت اقدام به خروج كردند و حدود 750 سال در نواحي مختلف آمل ، ساري ، و جبال تسلط يافتند و فرمانروايان دودمان هاي محلي نيز به سبب علايق مذهبي وجود و تظاهر آنها را تحمل مي‌كردند . مشهورترين اين سلسله از سادات مازندران عبارتند از حسن بني زيد (داعي كبير) ،‌ناصر كبير (ناصر الحق) ، مير قوام الدين مرعشي ، سادات مرتضايي در هزار جريب .
10-ديگر سلسله ها : در طول هزاره اول هجري هم زمان با حكومت دودمان هاي متعددي كه از آنها نام برده شد ، دست اندازهاي ديگر هم از سوي فرمانروايان نواحي ديگر ايران و خارج از ايران به مازندران به عمل آمد كه اهم آنها عبارتند از :
طاهريان ، صفاريان ، سامانيان ،‌غزنويان و همچنين تيموريان كه دوران تسلط و جنگ و گريزشان كوتاه بود .
11-از دوره صفويه به بعد زمان حكومت هاي ملوك الطوايفي در مازندران به سرآمد و اين سرزمين رسماً تابع حكومت مركزي ايران شد . شاهان صفوي ، افشاري ،‌زندي و قاجاري مازندران را به عنوان ايالتي از ايلات ايران در اختيار داشتند .

وجه تسميه مازندران

 


عده اي از مورخان و نويسندگان ، ريشه واژه مازندران را از كلمه ‹‹ ماز›› به معني‹‹ دژ›› مي دانند. در تاريخ آمده كه مردم به فرمان ‹‹ مازيار بن قارن ›› سردار معروف طبرستان ، براي جلوگيري از نفوذ اعراب در نقاط حساس اين منطقه به احداث دژ پرداختند و مازندران را به صورت (ماز + اندرآن) به معني ‹‹ دژ درآن›› مي شناختند. به گزارش ‹‹ ابن اسفنديار ›› مازندران در اصل ‹‹ موزاندرون›› يعني ولايت ‹‹ درون كوه موز ›› بوده است.
حجازي كناري مي نويسد : بعيد نيست كه مازندران ، محل سكونت آريايي هاي مهاجر، نام خود را از خداي خود ‹‹ ايندر›› گرفته باشد. در اين صورت مازندران از دو جزء ‹‹ ماز›› و ‹‹ ايندر›› تشكيل مي شود. ‹‹ ماز›› به صورتهاي مز ، لها ، مهي ، مزي به معني بزرگ ، و ايندر ( Indar )، نيز نام خداي آنان بود . مجموع اين دو جز ‹‹خداي بزرگ ›› و در تلفظ مازاندران يا مازندران ‹‹سرزمين خدايان ›› يا ‹‹ سرزمين خدا›› را افاده مي كند.

1

ساري ; بازارها و محلات

جغرافياي ساري
شهر ساري در طول جغرافيايي ۵۳ درجه و ۵ دقيقه و عرض ۳۶ درجه و ۴ دقيقه از شمال شرقي به فاصله حدود ۲۰ كيلومتر به نكا و به فاصله ۴۹ كيلومتر به بهشهر و ۱۳۱ كيلومتر به گرگان و ۶۹۷ كيلومتر به مشهد و از شمال به فاصله ۲۱ كيلومتر به درياي مازندران و از شمال غربي به جويبار و لاريم و از جنوب غربي به فاصله ۲۲ كيلومتر به قائمشهر و از غرب به بابل به فاصله تقريبي ۳۰ و آمل به فاصله تقريبي ۶۰ كيلومتر و از جنوب به فاصله ۴۱ كيلومتر به سد شهيد رجايي (سليمان تنگه) و دهكده آرامش و از طريق آزادراه در حال احداث كياسر به فاصله تقريبي ۱۰۰ كيلومتر به ديباج و از آنجا به دامغان و شهميرزاد و سمنان (تقريباً ۱۲۰ كيلومتر) محدود است.
همچنين ساري به فاصله كمتر از ۱۵۰ كيلومتر از تهرانو واقع گرديده و توسط جاده سوادكوه ۲۷۰ كيلومتر و توسط جاده هراز ۲۵۰ كيلومتر و به وسيله راه آهن شمال ۳۵۴ كيلومتر با تهران فاصله دارد.


[ويرايش] ساري از ديرباز
مقاله اصلي: تاريخ شهر ساري


[ويرايش] بناي ساري در هزاره‌هاي پيش از ميلاد
بناي ساري بر اساس روايت‌هاي متعدد به افراد بسياري مشهور است، در سفرنامه‌هاي سياحان آمده كه مردم آن را به كيومرث پيشدادي، اولين پادشاه روي زمين به قول فردوسي نسبت مي‌دهند[۱]، افرادي از جمله حمد اله مستوفي بناي آن را به تهمورث شاه ديوبند پشدادي نسبت مي‌دهند، بسياري از روي شواهد بر اين باورند كه تخت گاه شاهنشاه فريدون بر عالم بوده‌است، و اما تفريبا همگي بر اين اعتقادند كه توس پور نوذر از نوادگان فريدون شاه و سپهسالار كيخسرو آن را بنا نموده و نام آن منطقه را توسان ناميده است[۲]، فراي حكايات ملي ما، يونانيان باستان آن را زادراكارتا، پايتخت تمدن هيركانيا، ذكر مي‌كنند، [۳] اشپيگل شرق شناس و نئونازيست آلماني ذكر كرده كه نام ساري كنوني برگرفته از نام قوم سائورو بوده كه قبل هجوم اقوام آريايي به اين دور و ورا در شهر باستاني اسرم، كه هم اكنون نام دهي در ۱۰ كيلومتري ساري است، زندگي مي‌كرده‌اند. ادوارد پولاك عقيده دارد كه نام ساري دگرگوني واژگاني سادراكارتا مي‌باشد[۴]، دكتر اسلامي نيز در كتاب خويش نوشته كه احتمال آنكه زادراكارتا از نام زردگرد، باشد نيز است.[۵]


[ويرايش] پس از اسلام
[نمايش]ن . ب . وپايتخت‌هاي ايران

پيش از اسلام

ايلام‌‌‌ شوش

ماد هگمتانه (همدان)

هخامنشيان شوش · پاسارگاد · شيراز

اشكانيان دامغان · اشك‌آباد (عشق آباد) · تيسفون

ساسانيان تيسفون · بيشابور · كازرون

پس از اسلام

طاهريان بخارا · نيشابور · مرو

صفاريان زرنج

سامانيان بخارا

علويان آمل

زياريان اصفهان

بوييان همدان · ري · شيراز

غزنويان غزنين

سلجوقيان نيشابور · اصفهان

خوارزمشاهيان سمرقند · گرگانج

ايلخانان مراغه · تبريز

تيموريان سمرقند · هرات

معاصر

صفويه تبريز · قزوين · اصفهان

افشاريه مشهد

زنديه شيراز

قاجاريه، پهلوي، و جمهوري اسلامي تهران

فرخان بزرگ به سال ۵۶ ساري را به كلي مرمت نمود. اين شهر مورد توجه قارن، پادشاه كبير طبرستان، واقع گشت و پس از او، مقر فرمانروايي مازيار پور قارن بوده‌است و آثار نيك وي هنوز نيز باقي است و به پاس كوشش نيك اين دو بزرگ مرد، دو خيابان مشهور ساري به نام آنهاست.


[ويرايش] ساري نوين
بي ترديد رشد و ترقي ساري پس از قاجارها بوده‌است، نظام شهري نوين ساري از آن زمان باقي مانده‌است و ساري اولين شهر ايران بوده‌است كه احداث راه‌آهن سراسري ايران از آنجا آغاز گشت و پس از رضاشاه و در هنگام جنگ جهاني دوم به تصرف نيروهاي شوروي در آمد و پس از جنگ جهاني نيز فرودگاه دشت ناز ساخته گرديد و طرح‌هاي توسعه به سمت شرق به وجود آمد و پس از انقلاب نيز، جاده‌هاي اطراف شهر توسعه داده شد.


[ويرايش] وقايع تلخ تاريخي
يكي از دلايل مهمي كه باعث گرديده تا ساري در حاليكه يكي از مراكز تمدن و فرهنگ بوده‌است، نسبت به شهرهاي ديگر از آثار تاريخي كمي برخوردار باشد، حوادث روزگار بوده‌است، چنانكه بر طبق مستندات تاريخي پس از اسلام حمله خليفه عباسي، حمله مغول، حمله تيمور، حمله روس‌ها، حمله تركمن‌ها، حمله دشمنان آقامحمدخان و سيل، زلزله، حريق در ساري اتفاق افتاد.

سال ۲۹۸ حمله روس.
سال ۳۲۳ سيلاب و طغيان تجينه رود (رود تجن).
سال ۳۲۶ سيل و با گل و لاي يكسان شدن ساري.
سال ۴۲۶ حمله سلطان محمود غزنوي و ويراني‌هاي وي.
سال ۵۹۸ آتش سوزي در ساري.
سال ۷۹۵ حمله تيمور و به خاك و خون كشيدن ساري و مردمانش.
سال ۱۰۱۷ زلزله بزرگي در ساري روي داد.
سال ۱۰۴۵ حمله روس و آتش كشيدن فرح آباد و ساري.
سال ۱۰۹۸ وقوع زلزله هولناك در ساري.
سال‌هاي ۱۱۹۴-۱۲۰۵ جنگ‌هاي داخلي برادران و دشمنان آقا محمد شاه.
سال ۱۲۲۳ زلزله بزرگ در ساري بطوري كه تا يك ماه زمين مي‌لرزيد.
سال ۱۲۳۵ بيماري طاعون.
سال ۱۳۲۰ بيماري تيفوس.

[ويرايش] عمارت و ساختمان‌هاي قديمي

[ويرايش] كهنه باغشاه
احداث آن توسط سلاطين صفوي بوده‌است و در زمان رضا شاه آن را خراب كردند و خيابان خيام فعلي را ساختند (اگرچه هنوز در خيابان خيام آثار باغ در ملك خصوصي مردم نمايان است)


[ويرايش] نوباغشاه
بدست محمد ميرزا ملك آراء در زمان فتح علي شاه ساخته شد و عمارت‌هايي شبيه چهل ستون اصفهان در آن احداث نمودند كه البته در زمان رضاشاه و به دستور وي پادگان شد.


[ويرايش] شاهزاده حسين
در محله شاهزاده حسين واقع است و بناي آن به سال ۸۹۰ برميگردد.اين امامزاده در بخش غربي ساري قرار داد.


[ويرايش] مسجد حاج مصطفي خان
در سال ۱۲۷۳ مسجد حاج مصطفي خان سورتيجي ايجاد گرديد و در محله چهارراه برق كنوني قرار دارد.


[ويرايش] عمارت كلبادي
اين مكان زيبا و قديمي در مركز شهر ساري و در نزديكي ميدان اصلي واقع شده است و در حال حاضر به عنوان اداره ميراث فرهنگي مورد بهره‌برداري قرار گرفته و قدمت آن حدوداً يه ۲۰۰ سال قبل باز مي‌گردد. ويژگيهاي اجزاي معماري آن نظير اتاق‌ها، حجره‌ها، شاه‌ نشين، حمام، اصطبل، حياط و هنر بكاررفته بر روي پنجره‌ها و ارسي‌ها و تزئين آنها با شيشه رنگي در نوع خود بي‌نظير است


[ويرايش] حمام وزيري
اين بنا نيز در مركز شهر ساري و در مجاورت خانه كلبادي قرار دارد و از لحاظ نوع معماري، مصالح و ويژگيهاي ساختماني از ابنيه ديدني و مشهور مازندران به شمار مي‌رود. ان بنا نيز متعلق به دوران قاجاريه‌است.


[ويرايش] آب انبارهاي ساري
ساري در آخرين دوره داراي ۵ آب انبار معروف بوده كه هم اكنون بناي ۳ آب انبار آن موجود است.


[ويرايش] آب‌ انبار ميرزا مهدي
اين بنا در مركز شهر ساري واقع شده و مربوط به دوران افشاريه يا زندي ه مي‌باشد، منبع اصلي به وسيله پلكاني به پاي شير و انبار آب دس ترسي دارد. پلان آن مدور و با گنبد هلالي است كه همه آن با آجر و ملاط ساخته شده و در قسمت دوگاني گنبد دريچه‌هايي براي تاميت روشنائي داخل آب انبار تعبيه گرديده‌است.


[ويرايش] آب انبار نو
اين آب انبار نيز در مركز شهر ساري و در بافت قديمي در مجاورت خيابان قارن فعلي قرار دارد و به لحاظ نوع كاربري شبيه آب انبار ميرزا مهدي است.


[ويرايش] دروازه‌هاي ساري
دروازه بارفروش (دروازه بابل)؛ دروازه گرگان؛ دروازه فرح آباد؛ دروازه نوباغشاه)


[ويرايش] مجموعه تاريخي فرح‌آباد
در ۲۸ كيلومتري شمال شهر ساري و در ورودي خزر آباد و در ۳ كيلومتري ساحل درياي مازندران قرار دارد. اين مجموعه شامل مسجد، پل، ديوارهاي بر جاي مانده از يك كاخ سلطنتي است كه به دستور شاه عباس صفوي ساخته شده و تفرج‌گاه ساحلي صفوي بوده‌است. مسجد با ايوانهاي رفيع، شبستانها. حجره هاو مناره‌ها از مهم‌ترين بناهاي تاريخي استان مازندران به شمار مي‌رود.


[ويرايش] برج رسكت
در چهل كيلومتري جنوب غرب شهر ساري قرار دارد و مسير دست رسي به آن از ساري آغاز و پس از عبور از دو راهي كياسر و سد سليمان تنگه به جانب غرب منحرف مي‌شود كه بيشتر قسمت‌هاي آن آسفالته مي‌باشد. اين بنا در بخش دودانگه ساري قرار دارد و باآجر ساخته شده و تزئينات آن شامل مقرنس كاري دو كتيبه آجري به خط كو في و پهلوي ساسا ني است. احتمالاً مقبره يكي از شهرياران آل باوند بوده و مربوط به قرن پنجم هجري قمري است.


[ويرايش] امامزاده عباس
در حاشيه شمالي ورودي شرقي شهر ساري واقع شده و از نظر شيوه معماري، گنبد هرمي شكل و صندوق چوبي نفيس، يكي از بناهاي معروغ استان مازندران است. تاريخ ساخت آن ۸۹۷ هجري قمري است و سه امامزاده بنامهاي عباس ؤ محمد و حسن در آن مدفون مي‌باشند.اين بنا در منطقه‌اي به نام ازادگله واقع شده‌است.


[ويرايش] امام زاده جبار
در روستاي خاركش واقع در جنوب شرقي شهرستان ساري دركيلومتر ۵ جاده ساري به نكاء پشت پارك جنگلي شهيد زارع ساري درشرق روستاي خاركش مدفون مي‌باشد و از نوادگان امام موسي كاظم مي‌باشد.


[ويرايش] برج سلطان زين‌العابدين
با گنبد مخروطي هشت‌ترك از لحاظ نوع معماري و تزئينات كاشي كاري و درب و صندوق چوبي نفيس، جز مهم‌ترين بناهاي تاريخي ساري به شمار مي‌رود. كتيه‌ها و كاشي‌ كاري‌هاي آن زيبا بوده و يك مرقد ديگر در داخل بنام سلزان‌امير شمس‌الدين مي‌باشد.

در مركز شهر ساري قرار دارد و برج آحري آت به خاطر دارا بودن صندوق و درب چوبي نفيس داراي اهميت است. ارتفاع بنا ۲۰ متر و تاريخ ساخت آن سال ۸۴۹ هجري قمري مي‌باشد. امام‌زاده يحيي از فرزندان امام موسي‌كاظم است.


[ويرايش] پناهگاه حيات وحش
ان محوطه زيبا ۵۵ هكتار در ۳۵ كيلومتري شمال شرق ساري قرار دارد و مسير دسارسي آسفالته آن در ۱۲ كيلومتري ساري به بهشهر در سه را هي اسلام‌اباد از جاده اصلي جدا شده و پس از طي مسافت ۲۳ كيلومتر به مكان مذكور مي‌رسد.

فضاي جنگل جلگه‌اي آن از سال ۱۳۴۶ بصورت محل تكثير گوزن زرد خالدار ايراني در آمده‌است. دشت ناز براي علاقمندان به طبيعت و حيات و حش صدفا با مجوز سازمان محيط زيست مي‌توانند به تماشاي گوزن و پرندگان زيبا نظير قرقاول و كبوتران بپردازند.


[ويرايش] پناهگاه حيات وحش سمسكنده
اين منطقه با ۱۰۰۰ هكتار مساحت در ۱۰ كيلومتري جنوب شرق ساري واقع شده و مسير دسترسي آن از ساري تا سمسكنده بوده و در ادامه با يك جاده روستايي به داخل محوطه راه مي‌يابد.پوشش گياهي آن گونه‌هاي جنگلي و جلگه‌اي بوده و قسمتي از آن مانند دشت‌ناز به عنوان زيستگاه گوزت زرد ايراني مورد بهره‌برداري قرار گرفته‌است.


[ويرايش] سد سليمان تنگه
در ۴۵ كيلومتري جنوب غربي ساري در منطقه كوهستاني واقع شده‌است. اين سد در سال ۱۳۷۹ براي بازديد مسافرين و گردشگران آماده شده و از نظر اقامتي مخصوصاً براي افراد تور بسيار مناسب است. اقامت شبانه در كنار رودخانه زلال با صدا و آهنگ دلنواز اوقات خوشي را فراهم مي‌كند، بازديد از تاج سد يا گرفتن بليط در روزها ممكن بوده و در اين سد امكانات قايقراني، اسكي براي استفاده گردشگران آماده شده‌است. در مجموعه سد سليمان تنگه به‌وسيله بخش خصوصي امكانات تفريحي مناسبي براي اقامت و گردش روي آب ايجاد شده‌است كه با توجه به عظمت سد، زيبائي‌درياچه و فضاي دلپذير اطراف آن در حال حاضر يكي از زيبا ترين چشم‌اندازهاي مازندران محسوب مي‌شود كه ظرفيت و قابليت فوق‌العاده براي تور گرداني داراست.بازديد از اين مكان را براي گرداشگران ودوست داران طبيعت پيشنهاد مي‌كنيم


[ويرايش] پارك جنگلي شهيد زارع
پارك جنگلي شهيد زارع در ۳ كيلومتري شرق شهر ساري و در جانب جاده ساري به بهشهر قرار دارد و به علت مجاورت با تپه‌هاي جنگلي كم ارتفاع در دامنه البرز، بسيار زيبا و چشمگير است. براي استفاده گردشگران نيز داراي امكاناتي براي اقامت كوتاه مدت مي‌باشد. مخصوصاً بهترين مكان براي كساني است كه مي‌خواهند به صورت رايگان شب اقامت داشته باشند.

 

 

[ويرايش] سد شهيد رجايي ساري
در مسير ساري به سمنان اين سد در ۴۵ كيلومتري جنوب ساري و بعد از روستاي تاكام و نزديكي روستاي وركي واقع شده‌است


[ويرايش] محلات ساري در اواخر دوره قاجار
سبزه ميدان، نقاره خانه، اوصانلو محله، امامزاده يحيي، بلوچي محله، كردمحله، بلوچي خيل، اصفهاني محله، افغون محله، چاله باغ، شپش كشان، كهنه باغشاه، قليچ لي محله، ميرسرروضه، ميرمشهدمحله، بيرامتر (بهرام اُتُر)، در مسجد، پاي چنار، شيشه‌گر محله، نعل بندان، بهارآباد، شاهزاده حسين، امامزاده عباس(ازادگله)


[ويرايش] محله‌هاي كنوني ساري
سبزه ميدان، باقرآباد، شكرآباد، نوتكيه، چناربن، امامزاده يحيي، بازار روز، شهبند، مهدي آباد، كوي ندا، گل افشان، معلم(ساري نو)، ترك محله، كوي آزادي، ۲۲ بهمن، راهبند سنگتراشان، لساني، ميرزماني(سعدي)، پيوندي، فدك، توكل، كوي سنگ، كوي افشار، مهيار، پل تجن، طالقاني اول و دوم، پشت پرورشگاه، كوي گلها، پشت زندان، بخش هشت(سلمان فارسي-پيروزي)، پشت مصلي، بربري محله، پيرتكيه، بوعلي(بلوار پاسداران)، ميرسرروضه، بهرام اُتُر، آزادگله، سروينه باغ، راهبند دخانيات، نعل بندان، كوي قليچ، چهارراه برق، چهارراه كارمندان، ساري كنار، طبرستان، ششصد دستگاه، ميرسرروضه، كوي برق ، كوي نور(پشت انبار برق)، پشت چين دكا، كوي جهاد، چال مسجد، خيام، مازيار و...


[ويرايش] قلب شهر
ميدان ساعت كه در مركز ساري قرار دارد؛ نقطه آغازين و يا نقطه پاياني مسير بسياري از اتوبوس‌ها و تاكسي‌ها است. اين ميدان در ميانه راه ميدان امام به دروازه بابل و از آنجا به دروازه گرگان (ميدان شهداء) و پل تجن قرار دارد.


[ويرايش] جمعيت ساري
ساري پذيراي مهاجرين ترك، تركمن، شهميرزادي، كرد، ارمني، گرجي، اصفهاني، عرب، بلوچي، افغاني و... بوده‌است كه در طول قرن‌هاي مختلف به ساري آمدند و يا پس از مدتي تعداد آن‌ها كم شد و يا از ساري كوچ كردند.


[ويرايش] بر اساس سرشماري‌هاي رسمي
از سال ۱۳۳۵ ميزان جمعيت ساري به شرح ذيل بوده‌است:

۱۳۳۵ ۲۶٬۲۷۸ نفر [نيازمند منبع]
۱۳۴۵ ۴۴٬۵۴۷ نفر [نيازمند منبع]
۱۳۵۵ ۷۰٬۷۵۳ نفر [نيازمند منبع]
۱۳۶۵ ۱۴۱٬۰۲۰ نفر [نيازمند منبع]
۱۳۷۵ ۲۵۳٬۰۰۰ نفر [نيازمند منبع]
۱۳۸۵ ۲۵۹٬۰۸۴[۶]

[ويرايش] صنايع ساري

[ويرايش] صنايع سلولزي
در ساري محصولات غذايي توليد بيشتري دارد، اگرچه گستره وسيعي از فرآورده‌هاي سلولزي مانند MDF، نئوپان، كاغذو... در منطقه ساري توليد مي‌شود. كارخانه آرين سينا توليدكننده MDF، صنايع چوب و كاغذ مازندران، كشت و صنعت شمال، تخته فشرده شمال، صنايع جوش و برش، گام الكتريك و شركت تجهيزات مدارس ايران (كه در زمينه ساخت انواع وسايل چوبي فعاليت دارد) از جمله مراكز صنايع ساري هستند.


[ويرايش] بازارهاي محلي و دوره‌اي
نوشتار اصلي: بازارهاي ساري همانند برخي از شهرهاي شمالي ايران در ساري نيز بازارهاي دوره‌اي برگزار مي‌گردد.

شنبه بازار تقاطع كارمندان و آزادي
يكشنبه بازار در بخش هشت(سلمان فارسي)
دوشنبه بازار در خيابان وصال (ساري كنار)
سه شنبه بازار در انتهاي كوي پيوندي و نزديك خط راه آهن
چهارشنيه بازار در خيابان معلم ميدان معلم انتهاي بلوار پرستار
پنج شنبه بازار در خيابان پيام نور و امام زاده عباس

[ويرايش] بازارهاي روز

[ويرايش] ماهي فروشان
در انتهاي خيابان جمهوري اسلامي و در مجاورت با بازار نرگسيه قرار دارد. كه البته جديداً كل بازار به ابتداي پل تجن انتقال يافته‌است.


[ويرايش] بازار نرگسي
بازار نرگسي (شهيد رجايي) در مجاورت كاخ قديمي آقا محمد خان قاجار قرار دارد، و از طرف كوچه مسجد جامع خيابان انقلاب، كوچه نواب جمهوري اسلامي و كوچه پشت استانداري ورودي دارد. بازار نرگسيه يكي از قديمي‌ترين و پر رفت آمدترين بازارها در استان مازندران مي‌باشد كه قسمتي از آن را مسجد جامع ساري در بر مي‌گيرد.


[ويرايش] حصير فروشان
واقع در ميدان ساعت، كوچه‌هاي رحماني و سردار.


[ويرايش] بازارچه تركمن ها
بازارچه تركمن‌ها در خيابان ملامجدالدين ساري قرار دارد. اين بازارچه از جاهاي گردشگري ساري است.


[ويرايش] جمعه بازار تركمن ها
تركمن‌ها جمعه‌ها با قطار محلي صبح از بندر تركمن عازم ساري مي‌شوند و پس از برپايي بازار و فروش محصولاتشان، در هنگام عصر با قطار محلي به سمت شهر خودشان مي‌روند.


[ويرايش] بازار روز راهبند
اين بازار در بلوار كشاورز در جنوب شهر قرار دارد كه يكي از قديمي‌ترين و پررونق ترين بازارهاي ساري است.


[ويرايش] نمايشگاه‌هاي تجاري
ساري جزو محدود شهرهايي در ايران است كه به طور مرتب نمايشگاه‌هاي لوازم خانگي، فن آوري، رايانه در آن برگزار مي‌گردد.


[ويرايش] نمايشگاه‌هاي رسمي
ساري به عنوان يكي از قطب‌هاي مهم تجاري همكاري در منطقه آسياي ميانه و قفقاز و سواحل درياي مازندران شناخته شده و بنا بر اين هميشه توسط كشورهاي خارجي و با حضور سفيران نمايشگاه‌هاي متعددي در ساري برگزار مي‌گردد.


[ويرايش] نمايشگاه‌هاي برنامه‌اي
معمولاً بسياري از شركت‌ها، نهادها، گروه‌ها و... در مجموعه ايران خودرو، يا سالن سيدرسول، سالن شهر و روستا اقدام به برگزاري نمايشگاه مي‌كنند.


1

جاذبه هاي گردشگري استان مازندران - مخصوصا سوادكوه

جاذبه هاي گردشگري سوادكوه

ريشه هاي قومي :

 

در طول تاريخ همواره به لحاظ امنيت برخورداري از شرائط ويژه طبيعي، مأمن و پناهگاه بسياري از مبارزان و ستم ديگان بوده و از اين ميان برخي از اين گروه ها اين منطقه را بطور دائم براي زندگي انتخاب نمودند. در مقاطعي از تاريخ افراد شاخص و بر جسته اين طوايف در حركتهاي سياسي، اقتصادي، نظامي و اجتماعي طبرستان نقش مؤثر داشته اند و در دوران مختلف بر مصدر امارت بوده اند. مشهورترين طوايف نا حيه سوداكوه عبارتند از:

باونديان : كه چند تن از سران اين طايفه در سده هاي قبل از چهره هاي مشهور سياسي منطقه بشمار مي رفتند. طاهريان : كه برخي از جامعه شناسان اين طايفه را بهمراه باونديان از نسل سامانيان مي دانند. قارن وندان : كه وندار هرمز، قارن و مازيار از مشهور ترين افراد اين طايفه به شمار مي روند. ـ طايفه قدمي: مردم رائو و آراني ها كه از بوميان اصيل مازندران مي باشند. طايفه سرخ : آباديهاي گرا، بايع، خانقاهي، تادي، خواجه، سرخي، لفورك، درزي، كسليان، پهلوان، گرزين، كاس، گل، اوجي، قراتوني، فخري، روز افزونيه، ديوان، رئيس و دادو، نيز در سواد كوه زندگي مي كنند.

جاذبه هاي اقامتي و ارتباطي :

پل ورسك : اين پل از شاهكارهاي معماري دنيا به شمار مي رود و در جانب شرقي ارتفاعات مشرف به آبادي ورسك ساخته شده و راه آهن سراسري تهران به شمال كشور را بهم متصل مي كند. پل ورسك در اوايل قرن چهاردهم هجري شمسي ساخته شد و در زمان جنگ جهاني دوم در 55 سال قبل به پل پيروزي معروف گشت. اين بنا علاوه بر اهميت استراتژيك در صنعت حمل و نقل كشور، از جاذبه هاي سياحتي مهم مازندران نيز بشمار مي رود. در ساختمان بيشتر از فلز استفاده شده است.

پلهاي ديگر راه آهن سوادكوه با سنگ و ملاط سيمان ساخته شده اند كه هريك داراي زيبائيهاي حيرت انگيزي هستند، از جمله مهمترين آنها مي توان به پلهاي زير اشاره كرد:

 

پل راه آهن شورآب پل راه آهن اوريم پل راه آهن شيرگاه

علاوه بر پل ها، بايد تونل هاي راه آهن را بويژه در ناحيه ورسك، در اعداد جاذبه هاي ارتباطي مازندران برشمرد. يكي از اين تونل ها در منطقه گدوك با 2700 متر طول از جاذبه هاي مهم ارتباطي منطقه به شمار مي رود.

راه آهن : 90 كيلومتر از كل مسير راه آهن سراسري از شهرستان سوادكوه عبور مي كند. وجود جنگلهاي زيباي دامنه البرز در شمال اين منطقه بهمراه مناظر طبيعي فراوان، اين مسير ارتباطي را به يكي از جاذبه هاي گردشگران اين شهرستان بدل نموده است.

جاده شوسه سوادكوه: اين جاده يكي از محورهاي سه گانه ارتباطي استان مازندران به نواحي مركزي ايران مي باشد كه علاوه بر ايفاي نقش بسيار مهم درصنعت حمل و نقل كشور، بدليل وجود مناظر طبيعي بيشمار اعم از جنگل، رودخانه، كوهستان، شاليزار، مزارع زيبا در مسير، آباديهاي مختلف، زيارتگاه و يكي از زيباترين جاده هاي ايران به شمار مي رود. عبور رودخانه تلار و نيز راه آهن سراسري با پلها و تونل هاي زيبا و تاريخي در موازات آن، بر زيبائيهاي اين جاده افزوده است.

جاده آلاشت : اين جاده زيبا از دوراهي آزادمهر در 5 كيلومتري جنوب شهر زيرآب از جاده سراسري سوادكوه جدا شده و پس از عبور از مناطق بسيار زيبا، با چشم اندازهاي جنگلي در ارتفاعات مشرف بر دره زيرآب، تونلهاي معادن ذغال سنگ البرز مركزي رودخانه، پيچ و خم هاي فراوان و روستاهاي پر جمعيت لله بند، موج خيل، كارمزد و ليند به شهر ييلاقي آلاشت منتهي مي گردد. جاده آلاشت از جاذبه هاي شهرستان سوادكوه بشمار مي رود و در فصل تابستان گردشگران بسياري را بخود جذب مي كند. اين جاده از ابتدا تا انتها، 35 كيلومتر طول دارد.

جاده خطير كوه : از خط القعر رودخانه خطير كوه و در موازات آن مي گذرد و به استان سمنان راه پيدا مي كند. علاوه بر برخورداري از مناظر بكر طبيعي به لحاظ ارتباط يافتن با قلعه تاريخي لنگ لو از جاذب هاي گردشگري شهرستان سوادكوه به شمار مي آيد.

جاده لفور:اين جاده از شهر شيرگاه آغاز مي شود و علاوه بر ارتباط 18 روستاي دهستان لفور به شرق شهرستان بابل نيز راه مي يابد. وجود مناظر بكر طبيعي و جنگلي بهمراه سد البرز اين منطقه را به مكان ويژه اي تبديل نموده است .

جاده پل سفيد ـ محمود آباد : اين جاده پس از عبور از روستاهاي ناحيه خانقاپي و مناطق جنگلي به بخش دو دانگه شهرستان ساري راه مي يابد و در فصل تابستان از اطراق گاههاي معروف مسافرين به حساب مي آيد. علاوه بر آن به لحاظ حمل فرآورده هاي جنگلي، صنايع تبديلي شركت چوب فريم و معدن فلورين، داراي اهميت تجاري و صنعتي نيز مي باشد.

جاده كسليان : اين جاده به طول 30 كيلومتر از زيرآب آغاز و به روستاي لاجيم منتهي مي شود. و به دليل عبور از ميان اراضي و جنگلي داراي گردشگاههاي و چشم اندازهاي طبيعي بسيا زيبائي است. در فصول بهار و تابستان گردشگران بسياري اين منطقه زيبا را جهت گذران اوقات فراغت انتخاب مي كنند

 

جاذبه هاي فرهنگي :

موسيقي
اصيل وسنتي در سوادكوه نيز مانند ديگر نقاط مازندران در گذشته از رونق فراواني برخوردار بوده و اكنون نيز بندرت در گوشه و كنار اين سرزمين پهناور مورد استفاده قرار گرفته و علاقمندان بيشماري را بخود جذب مي كند. ساز سنتي و اصلي در موسيقي اين ناحيه نوع خاصي از ني بنام لله وا مي باشد و هر ملودي آن مضراب ويژه اي دارد. اين ساز از دير باز تا زمان حاضر بيشتر توسط چوپانان نواخته مي شود قطعاتي مانند كيجا كرچال، مش حال، دنباله مش حال،عامي دتر جان، كمر سري و كوك داري با لله وا نواخته مي شود. هر يك از اين ملودي ها از احساسات پاك و شگرف بوميان بيقرار در دل طبيعت زيباي منطقه حكايت دارد. براي مثال ملودي مش حال هنگامي نواخته مي شود كه چوپان گوسفندان را در هواي برفي، به چرا مي برد و بر ا ثر صدا و آواي برخاسته از لله وا، گوسفندان برف را با پا كنار زده و علفها را پيدا مي كنند و به چرا مي پردازند. هنگام بازگشت گله نيز ملودي دنباله مش حال نواخته مي شود.

اميري خواني نيز در سوادكوه رايج بوده و طرفداران زيادي دارد. هنگامي كه آواز خواني شعر امير پازواري شاعر سرگشته و عاشق دوران صفويه را در مايه اميري مي خواند طنين آواز و مفاهيم شعرش، همگان را به مهماني دشت هاي گسترده، مراتع سرسبز و كوههاي سر به فلك كشيده مي برد. حتي صداي ني چوپانان در شبان گاهان نيز جان مايه اي از شعر امير دارد كه خود از طبيعت بي نظير مازندران الهام گرفته و هنگام غم و اندوه نيز شعر امير و صداي خواننده اميري خوان داروي زخم دل هاي بوميان است. در سوادكوه هم مانند ديگر نقاط مازندران، چوپانان و هنرمندان شعرهاي زيباي امير پازواري را به گونه اي اصيل و شيدا مي خوانند. امير پازواري از اهالي ناحيه پازوار در حاشيه شمالي شهر بابل بود.

در شاديها هم بهمراه سبك هاي ياد شده، خواندن به سبك شواش (شادباش) كله ونگ (آواز باشعر) و كتولي محلي مي باشد.

 

جنگلهاي سواد كوه :

بخش وسيعي از شهرستان سوادكوه داراي جنگلي متراكم و متنوع با درختهائي نظير راش، افرا، توسكا، ملج و نوع كمياب درخت سردار يا سرخدار مي باشد.

جنگلهاي بكر در مناطقي كه ميان بوميان و اهالي پرتاس خوانده مي شوند داراي مسيبرهاي دشوار بوده ولي به لحاظ قرار گرفتن در ارتفاعي خاص، همواره در پوششي از مه قرار داشته و مناظر بديعي را پديد مي آورند. در ميان اين نوع از جنگلها نيز دره هاي زيبا، بهمراه نهرها، آبشارها و چشمه سارهاي متعدد، خودنمائي مي كند.

وجود درخت ها و درختچه هاي منحصر بفردي مانند سف، تل، تلكا، زرشك، الاش و لازه بهمراه گياهان ميوه دار وحشي مثل ازگل، وليك، زال زالك، گالش انگور، سولس و ته دونه، بر جذابيت نواحي جنگلي سوادكوه افزوده است.

 

برخي از نقاط جنگلي اين شهرستان كه براي برنامه ريزي در بخش گردشگري مناسب است عبارتند از:

ناحيه جنگلي لفور
اين جنگلها در مركز دهستان لفور و شارقلت و در مسير و محدوده اطراف سد داراي زمينه بسيار مساعد براي اجراي طرحهاي توريستي هستند. اكنون نيز عليرغم عدم برخورداري از امكانات مناسب اقامتي و پذيرائي، با وجود روستاهاي زيباي بورخاني، گشنيان، نفت چال، چاكسر، اسبو كلا، گالش كلا، ميرار كلا، غوزك رودبار، اماكلا، كالي كلا، مرزي دره و عالم كلا و به همراه چشمه سارها، رودها، انهار و مناظر بي نظير طبيعي ديگر، از بديع ترين چشم اندازها برخوردار است و در تعطيلات سالانه گردشگران بيشماري را بخود جذب مي نمايد.

جنگل اسلام آباد
اين منطقه نيز در 6 كيلومتري شرق شهر شيرگاه و در مجاورت سد سنبل رود قرار گرفته و سمت از جنوب غربي سد مذكور آغاز و در جنوب روستاي كليج خيل و در شرجي كلا به منطقه زيولا و جنگل كتو دره ختم مي گردد. اين ناحيه علاوه بر پوشش مناسب گياهي و دارا بودن مناظر طبيعي متعدد، داراي فضاي مناسبي براي ايجاد امكانات جذب گردشگر براي گذران اوقات فراغت مي باشد.

جنگل اندر كلي
در 5 كيلومتري شرق شهر شيرگاه واقع شده و با برخورداري از اراضي مسطح و يكنواخت در مجاورت رودخانه تا حاشيه شرقي شهر شيرگاه و در امتداد جاده شيرگاه به قائم شهر، در حوالي روستاهاي چاي باغ، تپه سر، چالي و شورخيل براي احداث پارك جنگلي بسيار مناسب است.

جنگل كاشي آباد (جمشيد آباد)
اين محوطه در انتهاي روستاي جمشيد آباد، 1 كيلومتري غرب جاده زيرآب به شيرگاه و 6 كيلومتري شمال غرب شهر زيرآب واقع شده و برخورداري از يك دره زيباي جنگلي، قرار گرفتن در مجاورت يك آبادي، عبور جاده و راه آهن سراسري از كنار آن، جريان رودخانه بزرگ تلار در وسط اين منطقه از ويژگيهاي شاخص و بارز آن به شمار مي رود عوامل مذكور باعث گرديده كه جنگل كاشي آباد بدون دارا بودن حداقل امكانات تفرجگاهي مانند آب و سرويس هاي بهداشتي، اكنون نيز مورد استفاده دهها هزار گردشگر و دوستداران طبيعت براي گذران اوقات فراغت بويژه در فصل تابستان از اين مكان زيبا، قرار مي گيرد.

جنگل گروسر
اين ناحيه در 18 كيلومتري شمال غرب شهر شيرگاه و در كنار جاده لفور به شيرگاه واقع شده و نام آن نيز به مناسبت وجود يك چشمه آب معدني گوگردي، گروسر مي باشد. اين چشمه بهمراه دهها چشمه آب شيرين، آبشارهاي كوچك و بزرگ، رودخانه و كوهستان شرائط محيط بسيار جذاب و زيبا را فرا هم آورده كه در حال حاضر نيز هزاران گردشگر بومي و غير بومي براي گذران تعطيلات از اين مكان بهره برداري نمائيد. رودخانه معروف بابل رود نيز از كنار آن عبور مي كند. بخش كوچكي از اين جنگلها در محدوده شرقي دهستان بابل كنار شهرستان بابل قرار گرفته است.

جنگل ميان كلا آبشار
در حد فاصل بين دو شهر زيرآب و شيرگاه قرار دارد و عبور جاده شوسه تهران، شمال، راه آهن سراسري و رودخانه تلار با ارتفاعات پوشيده از انبوه گياهان متنوع از ويژگيهاي اين مكان است.

جنگلهاي شرق جاده شيرگاه به قائم شهر
در منتهي اليه شمالي شهرستان سوادكوه و در ميان روستاهاي چاي باغ، بشل، برنجستانك و پل شاهپور قرار دارد. وجود راههاي دسترسي مناسب، رودخانه و سد انحرافي بر جذابيت هاي آن افزوده و محيط مساعدي را براي جذب گردشگر فراهم ساخته است.

جنگل خي پوست (خي بوس)
در 27 كيلومتري شرق شهر زيرآب قرار داشته و در محدوده اي باطول 13 كيلومتر بخاطر وجود گونه هاي خاصي از درختان شمشاد، بسيار زيبا و مشهور مي باشد.

جنگل كسليان
در 30 كيلومتري شمال شرق شهر زيرآب و در دهستان كسليان واقع گرديده و از كل مسير دسترسي آن، 14 كيلومتر جاده آسفالته و 16 كيلومتر ديگر شني مي باشد. اين منطقه زيبا با دارا بودن دره هاي زيباي جنگلي و رودهاي متعدد داراي چشم اندازهاي بي نظير و ديدني است. برج تاريخي و معروف لاجيم در منتهي اليه اين جنگل قرار دارد.

جنگل دهستان شرق و غرب شيرگاه
در مورد وجه تسميه شهر شيرگاه، عده اي از محققين بر اين عقيده اند كه در روزگاران گذشته در اين ناحيه مبارزه اي بين يك شير و يك گاو در گرفت و بعلت كشته شده شير در اين مبارزه اين منطقه را شيرگاه ناميدند. نامهاي ديگر اين منطقه خارخون و بعد از احداث جاده سراسري، خطه بوده است.

واژه شير در زبان پهلوي گاهي به معني شهريار بكار رفته و در برخي از متون نيز به عنوان پسوند مكان مورد استفاده قرار گرفته و بهمين دليل مي توان گفت كه شيرگاه در سده هاي باستاني محل استقرار شهر ياران بوده است. در زبان بوميان قديم نيز واژه شر بجاي واژه سفيد استفاده مي شد و شيردار يا شردار نام درختي از تيره افرا بوده و شايد به دليل فراواني اين نوع درخت در جنگلهاي اطراف اين ناحيه، را شيردارگاه مي خواندند كه به مرور زمان به شيرگاه بدل گرديده است. در بسياري از نقاط مازندران مانند توسكا چال، انار جاري و كنس خابن، اين نوع نامگذاري رايج بوده است.

جنگلهاي اين نواحي در 4 كيلومتري شهر شيرگاه و در مجاورت روستاهاي كليج خيل، آهنگر كلا، كتي لته، فرامرز كلا، بورخيل و ايواك و مانند ديگر نواحي جنگلها داراي زيبائيهاي طبيعي بكر و زمينه مساعد براي اجراي طرحهاي مختلف و متنو ع توريستي است.

 

جنگل جوارم
محوطه پهناور جوارم در مسير اصلي تهران به شمال كشور، در مقابل روستاي جوارم و 8 كيلومتري شمال شهر زيرآب واقع شده و در ميان جاذبه هاي طبيعي شهرستان سوادكوه، از آماده ترين اماكن براي احداث پارك جنگلي و اجراي طرحهاي گوناگون از جمله احداث استراحتگاه براي زائرين حرم امام هشتم شيعيان به شمار مي رود.

30 الي 40 هكتار از آن توسط سازمان جنگلها و مراتع كشور جهت اجراي طرحهاي مذكور واگذار گرديده و پروژه آن نيز در موافقت نامه طرح ملي آماده سازي، و بهسازي قطب هاي سياحتي ايران منظور شده است. در حال حاضر جنگل جوارم از آب آشاميدني برخوردار بوده كه اين امر بهمراه فضاي بسيار زيباي آن با دهها جاذبه طبيعي و جاده و راه آهن سراسري، عوامل بتيوته هزاران گردشگر را در طول سال فراهم آورده است.

 

نقاط زيبا و جنگلهاي ديگر شهرستان سوادكوه عبارتند از:

جنگل كارمزد و كارسنگ در 30 كيلومتري جنوب شرقي پل سفيد كه علاوه بر جنگلهاي طبيعي، رودخانه دره هاي سرسبز، داراي جنگل مصنوعي بسيار زيبائي است.

جنگل سرخ كلا در 5 كيلومتري شرق زيرآب و جاده اصلي تهران به شمال با جنگل طبيعي و مصنوعي.

جنگل پرو در 15 كيلومتري غرب شهر پل سفيد در مجاورت روستاهاي سيمت و طالع در دهستان راستوپي و روستاهاي ثيلم، پالند و اوات در دهستان ولوپي با درختان كهنسال.

جنگل چم چم در 5 كيلومتري شمال شهر پل سفيد كه داراي امتيازاتي مانند عبور جاده اصلي از كنار آن بهمراه رودخانه و آبشار مي باشد.

جنگل خانقاپي در 25 كيلومتري شهر پل سفيد و در منتهي اليه نواحي جنگلي كه كوه سرخل به آن مشرف بوده و در جهت شرق و شمال شرق به جنگلهاي كله و اساس مرتبط است.

جنگل پل پا در 20 كيلومتري شهر پل سفيدكه مراتع سرسبز در ارتفاعات و بوته زارهاي دامنه شرقي آن بهمراه جنگل بلوط، ون و راش بر زيبائي آنها افزوده آن را به سه قسمت مجزا تقسيم نموده است. اين محوطه از شمال و جنوب به روستاهاي كمر پشت و شورك چال محدود مي گردد.

جنگل كنيج كلا در 5 كيلومتري جنوب شهر زيرآب قرار گرفته و روستاي كنيج در جهت غرب، شمال و جنوب بوسيله اين جنگلهاي زيبا با درختان بلندو كهنسال محصور گرديده است. روستاهاي كلاريجان، كردآباد و كري كلا در مجاورت اين منطقه واقع شده اند.

جنگل سرخ آباد در محلي بنام باغ سرخ آباد، در 20 كيلومتري جنوب شهر پل سفيد و در دامنه هاي ارتفاعات ارفع كوه واقع شده و روستاهاي وسيه سر، سنگ سرك و مالي دره در اطراف آن قرار دارند. اين مكان علاوه براي چشم اندازهاي بديع جنگلي، داراي مراتع سرسبز و آب و هواي بسيار مطبوع در فصل تابستان مي باشد.

جنگل ورسك به طرف عباس آباد در 25 كيلومتري جنوب شهر پل سفيد با پوشش گياهي راش، بلوط و مراتع زيبا و آب گواراي چشمه گت او كه از ويژگيهاي اين مكان مي باشد.

جنگل ورسك به طرف روستاي مار بمرد گرجي خيل در 25 كيلومتري جنوب شهر پل سفيد كه علاوه بر زيبائي هاي جنگلي، بدليل آب و هوا و عبور رودخانه از ميان آن، همواره محل اتراق مسافران و گردشگران مي باشد.

پارك جنگلي آزاد مهر در 7 كيلومتري شمال شهر زيرآب

1

آبگرم لاريجان

 

آب گرم لاريجان
به علت شرايط خاص از لحاظ زمين‌شناسي در دامنه‌هاي البرز به ويژه اطراف قله دماوند، آبهاي معدني با خواص مختلف درماني وجود دارد كه مهمترين آنها در روستاي آبگرم مجموعه‌اي جذاب را پديد آورده است. روستاي ييلاق و خوش‌ آب‌و‌هواي آب‌گرم در دامنه قله دماوند قرار دارد. جاده دسترسي به آن پس از طي 70 كيلومتر در مسير توريستي هراز كه شهر آمل را به تهران متصل مي‌كند در محل گزنك توريستي هراز كه شهر آمل را به تهارن متصل مي‌كند در محل گزنك بخش لاريجان از راه اصلي جدا شده و به سمت غرب در مسير كوهستاني و آسفالته ادامه يافته و پس از عبور از روستاي ييلاقي گزانه به آبگرم مي‌رسد. آبهاي گرم معدني اين روستا با حرارتي در حدود 62 درجه سرشار از مواد گوگردي بوده و به همين دليل براي درمان انواع بيماريهاي پوستي، دردهاي استخوان، مفاصل و روماتيسم مفيد مي‌باشد.

خواص درماني آبگرمها:
شناخت خواص درماني آبهاي گرم و معدني و بهره‌گيري از آنها پيشينه‌اي بسيار كهن دارد، به طوري كه زمان آغاز اين امر به درستي روشن نيست. چنين مي‌نمايد كه ساكنان مناطق پيرامون چشمه‌هاي آبگرم در نتيجة آزمونهاي مكرر به خواص اين آبها پي برده‌اند، اما ظاهراً نخستين پزشكي كه دربارة فوايد و خواص برخي آبهاي معدني رساله نوشته و استفاده از آنها را براي درمان بيماريها تجويز كرده، انتيلوس طبيب يوناني سده 2 م بوده است.
در نوشته‌هاي جغرافيايي و تاريخي قديم به برخي چشمه‌هاي مشهور آبگرم در سرزمينهاي اسلامي و خواص درماني آنها اشاره شده است. ابن فقيه از برخي آبگرمهاي همدان مانند اروند،، لوندان، دارفين، دارنبهان، آب‌آست، عبدالله آباد، آب بزين و آب سامير نام مي‌برد و از اثر درماني آنها بر روي نقرس و بادهاي مزمن سخن مي‌گويد . ابودلف (سدة 4ق/10م) از چشمة آب گرم زراوند نام برده و آن را التيام بخش دملها و زخمهاي بدن و شكستگي استخوان خوانده است. از اين آبگرم شوره‌اي به دست مي‌آمده كه نوعي تَنكار طبيعي بوده و در ذوب و پيوند طلا و نقره و مس و برنج به كار مي‌آمده است . زكرياي قزويني (آثار البلاد، 391) آب اين چشمه را درمان‌بخش جذام و حمدالله مستوفي آن را التيام‌بخش دمل و قرحه خوانده است. در تاريخ قم از يك چشمة آبگرم كهن در جايگاهي به نام سَلم‌‌وَر در روستاي خورهاباد فراهان سخن رفته كه آب آن برطرف كننده برخي بيماريهاي پوستي بوده است.

مقدسي از دو چشمه آبگرم مشهور، يكي به نام «حَمّه»براي درمان بيماريهاي جرب، دمل و برخي دردها، و آب چشمه يونس براي درمان پيسي سودمند شمرده مي‌شده است . طوسي در عجائب المخلوقات از چند چشمة آبگرم به نامهاي «عين المقدسه» در اسكندريه، «عين المَرضي» در جنوب غزنين و «عين الحمّه» بين خرقان و قزوين و اثر آنها در درمان پيسي و جذام و اورام سخن مي‌گويد . همچنين در 3 فرسنگي جنوب شرقي دامغان چشمه‌هايي به نام گرماب وجود داشته و درمان‌بخش جرب و قولنج شمرده مي‌شده است همين منبع از چشمة آبگرمي در فراوز ( ظاهراً فراوه، از آباديهاي خراسان قديم) خبر مي‌دهد كه شست‌ و شو در آن، تب‌نو را درمان مي‌كرده است

1

آبگرم لاويج

 

لاويج يكي از دهستانهاي شهر چمستان نور در استان مازندران مي باشد كه در پاي سلسله جبال البرز قرار دارد و داراي موقعيت پاي كوهي است.در عرض جغرافيايي ۳۶درجه و ۲۵دقيقه شمالي وطول جغرافيايي ۵۲درجه و ۴دقيقه شرقي در ارتفاع ۷۳۹متري از سطح دريا قراردارد.(۱)
اين دهستان متشكل از ۹ روستا ميباشدكه عبارتند از رئيس كلا (مركز دهستان)-ديزينكلا-بهبنك-كرچي- كياكلا-ملاكلا-خطيب كلا-ملا محله-سادات محله .
همه روستا ها در پاي كوهها مستقر ميباشند و دور تا دور دهستان لاويج را حصار بلندي از كوههاي البرز فرا گرفته است كه در بهار و تابستان پوشيده از در ختان انبوه و سرسبز مي شود كه مناظر بديع و دل انگيزي خلق مي كند.اين منطقه از آب و هواي بسيار مطبوع و خنكي در بهار و تابستان برخوردار مي باشد كه به همراه طبيعت و سرسبزي بي نظير مسافران و توريستهاي زيادي را در خود جذب مي كند.
به طوري كه مي توان سوغات لاويج را هواي پاك و سالم و يك شب خوابيدن در دامن طبيعت آن در بهار و تابستان نام برد كه خاطره آن سالها در ذهن مسافران خواهد ماند
وجود آب گرم در اين مكان و طبيعت بي نظير آن علاقه مسافران را به ماندن در اين مكان جلب مي كند و اين خود نقش اقامتگاهها و رستوران ها را در اين مكان بيش از پيش مهم جلوه مي دهد.
در حال حاضر داراي ۳ مسافر خانه در كنار آبگرم ۲ سوئيت و صدها خانه و ويلاهاي اجاره اي مي باشدكه با توجه به خيل عظيم مسافر در بهار و تابستان ظرفيت پذيرايي از همه مهمانان را ندارد و جا دارد تا در اين زمينه بيشتر توجه گردد.
اين ناحيه كوچك به وسعت لاويج داراي نواحي اكوتوريستي بي نظيري مي باشد .از نواحي تفريحي وتوريستي آن مي توان از: ۱.پارك جنگلي كشپل ۲.آبشار حرام او ۳.جاده هاي جنگلي ۴.آبگرم معدني لاويج ۵.سوردار ۶.جنگل اسيونگ ۷.مراتع و چمنزارهاي نومه ۸. چشمه ها و رودخانه هاي پر آب و خروشان ۹.ييلاق زيباي ايزوا ۱۰.منطقه ييلاقي مير خمند و كوههاي پوشيده از انبوه درختان و جنگلهاي وسيع و بكر را نام برد. در ضمن اين منطقه ۳۰ كيلومتر با نوار ساحلي خزر ( با ماشين نيم ساعت تا دريا) فاصله دارد

محافظت در برابر عناصر خشن و نامساعد محيط پيراموني
گرما و سرماي شديد، برف و باران، محافظت در برابر جانوران وحشي و حشرات، همه مواردي هستند كه ساختن خانه و داشتن سرپناه را الزامي ميسازد.
تصوير روبه رو نماي يكي از خانه هاي قديمي منطقه لاويج را نشان مي دهد.اين خانه ها با هنرمندي و معماري خاصي بنا شده اند ودر ساخت آن كليه شرايطي را كه در بالا بر شمرديم رعايت شده است.
اين خانه ها به صورت ساختماني ساده و يكنواخت و مصالح ابتدايي قابل دسترسي در محيط پيراموني، ساخته
مي شود. قطر ديواره اين خانه ها نزديك به يك متر مي باشد
و مثل يك عايق عمل مي كند. به طوري كه در تابستان مانع
ورود گرماي شديد خورشيد به داخل خانه و سرد وخنك شدن آن مي شود.و در زمستان از هدر رفتن انرژي گرمايي به بيرون از ساختمان جلوگيري مي كند. ابزار ها، مصالح و مواد به كار رفته در اين خانه ها از سنگ، چوب و گِل مي باشد.در گذشته بسياري از مصالح خانه هاي روستايي از مواد طبيعي پيرامون تامين مي شد. اما امروزه در كنار به كار گيري مواد و مصالح جديد، الگو برداري و تقليد از بناها و معماري شهري و كاربرد مصالح متنوع غير بومي دربسياري از سكونتگاهاي رواج يافته است.
در تصوير نماي يكي از ساختمان هاي جديد منطقه را مشاهده مي كنيد كه با سبك و معماري جديد ساخته شده و مصالح به كار رفته در آن كلاً غير بومي مي باشد.
اين تغيير و تحول در كالبد سگونتگاهاي روستا هم موجب شكل گيري بافت تازه اي شده است.اين تصويري كه مشاهده مي كنيد از محله هاي قديمي لاويج است. خانه ها در نزديكي همديگر قرار دارند و هيچ حصار و مانعي آنها از هم جدا نمي كند.و نشان دهنده پيوند هاي خويشاوندي و روابط عاطفي در دوره هاي گذشته مي باشد.
ولي امروزه و در محله هاي جديد هر خانه با محدوده خاصي مشخص شده و حصار و دروازه ها، آنها را از هم جدا مي كند.
بر اين اساس، الگوي خانه ها تجلي گاه شيوه هاي زيستي و در نهايت، نيروهاو عوامل موثر محيطي، اجتماعي و اقتصادي در شكل بخشي به آنها است.
بدين ترتيب از طريق بررسي ويژگي هاي خانه هاي روستايي مي توان به روابط اقتصادي و همچنين به ارزش هاي فرهنگي و آداب و سنن زمان بر پايي آن ها و نيز شناسايي مراحل بعدي رشد و گسترش آن ها كه معمولاً در روند دگر گوني هاي زمان قابل پيگيري هستند ، راه يافت. و نقش انسان را در تغيير چشم اندازهاي جغرافيايي به خوبي مشاهده كرد.
معرفي آبشار حرام او


استان مازندران به دليل شيبهاي تند رشته كوههاي البرز كه سرچشمه رودهاي فراواني است، آبشارهاي كوچك و بزرگي دارد كه از نواحي مختلف آن سرازير مي شود و عمدتاً در نواحي مركزي اين رشته كوهها قرار دارد. برخي از آنها بلند و پر آب و برخي ديگر كوتاه و كم آب اند. هر كدام از اين آبشارهاي كوچك و بزرگ به عنوان يك عنصر متمايز طبيعي- توريستي به شمار مي آيند وداراي قابليتهاي فوق العاده بهره برداري براي جذب جهانگردان ايراني و خارجي است.
آبشار حرام او با مقدار فراوان آب كه از دل زمين به بيرون مي ريزد در مسير جاده چمستان به لاويج قرار دارد و داراي آب خنك و گوارايي است و هميشه پذيراي جهانگردان زيادي در مسير جاده مي باشد و داراي عناصر فضايي كوه و جنگل مي باشد.
آين آبشار داراي امكانات پذيرايي و تفرجگاهي بسيار زيبايي براي مهمانان عزيز مي باشد.
در مورد وجه تسمبه آن(به طور شفاهي ) چنين نقل مي شود كه اين آب به حرم او معروف است چون اين آب از ارتفاعات سوردار و از پايين دست حرم امام زاده اي كه درآنجا دفن است به پايين سرازير مي شود و (او)
در زبان طبري به معني آب مي باشد و با تركيب ابن دو معني آبي كه از حرم مي آيد رامي دهد. اين لفظ به مرور زمان به حرام او تغيير يافته است

--------------------------------------------------------------------------------

به لاويج سفر كنيد و در جنگل هاي آن گم شويد.

 

يكي از جلوه هاي جذاب طبيعت لاويج، جنگل هاي انبوه و متراكم آن تا ارتفاع ۲۵۰۰متري از سطح دريا و به خصوص درختان راش آن كه يادگاري از دوره هاي گذشته جنگل هاي هيركاني در ميليونها سال قبل است مي باشد.
مسافران از اين موهبت الهي كمتر استفاده كرده و به جنگل هاي حاشيه جاده ها،بيشه زارها و آبگرم معدني لاويج اكتفا مي كنند و اين چشم انداز بي نظير طبيعي را كه از با شكوه ترين صحنه هاي طبيعت لاويج را به نمايش گذاشته بهره چنداني نمي برند. واين درحالي است كه خاطره سفر از اين جنگل ها هرگز فراموش نخواهد شد،و مسافرت از طريق اين جنگل هاي طولاني براي هر نوع توريست تجربه اي جالب و به ياد ماندني دارد.در اينجا براي يك لحظه زمان در مقابل چشمانت متوقف مي شود،چشم ها خيره مي ماند و پاها از حركت باز مي ايستد و فقط به يك چيز مي نگري و آن قدرت آن نقاش چيره دستي ، كه اينگونه چشم انداز

زيبايي را بر بوم اين كره خاكي به تصوير كشيده است. اينجا مرز ماندن و رفتن است و پرواز كردن بر اوج آسمان،يا گم شدن درپهنه سرسبز درختان.
جنگل هاي لاويج از تنوع زياد گونه هاي گياهي و دختان گوناگون برخوردار است ودر هر ناحيه آن چشمه ساراني از دل زمين به بيرون مي جوشد ودر هر فصلي از سال از ميوه ها ي وحشي و جنگلي خاصي برخوردار است. بهار با شكوفه هاي سفيد،تابستان يكسره سبز و پاييز هزار رنگ آن از جاذبه هاي جالب و طبيعي آن به شمار مي رود.
و جالب ترين و ديدني ترين چشم انداز آن در دل جنگل هاست، جايي كه جز صداي طبيعت چيزي به گوش نمي رسد،صداي پاي حيوانات،فرياد هاي پرندگان،ناله و شيون باد،و سكوت و تنهايي غم انگيز جنگل،خروش رودخانه ها كه موسيقي دل نشيني را به صدا در مي آورد و به انسان آرامش خاصي مي دهد.بايد به داخل جنگل لاويج رفت تا اين منظره ها را از نزديك ديد.به قول شاعر"شنيدن كي بود مانند ديدن" پس به لاويج سفر كنيد تا در جنگل هاي آن گم شويد.
معرفي سوغاتي هاي لاويج


هر ناحيه يا مكاني داراي آب و هوا و همچنين محيط جغرافيايي ويژه اي ميباشد كه فرهنگ مردمان آن ناحيه در طول قرن ها در تقابل و ارتباط باآن شكل ميگيرد و به صورت آداب و رسوم،اعتقادات و باورها جلوه ميكند.وحتي در نوع خوراك و پوشاك و مسكن انسان نيز بدون تاثير نيست.لاويج هم از اين قاعده مستثني نيست،رويش گياهان و شكوفه هاي درختان در فصل بهار و تابستان همراه با عطر گلهاي وحشي و گياهان معطر وخوشبو و چمنزارهاي انبوه از گلهاي بهاري اين منطقه را براي پرورش زنبور عسل و زنبورداري مساعد ساخته به طوري كه عسل لاويج با عطر و طعم طبيعي از سوغات اصلي لاويج مي باشد.

 

از ديگر سوغاتي هاي لاويج با توجه به محصور بودن منطقه به وسيله جنگل و درختان انبوه صنايع دستي چوبي است. كه در گذشته ها ي نه چندان دور از ابزارهاي مهم زندگي مردمان منطقه به شمار مي رفت. ولي امروزه بيشتر جنبه زينتي گرفته است. به طوري كه اين صنايع دستي زينت بخش مغازه ها و فروشگاههاي صنايع دستي منطقه و شهرهاي مجاور را تشكيل مي دهد.
از آنجايي كه اين منطقه از پوشش گياهي كافي و آب فراوان برخوردار است دامداري نيز به عنوان شغل ها ي جنبي مردمان لاويج ميباشد. وماست،شير،پنير،دوغ و كره محلي لاويج هم از شهرت و اعتبار خاصي در ميان مسافران و توريستها برخوردار است.
از همه اينها كه بگذريم آب و هواي خنك و مطبوع آن در فصل بهار و تابستان كه پوشش انبوه گياهان و درختان در تعديل آن نقش دارند بهترين و به ياد ماندني ترين سوغات لاويج را به وجود آورده است.شاهد اين مدعا توريست ها و مسافراني هستند كه بعد از ديدن مناظر طبيعي آن اقدام به خريد زمين،وساخت ويلا و شهركهاي زيادي در منطقه كرده اند تادر ايام تعطيلات و تابستان در پناه طبيعت زيبا و آب و هواي پاك و سالم آن چند روزي را به دور از هياهوي زندگي شهري به سر برند.
آبگرم لاويج


همانطور كه مي دانيد در دامنه هاي مركزي رشته كوههاي البرز و قله هاي اتشفشاني خاموش دماوند كه مرحله گوگرد زدايي را طي مي كند شمار زيادي چشمه هاي ابگرم وجود دارد كه در كانونهاي مختلف ان مي جوشد.چشمه هاي مذكور كه حاصل برهمكنشهاي درون رشته كوههاي مركزي البرز است.داراي تركيبات و خواصي است كه در رفع برخي از بيمارييهاي مفصلي استخواني و پوستي نقش مو ثر درماني داشته و مورد استفاده قرار مي گيرد.
ابگرم لاويج نيز در دامنه هاي كوههاي قسمت شرقي لاويج از دل زمين به بيرون مي جوشد. اين اب گرم داراي املاح معدني وگوگرد هاي فراواني ميباشد كه براي امراض پوستي ودردهاي مفاصل كمردرد پادرد و مهمتر از همه براي تمدد اعصاب بسيار
مفيد ميباشد.شاهد اين گفتار خيل عظيم مردم ومسافر از اقصاء نقاط كشور مي باشدكه به اين منطقه هجوم مي اورند.از اب گرمهاي معروف ان ابگرم لاويج "بيبنو"شفا و فيل سنگي را نام برد كه هر كدام از انها داراي خواص مخصوص به خود مي باشد.ابگرمها داراي امكانات قابل قبول و بهداشتي مثل دوش"استخر و وان ميباشد.

1

مجموعه تاريخي ، فرهنگي ، طبيعي و گردشگري عباس آباد بهشهر

 

به فاصله 9 كيلومتري جنوب شرقي شهر بهشهر بعد از روستاي علي تپه در دامنه رشته كوههاي جهانمورا از سلسله جبال البرز در ميان جنگلي انبوه ، مجموعه تاريخي عباس آباد واقع گرديده است .
مجموعه مذكور يكي از بي بديل و بي نظيرترين مجموعه هاي تاريخي ، طبيعي و گردشگري كشور بوده كه در سال 1020 تا 1021 هجري قمري بدستور شاه عباس اول و بدست هنرمندان ، معماران و مهندسان ايراني عصر صفوي ساخته شده است .
مجموعه تاريخي - فرهنگي عباس آباد شامل : باغ مطبق ( پلكاني ) ، چهارباغ ( ايستگاه توزيع آب ) ، سد ، چهارطاقي مركز مخزن سد ، آسياب آبي ، محل كاخ ، جاده هاي سنگفرش و عرصه جنگلي طبيعي مي باشد .كه توسط هنرمندان ايراني در 530 هكتار در اراضي و عرصه جنگلي در دوره صفويه طراحي گرديده است .
باغ مطبق (پلكاني ) :
باغ عباس آباد بهشهر تنها باغ ايراني است كه داراي پلكان دو طرفه ( قرينه ) مي باشد . بدين معنا كه آب پس از ورود به سكوي مركزي به سمت دو سكوي شمالي و جنوبي بصورت پلكاني حركت مي كند در حاليكه در باغهاي ديگر ايراني مثل ماهان كرمان ، باغ شاه بهشهر ، باغ فين كاشان و .......... كه آب از يك سمت وارد و از سمت ديگر خارج مي گردد .

1

مجموعه تاريخي عباس آباد بهشهر

مجموعه تاريخي عباس آباد بهشهر

به فاصله 9 كيلومتري جنوب شرقي بهشهر بعد از روستاي علي تپه ( التپه ) مجموعه تاريخي عباس آبادبهشهر واقع گرديده است.
مجموعه مذكور شامل باغ مطبق، حمام، دو برج آجري، مسير آبرساني، جاده هاي سنگفرش، آسياب آبي، محوطه گلباغ
( ايستگاه توزيع آب، محل احتمالي كاخ، مراكز صنعتي، سد و بناي مخزن سد مي باشد كه به سال 1030 تا 1021 هجري قمري به دستور شاه عباس كبير) اول ) و به دست هنرمندان و معماران ايراني عصر صفوي احداث گرديده است.
« باغ »
وسعت تقريبي باغ 15 هكتار و به صورت پلكاني و مشرف بر آب و چشم اندازهاي آن احداث گرديده است.
بعد از پر شدن حوضها، سر ريز آب از طريق كانالهاي روباز و همچنين لوله هاي سفالي وارد طبقات پائين دست مي شده است. وجود سطوح شيبدار و همچنين بكارگيري لوله هاي سفال در امر آبرساني باغ علاوه بر زيبايي و ايجاد صداي موسيقي آب سببب آرامش افراد ساكن در باغ مي شده است.
« حمام »

بناي حمام با وسعت 160 متر مربع در ضلع غربي باغ و متصل به آن احداث گرديده است.
بناي مذكور داراي بخشهاي سربينه، مياندر، گرمخانه، خزانه، آبسرد و آبگرم مي باشد.

دو برج آجري

حد فاصل باغ و محوطه گلباغ دو برج آجري با قطر 7 متر و با ارتفاع 14 متر ــــ با مصالح آجر و ملات ساروج احداث گرديده اسيت، احتمالاً دو بناي مذكور داراي كاربرد فشار شكني آب فرادست را بوده است.

« مسير آبرساني »
به مسير لوله سفال كه آب فرادست را به حوض مركزي باغ هدايت مي نمايد مسير آبرساني اطلاق مي گردد مسير لوله توسط ديوار آجري محافظت مي گردد.

« جاده هاي سنگفرش »
بناي آسياب آبي به فاصله تقريبي 5/1 كيلومتري جنوب باغ تاريخي در ميان دو دره پر آب با وسعت تقريبي 3هزار متر مربع و با مصالح آجر، سنگ و ملات ساروج احداث گرديده است.

« محوطه گلباغ »
به فاصله 600 متري باغ جنوب شرقي باغ محوطه گلباغ با وسعت 300 متر مربع موجود است. اختلاف ارتفاع محوطه مذكور نسبت به باغ 10 بوده و آب فرادست بعد از آرامش و تصفيه اوليه در محوطه مذكور از طريق لوله سفالي به سمت باغ به حركت در مي آمده است.
« محل احتمالي كاخ »
به فاصله 5/1 كيلومتري شمال باغ تاريخي بر بلندا و پيش آمدگي كوهي مشرف بر دشت بهشهر و خليج ميانكاله محل احتمالي كاخ پادشاهان صفويه شناسايي گرديده است. راه ارتباطي باغ تا كاخ به وسيله يك جاده سنگفرش امكان پذير مي با شد.

« سد »
از بناي بر جاي مانده دوره صفويه در عباس آباد سد مي باشد.
طول بنا 100 متر- ارتفاع آن 20 متر و عرض آن در قسمت پي 20 متر و قسمت تاج عرض آن به 8 متر مي رسد و قريب به 600 هزار متر مكعب را نگهداري مي نمايد.

« بناي چهار طاق مخزن سد »
بناي فوق از 8 جرز در پيرامون و يك جرز مشبك در مركز با ابعاد تقريبي 4×3 متر شكل گرفته است و داراي دو كاربري علمي و فني در سد سازي و همچنين تفريحي بوده است

1

قلعه كنگلو

 

دركيلومتر 10 جاده دوآب - ورسكِ سوادكوه مازندران ودرسمت چپ ،جاده اي است فرعي به طول 14 كيلومتر كه از روستاي بالا دوآب و از پاي طاق عظيم اسپهبد خورشيد آخرين بازمانده شاهان ساساني آغاز و درميانه مسير پس از گذشتن از كنار بقاياي راهي باستاني درسينه كوه ، به دوراهي روستاي چاشم - كنگلو منتهي مي شود .مسيري در محدوده كوهستاني سواد كوه ودر غرب جبال قارن كه از آن در منابع با نام پادوسبان يا فادوسبان نام برده مي شود. قسمتهاي اوليه جاده آسفالته و باقي آن خاكي است . در ادامه راه ودرسمت چپ ،با عبورازپل سيماني جديد الاحداث راه پرپيچ و خم وكوهستاني روستاي كنگلو منشعب مي شود كه طول آن 16 كيلومتراست .درفاصله حدود هزارو پانصد متري جنوب غربي اين روستاي مُحدَث كه بيش از 150 سال قدمت ندارد ودرارتفاعي پايين تر از آن، قلعه اي باصلابت از دوره ساساني در سه طبقه با پلاني بيضي شكل و دو ديوار منتهي به برج در جناحين آن ،برجاي مانده است كه گويي همچون عقابي است سرخ گون با بالهاي گسترده ،از آشيان خود محافظت مي كند .
مسير يادشده يكي از محور هاي با ارزش باستاني است كه در برگيرنده آثار ي از دوران پيش از اسلام و اوائل دوره اسلامي مي باشد. دركنار دست جاده مطروحه در بالا و نيز در بستردره زيباي سرتنگه كه در مسير روستاهاي كنگلو وآريم قرار دارد، مي توان شواهدگورستانهايي از عصر آهن III و شواهدي از دوره ساساني را مشاهده كرد. روستاي آريم آخرين روستا در مسيركنگلواست كه راهي صعب العبور ومالرو به سمت چاشم، هيكو و دودانگه ساري دارد .
اگر چه از روستاي جديد الاحداث كنگلو درمنابع ومتون تاريخي نامي به ميان نيامده است،اما دانسته هاي ما درباب روستاي آريم كه به احتمال بسيار زياد همين موقعيت جغرافيايي حوزه مورد بحث ماست ،گوياي توجه حاكمان دوره ساساني به منطقه بوده است. قولي كه از بِلاذُري مانده مبين اين مطلب است كه منطقه كوهستاني پادوسـپانان، در دوره ساساني، پوشيده از روستا بوده و دهكده ارم مركز ايالت و محل استقرار فرماندار ، در فاصله يك روزه از ساري قرار داشته است . لِستِرنج مي نويسد، ارم خواست با محله هاي پايين وبالاي آن كه ابن فقيه و ياقوت از آن ياد كرده اند بايستي در اين منطقه واقع شده باشد . (چگيني ، 1366 ص 28 )
در كتاب تاريخ طبرستان ابن اسفنديار موَلَف به سال 613 هـ.ق در باب سفرعائله اسپهبد خورشيد به طاق يا محل اختفاي خانواده اسپهبد، از نام ‹‹ ارم ›› سخن به ميان مي آيد او مي نويسد‹‹ ... اصفهبد خورشيد جمله اعزه واولاد وحرم را با ديگرمتعلقان كه ازخواص وبطانه و معتمدان او بودندبا خزانه بالاي دربند كولا، براه آرم طاقي است كه اين ساعت آنراعايشه گرگيلي دز ميگويند ...›› ( ابن اسفنديار ، 1366ص 176)
ياقوت حَمَوي در معجم البلدان از‌‌‌‌شهركي نام مي برد كه نزديك شهر ساري است او مي نويسد:‹‹ آروم بر وزن آفعُل شهركي نزديك ساريه مازندران است›› .هم او در ادامه آورده است:‹‹ اُرَم بر وزن جُرَد وبرخي حرف دوم را ساكن روايت كنند .نام شهري نزديك ساريه ‌‌‍[= ساري] از بخشهاي طبرستان است... استخري گويد: كوهستان قاذوسيان از سرزمين ديلم است و رهبر ايشان در ديهي مي زيد كه ‌‌‹‹ اُرَم›› ناميده مي شود...از آنجا تا ساريه يك مرحله ‌[مسافتي كه مسافر در يك روز راه طي كند( فرهنگ معين، ذيل واژه ) ] راه است››.(چگيني ، 1366 ص 28 ) شايان ذكر است كه ستيغ كوه خِرو نِرو كه روستاي كنگلو و آريم در دامنه جنوبي آن بنا گرديده اند در روزهاي آفتابي در جنوب ساري به خوبي نمايان است.
نتايج عمليات گمانه زني مسير دست يابي به قلعه كنگلو كه به سر پرستي اينجانب در بهار سال جاري انجام پذيرفت اطلاعات ارزشمندي را در باب دوره ساساني ارائه نمود ودانسته هاي ما را در ارتباط با سنت تدفين اين دوره كاملتر كرد.مي دانيم كه قبورساده متعلق به زمان ساسانيان به تعداد بسيار معدودي كشف شده است . در‹‹ تل مليان›› گوري ساساني بدست آمدكه در گزارش مربوط به اهميت آن چنين اشاره شده است: ‹‹...كشف قبور ساساني اتفاقي مهم است. اينگونه قبور به دليل ممنوع بودن دفن اجساد در دين زردشتي بسيار نادرند...›› زيرا بنا برتعليمات اوســتا مردگان ناپاكنـد و به منظور نيالودن آب و خاك آنانرا بايد در قبور صخره اي ، حفره ها و طاقچه ها دفن نمود.بنابراين در زمان ساسانيان جسد مردگان را اكثراً براي تجزيه وتلاشي به حيوانات و پرندگان وحشي وا مي گذاشتند وسپس استخوانهاي باقي مانده را در طاقچه ها يافرورفتگي هايي به نام استودان دفن مي كردند.
به نظر نگارنده ،كشف تدفيني به شكل جنيني كه تداوم سنتي به شيوه قديمي تر را تداعي مي كند شايد مهر تأئيدي بر تاكيد شاهان مستقل خطه شمالي ايران بر سنت هاي پيشين باشد. دين زرتشتي كه مذهب رسمي در دوره ساساني است هيچ گاه يك دست و يكپارچه نبوده و با تنوع مراسم مذهبي همراه مي شد و وضع هر ايالت با ايالت ديگر نيز متفاوت بوده است . در كتاب " نامه تنسر" آمده است كه ‌شاه گيلان و مازندران كه نسبت به اردشير استقلال داشت، او را متهم به بدعت و ارتداد و نوآوري در سنت (راست كيشي زرتشتي) مي كند .به عبارت ديگر، ديني را كه اردشير براي ايجاد وحدت ملي و مذهبي به عنوان دين رسمي شاهنشاهي ايران اعلام كرده بود ، ظاهراً ‌از سوي همگان پذيرفته نشد و انحراف از سنت زرتشتي و نوعي بدعت تلقي مي شد.
روحانيت زرتشتي در دوره ساساني برخي رفتارها و عادات مانند از بركردن يشت ها و هاوخت ها و آبان يشت ها و وي ديوداد ها به مانند هيربدان ، اعتراف به گناهان وتوبه كردن در پيشگاه موبد ، قرار دادن اجساد مردگان در معرض سگان ولاشخوران و سپس قرار دادن آنها درون دخمه و غيره را بر مردم تحميل مي كرد كه ظاهراً خوش آيند توده مردم نبوده است وآنان دركنار كيش اورمزد، نظر به اهميت ايزدان مورد پرستش خود با ساخت پرستشگاه يا انجام سنتهايي تاكيد مي ورزيده اند. پرستش ايزداني چون ناهيد ، مهر (ميترا)‌ كه براي مردم هر منطقه نقش مهمي را ايفا مي كرد ند. حفر گمانه هاي سابق الذكر و بررسي دقيق سطحي ،همچنين به شناسايي بقاياي استقراري متعلق به دوره ساساني در وسعتي حدود 12هزار متر مربع در حد فاصل جنوب غربي روستاي كنگلو و شمال قلعه انجاميدكه ضمن روشن نمودن سمت وسوي مطـالعات وپژوهش هاي آينده در منطقه ، منجر به ادامه فعاليت هاي باستان شناسي در قالب حفاري علمي در بناي قلعه نيز گرديده است . بر اين اساس، طرح پيشنهاد كاوش قلعه ، منضم به شرح اهدافي كه در بر گيرنده موضوعات مختلف از قبيل معرفي سازه و معماري قلعه مورد نظر ، معرفي معماري دوره ساساني ، بيان كاربري بنا ازديدگاه نظامي يا مذهبي ، مقايسه و تعيين قدمت بنا ، دوره بندي ، كالبد شكافي سازه و مستند سازي عمليات كاوش بوده است ؛به پژوهشكده محترم باستان شناسي سازمان تقديم گرديد كه در نهايت ، مجوز كاوش قلعه كنگلو با شماره 6407-251 درمورخ 19/7/85 از سوي رياست محترم پژوهشكده باستان شناسي صادر و عمليات كاوش آن در هوايي بسيار سرد و برفي ، ازتاريخ 17/8/85 آغاز و تا تاريخ 16/10 /85 به مدت 60 شبانه روز بطول انجاميد.
چنانكه گفته شد، قلعه كنگلو در سه طبقه احداث شده بود اما با توجه به از بين رفتن بخش اعظمي از معماري طبقه سوم ،به ناچار،كاركاوش در فضاهاي طبقه دوم آن به روش ارگانيك آغاز شد. در اين طبقه سه فضا ،يكي در وسط به شكل مربع مستطيل و دو ديگر به شكل تقريباً نيمدايره در دو طرف آن وجود دارد . حفاري طبقه دوم تا روي كفي از جنس ملاط گچ كه در نتيجه پر شدن طبقه اول با لاشه سنگ وملاط گچ صورت پذيرفته است ، منحصر گرديد .
 

در ادامه كار ،در ضلع غربي حصار يا ديوار خارجي قلعه سه فضا ي ديگركه به صورت پلكاني بنا شده اند كاوش و كشف گرديد. با كمي بررسي و دقت بيشتر، قرينه ساختار هاي اخير در ضلع شرقي قلعه نيز شناسايي شد كه البته كاوش آنها به فصل بعد موكول گرديد. هر چند به دليل تخريبات طبيعي در سطح اين فضاهاي مربع مستطيل شكل،نشانه اي از كف سازي مشاهده نگرديد اما احتمالاً از آنها، در نتيجه پركردن با خاك درآخرين مرحله از ساخت وساز وگسترش قلعه، به عنوان تراسهايي پلكاني شكل استفاده شده است . در ادامه كاوش سه فضاي ياد شده مشخص گرديد كه ديواره هاي محدود كننده آنها داراي ملات اندود گچ است و در بخشهايي ، اندود آنها بر روي كف و بستر طبيعي قلعه كه از جنس صخره مي باشد امتداد مي يابد.اين نوع معماري، با كمي احتياط ، ذهن را به سمت فضاهايي در ارتباط با نگهداري ، انتقال آب و احياناً پرستشگاه ايزد بانوي آب ،آناهيتا ، هدايت ميكندكه البته اثبات آن نياز به كاوش هاي بيشتر خصوصاً درطبقه اول قلعه و دست يابي به شواهد متقن در ارتباط با سيستم آبرساني دارد. از اندود ديوارها و كف مجموعه سا ختارهاي قلعه نمونه برداري گرديد تا ضمن شناخت تركيبات آن وساخت ملاتي مناسب جهت مرمت بنا،از نوع كاربرد خصوصاً فضاهاي پلكاني شكل مطلع شد. اين اندودها چنانكه در نتيجه مطالعات آزمايشگاهي و آناليز كمي كيفي مواد تشكيل دهنده، از نوع ضد آب باشند، امكان انتساب فضاهاي مرتبط با آن به حوض و محل ذخيره آب فراهم مي آيد.
با كشف عناصر معماري ،شامل ديوارهاي جدا كننده ، طاق و قوس ، پنجره ، طاقچه ، وروديها، وفضاهاي پلكاني، مستند سازي آنها در محل با الصاق شماره هاي لوكوس يا ساختار وشناسه هاي عمق و لايه انجام و سپس اطلاعات كامل و شناسنامه هر يك از عناصِر پس از برداشت هاي فني ، مرقوم شد و در اين گزارش منضم به معرفي منطقه مورد پژوهش شامل موقعيت جغرافيايي، تاريخچه مازندران و سوادكوه ، وجه تسميه ،مجمل تاريخ ساساني، مازندران در زمان ساسانيان ، دين در دوره ساساني ، شيوه معماري ساساني، مبحث مقايسه، معرفي و شرح سفال ، مبحث احتمال كاربري بنا از ديدگاه مذهبي، فرمهاي مختلف مستند سازي عناصر معماري ، لايه نگاري، پلانها ،نما و برشهاي مختلف،سه بعدي اثر،طرح هاي فني وعكس از سفالينه ها و تصاويرمعماري ارائه گرديد. با اين اقدامات ، زمينه و مقدمات تهيه طرح مرمت بنا ، آناليز كمي و كيفي مصالح شامل شناسايي تركيبات اندود وملات و نيز آبرساني جهت اقدامات مرمتي فراهم آمدكه بخشهايي از آن در حال انجام است.

1
X